The first 200 lines.
من ممکنه در شُرُف کشف ماهیت واقعی مأموریت سرنوشت باشم
تا الان کنترل این سفینه تمام وقت دستت بود
چرا به هیچکس نگفتی؟
اتحاد لوسین در حال برنامه ریزی برای حمله به زمینه
من رایلی رو کُشتم با دستای خودم خفهش کردم
تو یه فرماندهی خوبی
این یه مأموریت واسه بردن مردم به خونه نبوده
هرگز هم درمورد رفتن به خونه نبوده درمورد اینه که کجا میخوایم بریم
ماموریت اینه
اون ماشینها، با یه دستور ساده کار میکنن
"پیدا کردن تکنولوژی بیگانه و نابود کردن اونها"
یه گزارش آسیب از کل سفینه میخوام
راش، هرکاری میخوای بکنی، باید الان بکنی
نرم افزار تشخیص، دوست یا دشمن
چطور میشه اگر بهشون بگم اونا دشمن هستن؟
جین و من فهمیدیم
که چطور سمبل نهم رو به زمین برگردونیم درحالی که سفینه خودشو از یه ستاره شارژ میکنه
بهشون بگو سعی نکنن با زمین ارتباط برقرار کنن. کار نمیکنه
اگر اونا این مسیرو پیش بگیرن همشون میرن به سمت مرگ
کافیه، سعی نکن مردم رو دیگه با این بترسونی
سه ثانیه صبر کنید، بعد دنبالم بیایید
ارتباط وصل شده بود
ولی تو تنها کسی بودی که از این طریق با زمین ارتباط برقرار کرده بودی
حدود 20% از بازدهی رو از دست دادیم
کُلش درمورد اینه که باید بریم و بدستش بیاریم
بریم
قربان - تی.جی -
هی، تعداد زیادی از مردم دارن گزارش های سردرد میفرستن
یه جفت از موارد حالت تهوع و سرگیجه داشتن
نمیدونم مربوط میشه یا نه
ولی هر دو مورد توی طبقه چهارم بخش سی خواب بودن
آره، یه چیزی توی اون سطل ها همیشه خرابه
راش و برودی هر دو دارن روش کار میکنن آهک بیشتری واسه فیلترای هوا نیاز داریم
یانگ هستم، چی شده؟
دوتا دروازه هست
یکیشون قفله، ولی اون یکی اُمیدوار کننده به نظر میاد
یه تیم میفرستم
...هر تصمیمی که واسه انجام بگیری، من
سلام - سلام -
الان گزارش دادن
به نظر میاد این سیاره ممکنه بعضی از تدارکاتی که میخوایم داشته باشه
از اونا خوشتون اومده بود؟ اونا افتضاح بودن
آره، مزه وحشتناکی داشتن
پس چرا میپرسید؟
چرا من همیشه باید آخرین نفری باشم که میفهمم؟ چی اونا خوب بود؟
هی، تو هم اونا رو دیدی؟
نه، نه، نمیتونی همینطور موضوع رو عوض کنی
نه، جدی میگم، ببین
یه چیزی اون بیرون داره حرکت میکنه
اونجا
اونا دیگه چین؟
پهپادن
بهمون حمله شده
Sajjad-SJJB مترجم : سجاد بیرانوند nnrezann تاریخ ترجمه : 1395/12/02 For DVD-Rip CLUE
مانور گریز - اجرای مانور گریز -
سلاحها فعال شدن
یکی رو زدم - چندتا باقی مونده - پنج تا -
سفینه فرماندهیشون توی مجاورتمونه
این یعنی ممکنه خیلی بیشتر هم توی راه باشن
واو. اصلاً خوب نیست
یه سری خسارات جزئی خوردیم
مسیر برق رو به سلاح ها و سپر تغییردادم
شلیک قشنگی بود، خوب زدیش
بیارشون سمتم - اُمیدوار باشید که نیان -
شاید از عهده 6تای اونا بر بیاییم
ولی حداقل تا دوساعت و ده دقیقه دیگه نمیتونیم وارد سرعت نور بشیم
