Release info

While You Were Sleeping Episode29 sunflowermag ir
A Commentary by Aurora_1995
کاری از تیم ترجمه مجله گل آفتابگردان. مترجمان: شیما و زهرا

Tags

other
Published on: 2017-11-15
Downloads: 54
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

گشت شماره 4 از بخش سانگکو صحبت میکنه

ما یه گزارش آدم ربایی دریافت کردیم

پشت بوم شرکت حقوقی هه کوانگ در موگکودونگ

یه ماشین گشت و اورژانس اعزام کنین

میتونیم به کسی که زنگ زده اعتماد کنیم؟

آره. باید تا 5 دقیقه ی دیگه برسیم اونجا

آقا، من باید هرچه سریعتر برسم

... این سرنگ

همه ی ماهیچه های بدن رو فلج میکنه

بعدش دیگه نمیتونی نفس بکشی

و تا 5 دقیقه بعدش میمیری، انگار که داره خوابت میبره

مرگت خیلی آروم و راحته

الان ساعت چنده؟

ساعت چنده؟

اینجا کجاست؟

میخوای بدونی کجا و چه ساعتی میمیری؟

اینجا پشت بوم شرکت حقوقی هه کوانگه و ساعت هم

دقیقا 10 و نیم ـه

جه چان

شنیدی؟

شنیدی، نه؟

... این

چه دختر جالبی

خرابه؟ چرا کار نمیکنه؟

... چی

چی شده؟

چطوری میتونیم بریم پشت بوم؟

آسانسور به خاطر قطع برق، کار نمیکنه

آسانسور اضطراری اون طرفه

چراغ قوه تُ بهم قرض بده

چی شده؟

ترسناک به نظر میای

یه جوری نگام میکنی انگار میخوای منو بکشی

آره

میخوام

یعنی میگی قراره قاتل بشی؟

نه اصلا

فقط میگم باید آشغالا رو از زمین پاک کنیم

میخواستی اون خبرنگارو بکشی

میخواستی منم بکشی

ولی من وقتی میخواستم جلوتو بگیرم، کشتمت

یعنی این کارو برای دفاع از نفر سوم کردم

آخرش هم حکم بیگناهی بهم میدن

خودت گفتی

همه چیو راست و ریس کنم

و کاری کنم که این یه معامله ی دو سر برد برای همه باشه

این هم راهی بود که پیدا کردم

ووتاک، حتما اونجاست. همون جا

هونگ جو

ایشون خانم نام هونگ جو هستن. درسته؟

وای چی شده؟

خدای من، چی شده؟ شما حالتون خوبه؟

من خوبم. شما به خبرنگار نام هونگ جو رسیدگی کنین

هونگ جو

قلبش میزنه - بخوابونش -

چی؟

الان مهم نیست که قلبش میزنه یا نه

خودش نمیتونه نفس بکشه. چون ریه هاش فلج شدن

چی؟ - .... وضعیتشو برای پزشک -

توضیح بده و بگو دستگاه تنفس مصنوعی بیارن

باشه

هونگ جو. هونگ جو خواهش میکم

خواهش میکنم تحمل کن

... خواهش میکنم

هونگ جو خواهش میکنم

هونگ جو

خواهش میکنم

بیدار شو

هی

هونگ جو

تحمل کن، خواهش میکنم

قسمت 29: کنارم بمون

قسمت 29: کنارم بمون

حالتون خوبه؟

آره. یه کم سرگیجه دارم ولی خوبم

ما از اداره ی پلیس هانگانگ اومدیم

میشه بهمون بگید چی شد؟

خبرنگار نام برای یه مصاحبه اومده بود دفترم

و با هم قهوه خوردیم

یه دفعه احساس خستگی کردم

حتما یه نفر یه چیزی توی قهوه ریخته بوده

... سرم مدام گیج میرفت. ولی دیدم که

اون زنه ها جو وون خبرنگار نام رو از دفترم برد بیرون

سعی کردم جلوشو بگیرم

ولی به خاطر دارو، اصلا نمیتونستم تکون بخورم

ها جو وون همون زنیه که مُرده؟

بله. یه مدت پیش اومده بود دفترم

اصرار میکرد که خودش قاتل پرونده ی قتل های سریالی تزریقه

اومده بود که باهام مشورت کنه

یعنی اونی که دستگیر شده بود، قاتل نبود؟

درسته

عجیبه

بهش پیشنهاد دادم خودشو تسلیم کنه

ولی به حرفم گوش نداد

فکر کنم دیده بود که با خبرنگار نام ملاقات کردم

و فکر میکرد داشتم اطلاعاتو به خبرگزاریا میدادم

به خاطر همین فکر میکنین توی قهوه تون، خواب آور ریخته؟

خب، حدس میزنم که اینطوری باشه

خب بعدش چی شد؟

اصلا قدرت تکون خوردن نداشتم ولی کامل بیهوش نبودم

