The Handmaid's Tale

The Handmaid's Tale

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

The Handmaids Tale S02E11 Holly 720p HULU WEBRip AAC2 0 H264-NTb7
The Handmaids Tale S02E11 Holly 1080p HULU WEBRip AAC2 0 H264-NTb
The Handmaids Tale S02E11 Holly 720p HULU WEB-DL-MkvCage
The Handmaids Tale S02E11 Holly 480p WEBRip x264-RMTeam
The Handmaids Tale S02E11 Holly 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
The Handmaids Tale S02E11 Holly 720p INTERNAL 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Handmaids Tale S02E11 Holly 720p WEBRip x264-ION10
The Handmaids Tale S02E11 Holly 1080p WEB-DL HEVC x265-RMTeam
The Handmaids Tale S02E11 Holly 720p HULU WEB-DL AAC2 0 H264-NTb
The Handmaids Tale S02E11 Holly 1080p HULU WEB-DL AAC2 0 H264-NTb
A Commentary by masih_mzsh
░▒╠▷ زیرنویس از مسیح محمودزاده | © masihm.ir | t.me/masihmim

Tags

webrip
web
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
Web-DL
web-dl
WEB-DL
mkv
MkvCage
x264
480p
480
1080
Published on: 2018-07-07
Downloads: 44
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 138 lines.

‫آنچه در «قصۀ ندیمه» گذشت...

‫به نظرم آف‌فرد خوشحال بود که بچه‌مون به دنیا نیومد.

‫دکتر حاضر نمیشه زایمانش رو تحریک کنه.

‫- کاری از دستمون ساخته نیست، جز این که صبر کنیم. ‫- به نظرم بهترین راه، «طبیعی‌ترین» راهِ موجوده.

‫نکن! سرینا، نه! تو رو خدا نکن! ‫تو رو خدا نکن! نه، نکن! این کارو نکنین!

‫نمی‌ذارم اینجا بزرگ شی. بهت قول میدم.

‫یه سوپرایز برات تدارک دیدم. ‫فکر کنم خوشت بیاد.

‫تا سه ساعت دیگه، قبل از این که ‫سرینا بفهمه نیستین، برگرد.

‫- هانا! ‫- مامان!

‫هانا، بیا اینجا عزیزم. ‫بیا اینجا عزیزم.

‫حالا ازت می‌خوام بری، باشه؟

‫- اینجا چی کار می‌کنی؟ ‫- داشتم خونۀ فرمانده رو بررسی می‌کردم...

‫- ببینم کسی هست یا نه. ‫- داری دروغ میگی.

‫ای خدا!

‫ - قسمت ۱۱، هالی قصۀ ندیمه

‫متأسفم که این داستان پر از درد و رنجه.

‫متأسفم که از هم گسیخته‌ست.

‫مثل بدنی که زیر آتیش رگباره ‫یا که به ضربِ زور تیکه‌تیکه شده.

‫ولی کاری از دستم بر نمیاد که تغییرش بدم.

‫سعی کردم چندتا از اتفاقات خوب رو هم توی داستان جا بدم.

‫اینم از این. آفرین.

‫- مامان! ‫- باشه عزیز دلم.

‫دوسِت دارم، باشه؟ ‫بغلم کن. بغلم کن.

‫خب، بهت خوش بگذره. باشه عزیزم؟

‫- دوسِت دارم. دیگه مامان باید بره. باشه؟ ‫- نه نه نه.

‫باید برم عزیزم. یادته دیروز چقدر بهت خوش گذشت؟

‫- نه. ‫- خیلی خوش گذشت.

‫اون نقاشی‌های گنده رو واسه من و بابا کشیدی، ‫چندتا دوست هم پیدا کردی...

‫- نه. ‫- نه؟ باشه.

‫- سلام! ‫- ببین، خانوم تاناکا اومده.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫سلام، ببخشید. امروز یه کم به مشکل خوردیم.

‫می‌دونم سخته. ولی به محض این که بری، ‫گریه‌ش بند میاد. مطمئن باش.

‫خیلی هم مهمه که طبق برنامه عمل کنیم.

