The first 200 lines.
علی حضرت
علی حضرت
علی حضرت یه اتفاقی افتاده
ارباب یوئه توسط فرد ماسک دار مورد حمله قرار گرفته
و تا الان هنوز بیدار نشده
پزشک دربار اون رو دیده؟
پزشک دربار لیو رفته و اون رو معاینه کرده
چی گفت؟
پزشک دربار گفتن که
همه چیز فردا مشخص میشه
اگر فردا ارباب یوئه بیدار نشدن
دیگه بیدار نمیشن
مطمئن بشید که ژونگلین درمان میشه
علی حضرت
نگران نباشید
پزشک لیو متونن جون ایشون رو نجات بدن
و کاری کنن که ارباب یوئه بیدار بشن
باز هم اون نقاب دار
ممکنه مربوط به شورشگرا باشه؟
بیداری؟
من میخوام که از یوژینگ خواستگاری کنم
و میخوام سوپرایزش کنم
ایدهای هم دارید؟
این کارا رو خارجی ها انجام میدن
خیلی خب
بهت یاد میدم
گوش کن
وقتی ما میخوایم از یکی خواستگاری بکنیم
یه سری گل
مخصوصا
رز
برای اون دختر آماده میکنیم
و بعد ازش خواستگاری میکنیم
صبر کن ببینم
اسمش چی بود؟
رز؟
خب
معنی اون گل یعنی اینکه بازگشتی درکار نیست
نه نه
گل خوش یمنی نیست
گوش کنید
توی شهر من
رز نشون دهندهی عشق تا زمان مرگه
جالبه
دیگه چی
من کار دارم
و باید برم
خواهشا از ژونگلین مراقبت کنید
من فکر میکنم که ارباب یوئه بهتره
احتمالا بیدار بشه
زیاد نگران نباش
به لیان میگم گه آشپزخونه رو خبر کنن تا برات یه چیزی درست کنن
اگر اون بیدار نشه
من چیزی نمیخورم
اینکارو نکن
یکم سرحال باش
تو هنوز منو داری
تازشم
توی این قصر تعداد خیلی زیادی پزشکی هست
همیشه برای هرچیزی یه راهی هست
فهمیدم
نگران نباش
تو برو و استراحت کن
یوژینگ
یوژینگ
آمیتابا
ارباب رو مورد رحمت قرار بدین تا بیدار بشه
خدایا ارباب رو
مورد رحمت قرار بدین
تا زودتر بیدار بشه
ارباب
بیدار شید
ارباب بیدار بشین
ارباب رو مورد رحمت قرار بدین تا بیدار بشه
ارباب رو مورد رحمت قرار بدین تا بیدار بشه
خدایا ارباب رو مورد رحمت قرار بدین
عمو لیو
سه روز گذشته
ژونگلین بیدار میشه مگه نه؟
یوژینگ
یه مرد خوب همیشه قوی هست
باید به معجازات باور داشته باشید
خدا بهت کمک کنه خدا بهت کمک کنه
خدا بهت کمک کنه خدا بهت کمک کنه
ارباب خواهش میکنم بیدار بشین
ارباب رو مورد رحمت قرار بدین تا بیدار بشه
خدایا شکرت
من باور دارم که
معجره اتفاق میافته
ژونگلین
من
یه آدم بی خانمان بودم
در سرنوشتم بود که تمام عمرم سرگردون باشم
تو
بهم شجاعت و دلیل موندن دادی
اما نمیتونم تصور کنم که
بدون تو
چیکار بکنم
ژونگلین
ژونگلین
ایرادی نداره
اگر من و تو زن و شوهر نشیم
پس روحامون باهم ازدواج میکنن
وقتی که مردیم
این خیلی بد نیستا
میام تا ببینمت
خیلی دور نشو
منتظرم بمون
خانم جوان
داری چیکار میکنی؟
داری چیکار میکنی؟
خانم جوان
بهتره بیوه بشین تا مرده
پنکیک
ژائو یوژینگ
بیداری؟
بیداری؟
من بیدار بودم
عمو لیو
از همکاریتون ممنونم
به من نگاه نکن
من هیچی نمیدونم
ارباب
میشه
دست از شوخی کردن برداریم؟
اون حالش خیلی بده
فیلم بازی کردن
خیلی خسته کننده هست
یوئه ژونگلین شوخیت گرفته؟
مگه الان نگفتی
به محض اینکه بیدار بشم
هرکاری برام میکنی؟
من میخوام که از امپراطور درخواست کنم اجازهی
ازدواج با تورو بهم بده
اگر گفت نه
استعفا میدم
و تورو با خودم میبرم
انقدر خودخواه نباش، وقتی که هیچی نداری میخوای بامن ازدواج بکنی؟
مهریه ام چی؟
باشه
میبرمت یجا
کجا داری منو میبری؟
تو هنوز حالت خوب نیست
دارم میبرمت که مهریه ات رو ببینی
چی؟
من شوخی کردم
باهام بیا
برو
خجالت نکش
بانو
بانو
باشد که هرروز درخشان باشید
بریم
خجالت نکش
ببین
خوشحالی؟
سوپرایز شدی؟
هیجان زده شدی؟
داری گریه میکنی؟
اون هیجان زده هست
یه لحظه صبر کن
ژائو یوژینگ
بیا اینجا
تو
سرمست شدی
برو
برو برو
بریم
ژونگلین
ازش خوب مراقبت کن
یوژینگ
من یه سوپرایز دیگه هم برات دارم
دیگه میخوای باهام چیکار کنی؟
خیلی خجالت آوره نکن
اونجا رو ببین
ژائو یوژینگ
با من ازدواج میکنی؟
با کمال میل
دستتو بده
بکنش تو دستم
تا
منم مال تورو بذارم
بیا
یالا
علی حضرت
ارباب یوئه بیدار شدن
واقعا؟
بله
ارباب یوئه بیدار شدن
خیلی خب
ژونگلین
منو بدجوری ترسوندی
اینبار
به لطف
مهارت های پزشک لیو
و مراقبت ژائو یوژینگ بود که این اتفاق افتاد
ژائو یوژینگ
بله
این دخترک
خیلی مهارت داره
No comments yet. Be the first to leave one.