The first 200 lines.
ارائهاي از تيم ترجمهي ديباموويز
،يه رويا در بيداري بود
از اون مدلها که در گرگ و ميشِ بين خواب و دنياي واقعي از راه ميرسه
،صاف روي تخت نشستم و با صداي بلند گفتم
«من ميخوام رئيسجمهور ايلات متحده بشم»
به نظر مياد اون شغلِ داغي باشه که اين روزها همه بهش علاقه پيدا کردن
جَوِّ غيرممکن بودنش از بين رفته
،بله، وقتي اون خواب رو ديدم 7 سالم بود، مدير لارنس
و در تمام طول عمرم زندگي رئيسجمهورهاي سابق رو مطالعه کردم
تا سعي کنم تجربههاي مشترک و ويژگيهاشون رو شناسايي کنم
مواردي که منجر به پيروزيهاي انتخاباتي اجتنابناپذيرشون شده
مثل؟
من فقط تا «رانلد ريگان» به عقب برگشتم
،چون تا جايي که من ميدونم ،رياستجمهوري مُدرن رو اون ايجاد کرده
رياستجمهوري تلويزيون و ناموري
مردم دوست دارن فکر کنن رئيسجمهورهاشون شخصيتهايي هستن که تو تلويزيون ميبينن
اکثرشون هيچوقت اونا رو در زندگي واقعي نميبينن
،ريگان و بوشِ بزرگ
هر دو در سال آخر دبيرستان رئيس کلاسهاشون بودن
،که، فرض ميکنم شما سعي داري به دستش بياري
باور دارم که انتخابات رو به خوبي در دست دارم، بله
به طرز جالبي، ريگان، کلينتون و اوباما همگي در فقر دنيا اومدن
درحالي که بوشها از خانوادههاي سطح بالا بودن
چطوري اين موضوع رو با اَبَرنقشهت وفق ميدي؟
خب، شانسِ اين رو داشتم تا هم فقير و هم پولدار متولد بشم
خانوادهت ثروتِ اجدادي داره
بله، درسته، ولي من تنها پسرِ يه گارسونِ کلوپ فرودگاهيِ
واقع در لاکونيا، نيوهمپشر هم هستم
به فرزندخوندگي گرفته شدي - بله -
چرا دانشگاهِ هاروارد، پيتون؟
هاروارد بيشتر از هر دانشگاهِ ديگهاي رئيسجمهور تربيت کرده، هفت تا
خب، متشکرم از اين حرف
واضحه که مردِ جوانِ به خوبي آماده شدهاي هستي. فرهيخته
ممنون، مدير لارنس
ولي من واسه ديدن فريختگي اينجا نيستم
نگرانِ ميانگين نمراتم هستين؟
...چون من - نمرههات برام مهم نيست -
ميخوام تو رو بشناسم
توي واقعي
هيچوقت شده ناچار بشي به ديدنِ مادر واقعيت بري؟
نه
مادر واقعي من هميشه بزرگترين قهرمانِ من و نزديکترين محرم اسرارم بوده
آخرين باري که گريه کردي کِي بود؟
کريسمسِ پيش، بعد از تموم شدنِ «زندگي شگفتانگيز» گريه کردم
همه در پايانِ اون فيلم گريه کردن
ميدونم
گريه کردي به خاطر اينکه برات تکان دهنده بود
يا به خاطر اينکه حس کردي لازمه بکني؟
اهميتي داره؟
.:ترجمه از رضا کارگران:.
