The first 127 lines.
"سال 1994"
شيو پراکاش شوکلا کجاست؟ اون خونه نيست-
و شما کي هستين؟؟
من پدر شيو پراکاشم
پرامود شوکلا
جناب شوکلا من راجيش چوبيام، رئيس پليس اينجا
جناب شوکلا ببينين، هيچ احتياجي به نگران بودن نيست وضعيت تحت کنترله
ولي اگه زنگي چيزي زدن بهمون بگين
به کسي هم نگين. بقيهـش رو به ما بسپارين، باشه؟
"از همه چهرهـت رو پنهون ميکني"
"وحشت دقيقا مثل توئه"
"حتي خداهم ازت وحشت داره"
"روي سر همه نشستي و حمکراني ميکني"
"همه رو با اسلحه ميفهموني"
"تو طوفان و تو خرابي هستي"
"حيله گر" "بر اساس حوادث واقعي"
"سال 1998"
گوش کن، يه چيزي رو بگو بپرس-
من اولين دختري ام که باهاش؟
که باهاش چي کار کردم؟؟
اينقدر احمق نباش ميدوني دارم چي ميگم
الو، صدات نمياد
الوو مثل اين که گوشيم خراب شده-
اگه اينطوري کنه ميندازمش تو سطل آشغال
نه پرتش نکن الان صداتون مياد
اومد؟؟ آره مياد-
پس داشتم چي ميگفتم
اولين بار که ديدمت فهميدم که چطوري هستي
تجربه خوبي داري
براي آرامش ذهن من يه شماره بهم بده
ولي تو قبلش يه چيز رو بهم بگو بپرس؟-
اين دختره کيه؟
چند سالته؟
جناب شوکلا کار اشتباهي کردي چه کار اشتباهي؟؟-
داري از يه دختر سنش رو ميپرسي
اينطوري گناهکار ميشي من همينطوريشم گناهکارم-
پياده شين
بيا
داداش اين که دوباره داره گريه ميکنه
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مبين - ويرايش: سميرا
بيا ديگه
شما پرواز پشت سر هم دارين از لاکنو به بمبئي و بعدش از بمبئي به بانگوک
چمدوني چيزي دارين؟
نه هيچي نداريم
چرا مثل مجسمه وايسادي و هيچي نميگي
آقا چند دقيقه ديگه هوايپما پرواز ميکنه اگه ميشه کمربندتون رو ببندين
صبر کنين
حال ميکني؟؟
از اينا آينده زياد ميبيني
مثل اين که بعد از اومدن به دهلي فورا يه دختر رو تور کرده
موقتيه
هر وقت بخواد بهش زنگ ميزنه
ولي اسم دختره چيه؟ حتما يه جوري صداش زده
بله قربان
اينارو ببينين
جونم، عزيزم، عشقم با اين چيزا صداش زده
حواستون باشه و هرچي گيرتون اومد فورا گزارش کنين
شايد بتونيم دستگيرش کنيم
"بانکوک"
بله داداش، سلام
بله داداش همه چيز خوبه
بله
نه اومده بود فقط يه کم توي فرودگاه دير شد
بله
در رو باز کن
بله داداش؟
خواهرش رو
چطوري بردش آخه؟؟ نه ببين داداش
نه شما نگران نباش داداش خودم حواسم هست. آره رسيدگي ميکنم
بله حتما
بله داداش؟؟؟ آره بابا
الان که خوبه
الان شروع ميکنيم
فردا ميبرمش
باشه داداش
خداحافظ
داداش رانجان بود
بابات احوالت رو ميپرسيد
بابا کيه؟؟
بابا يعني جناب تيواري
ميپرسيد که حالت چطوره؟
منم گفتم عاليه
خب
آبجو ميخوري؟؟
اوهوي پهلوون
ميخواي چيکار کني؟
ميدوني يا نه؟؟؟ تو تحت تعقيبي
زنگ زدن ممنوعه
ببين من ميدونم
از خونه اومدي بيرون
دلت ميخواد حرف بزني
ميذارم که حرف بزني ولي الان نه
وظيفه مراقبت از تو به عهده منه
هرچقدر دلت ميخواد با من حرف بزن
من باهات حرف ميزنم با هم ميريم بيرون خوش ميگذرونيم
باشه؟؟
ولي فعلا موبايل ممنوعه
چيزي
فهميدي؟؟
بفهمم هم به تو نميگم
يه بار به جناب تيواري زنگ بزني،بپرسينه که کجاست و حالش چطوره؟
الو سلام-
جناب تيواري هست تو کي هستي؟-
پرامود شوکلا کي؟؟-
پرامود شوکلا
جناب تيواري الان سرش شلوغه بعدا زنگ بزن
ولي آخه
چي شد؟
سرش شلوغه
اخبار مهم امروز
...امروز صبح نزديک ساعت سه
در فيروز آباد يه حمله... صورت گرفت که دويست نفر
قربان
جناب چوبي اين وقت صبح اومدين لطفا بشينين
داداش
يه چيزي بيارين
چي شده؟
چيزي نيست قربان پرونده تحت کنترله
ولي يه کم
بگين، نترسيد چي شده؟
از اون طرف يه کم بهم فشار ميارن
بايد يه پيشرفتي توي روند پرونده باشه
خب پيشرفت رو نشون بدين کاملا پيشرفت رو نشون بدين
روال پرونده بايد با صداقت کامل دنبال بشه
درسته؟؟
بفرمايين
شير گاوه بنوشين
No comments yet. Be the first to leave one.