Hometown

Hometown (홈타운)

Download Farsi Persian Subtitle

Specials

Release info

Hometown E11 HDTV - Sunflowermag
A Commentary by sunflowermag
کاری از تیم ترجمه مجله گل آفتابگردان @sunflowermag

Tags

HDTV
hdtv
HD
Published on: 2021-10-31
Downloads: 22
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

خدای من

بریم

پس باشه بر عهده ی تو

حواست بهش باشه- بله-

کارآگاه

کاراگاه، معذرت میخوام

میشه یکم آب بهم بدین؟

من...من گلوم خشک شده

...دارم زیر بارون روی پل یونگ دونگ راه میرم

...به خودم میگم که از تو بگذرم

چرا پاشدی؟

!چه شجاع- ...کوچیک ترینمون-

امشب باید خیلی سر حال باشه

...پدر زنش ایم این گوانه و

رئیس جمهور هم هواشو داره

...وقتی پرونده ی بهزیستی یک خانواده رو ببندیم

اون ترفیع میگیره

ممنون

کافی بود؟- بله، ممنون-

کارآگاه

میشه اسمتونو بهم بگین؟

چرا؟- ...چون-

زندگیمو نجات دادین

این حرفو نزن

...من ستوان

چوی هیونگ این هستم

ممنون که بهم گفتین

ممنون، کارآگاه چوی هیونگ این

...اسم من- لازم نیست بگی، میدونم-

اسم من چو کیونگ هو هست

چو کیونگ هو، کارآگاه چوی

من چو کیونگ هو هستم

اسم من چو کیونگ هو هست

!کارآگاه! من چو کیونگ هو ام

خانم، چقدر شراب برنج داری؟

همه رو بده من

واو، باریکلا هیونگ این

مردی هستیا، همشو امشب بخور

بخوریم

باشه- آقایون-

من شلوارمو درآوردم

همه ی این زهر ماری رو هم میخورم

...برای همین میخوام

این کارو ول کنم، ببخشید

امشب اینجا هر کاری بگین میکنم

هیونگ این، مستی، بشین

نه، نمیخوام- بشین اسکل-

خیلی خب باشه

بهم بگو اسکل، یا هرچی دلت میخواد، اصلا بگو سگ

لعنت بهت

منو بزن، یا بکش

...چیکار داری- میخوام تمومش کنم-

میخوام تمومش کنم، تمومش میکنم

آره

تمومش میکنم

لعنتی

...میشه

یه لطفی در حقم بکنی؟

...از عمه و مادربزرگ خواستم

برگردن اینجا

...نمیخواستن

ولی من اصرار کردم

چرا میخواستی برگردی؟

چو کیونگ هو

گفت در مورد مامانم بهم میگه

...اگر اسباب کشی میکردم به ساجو

...میگفت، میتونم

همه جا ردی ازش ببینم

برای همین اصرار کردم که برگردیم

...اگر من انقدر مُصر نبودم، لی کیونگ جین

هنوز زنده بود؟

...و عمه ام

تو دردسر نمیوفتاد؟

هیج کس دیگه الان نمیاد، نه؟

کی میخواد زیر این بارون بیاد؟

راست میگی

بیا قبل از اینکه تاریک بشه بریم خونه

میخوام شمع هارو روشن نگه دارم

داری وسواس به خرج میدی

چطور یه شمع میتونه ۲۴ساعت روشن بمونه؟

ولش کن

...کله ی سحر پاشد اومد اینجا

و کل روز اونا رو روشن نگه داشت

کیم مون سوک، خیلی سرسختیا

چرا این تلاشتو پای درس خوندن نمیذاری؟

خیلی خوبه- چی؟-

جه یونگ چیزای رومانتیک دوست داره

...اگر بیاد اینجا

و ببینه شمع ها روشنن، چقدر خوشحال میشه؟

خوشحال نیستی موندیم؟

یه نفر دیگه هم اینجاست

کیم مون سوک

من برگشتم

گریه نکن

دلم برات تنگ شده بود

تا تهش منتظر من موندین

خیلی ممنون

نه

فقط ما نبودیم

همه اش کار عمه ات بود

...اون اهالی محله رو ترغیب کرد

و نذاشت که از گشتن دنبالت دست بکشن

میدونم

هیچ کس اینجا نیست

...ما اعلام کردیم که شما امروز

یه بیانیه ارائه میدین

خدایا