سانتاباربارا کاليفرنيا، پائيز
عالي بودي
،متوجه شدم.. هر دفعه که سکس داريم
،مهم نيست چي کار ميکنم به نظر واقعاً ازش لذت ميبري
،نميدونم، حس ميکنم شايد، بعضي وقتها، وانمود ميکني
همينطوره
..چ
،خوشم نمياد تظاهر کني. يعني
نبايد صميميت و نزديکي ايجاد کنيم؟
حتماً. ولي اعتماد به نفسي که لازم داري تا باهاش به مردي که ميدونم
ميتوني باشي رو هم ميخوايم بهت بديم
ميدونم سوپر نگاه ميکني
مغزت جوري سيمپيچي شده که از سکسِ نمايشي لذت ببري
باشه، ولي نميخوام نمايشي باشه
ميخوام واقعي باشي
از اين به بعد سعي ميکنم بيشتر غير جعلي به نظر بيام
،نميخوام به نظر واقعي بياي ميخوام واقعي باشي
نميفهمم. فرقش چيه؟
قول ميدم از حالا بيشتر واقعي باشم
کجا ميري؟ - کلاسِ موج سواري دارم -
ميخوايم اين کريسمس برگرديم هاوايي
و نميخوام اجازه بدم بابام منو بارني صدا کنه و بندازتم روي موجهاي کوچيک
بذار يه جايي هم باشه که به نظرش يه شکستِ کامل نباشم
هي، به نظرش تو معرکهاي
.فکر ميکنه خوشگلم و از چيزهاي خوشگل خوشش مياد
!ريور
!ريور - من اينجام -
.خيانتکار اي حرومزادهي از پشت خنجر بزن
.ميدوني چقدر برام اهميت داره چطور تونستي مقابل من در بياي؟
...ميدونم. گوش بده، آروم باش - نه. تو آروم باش. صحنه الان دست منه -
اصلاً از کِي ميخواستي رئيس بشي؟
اين اصلاً ايدهي خودت نبوده، بوده؟
نه، فکر اَستريد بود
گفت اگه ميخوام شانسي واسه رفتن به استنفورد داشته باشم بايد انجامش بدم و
بايد يه کاري ميکردم تا ننه بابام از سرم باز بشن
تُف تو روت. حاليت نيست که منو شکست ميدي؟
خب؟ از من خوشقيافهتري، درسته؟
،محبوبتري ...يکي از کاپيتانهاي تيم «لاکراس» هستي، پس
داري خيلي پياز داغش رو زياد ميکني
لحظهاي که برنده بشي، به همه ميگم که با هم سکس داشتيم و داري توي يه دروغ زندگي ميکني
پس، اينم از اين
پيتون - ،بهت هشدار ميدم -
کير نکن توي روياي من
خيلهخب؟ من تو يه مسير واحدم. باشه؟
،قرار نيست سر راهم قرار بگيري وگرنه به خدا قسم، کاري ميکنم تقاصش رو بدي
باشه؟ پس سر به سر من نذار، ريور
شيرفهم شدي؟
هيچوقت اين شکلي نديده بودمت
اين آدم رو نميشناسم
خب، برام مهم نيست، باشه؟ من يه جعبه نيستم، درسته؟
لازم نيست چهار تا ضلع داشته باشم که نگاهش کني و تأييدش کني، باشه؟
من.. احساسات دارم، ريور
،اينا احساسات نيستن فقط هيجاني شدي
خب، من واقعي اينه
اين کسيِ که هستم. من يه برندهم
به هر قيمتي شده برنده ميشم
ميدونم آيندهم قراره چي باشه و ميدونم چطور به اونجا برسم
و نميشه جلوم رو گرفت
قبل از بيانيههاي پاياني براي هر نفر جاي يه سوال ديگه داريم
«پيتون، رُمانِ کلاسيک مارک توين به اسمِ «هاکلبري فين
بخشي از برنامه تحصيلي سال اول اين مدرسهست
به نظرت قبل از آموزش داده شدن به دانش آموزها
بياحتراميهاي نژادي بايد از هاکلبري فين حذف بشه؟
همم
،خب، اولاً، ممنون، ويکي
،براي خدمات سالهاي سالت در کلوپِ کتابچهي ساليانهمون
و ممنون بابت سوالي که شديداً متفکرانه و تحريکبرانگيزـه
،حالا، اين سوال جوابِ سادهاي نداره
،پس تمام چيزي که ميتونم بهتون بدم يه پاسخِ صادقانهست
نه. نبايد نوشتههاي غولهاي ادبياتي مثل مارک توين رو بازنويسي کنيم
،مارک توين از نابرابري نژادي نفرت داشت ،و از نقطه نظر هاکلبري فين
اون سعي داشته گناهِ شنيع و
شرمآور بردهداري رو مشخص کنه
و نژادپرستيِ سيستميکي که در تمام ابعاد زندگيش پراکنده شده بوده
رو در محيطي که درش بزرگ شده نشون بده
