Loot

Loot

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Loot 2022 S02E10 720p WEB-DL x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2025-11-18
Downloads: 22
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫خیلی خوبه، این رو دوست دارم. ‫خب، به من نگاه کنید. حالا زاویه بده.

‫نه! اون نه.

‫اون نه. ببخشید. خیلی متاسفم.

‫خب، حالا سخاوتمندانه نگاه کنید

‫سخاوتمندانه.

‫دارید همه پولتون رو می‌بخشید

‫سخاوتمندانه تر. فوق العاده‌ست.

‫عالیه. آره!

‫خیلی سخاوتمندانه‌ست! ‫گریس، حالت دهنت رو عوض کن.

‫این خوبه؟

‫خب، میخوایم یه نورپردازی متفاوت انجام بدیم.

‫خانم‌ ها، چرا یه استراحت پنج دقیقه‌ ای نمیکنید؟

‫کار فوق‌ العاده‌ ای بود. ممنون.

‫- احساس جذابیت کردم. ‫- حس خوبی بود.

‫- آره، من عاشق این حسم. ‫- آره.

‫وای خدای من. ‫هر دوتون فوق‌ العاده به نظر میرسید.

‫خب، کی یه سیلی برای یکم رنگ ‫توی صورتش میخواد؟

‫اوه، نیکلاس، این خیلی با ملاحظه‌ست،

‫ولی فکر میکنم هنوز از دفعه قبل بی حسم.

‫وایسا، مالی، داستانت رو تموم کن.

‫- آره. ‫- خب، تو خونه آرتور بودی...

‫آره، و اوضاع خیلی جدی شد.

‫مثلاً، شروع به لمس کردن من با دستاش کرد.

‫سینه، باسن یا جلو؟

‫- باسن. ‫- اوه، لمس باسن.

‫این بهترینه.

‫من خواب دیدم که استیو هاروی ‫من رو از باسن گرفته بود.

‫- من سبیل دوست دارم. آره. ‫- سطحی.

‫ولی بعدش گوشیم زنگ خورد، ‫و اون لحظه خراب شد.

‫هنوز نمیدونم چه خبره.

‫خبر اینه که اون عاشقت شده.

‫دقیقاً.

‫تا ۲۴ ساعت دیگه میخواد باهات باشه. باور کن.

‫تو خیلی مهربونی.

‫فقط میخوام بگم، عاشق اینم که ‫نیکلاس چقدر رک باهات حرف میزنه.

‫باید کاری کنم لوئیز هم برام این کار رو بکنه.

‫لوئیز، یه تعریف رک ازم بکن.

‫سینه هات عالی به نظر میرسن.

‫- آفرین، لوئیز! ‫- باشه، عالی بود.

‫اونا اینجان.

‫همگی، اونا اینجان.

‫این خیلی هیجان انگیزه.

‫تازه از چاپ در اومده.

‫اوه، وای.

‫مالی، تو شبیه یه سوپر مدل شدی.

‫دست از کار روزانه‌ت بکش.

‫ممنون، آرتور.

‫بیشترش به خاطر آرایشه ‫و چشمای نافذ و پر احساسم.

‫"ولز و فنس فقط پولشون رو نمی‌بخشن،

‫اونا دارن سعی میکنن کل سیستم ‫طبقاتی رو از داخل از بین ببرن."

‫اوه، سوفیا، مقاله ونیتی فیر منتشر شد.

‫همه دارن درباره اینکه چقدر ‫خوب به نظر میام حرف میزنن.

‫جلدش عالیه، ولی یه چیز مهم تر پیش اومده.

‫تو و آیزاک دوباره با همید؟

‫نه، ولی ممنون که جدایی ‫خیلی سختم رو یادآوری کردی.

‫خواهش میکنم، عزیزم.

‫نورمن لافتون تازه با ما تماس گرفته.

‫اون میخواد از یکی از مکان‌ های ‫«فضایی برای همه» ما بازدید کنه.

‫یا خدا. نورمن لافتون؟

‫من هیچ وقت باهاش ملاقات نکردم. ‫اون، مثلاً، ده برابر از منم ثروتمندتره.

‫بهش میگن جادوگر وایومینگ.

‫اون یه نابغه مالیه.

‫شاید به منم یه نصیحتی بکنه.

‫یادآوری : از نورمن بپرس ‫چطوری مالیات پرداخت کنیم.

‫اون هیچ وقت وایومینگ رو ترک نمیکنه. ‫این میتونه خیلی بزرگ باشه.

‫اگه تصمیم بگیره از ما حمایت مالی کنه، دیگه به هیچ ‫حامی مالی دیگه‌ ای نیاز نداریم تا در سطح ملی فعالیت کنیم.

