The first 200 lines.
خاطرات عشق
قسمت دهم
چرا تو باید از من محافظت کنی؟
.زمین خیلی سرده
.اگه سرده بلند شو
.اگه نری بلند میشم ..خوبه
.الان خوبه .همونجا دراز بکش
.مریض بشم تقصیر توعه
.من از بچگی همیشه کلی مریضی داشتم .بیشتر از همه از سرما خوردگی میترسم
قبلا ذات الریه داشتم
.اگه برگرده درمانش خیلی سخته
.اونوقت تبدیل به سل میشه
...بعد از سل..باشه باشه
همینطوری ادامه بدی من قاتل میشم
.اونوقت من رو به روت میمیرم
.و باعث میشم برای همیشه عذاب وجدان داشته باشی
.نمیرم.همینجا میخوابیم
.گرسنمه
.من ازتو بیشتر گرسنمه
.پس بریم بخوریم
.قول میدم به شین چن زنگ نزنم .منوببر
نمیتونم .یه عالمه کار برای انجام دادن دارم
چرا باید تنهات بذارم؟
چرا لو فی رو میبری منو نمیبری؟
چرا من اندازه اون خوب نیستم؟
رفیق تو چرا انقدر بچه ای؟
چرا همیشه خودتو با لو فی مقایسه میکنی؟
.به هرحال اگه نگی اره .من بلند نمیشم
حتی اگه منو نبری
ولی نمیتونی مجبورم کنی شیائو چن رو ببینم درسته؟
...پس من
نمیخوای با لو فی بری؟
.بذار بهت بگم .لو فی یسری حرفه رو من پیاده کرده
تونست منو برگردونه؟
اگه میخوای بری
.پس بذار با ابرو اینکارو بکنم
بذار ابرومند برم
.نمیتونی مطیعانه برگردی
.پس به تواناییات بستگی داره
دیگه نمیخوای با لو فی خودتو مقایسه کنی درسته؟
.باشه
.میخوام به ازادیت احترام بذارم
.من مثل لو فی نیستم که یواشکی به شین چن زنگ بزنم بیاد دنبالت
.داره ازت خوشم میاد بچه
خب میشه منو شام دعوت کنی؟
تو انقدر پول داری بعد من باید تورو دعوت کنم؟
باشه من دعوت میکنم
.لوس
چیکار میکنی؟
.میترسم بری
چرا بهم اعتماد نداری؟
.من مراقب احساستت هستم .باید توام دنبال من بیای
اینجا رستوران هست؟
.این خیلی سطح پایینه بریم یدونه بهتر
هروقت میای بیرون انقدر خاص میشه سلیقت؟
همه هتلا مثل این تو حومه شهرن؟
چرا وقتی میایم بیرون انقر فاز گزینش برمیداری؟
.بنظرم اینجا خیلی خوبه.همه چی دارن تمیزم هست
.بعدشم از شهر خلوت تره
.هواشم که خیلی خوبه
.ولی این مسافرخونه فقط همین یه اتاقو داره
.مجبوریم فقط یه شب بمونیم
.نمیدونم عموم کجاست
.نمیدونم جایی داره بمونه
.سلام لطفا ازینور بیاین
.اینم از غذاهایی که سفارش دادید
.چقدر غذا حروم کردی
بیشترم هست؟
کمن چندتا لقمه بگیری تموم میشه
.معده ات خیلی بزرگه
این همه غذاست بعد میگی چند لقمه فقط
.نمیتونم کمک کنم . باید اینکارو بکنم
.برای این غذا اینارو انتخاب کردی
.وای نه فکرکردم کیف پولمو جا گذاشتم
کیف پولتو نیاوردی؟
.تو نمیدونی ولی ادمای پولدار روزای عادی کیف پولشونو بیرون نمیارن
.من ادم پولداری نمیشناسم
.الان منو میشناسی
شیائو لین
تو میخوای همه پولای منو خرج کنی تا من با تو برگردم؟
نه چطور ممکنه؟
بازم میخوای به من دروغ بگی؟
عمو کای یو .لطفا بیاین اینجا بشینین اول
میدونین برای اینکه پیداتون کنیم
.لو فی جلسه سهامدارا رو از دست داده
.همه سهام دارا تو فکرن که بکشن بیرون
.منم کلی کار دارم که توی شرکت بهش رسیدگی کنم
ولی برای تو