،ولي اشتباه نکنيد نژادپرستياي که مارک توين درموردش نوشته
،به کُپهاي از خاکستر تاريخ طرد نشده
همين امروز در اين اتاق در کنار ماست
،درسته؟ فرق داره، مطمئناً ظريفتره
،ولي راهِ زيادي داريم تا در اين کشور به برابري نژاديِ واقعي برسيم
،و به عنوان رئيس حزب دانش آموزي اطمينان پيدا ميکنم که تمام دانش آموزان اين مدرسه
،فرصتِ برابري براي موفقيت دارن
،بدون توجه به رنگشون، عقيده، ريشهي مليتي
،جنسيت، تمايلاتِ جنسي اطلاعات ژنتيکي يا ناتواني
،اگه تصميم بگيريد بهم افتخار بدين و منو انتخاب کنيد تا جايي که قدرتِ مبارزه درونم باشه
براي تکِ تکتون ميجنگم
پس، به من رأي بدين، و کمکم کنيد اين دانشگاه رو به آينده هدايت کنم
ممنون
ريور، آخرين سوال
آه، آيا مدرسه بايد محدوديتي
براي نوشيدنيهاي قندي که در سينت سباستين به فروش ميره اعمال کنه؟
...آم
...يعني
آره؟ نه؟
کي اهميت ميده؟
،نه، ببخشيد. ممنون بابت سوال سوالِ خوبيه
فکر ميکنم بايد تصميماتِ هوشمندانهاي درمورد غذايي که ميخوريم بگيريم
،فقط حس ميکنم
واقعاً مهمترين موضوعي که هيچکدوم از ما باهاش سر و کار داريم نيست
دنيا تاريکه، آره؟ - خدايا -
و فکر ميکنم نوجوانهاي اين زمونه متوجه اين قضيه هستن
،و.. نميدونم يه جورايي حس ميکنم دنيا داره تموم ميشه
پس، ميدوني، اگه يه نوشابهي يه ليتري خوشحالتون ميکنه، ميگم بريد تو کارش
،مدام فکر ميکنم تنها چيزي که همه ما مشترکه
اينه که همهمون تنهائيم
،و عکس ميگيريم، ارسالشون ميکنيم
...و ميذاريمش روي فيسبوک و اينستا و توئيتر و اسنپچت و بقيه چيزا و
فقط بدترش ميکنه
آه، مرد
سال گذشته سعي کردم خودم رو بکشم
آره، هيچوقت.. اينو به کسي نگفتم
،عجيبه، من اين بالام ...شماها.. ميشه
...ميشه بيام پائين و باهاتون حرف بزنم؟ اين
با هم دوستيم. همديگه رو ميشناسيم
لازم نيست اين کارو بکنيم
ميتونيم يه گفتگوي واقعي داشته باشيم - باشه، داره راه ميره -
...خب، حدود يه سال پيش بود، و
نميدونم، واقعاً حسِ افسردگي داشتم
..حتي افسرده هم نبودم، فقط ...فقط نااُميد، چون، آم
...چون خيلي احساس تنهايي ميکردم. و من، آه
ميترسيدم که هميشه همچين حسي داشته باشم
داره گريه ميکنه. بده، اين بده - ..و، واسه همين، من -
...بعد از تمرين تيمي يه روز برگشتم خونه و تو خونه ورزش ميکردم
...و يه چيزي باعث شد يه وزنهي 20 کيلوي بردارم و
بستمش به مُچ پام
و رفتم سمتِ استخرم و پريدم تو قسمتِ عميقش
...و، براي يه ثانيه، واقعاً
واقعاً براي مُردن آماده بودم
،و بعد، فهميدم، ريور "الان چي کار کردي؟"
و وحشت کردم و سعي کردن اون طناب رو از مُچم باز کنم و نتونستم
،و فقط يادمه که سطح آب رو نگاه ميکردم و فکر ميکردم
هيچکس اينجا نيست، مرد"
".همينجا تنها ميميري
...و بعدش، آم
چيزي بعدي که يادمه شناور بودن رو سطح آبه
،پايانِ باحالي واسه اين داستان وجود نداره
فقط اينکه طنابه خودش از وزنه جدا شده بود
(نميدونم، هيچوقت کمپ زني نرفتم (گره زدن بلد نيستم
هيچکس اونجا نبود
خداي من، داره مثل نيکسون عرق ميکنه
نميخوام هيچکس اينجا در اين مدرسه همچين حسي داشته باشه
واسم واقعاً مهمه که همهتون بدونيد
که زندگيهاتون ارزش داره
و اينکه اهميت دارن
اينکه شما اهميت دارين
همهش همين رو واسه گفتن دارم
عاشق اين بابام
کانديدها، حالا وقتِ اظهارنظرهاي نهاييتونـه
برش ميدارم
مردم دروغ ميگن، ارقام نه. بعد از اون گفتگو ريور ده امتياز ازت جلوتره
No comments yet. Be the first to leave one.