Five Broken Cameras

Five Broken Cameras

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

5 Broken Cameras (2011)
A Commentary by finland
www.anarchistha.wordpress.com داونلود فیلم و زیرنویس فارسی

Tags

cam
Published on: 2014-04-05
Downloads: 53
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

در زندگيم چيزهاي زيادي را تجربه کرده ام

خاطراتي که هنوز هم در مخيله ام مي چرخند

درد و لذت، ترس و اميد همه با هم عجين گشته اند

دارم مسيرم را گم مي کنم

وقتي که زخمهاي قديمي فرصت التيام ندارند

روي آنها زخمهاي تازه اي بوجود مي آيد

تصميم گرفتم از رويدادها فيلم بگيرم تا خاطراتم باقي بمانند

اينها پنج دوربين من هستند

هر دوربين بخشي از زندگيم است

پنج دوربين شکسته

کل زندگيم را در شهر محل تولدم بلعين، گذرانده ام

يک روستاي احاطه شده با تپه ها در کرانه اشغالي رود اردن

من هم مثل اعضاي خانواده ام کشاورزي مي کنم

زمين ما را به سمت درون مي کشاند

دوران کودکي ام صرف کمک به پدرم در زراعت گرديد

زيتونها را مي چيديم

يک بار از چيدن زيتونها خسته شدم

پدرم با چوب من را زد من هم فرار کردم

دوست داشتم با دوستانم داخل طبيعت بگردم

يک روز تعداي نقشه بردار اسراييلي را ديديم

مي خواستند از ميان زمينهاي ما ديوار حائل را بگذرانند

اولين روزي که بولدزورها آمدند خيلي سخت و کُشنده بود

هر چند براي من به نوعي روز خوبي هم بحساب مي آمد

زيرا چهارمين فرزندم، جبرئيل در حال متولد شدن بود

اولين دوربينم را تهيه کردم تا از جبرئيل فيلم بگيرم

بابا، اجازه بده من هم بگيرم

من و ثريا چهار تا بچه داريم

هر يک از آنها در موقعيتهاي مختلفي بدنيا آمده

و همگي داراي دوران کودکي متفاوتي هستند

اولين فرزندمان محمد بود که در سال 1995 بدنيا آمد

يعني زماني که هنوز به نتايجِ قراردادِ بظاهر صلح اسلو اميدوار بوديم

در دوران کودکي او داشتن آينده تا حدي خودنمايي مي کرد

هر تابستان مي رفتيم به ساحل دريا

سه سال بعد و در دوران بي ثباتي ياسين به دنيا آمد

سال 2000 و همزمان با شروع انتفاضه، تقي الدين متولد شد

بيمارستان لبريز از اجساد شهدا و زخمي شدگان بود

دوران کودکي او مصادف شد با محاصره طولانيِ

کرانه باختري و درد و مشقت بي پايان

سال 2005 کوچکترين فرزندمان جبرئيل ديده به جهان گشود

هم دوران کودکي خودم و هم فرزندم جبرئيل

ساختِ شهرکهاي اشغالي به ما نزديک و نزديکتر مي گشت

يعني خانه هاي مهاجران يهودي زمينهاي کشاورزي ما را غصب نمودند

جمعيت شهرک موديعين عيليت هر 5 سال، دو برابر مي شود

هدفِ ديوار، تأمين امنيت شهرک نشين ها و آواره کردن ما در بيابان است

ديواري که نزديک به روستاي ما، بلعين و خيلي دور از آنها ساخته مي شود

و زمينهاي ديگر روستاها را هم بخاطر آن مصادره کرده اند

عماد، نگذار بچه ها بيرون بروند روستا پر از سرباز شده

بمحض اينکه اتفاقي در روستا پيش مي آيد شروع به فيلمبرداري مي کنم

هيچوقت آرزوي ساختن فيلم سينمايي را نداشته ام

الان که دوربين دارم

از من مي خواهند تمامي رويدادهاي روستا را فيلم بگيرم

من فيلمبردار روستاي بلعين شده ام

اما دوربين من خوب کار نمي کند

براي فيلمبرداري به دوربين بهتري نياز دارم

