Solo Leveling

Solo Leveling (俺だけレベルアップな件)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

SoloLevelingS1E5Bossمترجم
A Commentary by Boss797

Tags

other
Published on: 2024-02-04
Downloads: 250
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

میگم، دیدیش؟

‫آره دیدم، منظورت همون شکارچی سطح E دیگه، نه؟

‫بدنش خیلی جذاب نیست؟

‫صورتش عادی‌ـه ولی رو به نازی می‌زنه.

‫اونقدرها هم گُنده نیست، اما چیزی که زیر لباسش‌ـه‌ خیلی خفن‌ـه!

‫کی همچین بیماری برامون اومده بود؟!

‫قبلاً ندیده بودمش.

‫از همون اول اینطوری نبود،

‫ولی بنظر میاد که اخیراً ورزش می‌کرده و انقدر خوب شده.

‫جدی میگی؟ غیر ممکن‌ـه که انقدر سریع اتفاق بی‌افته.

‫با اجازه.

‫سونگ جین‌وو-سان...

‫ اوه، شرمنده.

‫نه! اشتباه من بود درواقع!

.چه ماهیچه‌های... خفنی

‫این بیمار وقتی که اومده بود، انقدر بدنش رو فُرم بود؟

‫خب، چیزی می‌خواستین؟

‫اوه، بله.

‫امروز قراره مرخص بشین؟ ‫حال‌تون چطوره؟

.بله، به لطف شما خیلی خوبم

‫که اینطور.

‫خب، وقتی که آماده شدین بیاین پذیرش ‫تا ما کارهای دفتری رو انجام بدیم.

‫بله. ممنون بابت همه چیز.

!میگم

‫بـ - بله؟

‫میشه شماره‌تون رو داشته باشم؟!

‫شماره‌ام رو... می‌خواین؟

‫بله، اگر مشکلی باهاش ندارین...

‫نتیجه‌ی آزمایشی رو می‌خوان بعداً برام بفرستن؟

.متوجه شدم

‫همگی، صبح‌تون بخیر باشه!

‫با مهمون ویژه‌مون درخدمت‌‌‌تون هستیم...

‫خوشبختم.بنده بِک یون هو هستم.

‫شکارچی بِک، شما باید به عنوان یکی از 7 شکارچی سطح S کشور سرتون خیلی شلوغ باشه.

‫زندگی یه شکارچی وقتی که داخل سیاه‌چال نیست چطوری هست؟

‫سوال خوبیه. تمرین‌های زیادی باید کرد.

‫شما باید هر روز مهارت‌های خودتون رو تقویت کنین.

‫اگر از نبرد واقعی فاصله بگیرین، ممکنه غرایزتون ضعیف بشه.

‫یعنی هر روز؟ خیلی باید سخت باشه.

‫خب من از وقتی که یه آتش‌نشان بودم، به تمرین روزانه عادت کرده بودم.

‫اگر حتی کوچیک‌ترین اشتباهی می‌کردم، ممکن بود که همکارهام آسیب ببینن.

‫همین بود که من رو سرپا نگه‌ می‌داشت.

‫که اینطور.

‫اوه، ساعت رو نگاه!

‫اونی-چان!

‫صبح بخیر،‌ جین‌آه...

‫ بیدار شدی؟

‫یکم پیش بیدار شدم. مراقب ماشین‌های توی خیابون باش.

‫یکم غذا از دیشب توی یخچال مونده... پس...

‫اونی‌-چان، اخیراً ورزش می‌کنی؟

‫اِمم… یکم؟

‫یکم بلندتر بنظر میای. ‫این هم بخاطر همون ورزش‌ـه؟

‫مردها بعد از 20 سالگی هم قدشون بلندتر میشه؟

‫دارم میرم.

‫هوی، چتر یادت نره.

‫امروز هوا خوبه. تازه سنگین‌ هم هست.

‫چطور همچین چیز کوچولویی سنگین‌ـه؟

‫اَه، بی‌خیال.

‫بهتر از هیچی‌ـه. اینم از این!

‫باشه بابا. دارم میرم.

‫به سلامت!

‫گمونم دویدن رو بعداً انجام بدم.

‫این ماهیچه‌ها بخاطر وضعیتم هستن؟

‫شاید اگر همینطور سطحم بره بالاتر، بدنسازی چیزی بشم؟

‫هنوز از امتیاز هایی که به دست اوردم استفاده نکردم.

‫به چی اضافه‌شون کنم...؟

‫قدرت میزان آسیبی که می‌زنم رو افزایش میده. ‫ ولی اگر نتونم ضربه‌ای بزنم، عملاً بی‌فایده میشه.

‫چالاکی چطوره؟

‫قدرت و چالاکی رو باهم می‌برم بالا.

