The first 200 lines.
سرندپیتی
...To My Lovely " Hanoo Yeah "... Wish You Were Here...
کریسمس مبارک
ببخشید
معذرت میخوام
متاسفم
این دستکشها رو میخواین؟
شما برش دارید - نه، خواهش می کنم -
این دونه آخرشه
اوه، خانم، از این دستکش پشمی ها یه جفت دیگه دارین؟
هرچند تا اونجا گذاشته، ازشون داریم فقط
شما انبار ندارین؟
نه - یا زیرزمین؟ -
نه. نه. حتی اتاق زیرشیروانی هم نداریم
،اوه، گوش کن، شما برشون دارید من بهشون نیاز ندارم
...نه، نه، نه. شما اولش دیدینشون. من
خواهش می کنم. اصرار می کنم
منظورم اینه که، بفرمائین
هوی عمو، وایسا یه دقیقه
ببخشید عمو - بله آقا -
اینا مال مان - نه بابا؟ -
بله - خب، چطوری اومدن اینجا؟ منظورم اینه که -
اینا که برچسب های قیمت که روشون هست
ما داشتیم روشون بحث می کردیم، باشه؟ ...اینا
خب، من یه پیشنهادی براتون دارم
هر چقد که دلتون بخواد وقتی که من پولشون رو پرداخت کردم، میتونید روشون بحث کنید
آروم باشید، باشه؟
آروم باشم؟ الان پنج روز مونده به کریسمسه
.من تو یه مغازه وسط نیویورک هستم
.اون از من میخواد که آروم باشم
خب، به نظر میرسه که این جفت دستکش یه هدیه خیلی خاص برای یکی هست
آره، ما خیلی برنامهریزی براش کردیم
درست نمیگم؟
شما کی هستین؟ اینا برای کی هستن حالا؟
دوستپسرم - دوستدخترم -
دوستپسرش - دوستدخترش -
یه جفت دستکش برای دو نفر؟
توضیح دادنش سخته - سعیتون رو کنین -
باشه. شما اول شروع کنید
اوه. ام، خب، اون درحال حاضر دوستپسر منه
...ولی تو طول 18 ماه
...بعد از عمل
...اون میشه - ...اون میشه -
.دوست دختر من... متوجه شدین؟
جواب نداد
نه، ولی کریسمس مبارک در هر صورت - خیلی ممنونم -
بسیارخب
.خب شما اینو بدست آوردین .بخاطر هوش و ذکاوت شما بود
ممنون. بخاطر کار گروهی بود - بله، همینطوره. همینطوره -
نمیدونم با چه زبونی ازتون تشکر کنم - ...خب -
خب
بفرمائین داخل
ممنون
نمیدونم اون چیزایی که به اون یارو گفتی حقیقت داره یا نه
کاملاً به کارمون اومد. بدجور یارو رو گُرخوندیم
اوه، شما خیلی لگام گسیسته بودین
.این جواب میده .واقعاً عالیه
نه، ولی در مورد صورتحساب جدی گفتم
کمترین کاریه که میتونم انجام بدم
،خب، منمون، ولی، ببین
الان من مجبورم برم یه چیز دیگه برای دوستدخترم پیدا کنم
اوه، اونا برای دوست دخترت بودند؟ - بله، همینطوره -
اوه، پس نمیتونم قبولشون کنم
.خب، مجبوری .در غیر این صورت منو مهمون نمیکردی
واقعاً
.بذار یه چیزی رو بهت بگم .این یه نوشیدنی مخلوط محشره
کجا اینجا رو پیدا کردی؟
بخاطر اسمش اول اومدم اینجا
"سِرِنِدپیتی"
یکی از اسم های مورد علاقمه - واقعاً؟ -
چرا؟
:چون کلمه خیلی خوشآوا با معنی خوببه
"یک اتفاق فرخنده"
البته به جز اینکه من به اتفاق اعتقاد ندارم
به نظر من سرنوشت پشت همه این چیزاست
واقعاً؟
آره - سرنوشت پشتِ همه چیه؟ -
خب، من اینجور فکر میکنم
همه چیز از پیش تعیین شده؟ ما حق انتخابی نداریم؟
نه، من فکر میکنم که ما انتخاب های خودمون رو داریم
فقط به نظر من سرنوشت برای ما ،یه چند تا نشونه کوچیک میفرسته
و بقیش به طرز خوندن این نشونهها ،از طرف ما بستگی داره
که مشخص می کنه که ما خوشحال هستیم یا نه
نشانه های کوچک
آره - آره -
.اتفاق های فرخنده .اکتشافات شانسی
مثل "کریستف کلمب" و کشف آمریکا
...آره، یا کشف پنیسیلین
"توسط "فِلمینگ - پنیسیلین. آره -
فِلمینگ" اسمش بود؟" - بله -
یا "جاناتان و دستکشها"؟
این یکی رو نمیدونم
این داستان رو نشنیدی؟ یه داستان قدیمیه. عالیه
قهرمان داستان ما یعنی "جاناتان" ، میره بیرون تا دنبال دستکش های سیاه رنگ بگرده
و برحسب اتفاق فرخُندهای
،یا غیرفرخُندهای
با یه دختر انگلیسی جذاب و زیبایی برخورد پیدا می کنه
که دوستپسر داره
دوستپسر داری دیگه، درسته؟
آره، دارم - همین فکر رو میکردم -
