The first 200 lines.
بابا؟ من به اندازه کافی بهت نگفتم
دوستت دارم پسرم
بابا؟ بابا! نه، نه، نه
جو"، "جو"، "جو"، "جو"، "جو "مشکلی نیست، " استیو
نمیدونی چقدر به
مردی که تبدیل شدی افتخار میکنم
خیلی متاسفم مامان
خیلی دوستت دارم
تو به رفتن به این جاده ادامه میدی، پسر
باید از خودت بپرسی چقدر دیگه
هزینه داره؟
و به زودی، تو باید تصمیم بگیری
که چه جور مردی هستی
تو نزدیکترین چیزی هستی که من تا حالا به یه پسر داشتم، " استیو
نمیخواستم بهت صدمه بزنم
فقط امیدوارم یه روزی بتونی درک کنی
مثل من انقدر صبر نکن تا یه نفر رو پیدا کنی
من فقط نمی خوام این اتفاق برای تو هم بیفته
دوست دارم
واو
صبح بخیر
صبح به خیر
وای, این خیلی زیاده
خیلی زیاده؟
آ ره.. می دونی، شاید من فکر میکردم، می دونی،
شیرین، عاشقانه، رمانتیک
من حتی میگفتم "هی، چه قشنگ
آره, نه, واقعاً خوبه. عالیه
من فقط … چون … میدونی
من همیشه فقط یه قهوه توی راه سر کار میگرفتم
آره، آره، و تو همیشه به خاطر این دیر میکنی
نباید ازت میخواستم که اینجا بمونی
صبر کن، این چه ربطی به قضیه داره؟
من فقط یک روتین دارم و
به اون عادت کردم
و
... شاید ما فقط ما خیلی سریع پیش رفتیم
خیلی خب. الان تمیزش میکنم
خب، من کمک میکنم اوه، هی، خودم انجامش میدم
_
جونیور خونه ای؟
شما واقعاً باید شروع به استفاده از دانه های قهوه کنی
این ترکیب ترکیبی حواس رو مورد حمله قرار میده.
پسر، این خیلی خوبه که تو بامزهای، ادی
چون تو به عنوان یه سگ نگهبان شکست خوردی
اون یه چهره دوستانه داره وقتی آشنا میبینه
و اون فقط
عمو جرارد رو دوست داره، مگه نه؟ اره ....دوست داره
اره ....دوست داره
تو … خواهش میکنم
خواهش میکنم این کار رو نکن ادی ، بیا برو.
بیرون
هرش تو دزدکی وارد خونه من شدی چرا؟
خب کسی در رو باز نکرد درم قفل نبود
راستش ، نگران شدم
ممنون که چک کردین
ممنونم نه، من دوست ندارم با کلید هام بدوم
دنی تو تعطیلات بهاره با بچه هاشه
و جونیور هم یه جای دیگه خوابیده، پس
شرط میبندم میدونم کیه چی … میخوای؟
عموم "اسکار" تازه جراحی قلب انجام داده
باشه اون
78سالشه و این که زندگیش رو خوش مدیریت کنه
داره براش سخت میشه
پس نقل مکان کرده پیش من
باشه، میدونم
قبل از اینکه از بخشندگی من تعجب کنی
من به اون یارو مدیونم
اون تاثیر زیادی روی من به عنوان یه بچه گذاشت
او همه اصول ضروری رو به من آموخته
قفل باز کردن,جیب برى چطور یه کار کلاهبرداری بدون نقص انجام بدم
خوبه، پس تنها کسی که باید ازش تشکر کنیم
هی من این روزها به عنوان یه شهروند نمونه بوده
اما عموم، اه، خب، مطمئن نیستم
ببین، وقتی که عموم پیش من اسبابکشی کرد
چندتا جعبه هم اورد
من شروع کردم به باز کردن جعبه ها
و
اینو پیدا کردم
این چیه؟ این یه انفیهدان عتیقه است
ارزشش کمی زیاده
یکم زیاد یعنی چقدر؟ من می گم
صدها هزار
ببخشید؟ و
با توجه به تاریخچه فعالیتهای جنایی اسکار
من یک ظن تردید آمیز دارم
که این
از راه های غیرقانونی به بدستش رسیده
خیلی خب، بریم عموت رو دستگیر کنیم
من میدونم که قانون محدودیت شش سال است
بنابراین اون پاکه
اما اگه میتونی به بایگانی پلیس
یه نگاهی کنی ببینی شاید
کسی جعبه به سرقت رفته
رو گزارش کرده یا نه
حداقل می تونم جعبه رو به صاحبای
اصلیش برگردونم درسته
درسته درسته
و اگه گزارشی نباشه
تو میتونی به بالاترین خریدار بفروشیش
هی، مراقبت از بزرگترا چندان هم ارزون نیست
باشه به تانی میگم
بهش رسیدگی کنه "ممنون، " استیو
بله مکگرت
آ ره.. نه، نه، نه به محض اینکه امکانش باشه چند نفر رو میارم
البته. ممنون
خیلی خب، اینو ببین
ما یه جان دو مرده داریم کردیم
بدون کارت شناسایی، تنها مدرکی که داریم
این آهن تایر و جک و یه تایر پنچر با یک میخ توش
سلام، " آدام سلام نولانی
اینجا چی داری؟ خیلی واضح بود
یک شلیک به سمت چپ قلب
فوراً مرده خب، این یارو تایرش پنچر میشه ،
و میزنه کنار تا عوضش کنه یه نفر میاد و
به خاطر ماشین و کیف پولش اون رو میکشه
آ ره. فقط این یک حادثه منفرد نیست
خب، از کجا می دونی؟ چون طبق گفته ی اچ پی دی
این سرقتها توسط گروهی که
بهشون میگن "راهزنای جاده", انجام میشه
دو نفرن که به شرکتهای اجاره ماشین حمله میکنن
ببینید، اونا یه خودرو رو هدف قرار میدن، یه میخ تو لاستیک میکنن،
خودرو اجاره داده میشه، توریستها رانندگی میکنن
اونا هم توریست ها رو دنبال میکنن
وقتی لاستیک پنچر شد
این افراد همه چیزای توریستها رو سرقت میکنن
اما این بار اونا مرتکب قتل شدن
پس چرا ناگهان تصمیم میگیرند که یک جسد جا بزارن؟
کاپیتان؟ چی میگی، دوک؟
ما یک عکس از قربانیمون رو
به تمام جاهایی که ماشین کرایه میدن فرستادیم
بذار ببینم. مطمئن باش,شناساییش کردیم.
