The first 200 lines.
ببین لئونارد، میدونم چه حسی داری
...واقعا، میدونم
ولی این موضوع خیلی مهمه
اون باید برگرده سر کار
...میدونم که خیلی قوی نیستش
...ولی هنوز میتونه با دست خالی
آدم بکشه
یادت نره کی بهش اینو یاد داده
...امروز پیش پرفسور هولدن هستم، ایشون
یه چیز خیلی هیجان انگیز دارن که میخوان با ما در میون بزارن
امروز روزی سرنوشت ساز در خصوص علم و بشر میباشد
درسته، دکتر هولدن؟
بله، درسته
میتونین بهمون بگین چرا؟
...خب، تیم دانشمندان من
یک روشی برای "وورم هولز" در روی زمین، کشف کردن
میتونین یکم بیشتر در مورد این امکان بهمون توضیح بدین؟
...بله، "وورم هولز"، اجازه میده تا در فضا
...از یک نقطه به نقطه ای دیگر
سریعتر از سرعت نور که این مسافت رو طی میکنه، سفر کنیم
اونوقت این امکان میتونه در زمان سفر هم تاثیر مثبت بزاره؟
...خب، به لحاظ تئوری، بله
...ولی نیازمند تدبیر و کنترل
...زنجیره زمان-در بعد فضا
و در حال حاضر، به اون نقطه نرسیدیم
...چون مستلزم تحقیقات بیشتر و فراهم کردن شرایط
صبح بخیر
چطور خوابیدی؟
بدجور خوب
بخاطر تمرین اینطوری میشه
دیشب خیلی باهات کار نکردم، درسته؟
هیچوقت نمیکنی
خب، پس باید آماده باشی
همیشه آماده م
بیا یکم صبحونه بخور
سلام، میتونم کمکتون کنم؟
اومدم که پرفسور هولدن رو ببینم
محقق کمک کار هستین؟
آره، یه آگهی تو روزنامه بود
...یکی از آسانسورای پشت سرتو استفاده کن
...طبقه ی 12، اتاق 63
...منم زنگ میزنم به پرفسور
و میگم که دارین میرین به دیدنشون
خیلی خب، ممنون
دارین میرین طبقه 12؟
بله، همینطوره
شما که واسه دیدن پرفسور هولدن نیومدین، درسته؟
درواقع، برعکس
میاین؟
ساده س ...تنها کاری که باید بکنی
فقط چند دقیقه تو آسانسور بالا پایین بری
بی دردسر ...وقتی کارت تموم شد
بعدش برگرد اینجا
عصر بخیر اسم من بیل میکسون ـه
واسه خبرای خوب اومدم
دوست ندارم بشنوم
تا حالا به تسلیم اراده ت به خدا، فکر کردی؟
...رومک ترلوسکی، متولد ورشو
...پنج سالگی به شرق لندن اومدی
به عنوان یه دزد تو پیترزبورگ زندگی میکردی
میدونم که انگلیسی بلدی
چی میخوای؟
یه پیشنهاد کار واست دارم
تو تعطیلات هستم
...به این نمودار یه نگاه بنداز
و دوباره فکراتو بکن
طی 24ساعت آینده باهات تماس میگیرن
بیل
بهم زنگ نزن
کونی
آره، آره، خوبم
وقتی بمیرم بهتر میشم
..خب، با مشروب و سیگار
و نودلهای لعنتی رامن ، زنده م
خوشحالم کردی گفتی، مرد برفی
آره، اینجام
کجا بودی؟
یه ملاقات با رئیس داشتم
بیا تو
به اون دست نزن
چرا نه؟
چون دارم تمیزش میکنم
خب، ملاقات با رئیس چطور بود؟
...در مورد اون موضوع
میخواد که یه کار دیگه واسش بکنیم
خیلی بده
آره
حال سرینا چطوره؟ خوبه
همون طرفا میچرخه، میدونی که
آره، دختر سرسختیه
تمرین میکنه؟
نه، نه، الان یه مدته تمرین نمیکنه
چند وقته شماهارو ندیدم
آره، راستش، رئیس
دیگه نمیخواد کار کنه
واقعا؟
...میدونی، اولین بار که شما دوتا رو دیدم یادم میاد