‫- این آخرین بغله؟ ‫- فکر کنم.

‫- خب. هانا... دیگه وقتشه که مامانت بره. ‫- آره. یالا عزیزم. مامان باید بره. باشه؟

‫- آفرین. ‫- نه.

‫از پسش بر میای. ‫قراره یه عالمه خوش بگذرونی.

‫- مطمئنم با مادر خودتونم همین تجربه رو داشتین. ‫- آره. راستش نه.

‫خیلی خب. باشه دیگه. روز خوبی داشته باشی. ‫دلم برات تنگ میشه. دوسِت دارم.

‫- چیزیت نمیشه، باشه؟ می‌دونم. ‫- می‌خوای دوست‌هاتو ببینی؟

‫- برو دوست‌هاتو بب‍... ‫- نه، نه!

‫- برو عزیزم. ‫- بیا اینجا هانا.

‫- دست خانومه رو بگیر. ‫- قراره یه عالمه خوش بگذرونیم.

‫- آره! ‫- خیلی بهت خوش می‌گذره.

‫- چیزی نیست هانا. ‫- عیبی نداره.

‫- چیزی نیست. برو. ‫- چیزی نیست.

‫- دوسِت دارم. ‫- بیا با مامان خدافظی کنیم.

‫- روز خوبی داشته باشی! ‫- مامان!

‫خدافظ هانای مامان.

‫- بریم؟ ‫- مامان؟

‫پرواز می‌کنی! قراره امروز پرواز کنی!

‫- مامان! ‫- ویژو! پرواز از روی پله‌ها!

‫رادیو «آمریکای آزاد» از جایی در سرزمینِ ‫پهناور و برف‌پوشِ شمالی به گوش شما می‌رسد.

‫و حالا اخبار.

‫دولت آمریکا در شهر انکورج، امروز وعده‌هایی مبنی بر ‫کمک‌های اقتصادی از سوی هند و چین دریافت کرد.

‫در بریتانیا، تحریم‌های بیشتری ‫علیه کشور گیلیاد اعلام شده است...

‫و همچنین برنامه‌هایی در راستای افزایش بودجۀ انتقالِ ‫پناهندگان آمریکایی از کشور کانادا، در دستور کار قرار دارد.

‫حالا آهنگی واسه یادآوری ‫به هر کسی که شنوندۀ ماست؛

‫میهن‌پرست آمریکایی یا وطن‌فروش گیلیادی، ‫«ما هنوز اینجاییم!»

‫پرچممون تا همیشه بالاست عزیزم!

‫ نظرت چیه عزیزم؟

‫به جهنم.

‫اسم زنِ راجر، پاتریشیاست. ‫فکر کنم توی شرکت بیمۀ «جان هنکاک» کار می‌کنه.

‫پاتریشیا. شرکت هنکاک.

‫کدوم؟ ‫راه‌راه یا گل‌گلی؟

‫- ها؟ ‫- راه‌راه یا گل‌گلی؟

‫آم... کراوات نمی‌خواد.

‫- نه؟ ‫- نه.

‫مراسم انتشار کتابه، ‫نمی‌خوای بری شهادت بدی که.

‫- ملت حرف در میارن؟ ‫- آره. ولی نترس، بپوشش!

‫-من که خوشم اومد. ‫- آره بپوش!

‫راستی لِنور هم میاد. دختر باحالیه. ‫یادته توی مهمونی کریسمس بودش؟

‫آم... اوهوم.

‫این طور که معلومه همین تازگی‌ها ‫با یه یارویی اهل نیویورک دوست شده،

‫پس هر کاری می‌خوای بکن، ‫ولی بحث بیسبال رو پیش نیار. غیر از این دیگه حله.

‫باشه.

‫خب، اوه خدا.

‫چیه؟

‫هیچی، فقط خودت.

‫- جدی؟ خوب شده؟ ‫- آره.

‫- خوشت میاد؟ ‫- آره.

‫- آره؟ ‫- دوسِش دارم مامان‌جون! خیلی!

‫- این شیکم خیلی گنده رو میگی؟ ‫- اوهوم.

