The Boat

The Boat (El barco)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

El Barco S03E10 Lo que queda del mundo 720p BluRay FLAC2 0 x264-SbR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 10 El.Barco زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-22
Downloads: 13
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قبلاً

طراحی یه پروتکل امنیتی رو گذاشتن گردنم.

به اسم "پروژه اسکندریه".

"پروژه اسکندریه" یه پروژه بقاست.

یه نقشه‌ی جایگزین که در صورت شکست شتاب‌دهنده ذرات، اجرا می‌شد.

اون پروژه اسکندریه لعنتی رو کی طراحی کرده؟

کسی که با دقت، هفت نقطه از سیاره رو محاسبه کرده بود،

جایی که فاجعه جهانی بهش اثر نمی‌ذاشت.

خب، اون نابغه یه اسم داره.

اسم من روبرتو شنایدره.

من دارم کشتی رو ترک می‌کنم.

فکر می‌کنی داری کجا می‌ری؟ دارم می‌رم.

توضیح ندادی چطور یک هفته زنده موندی

توی قایق نجات، در حالی که آواره بودی.

نه.

ما دقیقاً کجای جهنم هستیم؟

اگه اینجا یه زیردریایی اتمی باشه، خیلی از چیزای عجیب رو توضیح می‌ده.

جای زخم گلوله کاملاً خوب شده.

این سیب رو از کجا آوردی؟

بگو از کی خوشت میاد تا معرفی‌تون کنم.

ویلمار، به نظرم تو خیلی زیبایی.

اون ماری‌مارِ، دوست‌دختر سابقم بود.

داری با کشتی‌ای سفر می‌کنی که اگه همه چی خوب پیش بره،

به خشکی می‌رسه.

و من می‌دونم کجاست، پس ما یه قرار ملاقات داریم.

اینا مختصات خشکیه.

برای اینکه مطمئن شم برمی‌گردی دنبال شریکام،

دخترت تو این ساختمون می‌مونه.

تغییر برنامه. آینوا با استرلا تا خشکی می‌ره

و من اینجا منتظر می‌مونم تا اون بیاد دنبالمون.

کاپیتان.

استرلا پولار، آماده حرکت.

خدمه.

به سمت خشکی حرکت می‌کنیم.

تازه ازدواج کرده‌اند.

روبرتو، جدی منو یادت نمیاد؟

نه.

من به آدم‌های قابل اعتماد نیاز دارم، دوست.

داری نرم می‌شی، گامبوا.

تو دیگه کی هستی؟

مافوق تو.

رازهای تو هنوز محفوظن.

دیگه نه نسخه‌ای هست، نه نگاتیوی، نه فایل دیجیتالی.

برو و با دخترت زندگی شادی داشته باش.

هر روز که بیدار می‌شی بهش بگو دوستش داری

و هیچ رازی بین شما دو تا نیست.

این دختر با نیت کشتن همه‌مون سوار کشتی شد.

تو می‌شناختیش و به هیچ‌کس هیچی نگفتی.

خبر برات دارم، انگار یه دشمن جدید پیدا کردی.

متأسفم که جداتون کردم. جدامون نکردی. نگران نباش.

تو کی هستی؟ اسم واقعیت چیه؟ هان؟

تو کی هستی لعنتی؟

کشتی: ستاره قطبی

دفترچه ثبت وقایع

ساعت آفتابی: ۶:۳۰

کاپیتان: ریکاردو مونترو

صد و سی و دومین روز سفر دریایی.

خدمه: ۱۹ ملوان، ۱۷ دانشجو و پنج مسافر.

چهل و یک روح.

چهل و یک غریبه که فقط چند ماه پیش

حالا تبدیل به یک خانواده واقعی شدند.

آدم‌هایی با رؤیاها،

با آرزوها، با خواسته‌ها.

آدم‌هایی با ناامیدی‌ها،

با خلأ،

با ترس‌ها.

آدم‌های سرخورده.

آدم‌های عاشق.

صبح بخیر.

همه با هم در یک کشتی،

همه با یک مسیر یکسان،

با یک سرنوشت یکسان.

کاپیتان، با پیژامه اینجا چی کار می‌کنی؟

سالومه می‌گه اگه اینجوری بری عرشه،

سرما می‌خوری.

و بعدش آبریزش بینی می‌گیری.

صد و سی و دومین روز سفر دریایی.

به چی می‌خندی؟

ساعت آفتابی: ۶:۳۹ صبح.

بالاخره، ستاره قطبی

خشکی می‌بینه.

خشکی!

خشکی. خشکی!

خشکی!

خشکی!

خشکی!

خشکی!

خشکی در دیده!

خشکی!

خشکی!

خشکی!

خشکی! خشکی!

خشکی! ما خشکی پیدا کردیم!

خشکی!

خشکی در دید!

خشکی!

خشکی!

خشکی!

خشکی!

خشکی!

خشکی!

ببینم. وضعیت همه چادرهایی که قراره ببرید

به خشکی رو چک کنید.

می‌دونید که، برزنتی‌ها، کیسه‌خواب‌ها و میخ‌های چادر.

چراغ‌قوه، بارانی، ابزار و منوّرها رو چک کنید.

می‌خوام تا ۲۰ دقیقه دیگه همه‌چی برای پیاده شدن آماده باشه.

