The Neighbors

The Neighbors

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Neighbors S01E05 HDTV XviD 480p
A Commentary by W_SalvaTioN
محمد سعادت از Rapidbaz.Org

Tags

HDTV
hdtv
XviD
480p
480
HD
Published on: 2012-10-30
Downloads: 43
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

... انچه در همسايگان گذشت

اين ها خانواده "ويور" هستن

... اينم خونه جديدشونه

و اينا هم همسايه هاي جديدشونن

من "لري برد" هستم رهبر اين ملت

و هم سايه ديوار به ديوار سمت غربيتون

ما وسط يه سري آدم ماشين گلف . سوار شوـه کيک درست کن هستيم

با اسم هـاي ورزشکاران حرفه اي

مطمئنم واسش يه توضيح خوب دارن

اميدواريم که ترجيح بدين بمونين

ما معتقديم چيز هاي زيادي از شما ميشه آموخت

ما کار درستي ميخوايم انجام بديم - اره -

اوه ، واو

به اندازه اين خونه نگاه کُن

هيچ ماشيني توي جاده نيست

به همون چيزي فکر ميکُني که من فکر ميکُنم

يه سطل پُر از شيريني ـه هالوين و "نوشته ي "لطفاً يکي بيشتر برنداريد

عوضي ها

ببخشيد والدين ؟

شما يه الگوي وحشتناک براي بچه هاتون انتخاب کرديد

خودتونم ميدونيد درسته ؟

شما اصلاً متوجه نيستيد که ما چقدر ... راجع به اين که شما رو

! واسه مراسم قابلمه زني ببريم دَم در ساختمون

خونه بُزرگ ، خيابون يه باز

هيچ خونه اي اين اطراف نيست که بوي سوپ بده

بچه ها ، بهترين عيد خانواده ويور ها چيه ؟

! کريسمس - ! کريسمس -

! جدا از کريسمس

! ايستر - ! شکر گذاري -

نه ، هاووين بايد بگيد هالووين

هالووين هالووين -

واو درسته -

هي ، ما يه برنامه واسه حمله ميخوايم

فکر ميکنم بايد هر چه سريعتر انجامش بديم

مکس" رو ميزاريم اون گوشه" ابي" رو هم ميزاريم اونورش"

بعد هر کدوم از سمت خودش حمله ميکُنه

عجله کُن ، يالا يالا ، بدو

حالا امن ـه

بچه ها ، برين تو خونه

خب رفقا ، در چه حالين ؟

... هر سال از وقتي که ما اومديم اينجا

... توي روز آخر اُکتبر

هيولاهاي کوچيک دور در اصلي ما جمع ميشن

در واقع ، اماده حمله ميشن

... قبلاً دروازه ما باعث توقفشون ميشد

... اما اگر بشکننش - رو سرشون باروني از اتش و خشم ميريزيم -

! رو سرشون آتيش بريز

... خوبه ، بسوز کوچولو

عيد مورد علاقمون چي بود ؟

! ها...لو...وين

قسمت پنجم هالویین - ویین

: مترجم محمد سعادت

... خيلي خب ، بريم سر اصل مطلب

! روز اخر اکتبر به شُما حمله نميشه

يه عيد هست که بهش ميگَن هالووين

... بچه ها لباس هاي ترسناک ميپوشن

و در به در ميرن و از مردم شکلات و شيريني ميخوان

... خب ، اگر من باور کنم که اين ... اين ... هالو فين

هالوين ، وين - هالووين - وين ؟ -

نه نه نه نه ! فقط يدونه وين

جدا ؟ جدا ؟

ميدونين چيه ؟ بياين تو بهتون نشون ميديم ، يالا

هالوين وين

يه شب داشتم تا دم دماي صبح # # تو آزمايشگاه کار ميکردم

# وقتي چشمانم به سختي ميديد #

... همونطور که ميبينيد

هالووين باعث دور هم بودن ما ميشه

من هميشه با مکس يه لباس با شکوه ميپوشم

و امسال ما قراره لباس "نمو" و "پدر نمو" رو بپوشيم

يالا ، ببين

پدر ؟

! پدر

... مامانم مُرده و حالا ميفهمم

... که به پدرم نياز دارم

... من "نمو" ام

نمو ! نمو

کل هفته رو داشتم رو قسمت "البرت بروکس" کار ميکردم

چطورم ؟ - تو خوبي ، پسرت به کار نياز داره -

ابي" هم ميشه راپونزل"

