The first 157 lines.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
اژدهای قرمز رو می بینی؟
خرسای درخشنده از سمت ساعت دو یه گله کاملن!
کلی برف به پا کردن!
چندتائن؟!
هشت، نه، ده!
می دونند ما اینجاییم، مستقیم دارن میان طرفمون!
بجنبین!
پخش بشین!
باتلاق، بیا پایین کمک کن!
اطاعت!
باتلاق!
باشه!
حالا!
بریزید سرشون!
هی، اژدهای قرمزه!
داره میاد!
خرسا داشتن از دست اون...
هی، باتلاق، چه خبر شده؟
به نفع خودته گشاد بازی در نیاورده باشی!
به خاطر ابرا نمیتونستم ببینمش!
لعنتی!
عقب نشینی کنید!
با دود پوششتون میدم!
پخش بشین و فرار کنین!
گیرش آوردم.
کشتش.
جدی کشتش!
گل کاشتی.
پسر، باتلاق واقعا کارت درسته.
وقتی گفتی از قاره شیاطین گذشتی شوخی نمی کردی پس.
می دونستم کارت درسته، ولی نمی دونستم کارت اینقدر درسته.
خب، اژدهائه نیمه جون بود.
می گم باتلاق، به نظرت وقتش نیست جدا بیای تو گروه ما؟
می دونم که از وقت گذروندن با ما ناراحت نمیشی.
شرمنده، وقتی شهرتم اینجا هم پخش شد، باید برم کشور بعدی
هنوزم باید دنبال مادرم بگردم.
بابت امروزم قدردانم.
و بعد ظاهر شد!
یه اژدهای قرمز!
هیولای عظیم رو در منشا لقبش، باتلاق، گیر انداخت،
و سنگ غول پیکری رو روی اژدها...
حوصلمون سر رفت! یه چیز دیگه بخون!
راست میگه. ریدی به شراب خوبمون!
عحب آدمای بی شعوری. قهرمان آواز اینجا نشسته ها.
بالاخره پیدات کردم،
رودیوس باتلاق.
پشمام! باتلاق اینجاست.
پس بالاخره پیدام کردی.
این رو بهش گفتم ولی روحمم خبر نداره کیه.
خیلی زود پیدات کردم، همونطور که اون میگفت نشناختنت کار سختیه.
الان گفتی بالاخره؟
فکر می کردم شرق تر از این رفته باشی.
چه خبره؟ عشق در نگاه اول؟
یا نکنه دنبال بدنمه؟ این اواخر مردونه تر شده.
به هر حال من یه پسر در حال رشدم، کلی عضله هم اضافه کردم.
چیزی شده؟
اوه نه، اصلا چیزی نیست.
واو!
کی فکرش رو می کرد باتلاق زن داشته باشه؟
اسم من الینالیزه است. الینالیزه دراگونرود.
قبلا با پدرت پائول تو یه گروه بودم.
آها.
و از دوستای روکسیم.
ها؟! استادم رو می شناسی؟!
الان کجاست؟
مهم تر از اون...
شنیدم که دست تنها یه اژدهای وحشی رو کشتی.
آ..آره، ولی وقتی من رفتم سراغش نیمه جون بود.
حالا می فهمم چرا روکسی ازت تعریف می کرد.
جدا؟ یه کم خجالت آوره که...
به کجا داری دست می زنی؟
سینهات، ماشالا به این همه جمال.
جریان چیه؟ نکنه ازم خوشت اومده؟
آره، مردونه تر از اونی هستی که فکرش رو می کردم. چه شکار خوبی.
ولی تعجب کردم. فکرش رو می کردم یه بچه رو پیدا بکنم.
ام...
شما خودتم خیلی زیبایی خانم.
شوخیاش من رو دستپاچه نمی کنه. به هر حال باکره که نیستم.
ها؟
خدایی؟
شوخی شوخی انگار جدیه.
جدی؟ برم برا بوسه؟
ها؟
ای وای، چه آویز زمختی، ولی خیلی زیباست.
کی بهت دادتش؟
یه دوست قدیمی؟
یه دوست؟ الف بود؟
ها؟ آره، الفه.
ولی چرا پرسیدی؟
سگ توش، فرصت از دست رفت.
اوه، دلیل خاصی نداره.
یه لحظه صبر کن.
دیدی؟ مثل همن.
درسته.
ای وای. با خودم چی فکر می کردم؟
اینقدر سر به سرم نذار.
من هیچ وقت سر به سر مردا نمی ذارم.
ولی نمی خوام عروس پائول بشم
یا دوستیم با روکسی بهم بزنم.
خب الینالیزه سان، کاری با من داری؟
آره.
برات خبر خوب آوردم.
جدا؟
اون روز،
فهمیدم که زنیث کجاست
تو هزارتوی شهر راپا نزدیک مرکز قاره بگاریته.
پیاده از اینجا رفتن ممکنه یه سال یا بیشتر طول بکشه.
علاوه بر اون، تقریبا زمستون شده.
پس تصمیم گرفتم توی این کشور تا یه مدت دیگه بمونم.
اونطور که الینالیزه میگه، زنیث از جستجوگرای هزارتوئه.
و این که...
لازم نیست عجله کنی.
وقتی دنبال خانواده پائول می گشتیم روکسی رو دیدیم و همگروه شدیم.
تا الان بقیه هم باید رفته باشن پیش پائول و رسیده باشن به بگاریت.
وایسا چی گفتی؟ استادمم رفته؟
پائول رو نمی دونم، ولی اگه روکسی اونجاست جای نگرانی نیست.
اوه رودیوس، خوش برگشتی.
سلام الینالیزه سان. می بینم که طبق معمول سر صبحی در حال فعالیتن.
ها؟ فعالیت؟ چی...چی داری...
روز سردیه. مراقب باش سرما نخوری.
تا هفته بعد، خیلی سریع فهمیدم که الینالیزه غول آخر فاحشگیه.
به سرعت برق و باد مردا رو میبره تو اتاقش.
تقریبا هر روز.
صرف وجود همچین موجودی جرمه.
البته من که مشکلی ندارم.
اصلا دلم میخواد منم دست به کار بشم.
ولی تا الان که شانسی نداشتم.
دو سالی میشه که بیماریای داشتم،
که ذهن و بدنم رو فلج کرده.
رک بگم، اختلال نُعوظه.
تسلیم شدم.
دیگه امید به هیچ رابطهای ندارم.
دیگه عاشق نمیشم.
ترجیح میدم به جای چشیدن دوباره طعم خیانت نگاه کنم، دست بزنم،و تحسین کنم.
همینقدر برام کافیه.
به... به خدا گریه نمی کنم!
سوءتفاهم نشه باتلاق!
قصد نداشتم برم سراغ زن تو.
از این خبرا نیست سول.
الینالیزه زن من نیست.
تازه، خودت می دونی که سالار خوابِ خوابه.
اوه، آره شرمنده.
نمی خواستم رو زخمت نمک بپاشم.
طوری نیست.
خب، خوش گذشت؟
چه جورشم. بهتر از این نمیشه.
شنیدی الینالیزه سان؟ خیلی راضیه.
معلومه که راضیه. امکان نداره من با کسی بخوابم و راضی نباشه.
صحیح.
خبر داشتم که با چندتا از اعضای دیگه گروه سول هم بوده.
الینالیزه سان.
بله؟
سراغ هر کی می خوای برو، ولی مواظب باش شر نشه.
معلومه.
هی، چی دارین می گین؟
چیز خاصی نبود.
No comments yet. Be the first to leave one.