کُلش اونا بودن
یه لحظه صبر کن، نه دقیقاً
سفینه فرماندهیشون روی سنسنورهامون ظاهر شد، از مسیرش جدا شد
اونا رو توی ساعت ششمون قرار بده با حداکثر شتاب برون
بله، قربان
خیله خُب، سفینه فرماندهی داره پیش میاد، ولی بسختی
الان، میتونیم همینطور ادامه بدیم ...تا وقتی که آماده پرش بشیم
نمیتونیم، شانسی نداریم موتورها میترکن
تا جایی که میتونید زمان بخرید
چه کوفتی داره اتفاق میاُفته؟
فکر کردم اونا رو خیلی وقت پیش پشت سرمون جا گذاشتیم
ظاهراً، اشتباه میکردیم
نه، نمیکردیم
فکر میکنی یه جوری ردیابیمون کردن، و اومدن دنبالمون؟
چطور؟ - مطمئن نیستم -
فکر میکنی اونا یه کاری با پردازنده هامون کردن؟
اونم در نظر گرفتم
فکر کنم ارزش خطر داشته باشه میدونی، منظورم مطالعهشونه
این کاملا زمان بره
از شرش خلاص شو
سرهنگ یانگ، پارک هستم
سفینه نورهای فرعی خودشو قطع کرد احتمالاً برای جلوگیری از مصرف اضافی بوده
میخواید اینو نادیده بگیرم؟
این کارو توصیه نمیکنم - منفیه -
سفینه فرماندهی در چه وضعیه؟
سرعشون کمه، ولی هنوز نزدیکن
زمان تخمین رسیدنشون کمتر از یک ساعته
متوجه شدم چقدر تا پرش مونده؟
آره، باید کوتاهترش کنیم
ما قبلاً هم تو این وضعیت پرش کردیم
و آسیبهایی که وارد شده دقیقاً به همین دلیله
که الان نمیتونیم دوباره این کارو بکنیم
فکر نمیکنم بتونیم از یه حمله کامل دیگه جون سالم بدر ببریم
بهتره اُمیدوار باشی بتونیم
خیله خُب، بزاریدش زمین
باشه، بریم
خیله خُب، بسته شد
باشه، درب بیرونی رو باز کن
تنها پهپادی رو که توی پرش بعدی میتونست به ما کمک کنه رو از بین بردیم
فرضمون بر اینه که از طریق اون ما رو رد گیری میکردن
ببخشید
داشتم با صدای بلند ترسمو میگفتم
وضعیتمون چطوره؟
سفینه فرماندهی اومده توی محدودهمون
باشه
از پسرشون بر نمیاییم
...قربان
خیلی صدمه دیدیم، قربان از پسشون برنمیاییم
الان، باید بپریم الان
نه هنوز، تمام قدرت باقیمونده رو روی سپرها بفرستید
الان
اون هشدارهای کوفتی رو خاموش کن
اوضا چقدر خرابه؟ - خُب، هنوز که زندهایم -
خیلی نزدیک بود
آره، تعمیرات چطور پیش میره؟ - فکر کنم، میتونست بدتر باشه -
میتونیم از چند تا از اون روبات ها استفاده کنیم
پسر، خوش شانی که دوتا داری
نه، خوش شانسیم که هنوز زندهایم
این سفینه احتمالاً نمیتونه از یه حمله دیگه مثل اون سالم فرار کنه
خُب، اُمیدوارم، اونا نتونن دیگه مارو ردگیری کنن
هی، بدت نمیاد جملهت رو با "اُمیدوارم" شروع میکنی؟
یه سیاره داره میاد توی محدودهمون
به نظر میرسه سفینه میخواد از حالت نور خارج بشه
لغوش کن
برای ادامه زندگیمون نیاز به آهک داریم
این سیاره ممکنه یه گزینه خوب برای این مورد باشه
ببین، تا ابد نمیتونیم توی حالت نور بمونیم
من بیشتر ترجیح میدم سفینه رو توی یه جای بهتر برای تعمیر نگهداریم
