The first 200 lines.
تــقــدیــم بــه تــمــام پـارسـی زبـابـان جـهـان
...روزی روزگاری
در یک جنگل شاد ...در خوشحالتـرین درخت
خوشحالترین موجوداتی زندگی میکردن که دنیا به خودش دیده بود
تـرول ها
اونا هیچ چیزی رو بیشتر از آهنگ خوندن، رقصیدن و بغل کردن دوست نداشتن
رقصیدن، و بغل کردن، و آواز خوندن و رقصیدن ... و آواز خوندن، و بغل کردن و رقصیدن
رقصیدن، و بغل کردن، و آواز خوندن و رقصیدن ... و آواز خوندن، و بغل کردن و رقصیدن
اما یک روز ... ترول ها توسط
! یک غول پیدا شدن
...غول ها نمیدونستن چطوری آواز بخونن
... یا برقصن
یا حتی بغل کنن
اونها بدبخت ترین موجوداتِ سرزمین بودن
... و زمانیکه خوشحالیِ ترول ها رو دیدن
اونا مقداری از اون خوشحالی رو برای خودشون میخواستن
! اوه خدای من
...خوردنِ یک ترول بهشون حس خوشحالی میداد
اونا یک رسم رو شروع کردن
...یک بار در سال، هر سال
...غول ها دورِ درخت ترول ها جمع میشدن
...تا مزه خوشحالی رو بچـشن
... در روز تعطیلاتی که اسمـشو گذاشته بودن
تـرولـستیـس
! صبح بخیر بابایی
! بابایی ، بلند شو
!بابایی بلند شو ! پاشو ! بیدار شو بابایی
بیدار شو بابایی
! بابایی ! بابایی ! بابایی ! بابایی
! بابایی، بیدار شو
گریستل ! ساعت چنده؟
! ترولـستـیس شده
ترولـستـیس ! تنها روزِ خوشحالیـه ما
! آره
! ترول ها ! ترول ها ! ترول ها
! ترول ها ! ترول ها ! ترول ها
...به افتخاره نگهـبان ترول های شما
...نماینده خوشحالی شما
...سرآشپز سلطنتی شما
من
...این یک ترولـستـیس ـه خیلی خاصـه
چرا که کسی بین ماست که تا به حال یک ترول رو مزه نکرده
من! داره منو میگه
...شاهزاده گریستل
زمانش رسیده
چیزی نیست پسرم
منم یادم میاد که دفعه اولم نگران بودم
باشه
همینه پسرم
...این وظیفه مقدس ـه منه
تا راه های خوشحالی واقعی رو بهت نشون بدم
من یک ترول ویژه اضافی رو انتخاب کردم تنها برای تو
...خوشحالترین، مثبت ترین
و لذیذترین ترول ـه دنیا
...و چون هر شاهزاده ای لیاقت یک شاهدخت رو داره
ترولی رو بهت میدم که بهش میگن پرنسـس پاپی
لطفا منو خوشحال کن، شاهزاده پاپی
چه حسی داری؟
! اون گندیده
قلابیـه؟
قلابی؟
قلابی؟
اونا رفتن؟
اونا کجان؟
نگران نباشید، اعلیحضرت ما پیداشون میکنیم
! فکر کنم یه صدایی میشنوم
! برید ! برید
! پاپی اینجاست
- ! بدش به من - ! پاپی داره میاد
! اینجاست
شاهدخت ـه من اینجاست
دادا
شاه پـپی، بعضیا نمیتونن ادامه بدن
! هیچ ترولی عقب نمیمونه
! ممنون شاه پپی
- ! ممنون شاه پپی - ! ممنون
ممنون شاه پپی
! هیچ ترولی جا نمیمونه
بابایی، اونا کجا رفتن؟
! همونجا نایست ! پسرم رو خوشحال کن
! اون خوشحال خواهد شد
اون کجاست؟
فکر نکنم شاه پپی تونسته باشه فرارکنه
...وقتی میگم هیچ ترولی جا نمیمونه
! منظورم اینه که، هیچ ترولی جا نمیمونه
شاه پپی، شاهدخت پاپی کجاست؟
نگران نباش جاش امنه
! هیچ ترولی جا نمیمونه
ولی هرچی بیشتر از شهر غول ها دور بشیم امنیت بیشتری خواهیم داشت
! برید، راه بیوفتید ! عجله کنید
! درسته ! ببرش
! از جلوی چشـمام دورش کن
اون بدین وسیله تا ابد از شهر غول ها تبعید خواهد شد
دوباره همگی میتونیم خوشحال باشیم
! من ترول ها رو پیدا میکنم
و بعد میچـپونـمشون توی گلوی ناسپاسـت
...ولی بابایی
دیگه نمیتونم ترول بخورم
الان چی باعث خوشحالیم میشه؟
بیا اینجا، پسرم
هیچی
کاملا هیچی
تو هیچوقت، هرگز، هرگز، هرگز خوشحال نخواهی بود
