The first 200 lines.
Close My Eyes
دیر کردی
با عرض پوزش، اجتناب ناپذیر بود.
قطارهای یک شنبه همیشه تاخیر دارن
اجتناب ناپذیر؟ من باور نمی کنم. من همه غذا ها رو خوردم
تو همه غذا ها رو خوردی؟
الان موضوع جدی هست
این همه شمع اینجا هست؟ بهت گفتم.
برای چه این همه شمع اینجا هست؟
آیا این چیزی شما استفاده می شود برای دریافت تا با او هر شب؟
من فقط آن را دوست دارم، که همه.
شما باید آن را متوقف کند. به نظر میرسد شما در حال غصه خوردن را
عزادار برای یک رابطه است.
باید آن را ده برابر بدتر کند.
با تشکر از شما، ریچارد.
من منتظرش بوده ام در اینجا برای شش ساعت گذشته فقط به شنیدن شما می گویند که. این همه من نیاز است.
این چیزی است که شما نیاز دارید. در تاریخ آمده، من قصد دارم به شما از اینجا.
این مکان برای شما بد است.
هیچ جا وجود دارد به دور اینجا در یک یکشنبه.
آه، در حال حاضر او حتی نمی تواند خانه را ترک!
در تاریخ آمده، ناتالی، بدون نیاز به آن بیش از حد وجود دارد.
صبر کن! صبر کن!
فقط صبر کن.
آن برای چیست؟
شما حتی نمی توانید به پایین خیابان بدون یک.
خب، من تا به تا ... - بیا.
مطلع کردن!
ریچارد، آن را متوقف کند!
من دوست ندارم دیدن شما ناراضی است.
خب، من ناراضی هستم.
من فوق العاده ناراضی هستم. منظور من این است که...
شما خرید یک آپارتمان با معشوق خود و پس از آن او به شما برگ در عرض دو ماه.
شش و نیم هفته، در واقع. در بسیاری از چیزهایی بدتر وجود دارد.
شماره
حالا مامان و بابا هر دو رفته، شما تنها کسی که من می تواند بگوید.
که وحشتناک است.
من شما برای سنین دیده نمی شود.
متاسفم. من واقعا شلوغ شده است.
دانش آموزان مشغول نیست.
این یک دوره خوب است.
برنامه ریزی شهرستانها وانمود.
من خیلی خوشحالم. - شرط می بندم که هستی.
raving در آن در لندن است.
توقف بازی با آن. چه کار می کنی؟
شما همیشه باید در این نگاه هر کجا که شما بروید.
شما می توانید یک شهر توسط چه چیزی در این گوجه فرنگی قضاوت خواهند کرد.
را متوقف کند. حال به هم زنه.
لعنت بر شیطان، آن را به یک دندان است!
نات، بیا!
شما در شرایط خارج از هستید، در آمده است.
بی خیال!
نگاهی به این کت است.
نگاهی کت خود را خاموش!
خیلی سیگار کشیدن بسیار، به شما نگاه. بی خیال!
عیسی!
خواهد ریچارد آن را بهتر؟
ای کاش می توانستم از خواب بیدار و خوشحال باشید.
فقط ... یک روز صبح این امر می تواند رفته، این احساس، و هرگز به پشت.
شما می توانید که اتفاق می افتد.
مطلع خارج از شهر.
شروع دوباره.
یک کار جدید؟
من خیلی قدیمی برای شروع دوباره است.
شما خیلی قدیمی است، احمق نشو.
این کار هرگز آنچه شما می خواهید.
یک خریدار برای آن فروشگاه افتضاح خونین؟ شما می خواستم به هنری.
من هنری نیست.
نه، اما شما می خواهید به.
منو ببوس.
بیا اینجا.
متاسفم.
من فقط چیزی به آغوش نیاز است.
حتی شما. حتی برادر کوچک من.
برو برگرد به خواب.
و شما را ساخته اند نه من احساس بهتر، به طوری که به نظر نمی آید تا از خود راضی.
می گه! - هی، هی!
منم. - موضوع چیه؟
من کیف پولم را در تخت خود را به سمت چپ. - پس بروید و واکشی آن.
من یک کلید ندارم.
لطفا، من نمی خواهم به دست قطار.
من این را باور نمی کند!
شما به نظر می رسد از هیچ جا، استفاده از تخت من به عنوان یک هتل، من به سختی می بینید ...
ناتالی ... فقط این زمان.
لطفا؟
من به کسب اجازه.
من برای پرسیدن رئیس 14 ساله من.
آنجا!
چیزهایی که من برای شما انجام دهید، من می توانم آن را باور ندارد!
گوش بده...
این کار است؟ - در حال حاضر او می پرسد!
این وحشتناک، من یک وزیر شده ام.
رئیس من وحشت زده من قصد دارم به عقب است.
من برای جایی خلاقانه به کار، مرسوم، مد روز نگاه کرد،
و ببینید چه اتفاقی می افتد، احساس می کنم 150 و شش سال دارم.
را متوقف کند!
OK، OK، من می توانم هر کاری بکند. شما به من گفت پس از آن باید درست باشد.
شما در حال گوش دادن نیست.
اوه، نه، من هستم، نگاه کنید، آن را فقط به قطار است.
نگاه کنید، من به این معنی است با شما صحبت کنم. حالا من سعی و آن را در اینجا.
این احمقانه است. برو، پس از آن.
برو. برو!
متاسفم، من قطار را از دست ندهید.
و شما بهتر ارسال یا من به شما را بکشند.
حلقه بیش از حد، اسکاتلند که دور نیست.
من ممکن است مشغول است.
نه، شما نمی خواهد. ساخت یک شهر جدید، که هیچ چیز. شما مقدار زیادی از زمان را داشته باشد.
