Release info

Nice Guy E15
A Commentary by aramesh
aryan translators

Tags

other
Published on: 2013-04-17
Downloads: 26
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

گروه مترجمين آريايي تقديم مي کند

من يه حرکتي پيشنهاد ميدم

در مورد اينکه مدير سو رو به عنوان نماينده ي تائه سان انتخاب کنيم

حالا ديگه مدير سو به کار برگشته اند

من ميخوام ايشون ديد و فلسفه ي مديريتيشون رو آزادانه تست کنن

فکر کنم بهترين پيشنهاديه که ميشه به ايشون داد

با پيشنهاد من موافقين مدير سو؟

چه احساسي داري؟

که اون چيزي رو که مي خواستي بدست آوردي

حالا چه احساسي داري؟

حس خوبي داريم

من حس خيلي خيلي خوبي دارم

اما اين آخرش نيست

ما هنوز خيلي راه تا هدف نهاييمون داريم

هنوز وقت جشن گرفتن نيست

....چطور

چطور تو به استفاده از برادرم فکر مي کني؟

تو....از همه ي مردم استفاده مي کني

تو همون کسي بودي که خيلي کثيف و وقيحانه با برادرم رفتار کردي

چرا گوش نمي دادي؟

....مي دونستم که احمقي اما

نمي دونستم که اين همه کودني

قبلاً هم بهت گفته ام

کاري نيست که من براي برگردوندن جايگاه اصلي سو ايون گي نتونم انجام بدم

اما اين کاري نيست که تو بخواي انجام بدي

...مگه اينکه تو هان جائه هي

اين کاري نيست که کانگ ما رو انجام ميده

من فقط از بين کارهايي که خودم ميخوام انجام بدم ميتونم انجام بدم

واقعاً فکر ميکني من با تو خيلي متفاوتم؟

...هر کسي ميتونه مثل تو باشه، اما

چون اونها نميخوان اينقدر حريم شکني کنن و

اينقدر ذليل شدن خيلي خجالت آور و رقت انگيزه

اونها اين رو انتخاب نمي کنند

هنوز هم به موندن فکر مي کني؟

...نمي خواي تسليم بشي، همه چيز رو برگردوني و

کاملاً ناپديد بشي؟

اگه تسليم بشم، تو بر ميگردي پيشم؟

....اگه من همه چيز رو ببازم

تو به من بر ميگردي؟

اگه ميخواي معامله بکني، خودت رو شرط ببند

...بهترين گزينه براي چانه زني با من

فقط تو هستي کانگ ما رو

اگه اينقدر دلت منو ميخواد من دليلي نمي بينم که پيش تو برگردم

اما اون موقع، با اين آدم آس و پاس چيکار مي کني؟

لطفاً به خودتون بيايين خانم

!به خودت بيا هان جائه هي

تو در نتيجه ي خواستن مردي که قبلاً ترکش کردي اين همه زياده روي مي کني

مي خواي به کجا برسي؟

قسمت 15

تا حلا کدوم گوري بودي؟ من همه جا رو دنبالت گشتم

اون داخل چه اتفاقي افتاده؟

يعني چي که من رو به عنوان نماينده معرفي کرده اند؟

تشنه ات نيست؟

هان جائه هي چش شده؟

اتفاقي افتاده که من ازش بي خبرم؟

اون بالاخره به توانايي هاي تو پي برده

خودت هم مي دوني که اين نيست

تو بودي که نظر رئيس نام رو عوض کردي

همش کار تو و خلوص نيت تو بود

ما رو

به هر حال ايون گي

اگه اينطوري نباشه چي؟

من فکر مي کردم که راه ديگه اي نيست

اما انتخاب پيشروي

...ما اين همه جلو رفته ايم، اما

...تو بيشتر تحت تأثير قرار گرفته اي و

از اين به بعد بيشتر مورد توجه هستي

اين براي تو سخت تر و خطرناک تر خواهد بود

من حتي نمي دونم ما چرا يه همچين جنگ خطرناکي رو شروع کرده ايم

تو گفتي که اونها اول دعوا رو شروع کرده اند

!من گفتم، نه

...به هر حال، قبل از اينکه کسي چيزي بفهمه

تو بايد هر چه سريعتر حافظه ات رو بدست بياري

خيلي مهمه که ذهنت از حالا به بعد قدرت بگيره

...بسته به طرز فکرت

تو از فردا صبح يا همين الان ميتوني حافظه ات رو بدست بياري

باشه

....اول

سخت تلاش کن تا من رو به ياد بياري

من رو از حافظه ات بکش بيرون

اگه بتوني من رو به ياد بياري

....اون موقع

همه چيز ممکنه برگرده

من رو به ياد بيار ايون گي

اين جاده به خونه ات مي رسه

راهي که من درش قدم زدم تا به تو برسم

يادت مياد؟

نه، يادم نمياد

کي اونجاست؟ جائه هيه؟

بله، منم

سلام، رئيس شما اين چند روزه زياد اينجا مياين

بله

...به هر حال

ما رو ميدونه که تو اين خونه رو خريده اي؟

نه

اين خونه ي ما رو ئه

اين خونه ايه که من اومدم تو رو درش ديدم