‫وای. این یارو خیلی خاکی و خودمونیه.

‫یه کمری ۲۰ ساله سوار میشه، ‫و هر روز همون همبرگر رو میخوره.

‫چرا خاکی بودن رو جشن میگیریم؟

‫من الان روی زمینم، و با یه نگاه ‫به اطراف اتاق، همه مزخرفن.

‫من رو ببرین به آسمونا، عزیزم!

‫بچه ها، این همونه.

‫نورمن نهنگمونه.

‫این شانس بزرگمونه.

‫باید یه نمایش راه بندازیم ‫و حسابی تحت تاثیرش قرار بدیم،

‫و همه باید خونسردیشون رو حفظ کنن.

‫"دومین پرده جود لاو". ‫این یه مقاله‌ست که باید بخونم.

‫نزدیک بود بازیگری رو ترک کنه؟

‫یه بار انقدر با فیلم تعطیلات جق زدم، ‫که مجبور شدن من رو ببرن اورژانس.

‫ناهار چی داریم؟

‫نورمن باید تا چند دقیقه دیگه فرود بیاد.

‫معمولاً با اتوبوس میاد، ولی من متقاعدش کردم که ‫با یکی از جت‌ های من بیاد تا ۱۷ ساعت صرفه‌ جویی کنه.

‫راستی، من تازه وکس کردم، پس هر کاری ‫از دستم بر بیاد برای نورمن انجام میدم.

‫خب، ما الان یکم مشکل داریم.

‫در حال حاضر سه تا آتیش‌ سوزی فاجعه‌ بار ‫توی لس‌ آنجلس داره اتفاق میفته،

‫که باعث چیزی شده که اونا ‫بهش میگن "گردباد جهنمی".

‫پس ممکنه یکم تکون داشته باشیم.

اوه، ‫ولی یکم تکون که چیز بدی نیست، مگه نه؟

‫- نه. ‫- اون خودشه؟

‫چه جت قشنگی.

‫دارن میان.

!یا امام هشتم - .اون قراره بمیره -

‫- این لحظه رو هیچ وقت فراموش نمیکنیم! ‫- وای خدای من.

‫نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه.

‫خیلی خب، خیلی خب، اون حالش خوبه.

‫به فنا رفت. ‫باید از روی دندون هاش شناسایی‌ش کنن.

‫باشه.

‫باشه. حالش خوبه. انجامش داد.

‫خدا رو شکر که انجامش داد.

‫آره، ما خوبیم. خب، حالش خوبه.

‫اونجاست.

‫- سلام! خوش اومدی، نورمن. ‫- سلام.

‫قراره آخر هفته خیلی خوبی داشته باشیم.

‫- اوه، خدا. ‫- اوه اوه.

‫خب، نورمن برگشته به هتلش ‫و داره استراحت میکنه.

‫خبر خوب اینه که ضربه مغزی نشده.

‫فقط یکم کوفته شده.

‫قبلاً هم اونجا بودم. مگه نه دخترا؟

‫راندا، لطفاً. دیگه از این حرفا نزن. باشه؟

‫الان توی یه چاله بزرگ افتادیم.

‫نکن.

‫پس باید فراتر از حد معمول عمل کنیم. ‫دیگه یه تور معمولی نیست.

‫نه. الان دیگه شده "نورما-پالوزا"، باشه؟

‫دیوید چانگ داره همبرگر ‫مورد علاقه‌ش رو درست میکنه.

‫من به یه گروه کُر بچه‌ ها پول دادم ‫که تولد کامالا رو بپیچونن،

‫و حالا دارن میان اینجا تا همه ‫آهنگ‌ های مورد علاقه نورمن رو بخونن.

‫نیکلاس، هاوارد، همه اتاق‌ های ‫این ساختمون رو پر از کوکه کنید.

‫اون نوشیدنی مورد علاقه‌شه.

‫باشه. به فروشنده‌م پیام میدم ‫و اون حواسش بهمون هست.

‫مشکلی نیست.

اوه، ‫منظورت کوکاکولا بود؟

‫- آره. ‫- درسته.

‫خیلی خب، من بازم یکم برای خودم میگیرم.

‫این کار رو نکن. ‫بچه‌ ها، این فقط یه دست‌ انداز توی جاده‌ست.

‫- من یه دست‌ انداز توی جاده میخوام. ‫- نه!

‫ما از پسش بر میایم. ‫خیلی خب، همگی بزنید قدش، باشه؟

‫ما میتونیم این کار رو انجام بدیم.

