The first 200 lines.
...آنچه گذشت
باید بری پیش دکتر
من یه جلسه با پاملا میلتون دارم
یکی مثل من هیچوقت نمیتونه خانم میلتون رو ببینه
چطور مگه؟
آدم باید...
حد خودش رو بدونه
هی! من که کاری نکردم!
قسم میخورم!
خدای من! چرا همچین کاری کردی؟!
نمیدونی کیه؟
چندنفر دارن میان!
صبرکنید! صبرکنید! صبرکنید!
ما همه دوستیم
اومدن کمک کنن
شما به مشکل خوردید
و من پیشنهاد جایگزین جذابی برای شما دارم
خب بسه... کافیه
باشه چشم. ردیفه
عالی بودی پسر
خیلی شجاع بودی
سلام!
نگران نباش رفیق. اینجا مثل خونهاته
امن و امانه
سیب میخواین؟
بیاین بریم یه نگاهی بندازیم
:مترجمین آرین دراما و عرفان مرادی
ممنون
اونی که کلاه جادوگری داره رو میخوام
- انتخاب خوبی بود - ممنون
سلام! تو یکی از تازهواردهایی، درسته؟
شنیدم شما توی زمینهای بایر زندگی میکردین،
و زامبی میکشتین؟
- آره فکر کنم - چه باحال
پس لابد چیزی نیست که دیگه بترسونت. نه؟
بیا بهت نشون بدم شیرینیهای درستحسابی کجان
راستی اسم من مِی هستش
جود
چه اسم قشنگی
خب نظرت چیه؟
عادت کردن به این چیزا یکم زمان میبره
میدونی که اینجا خیلی قبلتر از
اینکه ما بیایم داشت میچرخید
شاید اصلا نیازی به درست کردنش نباشه
نه، هرچیزی یه بهایی داره
یکی دیگه میخوای؟
سلام! هالووین مبارک!
اینم برای تو...
و یکی هم برای تو
خوشمزهاست، مگه نه؟ خوشت اومد؟
و مقام اول تعلق میگیره به...
کسی که مثل مرسر خودمون لباس پوشیده...
سلست!
و جایزهی اصلی امسال...
دهتا بلیط بختآزماییه!
بیا عکس بندازیم
ممنون از همگی که امروز به اینجا اومدید
همه خیلی بامزه شدن
و خوشحالم که دارید هالووین رو جشن میگیرید
همیشه فکر میکردم باکلاسه
من که نمیشناختمش
من قبلا اهل خبرهای زرد بودم
انگار سرتون شلوغه
کانی داره برای روزنامه گزارش مینویسه
امروزمون پُره
کار چطوره؟
"اینکه دوباره خبرنگاری میکنم خوبه،
ولی کامنولث زیاد...
جای پر اتفاقی نیست."
پاملا رو میشناسی؟
"قبل از سقوط دنیا یکبار باهاش مصاحبه کردم."
و همینطورم باعث شد عموش از کنگره اخراج بشه...
کار تو بود؟
"باید بریم.
قبل از شروع جشن بالماسکه کلی کار داریم."
پس فعلا
باید به رقص دعوتش کنی
باید برم سر کار
بعدا باهم حرف بزنیم؟
باشه. میبینمت
مرسی که حواست به کوکو هست
امشب میام دنبالش
میخوای امشب بذاری پیش خودم بمونه؟
حتما بعد از شیفتت خیلی خسته هستی
مطمئنی؟
آره معلومه
خب، ممنون
قبل از جلسهی انجیلخوانی میام دنبالش
باشه
ممنون. خدافظ
- سلام - سلام
- خونهات چطوره؟ بهتر شد؟ - نه بابا
احساس میکنم دیوارهاش از کاغذ ساخته شدن
تونستی بخوابی؟
نه، نه
نمیتونم صبرکنم تا تمرینات پایه تموم بشه و آپارتمان جدید بگیرم
دوباره دغدغهی پول رو داشتن حس عجیبی داره
دائمی که نیست
در جای خود، آماده، حرکت!
میبینیم که عزرا به بازی برمیگرده!