اين دوربين بدرد نمي خورد

مردي که مثل موش آزمايشگاهي روي زمين دراز کشيده، دوستم، فيل است

بچه ها او را الفيل صدا مي کنند

الفيل به عربي يعني: فيل واقعي

الفيل معمولا با بچه هاي روستا ديده مي شود

بنظرم بچه ها او را دوست دارند

زيرا آدم پر شور و شوق و اميدواري است

نمونه اي که در بين افراد بزرگسالي مثل ما کمتر ديده مي شود

آسفالت جاده ها احتمالا خيلي از ! مشکلات مان را حل خواهد کرد

محله چطور بنظر مي آيد ؟ امروز کلِ کارها را انجام مي دهيم

آب ميوه ات را بخور آب ميوه هست ولي غذا همراه ندارم

پاييزها از زمين مان زيتونها را مي چينيم

زميني که طبق برنامه صهيونيستها بزودي مي افتد آن سوي ديوار

! از محل ساخت و ساز بيرون برويد

محدوده ساخت و ساز ! را فورا تخليه کنيد

! ديگر جلو نياييد

نه، نه، به ديوار نه، نه، به ديوار

دارم کامفيوز مي کنم

وقتي مي بينم اشغالگران دارند اينطور وحشيانه برادرم رياض را مي زنند

چند لحظه طول کشيد تا فهميدم که اين کوکلوس کلانهاي نقابدار

همان نيروهاي ويژه اسرائيل در لباس فلسطيني ها هستند

آنها درون مردم نفوذ کرده تا هرج و مرج و کشتار راه بياندازند

خفه شو، تکان نخور

ولم کنيد

دستبندها را باز کنيد

بهمراه ديگر فعالين مشغولِ تدارک تظاهرات عليه اسرائيل هستيم

هنوز هم چيز مهمي براي گفتن داريد ؟

در اين نقشه بلعين اينجا واقع شده

بخشي از شهرک متياهو در اراضي بلعين قرار داده شده

همچنين بخشي از شهرک موديعين عيليت نيز همينطور

نقشه هاي جديد بناسازي از قبل هم وسيعتر مي باشند

مي خواهيم بدانيم

چگونه ارتش اسرائيل مجوز اشغال اين منطقه را دريافت کرده

و شرکتهاي ساختماني از چه راهي مجوز اشغال اين زمينها را گرفتند ؟

قرار ما اينست که هر جمعه بعد از نماز ظهر

سعي کرده وارد منطقه شده و تظاهرات بکنيم

صبح بخير، بلعين

خدا جون، سرنوشت تو را در دستانش بگيرند

به ما بپيونديد مردان و زنان، جوانان و سالمندان

ما از تفنگ و گاز اشک آور نمي هراسيم

اينجا خاک ماست

اينجا براي شما اشغالگران نيست

اينجا روستاي کوچکي است

چي فکر کرده ايد ؟

مگر خودتان قلب و خانواده نداريد ؟

خوب مي دانيد که اينجا زمينهاي بلعين هستند

زمينمان را دزديديد

دست برداريد برويد گورتان را گم کنيد

اين، اديب است

او هميشه دنبال يک فرصت براي سازماندهي حملات مي گردد

اينجا بدنيا آمده ايم

و همينجا هم خواهيم مُرد

تا آخر عمرمان در اينجا زندگي خواهيم نمود

ساخت ديوار نژاد پرستي بدون وقفه ادامه دارد

بايد استقامت بخرج دهيم

از سراسر جهان مبارزين به جبهه مقاومت مي پيوندند

آنها داراي نقشه هايي خلاقانه براي ادامه تظاهرات ها هستند

آنها بي توجه به اتفاقات تا آخر پيش ما باقي مي مانند

آن روز، بطري گاز اشک آور اولين دوربينم را شکست

اولين دوربين من که شاهدِ حوادث زمستان تا پاييز 2005 بود

مورد اصابت قرار گرفته و شکست همچنين دستِ عماد هم زخمي شد

من شغل و درآمد ثابتي ندارم

معيشت ما روستائيان از زمين تأمين مي گردد

بخاطر ادامه فيلمبرداري، دوستم اسماعيل يک دوربين بمن مي دهد

اين هم از دوربين

درپوشِ روي لنز

هنگام راه رفتن يا دويدن بخاطر فيلمبرداري، راحت مي افتد