در تاریخ آمده، که در آن شما هستند؟
اوه، ریچارد، وجود داشته باشد.
سلام. - ریچارد.
ناتالی، آن را به شما است.
این تنها خواهر من است.
فقط؟ چه کسی است که شما در حال صحبت به؟
من، ER ... منشی من.
ما، ام ... ما همه به تنهایی در اینجا.
گمان می کنم شما در وسط و درهم کوبیدن او هستید.
آن اتفاق می افتد، بله،
اما این یک اتفاق به طور منظم است.
عیسی، شما اصلاح ناپذیر است.
ساعت چهار بعد از ظهر است.
ما در حال جشن چند روز گذشته ما از آزادی. آنها نهایت به پایان رسید دفتر.
این مکان مانند از یک فیلم ترسناک.
شاید زمان به حرکت در دوباره آن را.
شما همیشه آن را به صدا بسیار آسان است.
خوب، من یک کار جدید کردم.
یکی دیگه؟ - این یکی در قاره، اگر من آن را دریافت کنید.
چه، منظور شما شما می شود به خارج از کشور؟
شاید، آره.
گوش دادن، ناتالی، ام ... من باید برخی از لباس در قرار داده ایم،
بنابراین من به شما فردا پاسخ، خوب است؟ وعده.
این ممکن است یک ایده به لباس پوشیدن.
قدم زدن در مورد برهنه در وسط دفتر خود، این مسخره!
من این گفتگو را دوست ندارم.
خارج، به من اجازه بیرون!
صادقانه بگویم، من شگفت زده برای دیدن کسی مثل شما هستم.
برش به شما می باشد در حقوق و دستمزد گرفتن بسیار زیاد است.
منظور من، همه این مشاغل شما انجام داده ام - پان اروپایی، بروکسل ...
آه، را بدون اطلاع قبلی از آن.
این فقط شانس بود و من خوشحالم انجام آن بود.
بنابراین، شما فکر می کنم تو می خواهی این کار، شما؟
در حال حاضر نه، نه.
یعنی شما فقط شغل فوق العاده و این است یکی از آنها نیست؟
نه، منظور من، این مصاحبه را و نه بد، بنابراین ...
آه، من سیگار نکشید، من فقط با آنها بازی کند.
تغییر کرده ام. میگم ...
من تو را دیدم بیشتر به زندگی از برنامه ریزی جاده های جدید وجود دارد.
من محیط زیست را کشف کردند. کمی دیر ... من این قرار دادن خوب نیست.
من دیده ام بی کفایتی زیادی را در میان توسعه دهندگان - برنامه ریزی بد -
من می خواهم به انجام کاری در مورد آن.
شما متوجه ما پول ندارند به صحبت می کنند.
هیچ کنترل برنامه ریزی در این بخش از شهر وجود دارد.
همه ما می توانیم انجام سگ تازی است. - مرتب کردن بر اساس شهری صلح سبز؟
بهت میگم. با شما تماس خواهم گرفت.
شماره من بگویید.
من ترجیح می دهم به قطع مزخرف، و من تصور شما بیش از حد.
سلام، هشدار شهری.
اوکی. صبر کن.
ریچارد. ریچارد! تماس تلفنی برای شما.
من نمی توانم آن را ندارد. - این خواهر خود را.
اه، لعنتی، آره، من به معنای این بود ...
گمان می کنم من بهتر آن را.
Hiya.
شما برگشته ایم شش هفته. شما به نام نیست.
من زنگ زد. من یک پیام بر روی دستگاه شما است.
دیروز.
آیا می خواهید به بیش از آمده؟
دیدار با سینکلر. - که؟
آیا انجام این کار نیست. سینکلر. از آنجا که شما نمی شود به آن را به عروسی.
غذا. تا مواد غذایی است.
Hiya.
بیا به ناهار در روز شنبه. 1 PM.
اره حتما.
من سعی کنید به آن را. باشه خداحافظ.
خانواده ها!
من می خواهم یک کار در پایان غرب.
اوه، آره، چه نوع کار؟
نه، نه، نه!
منظور من، فقط یک کار کار.
من شروع به فکر می کنم ...
ما یک اشتباه واقعی ساخته شده است.
HM، می تواند باشد.
من معمولا نمی مواد غذایی من ارائه می خورند.
در تاریخ آمده، خطر آن.
آه، در آمده است. بیا، بیا، در آمده است.
نشستن، نشستن، نشستن.
بدبختی در کنوانسیون است.
خوشحال به همه شما را در اینجا.
من مطمئن هستم که شما به ما یک لایحه تمیز بهداشت را دارم.
در حال حاضر ... شما می دانید شما در ماه اوت 4 گفت ...
"بلوک جدید ما خواهد بود یک دارایی برای کل منطقه، ما می خواهیم به آن به اشتراک بگذارید."
دقیقا.
"ما به آن افتخار هستند و به عنوان عمل به طور منظم است در امریکا،
"مردم اجازه داده می شود برای دیدن افتخارات پر از لابی ما در هر زمان،
"وجود خواهد داشت و تورهای عمومی از ساختمان هر روز از هفته است."
اما گرفتن در اینجا سخت تر از ورود به فورت ناکس است.
که وعده تلخه بود، نه؟
من نه از داشتن ساخته شده است که بیانیه آگاه است، اما، ام ...
این ماده کوچک است.
کاملا. صحبت از مسائل کوچک، اجازه دهید ما در حرکت به موضوع سه پنی خیابان.
آفرین. - آره، خوب، کالین به نظر نمی بیش از حد خوشحال.
چه انتظار دارید، کف زدن؟ از او؟
No comments yet. Be the first to leave one.