The first 200 lines.
- سلام پسر - سلام پسر
-برام قهوه آوردی؟ - آره
فکر میکنم آخرین باری که برام قهوه آوردی،
توی واحد با همدیگه داشتیم رانندگی میکردیم
خب، برگشتن به چیزهای اصلی خوبه
آره مگه نه؟
نمیدونستم که هیچ کدوممون، دلش واسه ی قهوه ی سوخته ات تنگ بشه!
چه خبره، "ال"؟
"تری" از واحد مبارزه با مواد مخدر دیشب بهم زنگ زد
اتهام حمل مواد "روبن گیلبرت" برداشته شد
پس...
نقشه ام جواب نداد
"وودز" داره ازش مراقبت میکنه
میخواد مطمئن باشه که اون میتونه بر علیه من شهادت بده
خیلی خب.
اگه "امور داخلی" در خونه ی من پیداش بشه...
... و یک حکم بازداشت - "ال" من نمیزارم...
نمیزارم به اونجاها بکشه
چرا میزاری
برای صلاح جفتمون هم که شده میزاری
"هنک" ما میزاریم این اتفاق بیوفته
بخاطر اینکه آخرش اونا به اندازه ی کافی چیزی در اختیار ندارند
پس میزاریم این جریانات سر من خراب شه
من میرم سراغش. با جهنم دست و پنجه نرم میکنم
و جفتمون این موضوع رو پشت سر میزاریم
این تنها راهی هستش که جفتمون ازش نجات پیدا میکنیم
باشه؟
رییس
خیلی خب، رابط من در دفتر دادستان ایالتی...
...تا امروز عصر توی دادگاه هستش
و به محض اینکه اون بیاد بیرون، من همه ی جواب ها پیدا میکنم
اگه اون حرکتی بکنه، رابط من میفهمه
ببین من به چیزی بیشتر از یک تصدیق و تایید نیاز دارم
اگه بخوام توی این قضیه جلو بیوفتم به جزییات نیاز دارم خیلی خب؟
دریافت شد، آره!
خیلی خب، هیچ کس نباید بفهمه که اینا ربطی به من داره
- نه، البته - هنک
-بله؟ - یه دختر جوان همین الان اینجا بود
دنبالت میگشت گفتش که اسمش "هانا" است
- "هانا"؟ - آره، سعی کردم که همین اطراف...
...نگهش دارم، تا به تو زنگ بزنم ولی اون گفتش که نمیتونه بمونه
از اینجا رفت بیرون و این رو واسه تو گذاشت
- ممنونم - خواهش میکنم
ردیفی، رییس؟
آره
بیا بریم یه دوری بزنیم
"هانا کیتس"، هیچ سابقه ای نداره
آخرین آدرس شناخته شده اش واسه چند سال قبل ـه
یک آپارتمان توی خیابان "وست کلیرینگ" این خودشه...؟
- آره - اون الان 18 سالش هست
این یه بچه است که کارتت رو بهش دادی؟
نه فقط یه بچه است که باهاش ملاقات کردم
منظورم اینه که خیلی وقت پیش
در چیز خاصی دست داره؟
نه، هیچوقت نبوده
خیلی خب، اینجا همون مکانه
من میرم داخل، تو بیرون باش
اگه اونجا نبود، موقعیتش رو میدم (کد 20 پلیس که برای موقعیت مظنون است)
-بعدش تمومش میکنیم -به نظر خوب میاد، رییس
سلام
آدام، توی دید دارمش. سر جات وایسو
-دریافت شد - هانا؟
سلام
بیا اینجا، بشین
مطمئنی که قهوه نمیخوای؟
- آره - صبحانه؟
- اینجا تخم مرغ های خوبی داره - نه نمیتونم
چیزی نمیخوام. ممنونم
چه خبره؟
فقط داشتم با خودم فکر میکردم که
چه اتفاقی میوفته اگه...
... اگه من به کمک نیاز داشته باشم
خوب اونموقع من بهت کمک میکنم
گوش کن، متاسفم
منظورم اینه که، خیلی وقته که من...
مشکلی نیست
تو هیچوقت بخاطر چیزی مدیون من نبودی
عمه ام بهم گفت که چه اتفاقی افتاد
برای پسرت
متاسفم
این واقعه باید داغونت کرده باشه
هی
هر اتفاقی که واست افتاده...
... ما میتونیم از پسش بر بیایم
بهت کمک میکنم
فکر میکنم بتونم چند تا تخم مرغ بخورم
باشه، خوبه، بیا این کار رو بکنیم، باشه؟
هی...
فقط قبلش باید برم سمت دستشویی
- و بعدش میشه سفارش بدیم؟ - البته
-خوبه -خوبه
-فهرست غذا؟ - بله
ببخشید
"روز" اون بیرون قشنگ حواست رو جمع کن
باشه، من اینجام
- همه چی خوبه؟ - نه اون پیچوند
خیلی خب، چشم هات رو باز نگه دار
سویشرت کلاه دار خاکستری، شلوار لی آبی
پیداش کردم
توی کوچه داره به سمت شرق میره
"هانا"! هی!
هی!
واحد اضطراری 5021، ما در تعقیب...
...یک تویوتا لندکروز نقره ای رنگ هستیم
آخرین بار در حال حرکت به سمت جنوب خیابان "نوبل" و هابارد" دیده شدند
با سرعت بالایی در حال حرکت هستند
بخشی از پلاک : 842
متخلفین در حال تعقیب برای احتمال آدم ربایی همراه با خشونت هستند
یک مرد، اسپانیایی، مسلح راننده ی سفید پوست مرد
رییس، اینجا چه خبره؟
دریافت شد، واحد 5021
گروهبان، ما برای اون پلاک جزیی 112 مورد پیدا کردیم
در حال بررسی بین اونها هستیم و دنبال...
