High School DxD BorN

High School DxD BorN

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

High School DxD BorN special (1-12 1-5)
A Commentary by Sakht_sar
High School DxD BorN = http://forums.animworld.net/ special = @golden_sub_team

Tags

other
Published on: 2018-03-14
Downloads: 43
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

. ایسه

! سینه

. ایسه

. ایسه کون

. ایسه سان

. ایسه سنپای

. ایسه

. این دقیقاً همون بهشتیِ که همیشه میگفتن

. یالا ، تعارف نکن ، میتونی لمسشون کنی

اینجا رو ، میتونی هر کاری که . دوست داری با سینه های من بکنی

... منم چشمام رو میبندم و تحمل میکنم

. پس راحت باش

. اگه زیاده روی نکنی ، مشکلی نیست

. یالا ، وقتشه بریم تو کار بچه سازی

! ای داد ، گیرم انداختید

! لطفاً با من قرار بزار

... اما

این صدا چی بود دیگه !؟

ای نامرد ، منُ فراموش کردی ؟ ! با اینکه رفته بودیم سر قرار

نکنه که ، توئی یوما چان !؟

! یوما

... درسته ، اون موقع که میخواستم تو رو بکشم

. از این اسم استفاده میکردم

نمیخوای بمیری ؟

! لعنتی ، آخه چرا الان

. من اینجام

. آکنو سان

... هی ایسه کون

بدنم ، حس خوبی بهت میده ؟

. بله ، خیلی زیاد

. خوشحالم ، منم همین حس رو دارم

. دوست دارم بیشتر درموردت بدونم

میخوای بیشتر بدونی ؟

نمیدونستم همچین کلمات شیرینی هم ! توی زبان ژاپنی وجود داره

. آکنو

از کی اومدی اینجا ؟

! رئیس

. من فقط اومدم به ایسه کون عزیزم تمرین صبحگاهی بدم

گفتی عزیزم ؟

از کی تا حالا ایسه شده مال تو ؟

. درسته که اربابش نیستم ولی سنپای اون که هستم

مراقبت از کلاس پائینی ها وظیفه منه ، درسته ؟

گفتی سنپای ؟

. که اینطور ، پس اینجوریاست

... هی

صبح شده ؟

. آسیا

. آسیا ، میتونی یکم بیشتر بخوابی

باشه ، حالا که تو داری میگی . یکم دیگه توی بغلت میخوابم

داری تلاش میکنی چیزی که برام عزیزه رو بدزدی ؟

چه عیبی داره کمی هم به من بدی ؟

! خیلی خسیسی ، ریاس

حالا که خونه رو تازه بازسازی کردیم . نمیزارم اونُ صاحب بشی

. ای وای من

با شما دوتا ، یکمی آروم باشید

ها !؟ باز سازی ؟

ها ؟

این دیگه چه کوفتیه ؟

قسمت اول : از اونجایی که تابستونه ، یه سر بریم به دنیای زیرین

خونه کوچیکم یه دفعه ای . تبدیل به یه عمارت سه طبقه شده

. انگار پدر ریاس سان توی کار ساخت و سازه

پس اون خونه ما رو بازسازی کرده . و به یه خونه مدل تبدیل کرده

کی فکرشُ میکرد وقتی که ما . خواب بودیم بازسازی تموم بشه

حالا که آشپزخونه بزرگتر شده . فکر کنم غذاها هم بهتر بشن

! مامانی ، غذاهای تو همیشه بهترین هستن

! بس کن ، بابائی

! نگاه کن ، بچه ها اینجا نشستن

چه عیبی داره مگه ؟

حس خیلی بدی دارم وقتی می بینم . پدر و مادرم اینقدر ساده هستن

! ما رفتیم

. همه توی خونه حسابی هیجانزده شده بودن

... هیجانزده ها

. خب البته ، هر چی دخترا بیشتر باشن ، بهتره

چرا الان ؟

ایسه سان ؟

. چیزی نیست ؟

! آسیا

آسیا ، هرچی هم که بشه . مطمئن باش ازت مراقبت میکنم

. باشه ، خیلی ممنونم ، ایسه سان

. اینجا رو ، انگار ایسه بیشتر از همه هیجانزده شده

. آکنو سان ، نه ، فقط یه چیز عجیبی به یاد آوردم

یه چیز عجیب ؟ مثل کاسپلی ؟

. زنوویا ، حرف تو بیشتر عجیب بود

. ایسه سنپای صبحا بیشتر از همیشه مشکل داره

... کونکو چان

. اگه اینجا وایسید ، مزاحم بقیه میشید ها

. ایسه ، اینجا جاش نیست که به آسیا ابراز علاقه کنی

. معلومه که فقط به آسیا ابراز علاقه نمیکنم

. به خاطر شما حاضرم تمام زندگیم رو بدم ، رئیس

. ممنون ، خوشحالم کردی ، ایسه

رئیس ؟

. یالا ، اگه عجله نکنید ممکنه دیر برسیم

. چشم آکنو سان ، بزن بریم آسیا

! رئیس

. درسته ، آکنو ، آکنوئه

. آسیا هم ، آسیا ـست

. اما من فقط " رئیس " ـم

بگید ببینم ، فردا که تعطیلات شروع میشه شما چیکار میخواید بکنید ؟

. تا حالا همچین تعطیلات طولانی ای رو تجربه نکردم