‫سلامتی هم هرچی بالاتر باشه بهتره، حواس ‫ هم کاربردی‌تر از چیزی‌ـه که فکر می‌کردم.

‫هوش… بنظر میاد که به جادو ربط داشته باشه.

‫یعنی نیازم میشه؟

‫خب، اینم از این.

‫گمونم این خوبه.

‫سـ - سلام! شکارچی سونگ جین‌وو هستم!

‫بالاخره برداشتی!

‫شرمنده، بستری شده بودم.

‫قضیه‌ی اجاره خونه‌ست، درسته؟

‫اوهوم. هنوز اجاره‌ی این ماه رو ندادی...

‫اگر الان نمی‌تونی پرداختش کنی، می‌خوای یه ماه بندازمش عقب؟

‫نـ - نه! به زودی واریز می‌کنم!

‫که اینطور، ممنونت میشم. ‫پس دیگه مراقب خودت باش.

‫چشم. ممنونم ازتون.

‫نمی‌دونم که دچار بیداری مجدد شدم یا نه...

‫اما الان راحت می‌تونم گابلین‌ها رو بکشم،

‫پس پول در اوردن نباید سخت باشه.

‫ولی خب... به این راحتی‌ها هم نیست.

‫برای اینکه پول خوبی دربیارم، باید به یه دروازه‌ی سطح بالا برم.

‫ولی هیچ‌کس یه شکارچی سطح E رو راه نمیده.

‫یعنی باید دوباره بررسی بشم؟

‫وقتی سطحم بره بالاتر، شاید به دروازه‌های بهتری بتونم برم...

‫و هرچی توجه بیشتری جلب کنم، پول بیشتری هم گیرم بیاد.

‫ولی قطعاً از بقیه متمایز میشم. ‫بیداری مجدد همینطوریش خیلی نادر هست.

‫اما هیچ‌وقت تاحالا نشنیده بودم که یه شکارچی بتونه لولش رو ببره بالاتر و قوی‌تر بشه.

‫که این یعنی بیشتر زیر ذره‌بین میرم.

‫مطبوعات حسابی درموردش سروصدا می‌کنن و خواب و خوراک رو ازم می‌گیرن.

‫بهتره این‌کار رو نکنم.

‫نه تا وقتی که بتونم درست و حسابی از خودم محافظت کنم ‫و بفهمم قضیه‌ی این قدرتی که به دست اوردم دقیقاً‌ چیه.

‫تأیید.

‫سلام!

‫من هوآنگ دونگ سوک هستم.

‫سونگ جین‌وو هستم.

‫تو یه سطح E هستی، درسته؟

‫ بله.

‫اوه، من این یارو رو می‌شناسمش. خیلی آدم معروفی‌ـه!

‫چی بهش می‌گفتن؟ ضعیف‌ترین شکارچی دنیا؟

‫جدی میگی؟

‫هوی هوی، تمومش کن!

‫شرمنده برای رفتارشون.

‫نه. من درواقع یه شکارچی سطح E هستم، بخاطر همین...

‫مشکلی نیست؟

‫مشکلی نیست. مهم‌ترین چیزی که ازت می‌خوایم صرفاً حضورت هست.

‫همونطور که پشت تلفن بهت گفتم...

‫این یه سیاه‌چال سطح C هست و ما حداقل به 8 نفر برای ورود نیاز داریم.

‫که حداقل نصف‌شون باید سطح C باشن.

‫تو لازم نیست مبارزه کنی و بخاطر همین غنائم رو باهات تقسیم نمی‌کنیم...

‫اما برای حضورت بهت 2 میلیون وون میدم.

‫4 تا شکارچی سطح C و 2 تا شکارچی زیر سطح D.

‫متوجه شدم. ازم می‌خواین چی‌کار کنم؟

‫فقط کافیه وسایل‌مون رو بیاری.

‫داخل‌شون غذای بسته‌بندی شده، لباس، تجهیزات...

‫و کمک‌های اولیه هست.

‫نکنه که... بدون شفا دهنده میریم؟

‫خودت می‌دونی که اوردن یه شفا دهنده به یه حمله‌ی شخصی چقدر سخته.

‫ما همیشه بدون شفا دهنده انجامش میدیم.

‫تیمی که تنها از تانک و مهاجم تشکیل شده... چه فضاحتی.

‫و اینکه یه چیزی درمورد نبود شفا دهنده اذیتم می‌کنه.

‫پس این قرارداد رو امضا کن...

‫قبول کردم که اگر اتفاقی داخل سیاه‌چال بی‌افته، کسی رو مقصر نمی‌دونم.

‫خدمت شما.

‫ممنونم.

‫بنظر میاد که هردوتامون به یه دلیل اینجاییم.

