The first 140 lines.
تیم ترجمه بارکد
یه نامه ی جعلی از طرف ملکه به شاهزاده چوسانگ بفرست
باید جوری به نظر بیاد که دلباخته ی همن
...با توجه به اون نامه ای که بهت دادم
دست خطشو کپی کن
...از کجا
از کجا اینو گرفتیش؟
متاسفم, سرورم
همه چی از اشتباه من شروع شد
منظورت چیه؟
مادر کور همه چیو نابود میکنه
این جمله رو یادتونه؟
"...مادر کور همه چیو نابود میکند"
...من
من نوشتمش
من نوشتمش و چسبوندمش به دیوار
...تو
میخوای من حرفاتو باور کنم؟
نبایدم باور کنی
ولی حقیقته
از همون اول نباید به حرفات گوش میکردم
...پس
خودتون از استاد گیون بپرسید
اون قطعی ترین راهیه که میتونی حقیقتو ازش بفهمی
مترجم: sally
تو خاطراتتو از دست دادی
سرورم, لطفا منو مجازات کنین
...میدونم بخشیده نمیشم
به خاطر کاری که کردم حتی اگه مجازات بشم
بسه
ـ بسه ـ اعلی حضرت
برو
...برام خیلی سخته
که الان باهات رو در رو شم
باید راهی باشه تا بتونیم پیداش کنیم
از این به بعد بهت کمک میکنم
خیلی ناامید نشو
...من
یه راهه دیگه پیدا میکنم
درسته
اون هیچوقت همچین کاری نمیکنه
استاد گیون
استاد گیون
همین الان یه چیزه مسخره شنیدم
چیه؟
...اصلا معنی نمیده
فکر کنم دروغ باشه
فکر نمیکنم حقیقت داشته باشه
سرورم
...شنیدم که
تو بودی که مادرمو برکنار کردی
حقیقت نداره , مگه نه؟
، میدونم حقیقت نداره
...ولی
ولی میتونی خودت اینو بهم بگی؟
بهم بگو که حقیقت نداره
بهم بگو که اشتباه میکنم و همش یه دروغه
چرا چیزی نمیگی؟
بهم بگو حقیقت نداره
چرا؟
چرا انکارش نمیکنی؟
حقیقت نداره, مگه نه؟ بهم بگو
انکارش کن
، منو ببخش
سرورم
من متاسفم
"کنفوسیسوس گفته"
"باید هروقت پدر مادرت صدات کردن فورا جواب بدی"
"باید اون کاریو که انجام میدی و ول کنی"
"باید اون چیزیو که میخوری تف کنی"
"باید همه چیو ول کنی تا جواب پدر مادرت رو بدی"
شاهزاده
بله, مادر
...صدات کردم تا ببینم که متوجه
جمله ی عمیق کنفوسیسوس شدی یا نه
اگه تو بخوای منو ببینی
من باید برای دیدنت هرجای بیام
واقعا؟
مادر, لطفا سالم بمون و کنارم تا مدت های طولانی بمون
اونجوری, من میتونم درسای پرهیزگاری کنفوسیسوس رو دنبال کنم
تو تنها کسی هستی
که بهم اهمیت میدی
"بدنامون از طرف پدر مادرمون بهمون رسیده"
"و نباید احتمال هیچ زخم یا جراحتیو روش بدی"
"این آغاز پرهیزگاریه"
وو
مشکلی هس؟
چیزی نیس
مطمعنی که حالت خوبه؟
بله, حالم خوبه نمیخواد نگران باشی
من نگران شرایط وو ام
، میگه که نگران نباشیم
ولی اصلا رو به راه به نظر نمیاد
بانوی من
وو خاطراتش برگشته
"مادر کور همه چیو نابود میکنه"
پسر ما اون نامه رو نوشت
"مادر کور همه چیو نابود میکنه؟"
...اون پوستر
تو خاطراتش دفن شده بود
بهم بگو
...چطور
...چطور پسر ما میتونه اونو نوشته
اون فقط یه بچه بود اون موقع
به خاطر اون خاطراتشو از دست داد
از درون داشته زجر میکشیده, نه؟
چرا زودتر بهم نگفتی؟
، من مادرشم
ولی نمیدونستم که چرا پسرم مریض شده
متاسفم
سرورم, ماییم
موضوع چیه؟
خب... یه اتفاق بد افتاده
چرا اون بازجویی سلطنتیو خیلی یه دفعه بر عهده گرفته؟
اون کی هس که بخواد بازجویی رو در دست بگیره
ولم کن ولم کن
چطور جرات میکنی
ول کن ولم کن
اعلی حضرت, گناهکارو اوردیم
اعلی حضرت, چرا شما
میدونی این چیه؟
"یه نامه ی جعلی از طرف ملکه به شاهزاده چوسانگ بنویس"
"باید جوری به نظر بیاد که دلباخته ی همن"
"با توجه به اون نامه ای که بهت دادم دست خطشو کپی کن"
میخوای نامه ای که داده بودیو بخونم؟
من هیچی از اینا نمیدونم
ـ من ـ این یه مدرک واضحه
هنوز میخوای تا آخرش انکار کنی؟
اینا همش یه دسیسه اس
حتما توسط کسی که میخواد برکنار بشه انجام شده
لطفا بهم اعتماد کنین؟
همش یه دسیسه اس؟
یه گناهکار تو دفتر تحقیقات کشته شد
...کسی که کشتن
مین یو هوان و همچنین کسی که اعلامیه هارو پخش میکرده بود
...یکی از محافظا اعتراف کرد که اون
پول گرفته بوده که بزاره تو و گناهکار اون روز همو ببینین
...و
هنوزم میخوای بگی که دسیسه بوده؟
همش توسط تو انجام شده؟
No comments yet. Be the first to leave one.