اين خونه ايه که من در اون انتظارت رو کشيدم

وقتي من زنگ در رو زدم

ما رو د رو باز کرد

و از اين خونه بيرون اومد

چيزي يادم نمياد

بريم يکي به اينجا اسباب کشي کرده

باشه

تو و کانگ مارو با همديگه چيکار کردين

چه قدر پول تو به کانگ مارو داشتي

من اينجا رو هم يادم نمياد

اينجا کجاست؟

اينجا ما آخرين خداحافظي مون رو کرديم

ما اينجا بهم زديم

چرا؟

تو بايد بفهمي که من چه عوضي اي بودم

منظورت از عوضي بودن يعني چه؟

اين رو تو خودت بايد بفهمي

بهت گفتم که خودت بايد بفهمي

تو بايد خودت بفهمي که من چه عوضي اي بودم

باشه بازي کردن رو تمومش کن

فهميدم خودم انجامش ميدم

تمام چيزها رو خودم به ياد ميارم

خسته نيستي؟ بريم خونه

باشه

مارو - بله ؟ -

هيچي

مارو - بله ؟ -

چرا من رو نمي بوسي؟

... تو هميشه داري از من دوري ميکني

مثل کسي شدي که ميخواد هر لحظه فرار کنه

... منظورم اينکه

... احتمالا ما

... ما هميدگه رو بوسيديم

توي اون زماني که به ياد نميارم

... ما اين کارو کرديم

.. ما بايد اين کارو کرده باشيم ، اما

... من دوست دختر تو بودم ، و

به اندازه کافي بزرگ شديم

... ما همديگه رو نبوسيديم

... امکان نداره

... تا حالا ، ما

همديگه رو نبوسيديم

بيا بريم شرکت مارو

مارو

بيا بريم شرکت

ساعت چنده؟

ساعت 2:30 صبحه

بيا بريم شرکت بهم ياد بده

... بهم ياد بده اونجا

تو همه چيز رو ميدوني ميدوني من بايد چيکار کنم

ما نميتونيم صبر کنيم تا حافظه من خودش برگرده

يادم بده

تو بهم ياد بده من بهترين کارم رو براي يادگيري ميکنم

10دقيقه بهم وقت بده

بزار 10 دقيقه ديگه بخوابم

بيا بريم شرکت

بيا بريم شرکت ،اوم

باشه ، بريم

بريم

اين اطلاعات تفرجگاه "تائه سان" هست که خودت مسئولش بودي

تفرجگاه تائه سان سال 2008 درامد خالصش 35.2 ميليون وون بوده

و در سال 2009 درامدش 105.6 ميليون وون رسيده

... به اين نتيجه ميرسيم که درامدش سه برابر شده اما

پس،به اينجا نگاه کن

خوابالو؟

چطور ميتوني بخوابي وقتي من رو بيدار کردي تا بهت ياد بدم؟

من خواب نبودم

توي اين پروژه هايي که تو توشون کار کردي

براي اين پروژه ، 1.430 ميليون وون زمين مورد نظر بوده

دو سال طول کشيده بود که ساکنين اونجا رو راضي کني.

پس ، چطور تونستم اونا رو راضي کنم

تو توي يکي از خونه هايي که قرار بود مرکز درماني بشه زندگي ميکردي

و اينجوري تونستي تک تک ساکنين رو راضي کني

پس سو ايون گي اينطور آدمي بوده

گفتي اختلاس؟

داري ميگي که از سرمايه شرکت اختلاس شده؟

از30 ميليون ووني که در قرارداد شرکت شيميايي ، به ، تائه سان تخفيف داده شده بود

توي حساب بانکي مدير سو بوده

براي پيدا کردنش خود شرکت پيگيري ميکنه

چرا توي حساب بانکي مدير سو اين پول بوده؟

به نظر ميرسه هان جه هي از زماني که فروش سهام ها با قيمت بيشتربوده سودي برده

و توي حساب بانکي مدير سو واريز ميکرده

البته ، هان جه هي اين رو تکذيب کرده

... در واقع هان جه هي از شرکت اختلاس کرده و پول ها رو

به حساب سو ايون گي ريخته

منظورت تو اينه؟

من نگران ايون گي هستم

بهش چيزي نگو

خودمون به اين موضوع رسيدگي ميکنيم

... وام محرمانه

داد ستد محرمانه با تائه سان

.... داد و ستد محرمانه

هنوزم هم عدم صلاحيت سو ايون گي که موضوعش اعلام شده خيلي مهمه

اينطوري بدون اينکه دستهاي خودمون رو کثيف کنيم

درسته

من فکر ميکنم اين کار رو آقاي آن کرده

کي؟

مدير کيم جونگ وو از شرکت ايل وو رسيدن

واقعا بگو بيان داخل، لطفا

سلام خانوم - خوشبختم -

خيلي وقته هم رو نديدم

توي مراسم پدر ايون گي بود که هم رو ديديم

و بعدش هم توي مراسم شرکت هاي صنعتي بود که هم رو ديديم

The Innocent Man (Nice Guy / Sesang Eodiedo Eobneun Chakhan Namja / 세상 어디에도 없는 착한남) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Innocent Man (Nice Guy / Sesang Eodiedo Eobneun Chakhan Namja / 세상 어디에도 없는 착한남)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left