سالن خیلی خالیه

بدون اینکه اعتماد مردم رو جلب کنی چیکار میتونی بکنی؟

چرا بهم زل زدی؟

من اینجام، چون باید باشم

...چه برنامه ات این باشه که کارای بزرگ گورو رو

...با این پیام های عالی ادامه بدی

چه برنامه داشتی باشی فرار کنی، داره خوب پیش میره

نباید چشمم بهت باشه؟

به خاطر همین نبود که داوطلبانه اومدی اینجا؟

...دختر گورو رو دزدکی بیاری بیرون

و اگر تونستی همون کار رو باهاش بکنی

هرفکری دوست داری بکن

جونگ هیون، میدونی چیه؟

...قبل از اینکه نقشه ات عملی بشه

روز تطهیر فرا میرسه

خیلی دیره، آینده تغییر نمیکنه

...ما به سمت آینده ی تعیین شده میریم

برای رستگاری

چرا میخیوای اون مرگ وحشیانه رو بپذیری؟

ازش چی گیرت میاد؟

جرئت داری حرف بزن

چی میدونی؟

تو وارثی چیزی نیستی

...واقعا

...فکر میکنی

می ارزید که زندگیتو پاش بذاری؟

ببند دهنتو

فردا کمکم میکنی

...تو فقط- برو ایستگاه ساجو-

...برو و

منتظر یه نشونه از جونگ هیون باش

اتاقی که مارو توش زندانی کردی یادته؟

...اینقدر تاریک بود که حتی

دستم که روبروم بود رو نمیدیدم

...وقتی اونجا بودم

انگار صداها و بوها ناپدید میشن

اون اتاق تاریک خودش به خودی خود تاریکی بود

...اولش فقط یه ساعت بود

هرچند همون مدت هم به اندازه ی کافی وحشتناک بود

ولی میتونستم باهاش کنار بیام چون انتخاب دیگه ای نداشتم

سه ساعت، پنج ساعت، ده ساعت

تو من و خواهرم رو کل شب اونجا حبس کردی

من شکسته شدن حصار زمان رو تجربه کردم

...دیروز، امروز

و فردا همه باهم ترکیب میشن

یهو، همه چیز شروع کرد به تغییر کردن

...من خودم بودم

ولی همزمان، هیچ کس نبودم

...دستم کوتاه بود

ولی همزمان به همه چیز وصل بودم

فکر کنم اون موقع بود شروع کردم به کنترل مورچه ها

...یه جورایی تو

تو همه اش رو به من دادی

تو همه چیز رو یادته

گفتم بهت، یادم نمیاد

هیچ تفکیکی بین دیروز و امروز نیست

...اتفاقی که تو اون اتاق سیاه افتاد

چیزیه که همین حالا هم داره اتفاق میوفته

متاسفم، واقعا هستم

میدونم لیاقتم مرگه

اما تجدید نظر نمیکنی؟

به خاطر اون بچه ی کوچیک؟

...وقتی در اون اتاق سیاه باز شد

...تو مست پیدات شد

و مایی که تقریبا مرده بودیم رو از سر سرگرمی نگاه میکردی

یه چیزی همیشه میگفتی، یادته؟

هنوزم میتونم بشنوم

"چرا این سگا نمیمیرن؟"

تغییر کردی؟

بیا تو

بوی گند میده

گرد و خاک داره

آجوشی گفت که خیلی وقته نیومده خونه

واقعا مطمئنید که اشکالی نداره؟

شرمنده بخدا حس میکنم داریم مزاحم شما میشیم

مشکلی نداره فدا سرتون

من خودمم خیلی کم میام خونه

باید هرچقد میتونی تو خونه بمونی

...اینکه جه یونگ برگشته

باید کاملا محرمانه بمونه

...خونه و رستورانتون

تا وقتی تمام افراد یونگ جین گیو دستگیر نشدن امن نیست

به هرحال...مزاحم شما میشیم که

واقعا اشکالی نداره

دیگه باید بریم مرکز

خانوم، میشه یه کم دیگه همینجا منتظرمون بمونید؟

زود برمیگردیم

بله به روی چشم

تا وقتی بخوابن همینجا میمونم

نگران نباشید با خیال راحت تشریف ببرید

اون چیه؟

چقد آبروریزی میکنی

با خودت عروسک آوردی؟

More Farsi Persian subtitles for Hometown

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left