The first 200 lines.
. ایسه
! سینه
. ایسه
. ایسه کون
. ایسه سان
. ایسه سنپای
. ایسه
. این دقیقاً همون بهشتیِ که همیشه میگفتن
. یالا ، تعارف نکن ، میتونی لمسشون کنی
اینجا رو ، میتونی هر کاری که . دوست داری با سینه های من بکنی
... منم چشمام رو میبندم و تحمل میکنم
. پس راحت باش
. اگه زیاده روی نکنی ، مشکلی نیست
. یالا ، وقتشه بریم تو کار بچه سازی
! ای داد ، گیرم انداختید
! لطفاً با من قرار بزار
... اما
این صدا چی بود دیگه !؟
ای نامرد ، منُ فراموش کردی ؟ ! با اینکه رفته بودیم سر قرار
نکنه که ، توئی یوما چان !؟
! یوما
... درسته ، اون موقع که میخواستم تو رو بکشم
. از این اسم استفاده میکردم
نمیخوای بمیری ؟
! لعنتی ، آخه چرا الان
. من اینجام
. آکنو سان
... هی ایسه کون
بدنم ، حس خوبی بهت میده ؟
. بله ، خیلی زیاد
. خوشحالم ، منم همین حس رو دارم
. دوست دارم بیشتر درموردت بدونم
میخوای بیشتر بدونی ؟
نمیدونستم همچین کلمات شیرینی هم ! توی زبان ژاپنی وجود داره
. آکنو
از کی اومدی اینجا ؟
! رئیس
. من فقط اومدم به ایسه کون عزیزم تمرین صبحگاهی بدم
گفتی عزیزم ؟
از کی تا حالا ایسه شده مال تو ؟
. درسته که اربابش نیستم ولی سنپای اون که هستم
مراقبت از کلاس پائینی ها وظیفه منه ، درسته ؟
گفتی سنپای ؟
. که اینطور ، پس اینجوریاست
... هی
صبح شده ؟
. آسیا
. آسیا ، میتونی یکم بیشتر بخوابی
باشه ، حالا که تو داری میگی . یکم دیگه توی بغلت میخوابم
داری تلاش میکنی چیزی که برام عزیزه رو بدزدی ؟
چه عیبی داره کمی هم به من بدی ؟
! خیلی خسیسی ، ریاس
حالا که خونه رو تازه بازسازی کردیم . نمیزارم اونُ صاحب بشی
. ای وای من
با شما دوتا ، یکمی آروم باشید
ها !؟ باز سازی ؟
ها ؟
این دیگه چه کوفتیه ؟
قسمت اول : از اونجایی که تابستونه ، یه سر بریم به دنیای زیرین
خونه کوچیکم یه دفعه ای . تبدیل به یه عمارت سه طبقه شده
. انگار پدر ریاس سان توی کار ساخت و سازه
پس اون خونه ما رو بازسازی کرده . و به یه خونه مدل تبدیل کرده
کی فکرشُ میکرد وقتی که ما . خواب بودیم بازسازی تموم بشه
حالا که آشپزخونه بزرگتر شده . فکر کنم غذاها هم بهتر بشن
! مامانی ، غذاهای تو همیشه بهترین هستن
! بس کن ، بابائی
! نگاه کن ، بچه ها اینجا نشستن
چه عیبی داره مگه ؟
حس خیلی بدی دارم وقتی می بینم . پدر و مادرم اینقدر ساده هستن
! ما رفتیم
. همه توی خونه حسابی هیجانزده شده بودن
... هیجانزده ها
. خب البته ، هر چی دخترا بیشتر باشن ، بهتره
چرا الان ؟
ایسه سان ؟
. چیزی نیست ؟
! آسیا
آسیا ، هرچی هم که بشه . مطمئن باش ازت مراقبت میکنم
. باشه ، خیلی ممنونم ، ایسه سان
. اینجا رو ، انگار ایسه بیشتر از همه هیجانزده شده
. آکنو سان ، نه ، فقط یه چیز عجیبی به یاد آوردم
یه چیز عجیب ؟ مثل کاسپلی ؟
. زنوویا ، حرف تو بیشتر عجیب بود
. ایسه سنپای صبحا بیشتر از همیشه مشکل داره
... کونکو چان
. اگه اینجا وایسید ، مزاحم بقیه میشید ها
. ایسه ، اینجا جاش نیست که به آسیا ابراز علاقه کنی
. معلومه که فقط به آسیا ابراز علاقه نمیکنم
. به خاطر شما حاضرم تمام زندگیم رو بدم ، رئیس
. ممنون ، خوشحالم کردی ، ایسه
رئیس ؟
. یالا ، اگه عجله نکنید ممکنه دیر برسیم
. چشم آکنو سان ، بزن بریم آسیا
! رئیس
. درسته ، آکنو ، آکنوئه
. آسیا هم ، آسیا ـست
. اما من فقط " رئیس " ـم
بگید ببینم ، فردا که تعطیلات شروع میشه شما چیکار میخواید بکنید ؟
. تا حالا همچین تعطیلات طولانی ای رو تجربه نکردم
. آره ، منم همینطور
. که اینطور ، پس شما اولین تعطیلات تابستونی ـتونه
. فردا بالاخره تعطیلات شروع میشن
!آره ، تابستان آقایون ! تابستان ژاپنی