بقيه چيزها اوکي است

، برادرم بعد از يک ماه زندان آزاد شد

او جزو اولين دستگير شدگان تظاهرات اخير بود

يکسال از عمر جبرئيل گذشت

مي بينم که هر حرکت زندگي برايش هيجان برانگيز است

دارم با دوربين تعقيبش مي کنم

تلاشي براي کشف دنيا از زاويه چشمان او

مرسي که بخاطر فشارهاي وارده توانستيم بطور موقت

اجازه ورود به طرف ديگر نرده ها را بگيريم

جبرئيل دارد اولين واژه ها را بر زبان مي آورد

لحظاتي پر شور و شوق براي ما

ما کجا هستيم ؟ بغل ديوار

گولوله همه جا گلوله و فشنگه

برويد کنار

نترسيد

آنها چي بودند ؟ التش

ارتش چکار کرد ؟

التش

سريعتر ...

يواش يواش راهمان را ادامه داده

در حاليکه ساختمانهاي تازه ساخت خاکمان را اشغال مي کنند

سلام ابو محمد

داري ازدواج مي کني ؟

مي روم تظاهرات روزانهِ روستا

چيزي که خيلي با ارزش تر از ازدواج کردن است

رفقاي آلماني، اسپانيايي و فرانسوي به روستاي بلعين خوش آمديد

بلعين دارد به نماد مقاومت در سراسر جهان تبديل مي گردد

ما به تمامي رويدادهاي سياسي واکنش نشان مي دهيم

مانند شبيخون سال 2006 زايونيستها به لبنان عزيز

اديب و فيل هميشه در خط مقدم تظاهراتها هستند

اينبار دوربين من تقريبا جانِ سالم بدر برد

چي شد ؟ به دوربينم شليک کردند

برويد به درک آشغال کله ها

بهش شليک کن

خون

خونريزي دارم

آرام باش، اديب خوب مي شوي

پايم درد دارد

نزديک بود او را بکشيد

چرا اينکار را مي کنيد مگر ديوانه شده ايد ؟

او را کشتيد

دستگيرش کنيد باهاش جر و بحث نکنيد

فقط دستگيرش کنيد

فيل همان روز آزاد شد

و اديب يکسال منتظر بهبودي ماند

البته تسليم شدن در کارش نيست

هر چند، من و اديب و فيل آدمهاي متفاوتي هستيم

ولي هنگامِ تظاهرات

يک روحيه مشترک و ناگسستني بين ما بوجود مي آيد

از لنز دوربين استقامت اديب

و روح بزرگ فيل را مي بينم

هر دو الگوي عشق به زندگي هستند

مرغ و خروسها نمي خواهند داخل لانه هاشان بروند

در هر شرايطي بيرون مانده و روي درختها مي پرند

چرا ؟ چونکه آزادي را دوست دارند

تبديل نفرت به عشق و محبت خيلي گذشت و نيرو مي خواهد

من و فيل نگران اديب هستيم

صبر کن

پسر بزرگم، محمد مي خواهد از من فيلم بگيرد

به ثريا نگاه مي کنم، دختر فلسطيني که در برزيل بزرگ شده است

او از چيدن زيتونها و کشاورزي خوشش مي آيد

اين زمين ما را گردِ هم جمع کرده است

علاوه بر متحدن کردن ما زمين بما روزي هم مي رساند

رژيم زايونيستي، روشهاي مختلفي براي اشغال زمين ها بکار مي گيرد

بعضي از اين دسيسه ها حتي با قوانين خودشان هم در تضادند

مثلا به شهرک نشينان اجازه مي دهند

خانهاي پيش ساخته را در زمين فلسطيني ها بکارند

چيزي که بعدا دايمي گشته و منجر به تصاحب زمين مي گردد

به همين دليل سعي مي کنيم جلوي نصب آنها را بگيريم

اينجا پايين نياوريد

از اين جا گم شو ! و گرنه ناکارت مي کنم

بزن، بزن

بمن دست نزن

شما را به دادگاه مي کشانم کي هستيد

ما خشونت طلب نيستيم ! و لزومي به اينکار نيست

و دست آخر جهودها بما شبيخون زدند

شما ما را مي کشيد

فيلمبرداري نکن

روده درازي نکن

More Farsi Persian subtitles for Five Broken Cameras

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left