یعنی، گم شده بودین
...منظورم این نبود که اون ...منظورت نبود
منظورت چی نبود؟
ببین لئونارد، میدونم چه حسی داری
واقعا میدونم ولی این قضیه خیلی مهمه
هنوز بهش نیاز دارم
بیشتر از اینا بهم مدیونه
تو هم همینطور
باید برگرده سرکار
...باید برگرده سرکار
و تو هم باید بهش کمک کنی
...میدونم که خیلی قوی نیست
ولی هنوز میتونه با دست خالی آدم بکشه
یادت نره کی بهش اینو یاد داد
هیچوقت یادم نمیره
...کار، مربوط به یه گروه دانشمنده
کارشناسای فیزیک و این چیزا
بهشون میگیم، کت سیاه ها
چرا کت سیاه ها؟
...چون شباهت زیادی
به کت های ضخیم دارن، به همین سادگی
شروع کنین
هروقت نیاز بود باهاتون تماس میگیرم
اگه نمیخوای این کارو بکنی، مجبور نیستی
نه، بیا انجامش بدیم
چرا؟
پولشو لازم دارم
در هر حال بهش مدیونم
دیگه بهش مدیون نیستی
چیه؟
شوخیت گرفته
رتز ها؟
یعنی چه؟
شورش در برابر سفر زمان
از کی تاحالا به کمک ما نیازه؟
آره
کی شروع کنیم؟
خیلی خب، کارو شروع کنیم
باشه، نقشه اینه
میخوایم تورو برگردونیم، به زمان
سفر زمان
روال کار اینطوریه
...وارد وورم هولز میشی
زیاد از اون ریاضی مسخرتون خوشم نمیاد
فقط میخوام بدونم درست کار میکنه
و اگه کار کنه، قراره بمیریم؟
...و اگه نمیرم
چطوری باید برگردم؟
بهت اطمینان میدم کار میکنه
چندین بار پروسه ی کار رو آزمایش کردیم
...آسیبی نمیبینی، وقتی کار تموم شد
...مسئولیتش با تو ـه
...که تو یه وورم هولز دیگه بری
و برگردی به اینجا
چه اطمینانی هست که من برمیگردم؟
ما درمورد کارمون خیلی جدی هستیم
...نصف مبلغ رو الان
و نصف دیگه رو وقتی برگشتی، میدیم
...اونوقت اگه الان پولو بگیرم
و فرار کنم، چی میخواد جلومو بگیره؟
...آقای تلوسکی
ما زمان رو کنترل میکنیم
...هیچ کاری نمیتونی با من بکنی
...که همکارای من نتونن
زمان رو برگردونن و با خودت بکنن
خب هدف کیه؟
منو دست انداختی
جدی میگم
اینو از کجا آوردی؟
از دفتر هولدن دزدیدمش
باورنکردنیه
کت های سیاه میخوان برگردن به زمان و اونو بکشن؟
...میدونی اگه همچین اتفاقی بیافته
چی میشه؟
چیزای بدی که فکرشم نمیتونم بکنم
هیچکس نمیتونه
کجا میری؟
...رئیس گفت یه جلسه با یه گروهی
به اسم "رتز" داریم
اوه
بهت گفت کار چی بود؟
یه مشت دانشمند
اسمشون؟
کت های سیاه
اوه
بعدا برمیگردم
وایسا
اینو بگیر
..پس داری میگی
باید ادولف هیتلر رو بکشیم؟
نه، باید جلوی کسی که میخواد اونو بکشه رو بگیریم
چطور بفهمیم که همچین چیزی ممکنه؟
...رئیس میگه میشه
فکر نکنم زیاد مهم باشه
هدف، هدف ـه
حالا بگیم تونستیم به زمان برگردیم
چطور میخوایم از "اس اس نازی ها" رد شیم؟
قبل از بقیه بهش میرسیم
بهت گفتم که مجبور نیستی این کارو بکنی
بهت گفتم که دیگه چیزی به رئیس مدیون نیستی
...میدونم که پدربزرگت تو جنگ بود
ولی نمیتونیم اجازه بدیم این آدما این کارو بکنن
...سرینا، اگه اتفاقا اونجور که
No comments yet. Be the first to leave one.