...یک مورد که برای یک "لندکروز" باشه میگردیم
"هیلی" دسترسی به دوربین های ترافیکی داره
هیچ خبری از "هانا" نداریم
حالا، اون یک گوشی به اسم خودش نداره
که بتونم پینگ اضطراری ازش بگیرم... (موقعیت یابی از طریق پینگ گوشی)
"کیم" لندکروز نقره ای قدیمی...
... که بخشی از پلاکش :842 بود از جلوی یک دوربین ترافیکی ...
شش دقیقه ی قبل از تقاطع خیابان "شانزدهم" و خیابان "استیت" عبور کرد
"هیلی" اونها رو پیدا نکردیم آیا کنترل هوایی...
- اونها رو در حال عبور از خیابان شانزدهم دیده؟ - الان بررسی میکنم
پشت سر پشت سر پشت سر
واحد 5021، در تقاطع خیابان 16 و "استیت" شلیک گلوله داشتیم
در جریان باشید: ماموران با لباس مبدل در حال واکنش نشان دادن هستند
دریافت شد، واحد "5021"
واحد 5021، اون گلوله ها داره از...
...از جنوب بلوک 1600 از اتحادیه ی "صندوق وام دهی شلیر شمالی" شلیک میشه
قفل ـه
برو
-"روزک" حالت خوبه؟ - من خوبم، پایین بمون
10-1، 10-1 در حال شلیک شدن به سمت پلیس هستند
ما یک مورد سرقت واقعی در حال شکل گیری
در اتحادیه ی "صندوق وام دهی شلیر شمالی" داریم
اسلحه!
برو!
5021 هستم، "لندکروز" در حال فرار به سمت جنوب خیابان 18هم است
یانگ ، دیوید، هنری، 842
خیلی خب، فقط آروم بمون
درست همونجا رو فشار بده، خیلی خب؟
حاضری؟ این درد داره
یه آمبولانس برام بیارید خیابان جنوبی "استیت" 1656
دریافت شد
"هیلی" اینجا واحد آدم کشی در دزدی مشغول میشند؟
نه، خودمون میگیریمش. "ویت" و "روزک" ...
...وقتی که این جریانات پیش اومد اینجا بودند دقیقا بعد از...
...یک آدم ربایی اتفاق افتاد
خیلی خب، "هانا کیتس" ، اون 18 سالشه
امروز صبح کارت من رو با یک یادداشت روی میز جلویی گذاشت
ازم کمک میخواست، باهاش ملاقات کردم اون پیچوند
و درست بیرون کافی شاپ دزدیده شد
توسط غریبه ها دزدیده شد؟
احساس کردم که میشناختشون
خب، "هانا" در زمان سرقت کجا بود؟
به صندلی عقب ماشین بسته شده بود
یا اینکه یه جای دیگری پیاده اش کرده بودند
ما نزدیک به 12 دقیقه اون ماشین رو گم کردیم
اون کارمنده توی راه بیمارستان هستش
گلوله استخوان ران پاش رو بریده بود، پس...
شاهدین میگند که این اتفاقات سریع اتفاق افتاد
اتحادیه ی وام دهی باز شد، مهاجمین به داخل حمله ور شدند
با این وجود هیچ کس اشاره ای به یک دختر جوان نکرد، رییس.
خیلی خب، هیلی، برو داخل صحنه ی جرم
و بیاید با "اف بی آی" صحبت کنیم و ببینیم که
این با هیچ سرقت دیگری هماهنگی الگویی داره یا نه
"آنتونیو"، هانا رو برای من پیدا کن
عمه اش "ان کیتس" هست
اون قیّم قانونی اون هستش ولی آخرین آدرس شناخته شده اش...
...که توی پرونده هست، خالی ـه
پیداش میکنم
رابط من در دفتر دادستان ایالتی از دادگاه بیرون اومده
میتونم فعلا دست نگه دارم
نه، همین الان برو
هر چی شما بخواید
اوه، پسر
هی، منظور "ویت" از اینکه هانا کارتش رو داشت چی بود؟
کارت تجاری اش؟
این کار اونه
در طول سال ها برای خودش یکجور دسته درست کرده
معمولا هم بچه هایی هستند که توی محله های خشن بزرگ شده اند
مراقب اونها هست
یه دونه از این کارت ها به "لیندزی" وقتی که 14 سالش بود داد
بخاطر همین گفتش که "ویت" نجاتش داده
آره؟
پس این کارشه
اونا چیز زیادی از دفتر ثبت نمیتونستند به دست بیارند
آره، "تلر" گفت که کمتر از 2 هزار تا پول بوده
محموله ی اصلی اون پشت بوده
خب، این نشونه ی خوبی نیست
اونها باید از هر دوتا کارمندی که این پشت بودند استفاده میکردند
یکی شون دفتر ثبت رو باز میکنه
و اون یکی به در پشتی دسترسی داره
کمک میکنه که از قانون دو دقیقه ای پیروی کنی و قبض هات هم کمتر بیاد (قانون دو دقیقه ای یعنی کار خود را به بعد موکول نکن)
تازه، اونها نیازی نداشتند که 80 تا گلوله شلیک کنند
برای مردی که داشته از خونریزی میمرده خیلی سخته
تا بخواد یه در امنیتی رو باز کنه
No comments yet. Be the first to leave one.