. آره ، منم همینطور

. که اینطور ، پس شما اولین تعطیلات تابستونی ـتونه

. فردا بالاخره تعطیلات شروع میشن

!آره ، تابستان آقایون ! تابستان ژاپنی

حرف تابستون که میشه . اسختر و ساحل و دخترا میان وسط

. اینجاست که مأمور اکتشاف وارد عمل میشه

پس سه منحرف معروف دارن برای تابستون نقشه میریزن ، نه ؟

چی گفتبی ؟

به کی گفتی منحرف ؟

... از اینجا برو

نمیخوام این حرفا رو از تو بشنوم . شانس آوردی مثل موتوهاما عینکی هستی

. میشه منُ همتراز اون چهار چشمی منحرف قرار ندی

. باعث بی آبرویی عینکیا میشه

چی گفتی ؟

... درسته که موتوهاما عینکیِ

! اما میتونه با یه نگاه سایز واقعی دخترا رو پیدا کنه

. راحت میتونم بگم سایزت 85 ـه

فکر کردی این ویژگی مختص به خودته ؟

نگو که ! تو هم میتونی بفهمی !؟

... آها آها ، که اینطور

. بس کن

. هیودو

! چیه

... الان وضعیتش توی ... و حالتش نیمه

... و همینطور

! اطلاعاتش از مال موتوهاما دقیقترن

ها ؟

! ای لعنتی

. حالا که اینطوره ، میرم تو کارت

. سعیتُ بکن ببینم چیکار میتونی بکنی

... این ! جنگ بین دو چشم لیزریِ

. خوشا به حالت ، آسیا

بله ؟

. هیودو ایسه ، کم و بیش خاطرتُ میخواد

! خب

کم و بش ؟

منظورت از کم و بش چیه ؟

. همون که گفتم دیگه

. هوی ، توی کارایی که بهت مربوط نیست دخالت نکن

. وایسا ببین چیکار میکنیم

. توی این تابستون یکی یه دوست دختر خوشکل گیر میاریم

. و کاری میکنیم که دهنت باز بمونه

دوست دختر ، ها ؟

قبلاً یکی پیدا کردم ! ولی نزدیک بود به دستش کشته بشم

. یاد خاطرات بدی انداختم

نکنه تقصر خواب صبحی بود ؟

چت شده ، ایسه سنپای ؟

. ها ، چیزی نیست

! هی ، کیبا

برنامه ای برای تعطیلات تابستونیت ریختی ؟

درسته ، ایسه این اولین سالته ، نه ؟

کونکو چان ، تو معمولاً چیکار میکنی ؟

پس همه جمع شدید ، درسته ؟

برمیگردی دنیای زیرین ؟

. تعطیلات تابستونیه ، منم برمیگردم خونه

. هر سال همینکارُ میکنم

چت شده ایسه ؟

وقتی یه دفعه گفتی برمیگردی خونه . فکر کردم میخوای منُ تنها بزاری و بری

. معلومه که اینکارُ نمیکنم

منُ تو قراره برای هزاران سال . کنار هم باشیم ، پس نگران نباش

. تو رو رها نمیکنم

. فهمیدم ، رئیس

. پس چطوره برای فردا همه با هم بریم به دنیای زیرین

. برای یه سفر طولانی آماده بشید

ما هم قراره بیایم ؟

. ما ارباب و بنده هستیم ، پس این طبیعیه

با اینکه زنده ام دارم میرم به عالم مرده ها . یه جورایی دست پاچه شدم

. حس میکنم قراره بمیرم

پس قراره کسی که خادم خدا بوده . به همراه شما به جهنم بیاد

. برای یه راهبه ای که الان شیطان شده ، خیلی هم خوبه

. منم میخوام بیام

! آزازل سنسه

تو کی اومدی اینجا !؟

! شما هنوز نمیتونید حضور منُ حس کنید

. پس انگار به یه تمرین حسابی نیاز دارید

... چطوره ماتسودا و موتوهاما رو هم

برای تعطیلات با خودم به خونه رئیس بیارم ؟

چرا داریم با قطار به عالم مرده ها میریم ؟

... دفعه قبل که با جادوی گیریفیا سان رفتیم

. سوار بر گریفون پرواز میکردیم

... خانواده های نجیب زاده شیاطین

. مسیر مخصوص به خودشون رو دارن

هی کونکو چان ، ناهارت رو نمیخوری ؟

کونکو چان ؟

. چیزی نیست

. به زودی به ایستگاه استورِی خواهیم رسید

استورِی ؟

. سلام هیودو

توئی ساجی !؟ ! رئیس شورای دانش آموزی و معاونش هم هستن

. وقت بخیر سونا

از اونجایی که نمیتونیم زیاد ... توی قطار خانواده گریموری بمونیم

. گفتیم قبل از رفتن برای ادای احترام بیایم

. خیلی داری بزرگش میکنی

امسال مثل سالای قبل نیست . که فقط بر می گشتیم به خونه

شما هم دارید میرید برای تمرینات ، درسته ؟

. راستی ، هنوز رئیس چیزی در این مورد به ما نگفته

خب ، من میخوام دفعه بعد که همدیگه رو دیدیم ... حسابی از تو قویتر شده باشم

. پس بهتره خودتُ آماده کنی

. ساجی ، وقتشه که بریم

. چشم .می بینمتون

. پس تا بعد

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left