اسم جان دو, گرگ دین است
امروز صبح از اوهر پرواز کرده
به گفته هواپیمایی ، آقای دین به همراه همسرش سینتیا
به اینجا پرواز کرده
پس اون کجاست؟
هی
سلام کاپوچینوی دوبل
نشانه قدردانی کوچک من
بده به من
خب
چه خبر؟
چیزی هست که بخوای به من بگی؟
کی بهت گفت؟
درباره تو و جونیور, هیچکس
مکگرت ممکنه گفته باشه که جونیور
دیشب یه جای دیگه خوابیده
اما نیازی نیست که نابغه باشی و اونا رو کنار هم بذاری
بنابراین ،حدس می زنم
ری - ری الان رسمی ه؟
ببخشید؟ میدونی فامیلاتون
ری و رنج...میشه ری ری
خواهش میکنم این کار رو نکن قولی نمیدم
چرا فقط رو عموت تمرکز نکنیم, میشه؟
خیلی خب، باشه
هنوز چیزی پیدا نکردی؟
در واقع, بله, همان طور که برای من دردناکه که اعتراف کنم
غریزه تو درست بود
تونستم گزارش قدیمی پلیس رو درباره یه انفیهدان
عتیقه ی دزدیده شده پیدا کنم
اوه، خب خیلی برای بازنشستگی زوده
... خب، این مال سال ۱۹۷۸ ، پس
این پرونده کاملاً دیجیتال نشده بود, اما به نظر میرسد
اما به نظر میرسه که از زنی به نام تابیتا می به سرقت رفته
چیه؟
سال ۱۹۷۸، عموی من به سیاتل نقلمکان کرد
او اخیراً به دلیل سلامتیش به اواهو بازگشته
فکر کنم زمانبندی حرکت اون به سیاتل
میتونه تصادفی باشه صبر کن ببینم
اینجا میگه که این فقط یه دزدی نبوده
یه قتل هم بوده صبر کن، چی؟
هنگام سرقت ، خانه دار
مورد اصابت گلوله قرار گرفته
عمو اسکار ممکنه دزد باشه, اما قاتل نیست
خب تو همین الان به من گفتی که سال 1978 سالی بود که اون جزیره رو
با یه مدرک از اون قتل ترک کرد
... خیلی خب، اون
ممکنه … کاملاً مشکوک باشه
بهت میگم چیکار میکنم به پلیس میگم مدارک رو جمع و جور کنه
در عین حال، ببینید اینترنت چی برای گفتن دارده
خب ، در اینجا یک مقاله قدیمی
درباره سرقت وجود دارد
اوه! اوه!! صبر کن
ببین , نامزد تابیتا
جی گیلبرت. مظنون اصلی بوده، نه "اسکار هرش"
ببینید، بهت گفتم که عموی من
اوه فکر کنم شما این مرد رو میشناسید؟
این . عمو "اسکار" - ه
به نظر می رسه عمو اسکار ، به عنوان جی گیلبرت
با تابیتا ملاقات میکنه یک ماه بعد هم باهم نامزد شدن
چند وقت بعد از اون جعبه دزدیده میشه
خدمتکار تیر میخوره
تابیتا هم دیگه هیچ وقت نامزدش رو نمیبینه
... هی، فکر نکنم بتونی تظاهر کنی
که اینو هرگز ندیدی؟
قانون محدودیت زمانی برای سرقت وجود داره
نه برای قتل
فقط باید ببینم که اون بیدار شده یا نه
اون معمولاً این وقت روز چرت میزنه
No comments yet. Be the first to leave one.