هر سال ابي خيلي معدب و خجالتي ميشه تو شب هالووين

نميزاريم از دستمون در بره خارق العاده است

يادمون بياريد که ما هنوز نيازمند هستيم

. اون هم "امبر" ـه

خيلي درکش براتون سخته ؟

خيلي براتون سخته که يه دري بزنيد اولش ؟

! ياد بگيريد در بزنيد

پر از عصبانيت و خشم ـه اين يکي

يالا عزيزم "امبر" بهشون بگو

باشه ، خيلي خب خب همونطور که ميدونيد

سال گذشته من به عنوان اعتراض به سقوط مالي ... لباس پوشيدم

اره ، يه نماد دلار پوشيده بود

و هر از چند گاهي خودش رو مینداخت

ايده ي مامان بود .اساساً استعداد توش موج ميزد

امسال به عنوان يکي از هواداران اوباما ميرم خيلي حال ميده

اوه

هالوين براي دبي و امبر يه تجربه خوب باهم بودن ـه

... بهشون يه فرصت ميده تا

! همگي بيرون - . بايد بريم -

بريم برو برو بو -

ميبينيد ، شما ميتونيد ...از اماده شدن براي جنگ دست برداريد

و شروع کنيد به خريدن شريني خيلي باحاله

به نظر بي ضرر مياد همسر - براي تو شايد -

هر رهبر بزرگي در تاريخ مشخص ميکنه

که کي حمله ميشه و از مردمش محافظت ميکنه

چرچيل شُما هم هيتلر رو داشت

پدر من رهبر حمله ي "ارانوس" بود

اوه ، چرا به جُک هاي من اينطوري نميخندي ؟ - خب اين بامزه است -

اره - خواهش ميکُنم -

و من مردمم رو از سي و يک اکتبر محافظت ميکُنم

هر سال من اونا رو به دسته ها دو نفر تقسيم ميکنم

و اونها اين پيروزي رو براي من جشن ميگيرن

اين جنگ منه ! و من ميخوام بجنگــم

بقيه بچه ها دارن واسه لباس هالووينشون برنامه ريزي ميکُنن

من هيچ لباسي ندارم احساس تنهايي ميکُنم

ما ميتونيم با هم يه خوبشو بپوشيم يه لباس آسون در دقايق آخر

آدم بي خانمان طرح خوبيه - نه پدرم اجازه چنين کاري رو صادر نميکُنه -

اين يه اعتراض سياسيه راجع به بي خانمان ها نيست

فقط يکم اشغال بريز رو صورتت

اوه ، نه پدرم از بي خانمان ها متنفر ـه

. مسئله اين نيست

اون فکر ميکنه که هالويين خطر ناکه

پدر من استاد هالويين ـه

ما هر سال باهم لباس ميپوشيم

صبر کُن ، تو با بابات لباس ميپوشي ؟

اره ، هر سال مکس باهاش لباس ميپوشه - "ابي" -

... من دارم با . شرمنده ام

اسمت رو نميدونم

. اما من دارم با "اما" صحبت ميکُنم

هي ، يه سري از ما ميخوايم بريم قابلمه زني .به عنوان زامبي

پدر مادرامون وقتي ما ميريم دم خونه ها تو خيابون "مارگاريتا" ميخورن

بدون پدر مادرت ميرين دم خونه ها ؟

البته ، بچه که نيستيم

! ووا

مامانم گفت که لباس هالوين تو مربوط به سلامت جسمي ميشه ؟

اگر ميخواي شريک جُرم داشته باشي من به عنوان وکيل شخصيت ميام

نه ممنون - صفحه مرگ ؟ -

رجي" من به پدر مادرم دروغ گُفتم"