و تو هم اون خانم صاحب دستکش رو داری
بله، دارم
خیلی خوش گذشت
خب، امیدوارم که از دستکشی که خریدین، لذت ببرین
اوه، مطمئنم که همینطور میشه
معمولاً همینقدر از خود راضی هستم
کریسمس چه کارهای؟
باشگاه گُلف - اوه -
خب میخوای الان بری دیدن دوستپسرت یا نه؟
نه، فکر کنم اونم الان بیرون باشه و کاری که تو الان داری انجام میدی رو انجام میده
لاس زدن با دوست دختر یکی دیگه؟
نه، معذرت میخوام. منظورم این بود که ...واقعاً با شما بهم خوش گذشت و
ام... میدونی، شاید باید ،شماره تلفنتو به من بدی
میدونی، فقط محض اطمینان
محض احتیاطِ چی؟ - میدونی، روزگاره دیگه -
خیلی بهم خوش گذشت و هیچ وقت دیگه .نمیتونم پیدات کنم
خب، اگه قراره که ما دوتا همدیگه ...رو دوباره ببینیم، پس
حتماً می بینیم
فقط الان زمان مناسبش نیست
شاید ما قرار بوده که به ساعت انگلیس همدیگه رو ببینیم
و الان پنج ساعت زودتره
.زودباش .من هنوز اسمتم نمیدونم
اسم من "جاناتان" ــه
این باعث میشه که تو یه چیزی بهم بگی؟
آره، باعث میشه
،کریسمس مبارک، جاناتان .و ممنونم
همین!؟
اوه، خدایا، معذرت میخوام
معذرت میخوام
فکر کنم شالم اینجا جا گذاشتم
.نه. چیزی که اینجا نیست چرا نمیری طبقه بالا رو یه نگاه بندازی؟
شاید هنوز اون بالا باشه - ممنونم -
سلام
!مو علیک
بیا بریم یه کاری کنیم
.بسیارخب میخوای چیکار کنی؟
مهم نیست
.بسیارخب. بریم
حالا فقط بهم بگو که برای یه هفته نیومدی اینجا برای گردش و
یا بهخاطر ازدواج کردن با یکی که ...گرین کارت بگیری یا
.آزادی مشروط
هیچکدوم. تو چی؟
.نه، نه، نه. افتخار میکنم که شهروند آمریکا هستم .هیچ سوءپیشینهای هم ندارم
،پس اسمتو بهم نمیگی ...خب، بهم بگو، ام
الان بیشتر از همه دلتنگ چی هستی تو کشورت؟
بدجور دلتنگ مامانم هستم
،اگه من جای مامانت بودم .منم دلتنگ تو بودم
بسیارخب. فیلم مورد علاقهات؟
."پاسخ صحیح "لوک تسلیبخش
ندیدمش
،اوه، بیخیال تا حالا فیلم "لوک تسلیبخش" رو ندیدی؟
پاول نیومن؟ !اوه، خدایا. نگو اینو
،"شکست تو برقراری ارتباط" یه پلیسی سادیستی بینام با عینک آفتابی
منو یاد تو میندازه
امم، بهترین خاطرت تو نیویورک
آشناییم با تو الان تو صدره
تحت تأثیر قرار گرفتم
چیز دیگهای هست که بخوای در مورد من بدونی؟
همم
حالت سکس مورد علاقت؟
!اوه
،آره ، آره .این حالت مورد علاقه منم هست
حالت خوبه؟ - آره -
جاییت درد نگرفت؟ - نه -
چرا، یه کمی - واقعاً؟ -
!اوخ - اوه، بذار یه نگاهی بهش بندازم -
اوه، خدایا
عمیقه، زخم عمیقیه - دهن وا کرده -
چی؟
خب، خوبش میکنیم
اینم از این
چیه؟
داری به کک مکهام نگاه میکنی؟
بخاطر انگلیسی بودنمه، متاسفانه
پوست لطیف و دندونهای نافُرم - نه، دندونهای خوبی داری -
اینا فقط کک مک نیستن
،اگه نزدیکتر نگاشون کنی میتونی "کاسیوپیا" ببینی
چی؟ - دقیقاً اینجا -
وایسا چند لحظه
باشه
،بسیارخب داستان اینه
،سالها پیش تو کشور اتیوپی
،ملکهای به نام "کاسیپیا" زندگی میکرد
که فکر میکرد که زیباترین ،ملکهی کل دنیاست
و تو کل قلمرو پادشاهی اونا هیچکسی وجود نداشت که
.از این تکبر و سنگدلی این زن آزرده نشده باشه
بالاخره یه روزی اون واقعاً .گند زد و خدایان را آزردهخاطر کرد
یادم نمیاد که اون چیکار کرده بود یا
کی رو آزرده بود
،ولی خیلی کار بدی بود .اون از خط قرمزها عبور کرده بود
،درهرصورت، پوسایدون، خدای دریاها برای تنبیهش
اونو تو بهشت در حالی که سروته بود
و دامنش دور کتفش پیچیدهشده بود، تا همیشه
،زیر تخت فرمانرواییش تا ابد به بند کشید
و تمام خونش به سمت سرش سرازیر میشدند
،و حالا اون فقط یه صورت فلکی تو آسمونه
یه دسته کک مکهای انگلیسی به شکل تخت فرمانروایی
پس اون یه اشتباه مهلک انجام داد
و تا ابدالدهر تاوانشو کشید
درسته
No comments yet. Be the first to leave one.