The first 200 lines.
بیا اینو بخور
ممنون معاون آن
= قسمت 17 =-
معاون آن کیه؟
از یکی از همکارام اس ام اس داشتم
فکر کنم یهو قاطی کردم
این اسم همون زنیکه همکارش نیست؟
وقتی کار میکنی از این چیزا پیش میاد
یعنی فقط مسئله کاره؟ هیچ چی دیگه نیست مرد؟
وحشت نکن ...باید آرامش خودت حفظ کنی
اینو ببین ته مین برام خریده
چقدر خوشگله
به نظرت ته مین اخلاقش شبیه شوهر خواهرم نیست
هردوشون عمیق و فهمیده و حامی و خون گرمن
درست میگی ته مین همینطوره
اون کسیه که وقتی یکی رو دوست داره صادقانه بخاطر خودش دوست داره
تو خیلی احمقی چطوری این همه مدت کنارش بودی؟
وقتی میدونستی اینقدر خوبه باید تا حالا از راه به درش میکردی
خی من فقط اونو به عنوان یه دوست میدیدم نه به عنوان یه مرد
برای همین همیشه تنهایی...دوست کیلو چنده؟
یه زن و مرد به جای دوست باید با هم معشوقه باشن
نکنه تصمیم داری با ته مین ازدواج کنی
یا فقط دارین با هم قرار میذارین
من..راستش نمیدونم چطوری تونستم مرد رویاهام پیدا کنم
ولی ازدواج کار آسونی نیست اونم برای زنها
تو باید بیشتر روش زوم کنی
لی یون دو ظرفهای غذارو چیکار کنم؟
همه مردهای دورو بر من عجیب و غریبن به غیر از ته مین
هیونگ نمیری حمام؟
گفتی میخوای بری که
الان مشکل حموم کردن نیست
پس مشکل چیه؟
فکر نکنی امروز دیگه نمی ذارم از زیرش دربری
من خودم شخصا بهش پیام دادم بازم این دختره به روی خودش نیاورد
جواب داد
میتونی ظرفارو بریزی دور
این چیه بود دیگه؟
این دختر دیگه شورشو در آورده
هی
من بهش میگم ظرفهارو چیکار کنم راحت میگه بنداز دور
مگه نگفتی آدرسشو بلدی خب با پیک براش بفرست
هی برادر مثل اینکه درست تربیت نشدی
مادرش با بدبختی اون غذاهارو درست کرده بود
چطوری میتونم بدم یه پیک موتوری براش ببره
فکر کنم همه این بهانه ها برای اینه که بری ببینیش
چرا فحش میدی
بهت گفتم بخاطر اون نیست
اینقدر بهانه نیار
چرا بیخودی هی خودتو می پیچونی
خیلی وقته که تلفن ازش گرفتی
ولی هنوز به بهانه تلفن هی میرس سراغ دختره
وقتی رفتم گوشی رو بگیرم تازه متوجه وضعیتش شدم
به قدر بخاطر از دست دادن عشق یه طرفه هفت سالش ناراحت بود که نگو
چطوری میتونستم به روی خودم نیارم اونم مرد مهربونی مثل من
خب همون روز که آرومش کردی
بعد واسه چی رفته توی محله شون
مگه زنته که رفتی خونه مادرو پدرش خوابیدی؟
به هر حال من باید هر طور شده این ظرفهارو بگردونم
تموم
لطف میفرمایی اما امیدوارم آخرش بفهمی که عاشقش شدی
عشق کیلو چنده بهت گفتم که نیستم
میدونی آدمهایی مثل تورو چی بهشون میگن؟
عشق معیوب عشق تنبل و عشق احمق
چی؟
احمق تنبل و احمق
آفرین
مادرتون همیشه کیمباباش خوشمزه است
ووری بگو آآآ
خوشمزه است درسته؟
تو هم ووجو بگو آآآ
ووجو خیار شور دوست نداره
بچه ها نباید ایرادی باشن
ووجو به خیار شور حساسیت داره
آه ...آلرژی داره
بابا یادت رفته اونبار توی وایبر حرف زدیم
ندیدی صورت ووجو چطوری قرمز شده بود
راست میگی یادم رفته بود
پدرت کلا فراموش کار
برای ووجو جداگانه درست کردم
مرسی مامان
ووجو حسابی بخور
مامان میخوام برم دستشویی
باشه پاشو با هم بریم
نه خودم میبرمش
میتونی؟ میدونی کجاست؟
همونطرفی که اومدیم
بله دیدم کجاست
ووجو دنبالم بیا
بذار با هم بریم
مواظب باشین
وویانگ بگو آآآ
وو یانگ میخوای بعدا سوار وایکینگ بشیم؟