ریکاردو، این کار رو با من نکن.

لعنتی، نکن دیگه.

جهنم، ۲۰ ساله با همیم، حالا می‌فرستیم خشکی؟ نکن!

من موجود دریایی‌ام، نه مال خشکی.

جولیان، من به کسی نیاز دارم که رهبر تیم شناسایی باشه

و مطمئن بشه که اون خشکی امنه.

ما باید یه اردوگاه موقت برپا کنیم، غذا جمع کنیم، دنبال آب بگردیم،

همه چی رو سامان بدیم.

از صفر.

تو خیلی خوب از پسش برمیای، جولیان.

تو باید کاپیتانِ خشکی باشی.

نه. گفتم نه. تو برو پایین، مرد.

لعنتی، هیچکس تو دریانوردی و گره زدن و این چیزا حریف من نمیشه.

اما تو سرِ هم کردن وسایل کم‌تجربه‌ام.

خودت می‌دونی.

تو برو، باشه؟

جولیان.

می‌دونی که من نمی‌تونم این کار رو بکنم.

کاپیتان آخرین نفریه که کشتی رو ترک می‌کنه.

یادت باشه. ضمن اینکه،

سالومه هم داره می‌ره پایین.

خب، یه چیز دیگه هم هست.

قاشق چنگالا توی کشوی دومه. باشه؟

قیچی‌ها. اون‌ها مهمن.

دستمال‌های آشپزخونه. اگه کثیف شدن، باید بشوریدشون.

ظرف‌ها نباید زیاد کثیف بمونن وگرنه چرک می‌چسبه بهشون

و دیگه هیچکس نمی‌تونه پاکشون کنه.

ببینید بچه‌ها. من یه شرط‌بندی می‌ذارم اینجا.

ببینیم کی اولین نفریه که تو خشکی رابطه جنسی برقرار می‌کنه.

ویلمّا. تو و پسره چینی با ۱۲ رأی جلو هستید.

ویلمّا، من به شما دو تا رأی دادم.

چو، نفر اول. اولی.

هی، حالا. آینوا، حسادت نکن.

اگه می‌خوای عنوان رو ازشون بدزدی، من داوطلب می‌شم که باهات رابطه برقرار کنم

همین که پامون رو بذاریم روی خشکی.

اون چی بود؟

به اون نیاز نداری. اجازه بده مخالفت کنم.

ما به یه فضای ناشناخته رسیدیم. نمی‌دونیم ممکنه چی پیدا کنیم.

سلاح کمک می‌کنه از هر ریسکی جلوگیری کنیم.

من داشتم در مورد کوله‌پشتی نقشه‌برداریت حرف می‌زدم.

به اون نیاز نداری.

تو روی کشتی می‌مونی.

اتو. اتو فقط با سرکه تمیز می‌شه.

تمیز و براق تحویلم بده. سالومه، بسه دیگه.

ما کمتر از یک مایل فاصله خواهیم داشت.

پس اگه نمک یا هر چیز دیگه‌ای پیدا نکردیم، بهت زنگ می‌زنیم.

بچه‌های من.

مطمئنید که بدون من حالتون خوبه؟

البته که خوبیم.

علاوه بر این، اگه همه‌چی خوب پیش بره، فردا پیشت خواهیم بود.

درسته؟

قول بدید مراقب کاپیتان و والِریا باشید.

حتماً.

و حبابِ من.

همین حالا دلم براتون تنگ شده.

خب. بیاید اینجا. زود باشید.

برگرد!

سلام، طوطی کوچولو.

از خشکی اومدی اینجا؟

شرط می‌بندم که اومدی.

خوبی؟

آره. نه؟

نمی‌دونم.

فقط اینه که خیلی وقت بود به لحظه‌ای فکر می‌کردم

که برای اولین بار پا روی خشکی می‌ذاریم.

نمی‌دونم، توی هر تصویری که داشتم، اولیس کنارم بود، و حالا... خب...

خب، اگه دلداریت می‌ده، برای من پیتی بود.

و حالا حاضرم پول بدم یکی بندازتش توی انبار جاروها.

قسم می‌خورم.

نگاه کن! یه طوطی کوچولوه.

مثل مال دزدای دریایی.

اومده از جزیره بهمون خوشامد بگه.

هی.

باید یه اسم براش بذاریم.

من واقعاً ترسیدم!

اون یه کارآموزه.

جولیان.

تو باید بری پایین، اما نه به خاطر دستور من.

باید به خاطر بچه‌ها این کار رو بکنی.

به خاطر والِریا.

منو ضایع نکن. اسم دختره رو نیار وسط.

آره، میارم. معلومه که اسمش رو میارم.

هم دختره، هم بچه‌ی خودت.

من و تو می‌تونستیم کل زندگی لعنتی‌مون رو توی این کشتی زندگی کنیم.

ولی اون‌ها چی؟

حالا اونا فرصت دارن که از درخت بالا برن،

یه آینده داشته باشن.

خشکی درست جلوی چشممونه.

لعنت به تو، ریکاردو.

در خدمتم، کاپیتان!

در خدمتم، کاپیتان!

برنامه‌مون این نبود.

طبق پروتکل، به محض رسیدن به خشکی،

من باید دور جزیره رو بررسی کنم و مطمئن بشم.

The Boat subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left