The Hunting Party

The Hunting Party

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Hunting Party 2007
A Commentary by esi_1981

Tags

other
Published on: 2008-06-23
Downloads: 40
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

فقط بيشتر قسمت هاي خنده دار اين داستان واقعي مي باشد

وقتي که بچه بودم

براي خوش شانسي پاي خرگوش دنبالم بود

اما تو سومالي من اون رو فروختم

و يک اطاقک در آخرين طبقه يک ساختمان گرفتم

هميشه حرفاي مردم راجع به اسب هاي جنگي شونو مي شنوي

اما يه راز کثيف و کوچک هست

اگه اين موضوع رو گزارش بدي

جنگ سمت روشن آن را دارد

مي دونم , به دين اعتقاد ندارم

اما در واقع به مرگ نزديک ميشي

زنده بودن

اعتياد آوره

و اگه کسي جور ديگه بگه , دروغ گفته

لعنتي

مي دونم

من نه سال که با سايمون هانت کار مي کنم

ما يک تيم در غالب پوشش اخبار جنگ هستيم

از طوفان هاي السالوادور تا جبهه هاي جنگ در بوسني

ميريم يا صبر کنيم ؟

آره , مي ريم

هيچکس احمق تر از اون نيست

خطرناک تر از اونم کسي نيست

آدم با حال و خوبيه

لعنتي

حتي در مواقع خيلي بدتر

خدا لعنتش کنه

از هيچکدوم فيلم گرفتي؟

شوخي مي کني؟

خب , ما تو اين جهنم چيکار مي کنيم از سفر خوبمون و گاييده شدنمون بگير

ما اينجا هستيم فقط واسه يک هدف

و اون فيلم گرفتن از بعضي اخبار اينجاست

خب بايد برگردي تو اون شلوغي و يه چيزي رو شکار کني

مسخره است

نترس

خوبه , تو فيلم بگير

نه , تو فيلمو خراب کردي - تو فيلمو خراب کردي -

من نمي دونم چطوري بايد با اين دوربين کار کنم

ديوونه ام کردي

سيمون به من گلوله داده بود و من اصلا نمي دونستم که چي دارم

در واقع تو اين مدت که ما با هم بوديم من چهار بار شليک کرده بودم

و سايمون مثه هميشه کنار مي کشيد

ولي ما با هم جوايز زيادي برنده شده بوديم

سايمون دوست داشت که راجع به اونا بنويسه , بي خيال

جوايز اون خبرها مثل بواسير هائي بودند که

در واقع هر کوني , يه دونشو داشت

اما در واقع سيمون تو کارش بهترين بود

و همه اينو مي دونستند

و او بيشتر علاقه مند ميشد

اون بهترين داستان ها رو داشت

اما همه تغييرات از زمستان 1994 در بوسني آغاز شد

تمام بي رحمي هاي جنگ رو پوشش مي داديم

در يک زمستان کاملا تراژديک

و يک روز سايمون عجله کرد

من حدس ميزنم هرکسي تو زندگيش يک بار هم که شده عجله ميکنه

.... يک رئيس

... يک عاشق

در همه ي دنيا

اما سايمون يه استثناء بود

و من همه رو فيلم برداري کردم

بيشترش رو براي روزنامه نگاري فيلم گرفتم

براي ارسال به همه دنيا

حالا به داستان سيمون هانت در بوسني مي ريم

دوسال در يک جنگ داخلي

که باعث ويراني يک کشور دو قومي شده بود

ارتش صرب بوسنيائي دکتر بوگانوويچ

در ادامه جستجو براي ويراني مسلمانان بوسني از اين منطقه

امروز به هر روستاي بي دفاعي حمله کردند

سايمون , بعضي ها ميگند

که مسلمان هاي بوسني اول حمله کردند

و باعث ايجاد جنگ شدند

... سايمون , بعضي ها مي گند - اون يک جنگ نبود -

اون جنگ نبود , يک قتل عام کلي بود

خب سايمون , دقيقا ناظران سازمان ملل اينو تاييد مي کنند

شما کي هستي که راجع به اون حرف ميزني ؟

راجع به داچ حرف ميزني؟

داچ ؟

داچ مست کرده

همراه با افراد ارتش صرب در اسليوُويچ

نزديکاي صبح در ايست بازرسي

- خب , ممنون , سيمون هانت - منطقه امنه ؟

اين مردم قصابي شدند

به زن ها تجاوز شده

بچه ها به قتل رسيدند

اوه , يالا , فرانکلين

يالا بابا , فقط به فکر خودت نباش

برنامه زنده است سايمون - کف کرديم -

تو واون بچه هاي تدوين مي تونيد اين قسمت رو سانسور کنيد

کس ترس هاي جهاني

لحظات تاريخي زيادي در تاريخ تلويزيون وجود داشته

اما اين از اونا نيست

بعد از اون , همه چيز تغيير کرد

سايمون تبعيد شد

و من , به عبارت ديگر

دقيقا نتيجه برعکس از شبکه نصيبم شد

من ترفيع گرفتم

حدس مي زنم يک جايزه کوچک براي تحمل کردن بود

و من از سايمون هانت خجالت مي کشيدم

براي تمام آن سال ها