فکر کردم باید هرطوری که شده، نذارم یه نفر دیگه رو بکشه

پس به زور دنبالشون تا پشت بوم رفتم

نه - ... ولی ها جو وون زودتر -

سرنگ رو به خبرنگار نام تزریق کرده بود

میخواستم جلوشو بگیرم ولی به خاطر دارو نتونستم تکون بخورم

بعدش ها جو وون میخواست به من حمله کنه

وقتی میخواستم جلوشو بگیرم

با هم درگیر شدیم و هُلش دادم

و اونم از ساختمون افتاد پایین

بعدش هم وقتی میخواستین خبرنگار نام رو نجات بدین

بیهوش شدین

درسته

اگه منو مسموم نکرده بود

میتونستم جون خبرنگار نام رو نجات بدم

نگران نباشین. خانم نام هونگ جو حالش خوبه

حالش خوبه؟

یعنی میگین زنده ست؟

بله. زنده ست

... چطوری

شنیدم 5 دقیقه بعد از تزریق دارو، آدمو میمیره

بله. همه دارن میگن معجزه شده

شنیدم اگه یه دقیقه دیرتر نجاتش میدادن، مرده بود

دادستان جانگ جه چان با انجام عمل احیا، جونشو نجات داد

دادستان جانگ جه چان؟

اومده بود اونجا؟

خبرنگار نام خیلی خوش شانس بود

حتما خدای شانس همیشه باهاشه

دقیقا

خیالم راحت شد

دکتر، هونگ جو چطوره؟ حالش چطوره؟

وضعیت بحرانی رو رد کرده

به لطف انجام به موقع احیا، تونست زنده بمونه

ولی نمیتونم دقیقا بهتون بگم

کِی به هوش میاد

منظورتون چیه؟

یه مدت خیلی زیاد نتونسته تنفس کنه

در اون موقع هم اکسیژن به مغزش نرسیده

و ممکنه به خاطر همین، آسیب روانی بهش رسیده باشه

در حال حاضر نمیتونیم چیزی در این مورد پیش بینی کنیم

مادرجان

من خوبم. خوبم

... متاسفم، من

باید زودتر نجاتش میدادم

نه اینطوری نگو. ممنون. تو جونشو نجات دادی

خوشحالم که زنده ست. ممکن بود بمیره

نگران نباش

هونگ جو به هوش میاد

دوباره مثل همیشه سالم و سلامت بیدار میشه

هونگ جو چطوره؟

دکتر میگفت وضعیت بحرانی رو رد کرده

ولی کاملا بیهوشه

.... الان

حرفای وکیل لی یو بومُ شنیدم

چی گفت؟

فکر کنم اصرار داره که کارش برای دفاع بوده

لی یو بوم الان کجاست؟

توی اورژانسه؟

جه چان

آقای چویی

... چرا

... آخه چرا

چرا این کارو کردی؟

چرا اینقدر یهویی رفتی؟

چرا تو همچین موقعیتی رفتی؟

چرا دقیقا باید یه همچین موقعی اینطوری میشد؟

... من

... شما منو کاملا

تنها گذاشتی

چرا تنها گذاشتی؟

... چرا

آقای چویی

ببخشید دادستان جانگ

هیچکس نمیدونه که استعفا دادی

هیانگ می هم گفت به کسی نمیگه

فقط فکر کن چند روز رفته بودی مرخصی

... وقتی برگردی

برنمیگردم

میخوام توی شرکت حقوقی هه کوانگ کار کنم

استعفا دادی که بری دفتر لی یو بوم کار کنی؟

آره

ولی ... چرا؟

خیلی وقت پیش

برادرم از ارتش فرار کرد

هرموقع بهم زنگ میزد و میگفت نمیتونه ادامه بده

من باید برم - بهش میگفتم همه با این وضعیت کنار میان -

و ارتش باعث میشه مرد بار بیاد

اینطوری سرزنشش میکردم

هیچوقت درست به حرفاش گوش ندادم

خیلی احساس بدی داشتم

خیلی احساس عذاب میکردم که هیچوقت به حرفاش گوش ندادم

بعد از فرار هم که اومده بود پیشم

اولین فکری که به سرم زد، این نبود که راضیش کنم که خودشو تحویل بده

اون خیلی گرسنه بود، اولویت اول منم این بود که بهش غذا بدم

... وقتی شنیدم که رئیسمو کشته

و یه عده ی دیگه رو هم کشته

میخواستم خودمو بکشم

فکر میکردم کم کاری کردم

چرا الان؟

کلی وقت داشتی

باید بار اول که همدیگه رو دیده بودیم بهم میگفتی اینطوری همه چی آسونتر بود

More Farsi Persian subtitles for While You Were Sleeping

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left