... شنيدم همه ميخوان برن به "فرو-يو" واسه هالويين

و من لازمه که شهرتم رو بالا ببرم

... با اين وجود تصميم گرفتم که

. لباس هالويينم سکسي باشه

مراقب پزشکي کانادايي - من نميخوام لباس هالويين بپوشم -

! مجبوري - من ميخوام يه جادوگر هرزه بشم -

اگر تنهايي انجامش بدم فقط ميشم ... يه هرزه با خرگوش

اما اگه توهم بياي مهشر ميشه

هرچي حالا چه خبرا امبر ؟

چه خبرا مو خوشگل ؟ - چه خبرا ؟ -

ميدوني اون دختر خبر کشه مطمئناً ... يه هدفي داشته

من نميتونم همينجور لخت برم وسط

بايد يه سکسي بودن مخفي داشته باشم . تا مهشر بشه

باشه ، رجي ، تو ميتوني شريک لباس مَن تو هالووين امسال باشي

خب ، پس صفحه مرگ ، چون فکر ميکُنم اين خيلي عاليه

ميشه بس کُني ؟ ما به عنوان پرستار هرزه و دکتر خوش تيپ ميريم

. بيست چهار ساعت وقت داري اماده شي

...چي ؟ صبر کُن ، امبر حداقل ميشه برنامه امُ راجع به صفحه مرگ بگم ؟

. چون اين خيلي سکسي ـه

امبر" ؟"

... باشه ، ميخوام اينجا يه سوزن فرو کُنم

! داري سوزن فرو ميکُني تو باسنم

. صداي البرت بروکس بود

خب ، "لري برد" نميتونه راجع به اين بدونه

اما من کاملاً براي ملتمون توضيح شما رو از هالويين-وين بيان کردن

توضيح نه جکي دانستني هاي عمومي

باشه ، گوش کُن ، دبي ويور

... شماها اولين دوستان انسان ما

... و اينم اولين عيد انساني ماست

. و دوست داريم که بيشتر راجع بهش بدونيم

و "لري برد " ؟ - . نگران "لري برد" نباش -

بهش گفتم موهاش شبيه شلنگ شُده . اونم تا ساعت ها ميشينه پاي موهاش

ميدوني که ما خيلي دوست داريم "بهت کمک کُنيم"جکي

. اما داريم براي هالويين خودمون اماده ميشيم

فقط منم ؟

يا کسه ديگه اي هم اينجا اينقدر خفن ـه ؟

اوکي مارتي ، تو ديگه بس کُن

دامن بايد کوتاه تر باشه خط گردن بايد پايين تر باشه

... داري يه بيانيه بدون مراقبت ملي ميدي که

مردم نميتونن يه دامن نصفه تهيه کُنن ؟

! اره ، کاملا

ميدوني چيه ؟ ميخوام خودم اين کارُ انجام بدم

اوه خدا ، اوه خدا

اين اتفاق نمي افته . تو بهم ميگي که اين اتفاق نمي افته

من فکر ميکنم اون بلاخره بزرگ ميشه عزيزم . لباس هالوينش کاملاً مناسبت داره

... من فکر کنم . بچمون هرزه شُده

. نه ، بچمون هرزه نشده ، هي بچه ها

چه خبرا ، مکس ؟ لباس هالويين تقريباً تموم شُده

برنامه عوض شُده امسال با قيافه زامبي میرم

اما ميدوني "مکس" يالا

ما خانوادگي قابلمه زني ميکنيم . ميدوني ؟

ها ، رفاقتي ميريم ، ها ؟

و "ابي" هم ميترسه که يه وقتي گُم بشه

...درواقع

امسال ميخوام خودم تنهايي ! برم دم در خونه مردم

مثل يه دختر بزرگ

چي شده عزيزم ، ها ؟

نابود شدم عزيزم . بهم بگو چي شُده

نميدونم

اتفاقي که اُفتاده اينه که شما حالا وقت کافي براي آموزش مراسم هالويين ويين به ما رو دارين

! هالوين - ! "فقط يه "وين -

! هالوين فقط يه وين

!!! هالويين

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left