من به نيويورک فرستاده شدم و يک کار بي دردسر بهم پيشنهاد دادند

مدير فيلمبرداري براي فرانکلين هريس

گوينده شبکه

من ناگهان همه اون چيزائي که همه مي خواستند رو بدست آورم

پايتخت هاي جهان

مهماني هاي سياسي

جت هاي درجه يک

و فايدش برايم هدايائي بود که بهم مي دادند

سايمون کارش سخت تر بود

خيلي سخت - سايمون هانت اينجاست در نورثرن گازا

او بين نيم جين کابل خبري مي لغزيد

يکي بعد از ديگري

چي کار داري ميکني ؟

که معمولا آخرش هم اون ساکت مي شد

يا از دستورات تند اينجا اطاعت کنه

يک فيلم عالي گرفتم يگ فيلم عالي

بالاخره او به پائين ترين رده گزارشگري رسيد

او صاحب نمايش جنگي بود که هيچکس پولي بابتش نمي داد

پانصد دلار

من 500 دلار مي گيرم

يک دنياي انحصاري

تو 300 تا از گازا به من بدهکار نبودي؟

اين يه زندگي مزخرفه

بعد از آن , ديگه نخواستم راجع به سيمون بشنوم

و او کاملا از رادار خارج شد

شايعه هاي زيادي بعدش شنيدم

هيچ کس دوست نداره به قسمت هائي بره که در ناحيه جنگيه

داستان هائي مثل آن

.... و بعد آروم

داستان ها متوقف مي شوند

... مثل من

آيا من کار هام رو يادم رفته بود؟

آيا من دوست داشتم به مناطق کشتار و ديوانگي برگردم ؟

ترشح آدرنالين و شق درد

که از ترس و مرگ و جنگ بوجود آمده بود

در واقع نه

و اون يک دروغي بود که من با آن زندگي مي کردم

ساريوو , پائيز 2000 پنج سال بعد از پايان جنگ

مواظب مين ها باش - چي -

باشه , بي مزه بود

نه , در واقع من خوندم که احتمالا هنوز

بيش از پانصد هزار مين منفجر نشده در سرزمين هاي اينجا هست

مي دوني , آخرين باري که من اينجا بودم

يه ناحيه تک تيراندازي درست اونجا بود

که تيرهاشون تو کونم رفت

يادگار پنج سال داستان خوبيه

داک , تو بايد با هم سن خودت صحبت کني

و با بنيامين کار کني

من مي خوام يه کاري بکنم که صلح بوجود بياد

ميدوني , تقسيم مساوي بين بيوه هاي مسلمان و صرب

بله قربان , انجام خواهد شد - خوبه -

مواظب مين ها باش - چي ؟ -

باشه , اصلا خنده دار نبود

اولين ماموريت خارجي

تهيه يک تکه از يک چيز

به نظر تو خيلي کم راجع به اون مي دوني

واقعا مسخره است

آره , فرانکلين و پدرم

فکر مي کنند اولين ماموريت خارجي برام مفيده

مي دوني , من اهداف دريائي رو مي خوام

و کي تو رو اينجا فرستاد؟

معاون شبکه

اوه - بله -

دارم سعي مي کنم هرچي که مي تونم بخونم

اما اين جنگ پيچيده مثه جهنم بود

جهنم بود

چيز پيچيده اي وجود نداره

ببين چه گربه اي اومده اينجا

! داک

در واقع با حضورش به اينجا برکت داد

و صورت حساب نوشيدني هاش ميره واسه شبکه

نه اصلا به چيزائي که گفت گوش نکنيد

هي , رفيق

دوباره به سنگر مردم محلي برگشتي ؟

اوه , بريدي , تو خوب موندي - خوشحالم که ميبينمت -

شبيه يه تکه گُه شدي - دقيقا مثل مامانت -

دوتا سِرا جِوسکا لطفا

معذرت مي خوام اگه همگي شکمتونو صابون زديد

به نظرم بايد همگي بريد حمام

! داک

ما امروز يه مهمان خيلي مخصوص داريم - چي ؟ -

و اين خانم باکره است - نه -

ما مي خوايم بکنيمش -

تو اولين بار که با داک مسافرت مي کني؟

اميدوارم که لباس ضد گلوله با خودت آورده باشي

آخرين همراهش با يک توپ نابود شد

راست ميگه

به همين خاطر اونا داک رو به نيويورک برگردوندند

اون آتش خمپاره انداز ها رو به خودش جذب مي کرد مثل يه گُه که مگس رو جذب مي کنه

سالگرد آزادي - آزادي -

خوشحالم که مي بينمت

احمقانه است , ناتو بيست هزار سرباز حافظ صلح اين جا گذاشته

در يک کشوري که نصف ايالت کتناکي هم نيست

و آنها نمي توانند جنايتکاران جنگي رو پيدا کنند

راهي وجود نداره که اين کشور اقتصادش رو برگردونه

تا زماني که شروع به دستگيري اين جاني ها کنند

تا زماني که فاکس رو بگيرند

حالا حالا اين داستان هست

بله ؟ فاکس کيه ؟

کتاب جنگ بوسني که مي خواندي کجاست ؟

اوه

More Farsi Persian subtitles for The Hunting Party

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left