حرف تابستون که میشه . اسختر و ساحل و دخترا میان وسط
. اینجاست که مأمور اکتشاف وارد عمل میشه
پس سه منحرف معروف دارن برای تابستون نقشه میریزن ، نه ؟
چی گفتبی ؟
به کی گفتی منحرف ؟
... از اینجا برو
نمیخوام این حرفا رو از تو بشنوم . شانس آوردی مثل موتوهاما عینکی هستی
. میشه منُ همتراز اون چهار چشمی منحرف قرار ندی
. باعث بی آبرویی عینکیا میشه
چی گفتی ؟
... درسته که موتوهاما عینکیِ
! اما میتونه با یه نگاه سایز واقعی دخترا رو پیدا کنه
. راحت میتونم بگم سایزت 85 ـه
فکر کردی این ویژگی مختص به خودته ؟
نگو که ! تو هم میتونی بفهمی !؟
... آها آها ، که اینطور
. بس کن
. هیودو
! چیه
... الان وضعیتش توی ... و حالتش نیمه
... و همینطور
! اطلاعاتش از مال موتوهاما دقیقترن
ها ؟
! ای لعنتی
. حالا که اینطوره ، میرم تو کارت
. سعیتُ بکن ببینم چیکار میتونی بکنی
... این ! جنگ بین دو چشم لیزریِ
. خوشا به حالت ، آسیا
بله ؟
. هیودو ایسه ، کم و بیش خاطرتُ میخواد
! خب
کم و بش ؟
منظورت از کم و بش چیه ؟
. همون که گفتم دیگه
. هوی ، توی کارایی که بهت مربوط نیست دخالت نکن
. وایسا ببین چیکار میکنیم
. توی این تابستون یکی یه دوست دختر خوشکل گیر میاریم
. و کاری میکنیم که دهنت باز بمونه
دوست دختر ، ها ؟
قبلاً یکی پیدا کردم ! ولی نزدیک بود به دستش کشته بشم
. یاد خاطرات بدی انداختم
نکنه تقصر خواب صبحی بود ؟
چت شده ، ایسه سنپای ؟
. ها ، چیزی نیست
! هی ، کیبا
برنامه ای برای تعطیلات تابستونیت ریختی ؟
درسته ، ایسه این اولین سالته ، نه ؟
کونکو چان ، تو معمولاً چیکار میکنی ؟
پس همه جمع شدید ، درسته ؟
برمیگردی دنیای زیرین ؟
. تعطیلات تابستونیه ، منم برمیگردم خونه
. هر سال همینکارُ میکنم
چت شده ایسه ؟
وقتی یه دفعه گفتی برمیگردی خونه . فکر کردم میخوای منُ تنها بزاری و بری
. معلومه که اینکارُ نمیکنم
منُ تو قراره برای هزاران سال . کنار هم باشیم ، پس نگران نباش
. تو رو رها نمیکنم
. فهمیدم ، رئیس
. پس چطوره برای فردا همه با هم بریم به دنیای زیرین
. برای یه سفر طولانی آماده بشید
ما هم قراره بیایم ؟
. ما ارباب و بنده هستیم ، پس این طبیعیه
با اینکه زنده ام دارم میرم به عالم مرده ها . یه جورایی دست پاچه شدم
. حس میکنم قراره بمیرم
پس قراره کسی که خادم خدا بوده . به همراه شما به جهنم بیاد
. برای یه راهبه ای که الان شیطان شده ، خیلی هم خوبه
. منم میخوام بیام
! آزازل سنسه
تو کی اومدی اینجا !؟
! شما هنوز نمیتونید حضور منُ حس کنید
. پس انگار به یه تمرین حسابی نیاز دارید
... چطوره ماتسودا و موتوهاما رو هم
برای تعطیلات با خودم به خونه رئیس بیارم ؟
چرا داریم با قطار به عالم مرده ها میریم ؟
... دفعه قبل که با جادوی گیریفیا سان رفتیم
. سوار بر گریفون پرواز میکردیم
... خانواده های نجیب زاده شیاطین
. مسیر مخصوص به خودشون رو دارن
هی کونکو چان ، ناهارت رو نمیخوری ؟
کونکو چان ؟
. چیزی نیست
. به زودی به ایستگاه استورِی خواهیم رسید
استورِی ؟
. سلام هیودو
توئی ساجی !؟ ! رئیس شورای دانش آموزی و معاونش هم هستن
. وقت بخیر سونا
از اونجایی که نمیتونیم زیاد ... توی قطار خانواده گریموری بمونیم
. گفتیم قبل از رفتن برای ادای احترام بیایم
. خیلی داری بزرگش میکنی
امسال مثل سالای قبل نیست . که فقط بر می گشتیم به خونه
شما هم دارید میرید برای تمرینات ، درسته ؟
. راستی ، هنوز رئیس چیزی در این مورد به ما نگفته
خب ، من میخوام دفعه بعد که همدیگه رو دیدیم ... حسابی از تو قویتر شده باشم
. پس بهتره خودتُ آماده کنی
. ساجی ، وقتشه که بریم
. چشم .می بینمتون
. پس تا بعد
No comments yet. Be the first to leave one.