هیچوقت؟
هرگز
! اینجا ! درست همینجا
ما در اینجا تمدن خودمون رو بازسازی میکنیم
هرچیزی که میخوایم اینجا هست
...هوای تازه، آب تمیز
و آکوستـیک دلنشین
بیست سال پیش در این روز ...شاه پپی جای امنی برای ما ساخت
و حالا تمام ترول ها آزادن ...که خوشحال باشن و در
هارمونی
هارمونی
هارمونیِ عالی زندگی کنن
واسه همین هر ساعت همدیگه رو بغل میکنیم
درسته
کاش هر نیم ساعت بغل میکردیم
منم همینطور
ولی اونطوری زمان کافی برای آهنگ خوندن و رقصیدن نمیموند، درسته؟
شاهدخت پاپی، غول ها هنوزم میخوان ما رو بخورن؟
! معلومه
اما فقط به این خاطر که این تنها راه خوشحال شدن اون هاست
وای نه من طعم خوبی دارم
چیز دیگه ای هست که خوشحالـشون کنه؟
مهمونی های جشن تولد چطور؟
یا مهمونی های خوابیدن؟
یا زل زدن به والدینـت وقتی که خوابن
ولی من نمیخوام غذا باشم
نگران نباش هیچ ترولی غذا نخواهد شد
واسه همین با بزرگترین پارتی دنیا جشن میگیریم
همه قراره اونجا باشن
همه؟
همه
خیله خب، آقای دینکلز
! بگو، بریم
یه چیزی کمه
! همینه
باورم نمیشه بچه ها
واقعا، واقعا عالی بود کارتون خوب بود
! از یه مایل اون طرف تر هم صداتون میومد
خوبه. نگران بودم طراحیـمون کافی نباشه
پاپی، اگه من بتونم صداتون رو بشنوم غول ها هم میتونن بشنون
پسر
- بازم شروع شد - ...برانچ
تو همیشه همه چیز رو خراب میکنی
درباره غول ها بهمون اخطار میدی
نه، اینطور نیست
! غول ها دارن میان
! غول ها دارن میان
! غول ها دارن میان
بیخیال ! ما 20 سالـه که غولی ندیدیم
اونا ما رو پیدا نمیکنن
نه اونا من رو پیدا نمیکنن ...چون قراره توی سنگر نجات پوشیده
به شدت محفوظ و ضد غولـم باشم
یعنی به مهمونی امشب نمیای؟
...ولی قراره بزرگترین
...بلندترین
! و دیوانه کننده ترین پارتی تاریخ بشه
بزرگ؟ بلند؟
دیوانه کننده؟
اینطوری دقیقا ! غول ها رو به سمتـمون میکشید
مطمئنی میخوای این خراب کننده ی مهمونی رو به مهمونی خودت دعوت کنی؟
آره. فکر میکنم همه لیاقت خوشحال بودن رو دارن
من تو کارِ خوشحال بودن نیستم
برانچ، میدونم که داخلت خوشحالی داری
فقط به کمکم ما برای پیدا کردنش نیاز داری
مهمونی گرفتن برای آزادی از دست غول ها
نظرت چیه، برانچ؟
اوه خدای من
من توی مهمونیت کشته نمیشم ولی تو میشی
اسیر میشی و میمیری
وای وای
آروم باش برانچ. آروم باش
ممنون که مسیر امن رو برام فراهم کردی، برادر
ممنـون
خیله خب، اولا رفیق ممنون که طرز فکر خاصـت رو از مسائل باهامون به اشتراک گذاشتی
دوباره
ولی واسه الان، چطوره یکم مثبت اندیشی رو امتحان کنی، هان؟
یه مقدار مثبت اندیشی با اون لباست جور در میاد
خیله خب باشه
من مطمئنم همه ـتون خورده میشید
- ! وقتِ بغل کردنه - وقت بغل کردن شده
! وقت بغل کردنه
- حس خوبی داره - ! قلب هامون دارن به همدیگه وصل میشن
میتونم تا ابد فشارت بدم
... یه روزی، وقتی غول ها پیدامون کنن
... بعدش نجات یافتن تمامی ترول ها در دستای تو میوفته
مطمئنم جوابـش آواز خوندن ...رقصیدن و بغل کردنـه
چون فقط همین کارا رو بلدید
! واقعیت نداره پاپی میتونه عکس ها رو به هم وصل کنه
باورم نمیشه قراره یک روز ملکه بشی
تمام حس های منفیـه اون رو بیخیال شو پاپی اونا سمی هستن
بعضی آدما نمیخوان خوشحال باشن
فکر کنم
درست فکر کردی
بــوپ
! آره
! خیلی دوست دارم
! آره
No comments yet. Be the first to leave one.