.همه چیزو گذاشتم برای اینکه بیام دنبالت میشه یذره منطقی تر باشی؟
چرا برنمیگردی سرکارت؟.بیخودی کارتو به خاطر من کنار نذار
نه
.لو فی تا برنگردی برنمیگرده .منم نمیتونم برم
چیکار میخوای بکنی؟همیشه بیای دنبال من؟
.تا وقتی برنگردی خونه میام دنبالت
.من مشکلات خودمو دارم شماام مال خودتونو
بهتر نیست هرکدوممون سرمون تو کاره خودمون باشه؟
چرا نباید اینکارو کنیم؟
عمو کای یو هرجا بخوای بری
.من باهات میام پس میریم خونه باشه؟
گوش کن تا وقتی به شیائو چن نگی من کجام
.من تورو با خودم میبرم
.باشه قبوله
واقعا کیف پولتو نیاوردی؟
نه
بیا بخور
.حالا که من باید بدم گوشت میخورم .تو فقط میتونی بادام بخوری
باشه
ولی کیفت
من مراقبشم
خدای من چی توش داری؟چرا انقدر سنگینه؟
.خیلی خوبه بوش چه بوی خوبی
بخور
.من فقط میتونم بادوم بخورم؟
خوشمزه است؟
.اره خیلی خوبه تو میتونی بادامارو بخوری
من...من
.من میرم غذا بگیرم.باشه
زود زود
.بیا تو الان
بیا تو
.خیلی بارون تندیه
.خیس شدیم
خدای من
قیافتو ببین
چجوری این شکلی شدی؟
...تو
چرا عموت خونه نیست؟
اونو نگهبان لین چند روزیه بیرونن
...باشه پس تو
تو خیس....میرم حوله بگیرم
بشین...باشه
.این خونه خیلی بهم ریخته است
.لو فی بیا حوله
.بعد اینکه خودتو خشک کردی اینارو عوض کن
این....لباس عمومه
باش پس من
برو اونور عوض کن...برو اونور
باشه
.شین چن خونت خیلی کثیفه
همه لباسا اینورا افتادن
کثیفه؟عموم انیجا نیست
.پس هیچ کس نمیتونه به من دستور بده
بعنوان یه خانوم
خیلی سخته جمعشون کنی؟
عوض کردی؟تمومه
.خیلی بهم میاد
.اخیرا خیلی درگیره فیلم برداری بودیم
خیلی وقتتو مگیره درسته؟
.برو به کارات برس
.نمیخوام
.خودتو ببین برای چی بازم تنبلی میکنی؟
.بازم میخوای برام سخنرانی کنی
گشنته؟
.یذره.یه لحظه صبر کن
.من کیفمو جمع کنم
چی؟
.کمک کن اینو درست کنم .بهت یه امتحانی میدم
بیا مشقای منو بنویس
کمکم کن .یذره نودل درست کنم
بازم داری تنبل بازی درمیاری .برو مشقاتو بنویس
شین چن
.نترس
.اشکالی نداره .اذیتم نکن
شین چن چی شده؟
.اینجام .چی شده؟
چی شده؟
شین چن بگو چی شده؟
فکر کنم خواب بدی دیدم
ولی وقتی بیدار شدم
.نمیتونستم نفس بکشم
.و نمیتونستم بدنمو تکون بدم
.نمیدونم مشکلم چیه
.طوری نیست نترس
قبلا انیجوری شدی؟
این اواخر شروع شده
.اون روزم مثل امروز بود
تو اتاقم خوابیده بودم
.عموم داشت بیرون صدام میکرد
.نمیتونستم واضح ببینم وبشنوم
میخواستم جوابشو بدم ..ولی صدام درنمیومد
.شبیه خواب نبود
چی دیدی؟
یادمه....داشتم میدوییدم
.بعضی وقتا.یه راهیه
دارم توش میدوام
.و نمیرسم به اخر
بعضی وقتا
دارم توی یه راهرو تاریک میچرخم
ولی نمیتونم خانوادمو پیدا کنم
.ترسیده بودم خیلی ترسیده بودم
نگران نباش شین چن .تو منو داری
هربار خواب بد دیدی
.من اینجا م نترس
.من اینجام نترس
پس اینجوری
بازم متیونی منو بغل کنی؟
.بازم بغلت میکنم
عمو کای یو وقتی میخوابم خیلی خوابم سنگینه
باید واستی من بیدار شم
.بعدش فرار کنی
No comments yet. Be the first to leave one.