درست وقتی که دیگه امیدی نمونده بود
اصلا معلوم نیست آخرش چی میشه!
ایزیکیل بیا باهامون بازی کن
خیلی دوست دارم اینکارو بکنم،
ولی باید مراقب این حیوونا باشم
- ما هم همینطور - خب
بیاین از ایزیکیل تشکر کنیم
که اجازه داد با قلادهی شیوا بازی کنیم
خیلی به لباست میومد، مگه نه؟
ببخشید پسرم ولی باید پس بدیمش
میدونی عزرا...
وقتی هیلتاپ میسوخت، پدرت این رو نجات داد
چون میدونست برای من ارزش زیادی داره
ولی یه چیزی هست که حتی باارزشتره،
و اون خانوادهست
پس این قلاده به دو شرط مال توئه،
اول اینکه باید همونقدری که من رو خوشحال میکرد تو رو هم خوشحال کنه
و دوم، یاد و خاطرهی شیوا رو زنده نگه داری
و وقتی با این بازی میکنی، بهش فکر کنی
برو حالشو ببر رفیق
مطمئنی ایزیکیل؟
آره، فقط مراقب باش. زنجیره
کی گرسنهست؟
انگار بهشون خوش گذشته
فکر کنم به همه خوش گذشت
آره
حالت چطوره؟
منم خوبم
ببخشید
قرار دکترت چطور بود؟
خوب بود. تغییری نکرده
خبری از مگی یا لیدیا نداری؟
مطمئنم حالشون خوبه
تو چطور؟
در یه همچین روز زیبایی؟
بهتر از این نمیشدم
اوه خدا! معذرت میخوام!
چقدر دست و پا چلفتیم!
کرول؟
تو اینجا چکار میکنی؟
ببخشید...
فضولی
نگران ایزیکیل بودم
چی میخوای بدونی؟
خب میدونم که باید عمل بشه،
و میدونم توی صفه
چقدر طول میکشه تا نوبت شماره ۱۴۷ بشه؟
خیلی طول میکشه
مریضها نمیدونن توی صف چندمن،
پس میشه لطفا اینو به کسی نگی؟
اوهوم. البته
ایزیکیل میدونه که احتمالا نوبتش نمیرسه؟
میدونه احتمالش کمه
ولی نمیدونه
که قرار نیست جراحی بشه،
مگر اینکه معجزهای رخ بده و توی صف بره بالا
متاسفم. کاشکی کار بیشتری از دستم بر میومد
به مرحلهی "خانهی کشتار" خوش اومدید
در این تمرین، هدف اصلی کشتن نیست.
من دنبال سرعت و کار گروهی هستم
دوتا تیم همزمان شروع میکنن
یک تیم در خونهی سمت راست،
و تیم دیگه، در خونهی سمت چپ.
هر تیم فقط یک سلاح داره که باید باهم ازش استفاده کنن
ماموریت شما امن کردن خونه
و کشتن تمام زامبیهاست
در انتهای هر خونه یک زامبی با رنگ قرمز علامتگذاری شده
اولین تیمی که اون زامبی رو بکشه، یک قدم
به استخدام شدن نزدیک میشه
اما اگه کار تیمی نداشته باشین...
عواقبش با خودتونه
هارت، با توماس
اسپینوزا با گرین
کوینتانا با جانسون
دیکسون با دنیلز
گروه تشکیل بدید
میشه من با اسپینوزا باشم؟ ما تیم خوبی هستیم
مگه نظرت رو خواستم؟
اسپینوزا با گرین
دیکسون با دنیلز
شما اول میرین
از پسش برمیایم. تو سریعترینی،
و من کاردرستترینم، پس غمت نباشه
بزن بریم
سلام، من جیک هستم
چطوری جیک؟
دارمش!
امنه
برو کنار
بگیرش!
ادامه بده
اسپینوزا!
دیکسون!
دیکسون!
این چه کاری بود؟
خودم حواسم بهش بود
گفتم سرعت و کار گروهی
گرین، اسپینوزا. کارتون خوب بود
دیکسون
No comments yet. Be the first to leave one.