.و ما میتونیم - .ما میتونیم -

‫عالیه. خیلی ممنون، بچه ها، خیلی زیاد. ممنون.

‫- بازسازی میکنی؟ ‫- این گل ایالتی وایومینگه.

‫فکر میکنی این جبران همه استفراغ ها رو بکنه؟

‫ارزش امتحان کردن رو داره، شاید.

‫راستش دنبالت میگشتم.

‫- اوه، واقعاً؟ ‫- آره.

‫فقط میخواستم در مورد ‫اون روز باهات صحبت کنم،

‫که یه جورایی یه، میدونی، "لحظه ای" داشتیم...

‫که یه جورایی "نزدیک بود" همدیگه رو ببوسیم.

‫نمیدونم چرا "نزدیک بود" رو ‫توی هوا علامت نقل قول گذاشتم.

‫"متاسفم."

‫اشکالی نداره.

‫راستش رو بخوای، منم خیلی بهش فکر کردم.

‫اوه، خوبه.

‫آره.

‫من...

‫فقط میخواستم عذرخواهی کنم ‫چون این یه اشتباه بزرگ بود.

‫اشتباه؟ مثل...

‫مثل معنی سنتی کلمه؟

‫مثل یه چیز منفی؟

‫خب، آره. من فقط... من نمیدونم...

‫راستش، نمیدونم به چی فکر میکردم.

‫من دوست دختر دارم، و تو رئیسمی ‫و ما دوستای خیلی خوبی هستیم.

‫- فقط یه لحظه جوگیر شدم. ‫- آره.

‫و این نامناسب بود و من عذرخواهی میکنم.

‫عذرخواهی قبول شد.

‫و میدونی چیه که خنده داره؟

‫اینجا جای قشنگی برای بوسیدنه،

‫ولی ما این کار رو نمیکنیم، ‫به خاطر همه دلایلی که باهاش موافقیم.

‫ممنونم.

‫میدونستم تو توی این مورد عالی میشی.

‫فکر کنم فقط خیلی مضطرب بودم.

‫- پس ما خوبیم؟ ‫- وای خدای من.

‫خیلی هم خوبیم.

‫من آقای فریزم، عزیزم.

‫همتون آروم باشید.

‫- من اصلاً فیلم رو ندیدم. ‫- من یه بار دیدمش.

‫- من میرم. ‫- باشه.

‫وای خدای من، سوفیا.

‫نگاه کن امسال چه کارهایی انجام دادیم.

‫به خیلی از مردم کمک کردیم.

‫آره، همینطوره.

‫ممنون، اینزلی.

‫گوش کن، میدونم این رو ‫به اندازه‌ کافی بهت نمیگم،

‫ولی واقعاً از کاری که داری انجام میدی ممنونم و...

‫باشه، داری گریه میکنی.

‫متاسفم. فقط به خاطر اینه که ‫حرفات خیلی برام ارزشمنده چون...

‫من تو رو خیلی الهام‌ بخش میدونم، سوفیا.

‫اوه، ممنونم.

‫این فوق‌ العاده‌ست که تو همیشه ‫بقیه رو قبل از خودت قرار میدی،

‫سلامتیت، زندگی شخصیت، خوشحالیت.

‫کل روز رو صرف کمک به افراد فقیر میکنی،

‫و بعد میری خونه به یه آپارتمان سرد و خالی،

‫که فقط با این آگاهی گرم میشه که تو بهترین ‫تلاشت رو کردی تا دنیا رو به جای بهتری تبدیل کنی.

‫دنیایی که تو مقدری به تنهایی ‫به‌ طور قهرمانانه توش قدم بزنی.

‫یا عیسی مسیح.

‫آره. تو مثل اونی.

‫و درست مثل اون، ‫هیچکس هیچ وقت تو رو واقعاً نمیشناسه.

‫باشه، منظورت رو فهمیدم. ‫دیگه لازم نیست چیزی بگی.

‫خیلی خب.

‫راندا یکم قبل با دو نفر از کارگرها رفت توی کمد.

‫میخوام براشون یکم کلوچه ببرم.

.زود باش، هاوارد

.زود باش، هاوارد

.زود باش

‫خدا رو شکر.

‫هی، مرد. یه پیغام صوتی خیلی عجیب برام اومده.

‫از طرف یه پیرزنه‌ست که ‫داره کره‌ ای باهام حرف میزنه.

‫- میتونی برام ترجمه‌ش کنی؟ ‫- با کمال میل.

‫لطفاً تماس بگیر، خیلی مهمه.

‫- یه مدتیه دنبالت میگردم. ‫- این دیگه چه کوفتیه؟

More Farsi Persian subtitles for Loot

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left