‫من یوجین هو هستم. 22 سالمه و سطح D هستم.

‫من هم با همون شرایطی که تو اومدی اینجا، اومدم.

‫یه شکارچی سطح D با همچین زره‌ای؟ ‫آقا زاده‌ای کسی هست؟

‫اولین باره که به دروازه‌ی سطح C میای؟

‫چیزی نیست! من ازت محافظت می‌کنم.

‫بزنین بریم!

‫اون کیف‌ها سنگین بنظر میان. ‫مطمئنی چیزیت نمیشه؟

‫بله، چیزی نیست.

‫من کوچیک‌ترم، پس لازم نیست انقدر رسمی باشی.

‫گرفتم.

‫درمورد رئیس‌ شرکتی که این محوطه‌ی ساختمانی رو مدیریت می‌کرد شنیدی؟

‫9 میلیارد وون اختلاس کرد و رفت خارج از کشور.

‫ کارگرها و سرمایه‌گذارها توی وضعیت بدی هستن.

‫اوه، بازم زیادی پُر حرفی کردم؟

‫من هیچ‌وقت توی ارتباطات اجتماعی خوب نبودم.

‫رسیدیم.

‫وااااو، ورودی خیلی بزرگ‌ـه!

‫همچین دروازه‌های بزرگی خیلی کمیابن.

‫دونگ سوک-سان، مطمئنی که این یه درواز‌ه‌ی سطح C هست؟

‫یکمی زیادی بزرگ‌ـه.

‫اون یارو‌های توی سازمان دوبار بررسیش کردن و ‫گفتن که یه دروازه‌ی سطح C هست. شکی نیست.

‫دروازه یکم زیادی بزرگ بنظر میاد، ولی نباید چیزی‌مون بشه، نه؟

‫اندازه‌ی دروازه اهمیت چندانی نداره.

‫چیزی که مهم‌ـه، انرژی جادویی هست که داخلش جریان داره.

‫سازمان مقدار و کیفیت اون انرژی رو اندازه‌گیری می‌کنه و سطح بندیش می‌کنه.

‫انجمن‌های بزرگ میرن سراغ دروازه‌های سطح B و یا بالاتر.

‫دروازه‌های سطح C و یا پایین‌تر چندان خطرناک نیستن.

‫جین‌وو-سان،‌ حسابی درموردش می‌دونی‌ها.

‫مدتی‌ـه که شکارچی‌ام.

‫با این وجود، این اولین باری‌ـه که به یه دروازه‌ی سطح C میرم.

‫بیاین دنبالم لطفاً!

‫چشم!

‫بزن بریم،‌ جین‌وو-سان!

‫اوهوم. باشه.

‫گیو هوان، یکم نور درست کن.

‫حله.

‫اینجا دیگه کجاست؟ ‫چرا هیولایی نیست؟

‫نوری هم نیست.

‫معمولاً سیاه‌چال‌ها چندتایی سنگ نور داخل‌شون دارن.

‫یه سیاه‌چال تماماً تاریک...

‫من رو یاد معبد کارتنون می‌اندازه.

‫جین‌وو-سان، سنگ نور چیه؟

‫یکسری سنگ هستن که توی سیاه‌چال‌های ‫غار طور می‌بینی و محیط رو روشن می‌کنن.

‫روی زمین و یا دیوار رو می‌پوشونن و داخل رو روشن می‌کنن.

‫پس سنگ‌های وجودیت از هیولاهای جادویی به دست میان،

‫کریستال‌های مانا چیزهایی که هستن که از سیاه‌چال‌ها استخراج میشن،

‫و سنگ‌های نور هم غارها رو روشن می‌کنن؟

‫راحت قاطی‌شون می‌کنی.

‫بهش عادت می‌کنی.

‫ولی... پرنده‌ هم اینجا پَر نمی‌زنه.

‫جین‌وو-سان، سیاه‌چالی هم هست که هیولایی توش نباشه؟

‫این صدا…

‫اون‌‌ها اینجان. فقط هنوز خودشون رو نشون ندادن.

‫آماده بشین!

‫چشم!

‫چه هیولاهایی هستن که گروهی زندگی می‌کنن، توی ‫ تاریکی زندگی می‌کنن و به سمت نور حمله می‌کنن؟

‫اون‌‌‌ها هیولاهای نوع حشره هستن!

‫حشره؟!

‫لعنتی! از نوع حشره؟!

‫دونگ سوک-سان، چیزی می‌بینی؟

‫نه! هیچی!

‫نکنه که اینجا لونه‌ی مورچه‌ست؟!

‫اینطوری که خیلی بد میشه!

‫صداشون داره نزدیک‌تر میشه!

‫کجان؟!

‫تونل‌ها خیلی زیادن!

‫از بالا!

‫گیو هوان!

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left