خُب، بهتره به مسایل مهم بپردازیم
ببین، نمیتونیم تضمین کنم که اونجا امنه
ولی میتونم تضمین کنم که به زودی توقف نمیکنیم
و میریم که مشکلات تنفسی داشته باشیم
باشه، خارج بشید
خواهشاً بگید که پهپادا توی این محدوده وجود ندارن
صفحه نمایش که امنه. واسه الان، به هر حال
چی داریم؟
آب و هوای خوب. درجه حرارت خوب
درختا، به نظر خوب میاد
باشه، بریم
اسکات هستم، میخوایم مجاورت دروازه رو بررسی کنیم
برودی و تیمش هم باهامونن
دریافت شد
محیط رو امن کنید
چی شده؟
فکر کنم یه چیزایی شنیدم
وایسید، تکون نخورید، ایست
شلیک نکنید
انگلیسی صحبت میکنید - شما از دروازه وارد شدید -
اُوه، خدای من، میشناسمت
تو متیو اسکات هستی
و تو هم رونالد گریر
اسمای ما رو از کجا میدونی؟
شما اجداد ما هستید
اونا اینا رو اجدادشون صدا میکردن؟ چرا باید اینطور صداشون کنن؟
با توجه به گفته های اسکات اونا ادعا میکنن که تمدنشون
2000هزار سال پیش توسط خدمه سفینه سرنوشت بوجود اومده
اونا گفتن اینا توی آرشیو تاریخیشون بوده
اونا حتی نسخههای قدیمی فیلمهای کینو رو داشتن
و این نشون میده که چطور اونا اسکات و گریر رو میشناختن
این چطور امکان داره؟
اون یکی سفینه سرنوشت
اونا رفتن توی یه ستاره، درسته
و توی زمان برگشتن عقب، اونم 12ساعت؟
و بعد اون اتفاق اُفتاد از هر نفر دو تا بود
از من، از تو، از همه
وقتی که سعی کردن برگردن به زمین
ما فکر کردم اونا توی کرم چاله ناپایدار کُشته شدن ولی چطور میشه اگه اونا نمُرده باشن؟
چطور میشه اگه کرم چاله اونا رو خیلی بیشتردر زمان به عقب فرستاده باشه؟
ما میدونیم که اشعههای خورشیدی میتونن این کارو انجام بدن
چونکه یه کرم چاله درحلقه های خودش توی زمان روبه عقب حرکت میکنه
آره، ولی حلقهها خودشون به تنهای نمیتونن این کارو بکنن
2000سال پیش سفینهی سرنوشتی وجود نداشته
کرم چاله به سادگی شروع کرده به پریدن به دروازههای مجاور
این باور نکردنیه اون مردم نوادگان ما هستن
ایلای، ما توی زمان به عقب نرفتیم
خُب، نه، ما نه، دقیقاً، ولی اون یکی دیگه ما رفتن
با همون دی اِن اِی
بیخیال، من تنها کسی هستیم که
فکر میکنه این جالبترین چیزیه که تابحال اتفاق اُفتاده؟
خوب، حداقل شما نمیخواید بدونید چه اتفاقی برای اونا اُفتاده؟
به عنوان یه جامعه توسعه یافته چطور جون سالم بدر بُردن؟
زیاد "سیم سیتی" بازی کردی بچه، نه؟
درواقع، این بیشتر شبیه زندگی در زمینه
زود باشید، باید بریم با این مردم صحبت کنیم
هنوز خبری از پهپادها نشده؟
نه، تا الانش به اندازه کافی اینجا امن بودیم
دیدی؟ - ولی ، لطفاً -
کاری که در وحله اول براش اومدیم رو عقب نندازید
آهک برای تصفیه کننده آره، میدونم، میدونم
خیله خُب
سلام به همه، اینا جیسون و اِلی هستن
سلام - شما ایلای والاس هستید -
بله
کلویی آرمسترانگ، و کمیل ورای
No comments yet. Be the first to leave one.