‫- قراره بزرگ‌تر شه، می‌دونستی؟ ‫- اندازه‌ش مناسبه! منتظرم که بیای عزیزم.

‫منتظرم که بیای.

‫- منتظریم که بیای. ‫- بریم دیگه مامان‌جون. دیرمون میشه.

‫باشه، بریم.

‫آف‌فرد!

‫فرمانده مکنزی؟

‫خانوم مکنزی؟

‫نیک؟

‫آف‌فرد؟

‫- شاید اینجا نبودن. ‫- خوبم بودن. خودت جای لاستیک‌ها رو بیرونِ خونه دیدی.

‫دستپاچگی، هیچ فایده‌ای نداره. ‫برمی‌گردیم خونه، فکر‌هامونو رو هم می‌ریزیم.

‫من بدون بچه‌م از اینجا نمیرم.

‫نباید اینجا باشیم. ‫شاید کسی ماشینمون رو دیده باشه.

‫چندجا تماس می‌گیرم. ‫مطمئنم نیک بزودی پیداش میشه.

‫بهت گفتم که اینجا بودن. ‫شایدم هنوز باشن!

‫باشه. دنبالشون می‌گردیم. ولی سریع.

‫اگه رفته باشن، فقط داریم وقتمونو تلف می‌کنیم.

‫آف‌فـرد!

‫فرد!

‫فرد!

‫فرد!

‫فرد!

‫«شاید اینجا نبودن»؟!

‫خوبم بودن.

‫حالا هم به لطف تو دوتایی فرار کردن.

‫- باید دلیل دیگه‌ای داشته باشه. ‫- مثلاً چی؟

‫نیک بهم خیانت نمی‌کنه.

‫من به آف‌فرد اجازه دادم که دخترشو ببینه. اون...

‫کسی نیست که نمکدون بشکنه.

‫چطور می‌تونی اینقدر احمق باشی؟

‫اون‌ها ازت متنفرن!

‫- آف‌فرد همیشه ازت متنفر بوده! مدام از دستت فرار می‌کنه! ‫- از دست من؟!

‫اگه تو ذره‌ای در حق اون دختره مهربونی می‌کردی، ‫هیچوقت راهشو نمی‌کشید که بره!

‫مهربونی؟! همین دیروز بهش تجاوز کردی.

‫این فکر تو بود!

‫من این کارو کردم که گندِ تو رو پاک کنم!

‫رفتی آف‌فرد رو با پدرِ بچه‌ش فرستادی که دخترشو ببینه!

‫فکر می‌کردی آخرش چی میشه؟

‫که برمی‌گرده خونه و ازت تشکر می‌کنه؟!

‫حماقت از سر و روت می‌باره!

‫بشاشم بهش! از کی تو اینقدر دهن‌دریده شدی؟

‫حالا می‌خوایم چی کار کنیم؟

‫نمی‌تونیم فرارش رو توجیه کنیم. ‫حتی نمی‌تونیم گزارشش کنیم.

‫این که یه ندیمۀ حامله، واسه یه بار از دست آدم ‫فرار کنه، به اندازۀ کافی بده! ولی دو بار!

‫- حرف در میارن که عضو گروه مقاوتیم. ‫- خودم درستش می‌کنم.

‫درستش می‌کنی؟! همینطور که اینو درست کردی؟ ‫از دیوار آویزونمون می‌کنن!

‫جدی؟ شاید کنار هم آویزونمون کردن. ‫اینم از شانس تخمی من!

‫بهتر از این نمیشه. ‫شوخی کن فرد!

‫من همه چیزمو واسه تو و هدفمون...

‫ فدا کردم.

‫و فقط یه چیز در ازاش خواستم.

‫یه بچه.

‫- خیلی بیشتر از یه بچه می‌خواستی. همیشه زار می‌زدی. ‫- من فقط و فقط یه بچه می‌خواستم.

‫اما حالا به خاطر شیفتگی بیمارگونه‌ت به اون دختره ‫و وسواس فکری مسخره‌ای که بهش داری...

More Farsi Persian subtitles for The Handmaid's Tale

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left