The first 21 lines.
CHUNG HA - صادقانه بگویم،من خسته ام
نمیدانم چرا
ولی زمانی که شبهای بی خوابی دوباره بازمی گردند
نگرانی های ناراحت کننده به سراغم می آیند
هنگامی که اضطراب های بی دلیل می ایند و مرا متزلزل می کنند
با خسته کردن خودم سعی در فراموشیشان کردم
فشارهایی که از آنها خلاصی ندارم
شانه های نحیفم را خم می کنند
دلداریهایت
زمانی که گفتی استراحت کنم
توان گوش دادن به آنها را نداشتم
حالا دیگر خسته هستم
از همه ی انتظارات
از همه تلاشهای بی پایانم
آیا میتوانم کاری را درست انجام دهم؟
فکرش هم
اشک هایم را جاری میکند
صادقانه بگویم،من خسته ام
حتی از رویاهایی که از داشتن تو هم بزرگتر بودند
اکنون از آن هم خسته ام
هنگامیکه در میان همه آن آدم های خندان
No comments yet. Be the first to leave one.