اون موقعی دیدم صفش خیلی طولانی بود خوشم نمیاد زیاد صف وایسم
وو یانگ مامان اینجا میمونه تو میتونی با پدرت سوار شی
راست میگه بیا بعد از غذا بریم سوار شیم
حالا ببینم
خوب بهش فکر کن
خیلی وقت بود کیمباب تو رو نخورده بودم عزیزم
عزیزم تو همیشه غذاهات خوشمزه است
عزیزم ، عزیزم بخوره تو سرت خجالت نمی کشه منو اینطوری صدا میکنه؟
...بخاطر بچه ها اینطوری میگم
حتی بدون خیارشم خوشمزه است
وویانگ حسابی و آروم بخور
فکر نمی کنی دخترا دیر کرده باشن
الان میان
بذار برم دنبالشون
مگه چقدر وقته رفتن
ووجو نیومده اینجا؟
چرا تنهایی اومدی؟ ووجو کوش؟
وقتی من رفتم داخل اون داشت دستهاش میشست وقتی اومدم بیرون اونجا نبود
چی؟
از دست این ووجو نمیشه یه لحظه ازش چشم برداشت
خوب دنبالش گشتی ، کجا گمش کردی؟
یه دور همه جا رو گشتم بابا
حالا چیکار کنیم؟ چه کنیم؟
چیکار میکنی عزیزم؟ چرا اینقدر بیخیالی
وو یانگ ، وو ری ، خواهرتون گم شده چرا عین خیالتون نیست
...هی بچه ها
ما بچه رو گم کردیم ...چطوری میتونی غذا بخوری
آره میخورم
همیشه خواهرتون گم میکنید؟
بابا ما به ووجو کارت شناسایی دادیم
چه کارتی ؟
...چطوری میتونین
الان وقت این کارا نیست
!ووجو
!ووجو
!ووجو
...وو جو
!ووجو
!ووجو
!ووجو
خدای من
!ووجو ، منم بابات
چی فکر کردی اومدی اینجا
!ووجو
!ووجو
!ووجو
!ووجو
یه بار دیگه بگو هلو
!ووجو
بابا رو نگاه کن
!ووجو
!ووجو
!ووجو
!ووجو !کجا رفته بودی؟
هی با بچه مردم چیکار داری؟
!ووجو
گند زدی ...اینطوری بچه بزرگ کردی؟
معلوم شد چقدر بچه هارو به حال خودشون ول کردی
الان بچه کوچیکت ووجو گم شده
اون تقریبا شش سالشه نمی دونیم الان چه بلایی سرش اومده تو نشستی غذا میخوری هان؟
شماهام همینطوری خواهرتون گم شده نشستین غذا میخورین؟
بابا بهتون گفتیم که ما یه قانونی بین خودمون داریم
منم بهتون گفتم
بعدشم بهتره با عصبانیت با مامان حرف نزنین
الو بله؟ من مادر وو جو هستم
پیداش کردن؟ کجاست؟
بعد از آبنما؟
!آبنما ، آبنما
چقدر دور رفته بوده
ازتون ممنونم الان میام
رفته بود سمت آب نما؟
بله
بریم
خوشمزه است؟
بله
بذار برات پاک کنم
حسابی بخور
!ووجو
!بابا
باباش اومد
وو جو
اوه خدارو شکر ...کجا رفته بودی؟
حالت خوبه؟ ترسیده بودی؟
ممنون ...من پدرشم
سلام خوشبختم
ما براش پشمک خریدیم اشکالی که نداره؟
البته ، ممنون
اما چطوری با مادرش تماس گرفتین؟
آه این
هم بچه باهوشی هست هم مادر ملاحظه کاری
این بچه وو جو است. من مادر او هستم. توسط هر فرصتی، اگر شما این یادداشت را دیدید، معنیش اینه که بچه من گم شده، پس لطفا با من تماس بگیرید. لطفا خوب مراقب بچه من باشید، نذارین بترسه. این شماره من است؛ 010-0620-4337. لطفا با من تماس بگیرید.
!ووجو
!مامان
متشکرم
متشکرم
کاری که گفتم کردی؟
بله درست مثل همونی که امروز بهم توضیح داده بودی
ووجو میدونی که این چیه؟
وقتی گم شدم اینو نشون میدم
حتی اگه شمارو گم کردم به هیچ عنوان نباید اینو گم کنم
درسته ...یه روزی توی تلویزیون دیدم
نه میترسی نه وحشت میکنی فقط کاری که گفتم میکنی
پس اگه یه وقت گم شدی یا منو گم کردی
یادت باشه اینو نشون بدی
...اگه
اگه یه وقت اینم گم کردی چیکار میکنی؟
میرم سراغ کارکنان پارک
بهشون میگم مامانمو گم کردم و کمک میخوام
No comments yet. Be the first to leave one.