The first 12 lines.
دستهام دور دنده حلقه شده
توی اتوبان 405 کج و معوج میرم، هیچوقت نمیتونم چشمهامو از این بردارم
گردنم، حس لبهای نرمت
توی نور روشن شده، از تابلوهای خروجی که بهشون توجه نکردم بازتاب میکنه
ما فقط رانندگی میکنیم
فقط راجع به احساساتی که قایمشون میکنیم فکر میکنیم
فقط توی سکوت میشینیم و منتظر یه نشونه ایم
خسته و پر از غروریم
ما فقط رانندگی میکنیم
و کالیفورنیا هیچوقت برای من مثل خونه ام نبود
تا وقتی که با توی توی جاده بودم و حالا داریم میخونیم
خنده ات، توی راهرو میپیچه
No comments yet. Be the first to leave one.