The first 200 lines.
بر اساس داستان کوتاهي از موکول شارما" "که از حوادث واقعي برگرفته شده
ام سي کلوسکي گونج، هند" "سال 1979
...شايد اگه
...زانوها رو خم کنيم و
بدن رو به حالت جنين دربياريم؟
ميتوني رانندگي کني؟ تا کلکته 8 ساعت راهه
آره، مشکلي نيست کاغذها رو برداشتي؟
آره
بيمارستان و سردخانه" "کي سي ام
"مرگي در گُنچ"
"يک هفته قبل"
"روز اول"
شما سريع بريد و بياييد من تو ماشين منتظر ميمونم، باشه؟
اينطور خيلي زشته
حداقل بيا داخل احوالپرسي کن- مامان، دستشويي دارم-
دستشوييشون تميزه؟- فکر نکنم-
بريم شوتو
فرنگيه يا هندي؟
زودباش، عجله کن
هستين خانم کرني؟
آره، بفرماييد داخل، منتظرتون بودم
ناندو، بالاخره رسيدين
سلام دخترم، حالت چطوره؟
خيلي خوابش مياد- آره، مشخصه-
ميتونيم از سرويس بهداشتي استفاده کنيم؟
البته، بفرماييد- ممنون-
سلام
شماها يه نگاهي به شيريني پزي بندازيد تا ما بياييم
بفرماييد، از اين طرف
توجه نکن عزيزم اينجا يه کم به هم ريخته ست
نه نه، مشکلي نيست چراغش کجاست؟
اينجا
ممنون
مادرت گفت که امروز تشريف مياريد
خب، ميدونيد چيکار کردم؟
يه نون براي شما گذاشتم کنار
اوه، نون مخصوص کرني
آره، ميدونيد، معمولا خيلي سريع تموم مشه
....حالا که فصل تعطيلاته
پسر عموم شوتو رو ميشناسيد؟
...اممم، نه، نه
شايمال هستم، سلام- سلام-
خب، خيلي اين طرفها نمياد
آخرين باري که اومدي اينجا کي بود؟
بابا، من کيکي ميخوام
نه، نه، نه...کيک نه
برو بشين تو ماشين پيش مامان- نه، من کيک ميخوام-
چرا اين رو نميگيريد؟ کيک ميوه ايه خوش مزه ست، حتما خوشش مياد
باشه
ميشه 9 روپيه و 4 آناس، لطفا
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
هي مانيا، حالت چطوره؟ خوبم-
اميدوارم مشروب آماده کرده باشي
آره بابا، همه چي رديفه- خيلي خب-
سلام مانيا
مانيا رو يادته؟ دفعه ي قبل بود؟
کجايي مانجاري؟ زودباش، اومدن
سلام- هي شوتو، کفشهاي مانيا رو دربيار-
چطوري بابا؟- خوبم-
مامان بزرگ
بيا اينجا عزيزم عزيزدلم چطوره؟
خيلي خسته ام
مطمئنم ساعت 5 راه نيوفتادين
اين ميمي باعث شد دير بياييم، هميشه دير مياد- تانيا بکشي کجاست؟ تانيا بکشي-
سلام خاله، من بايد سريع برم دستشويي- برو، برو-
حالتون چطوره عمو؟- خيلي خوبم-
چطوري شوتو؟
همه چي خوبه؟ خوبم-
امتحانها تموم شده؟
بله خاله، تموم شده
اميدوارم خوب بوده باشه؟
بله بله، البته
خيلي خب
مادرت خوبه؟- بله، شما خوبين؟-
کلاس اولي تاني، آره؟
کلاس سومم پدربزرگ
اوه واقعا؟- بابا، جدي ميگي؟-
اين رو کجا بذارم؟
...اينا رو بذار داخل تو اتاق من
چرا هنوز آتيش روشن نکردين؟ خيلي سرده
اين بچه شهريها رو ببين صبر کن ببين تو ژانويه چقدر سرد ميشه
مانيا، گوش کن
بله؟
چوب رو بيار داخل
آتيش روشن کنيم- بله-
شوتو، ماشين رو قفل نکردي؟
چراغش هنوز روشنه
برو قفلش کن
چيکار ميکني؟ اينجا بيهاره
تاني، لباسهاي کثيفت رو دربيار
نه، ميخوام يه کم بپرم
بفرماييد، اينها براي اتاق شمان
غذا خوردي عزيزم؟- بله-
مامان، چيزهايي که خواسته بودي رو گذاشتم اونجا
آوردي؟ اوه، خداروشکر
تو اينجاي لعنتي هيچ چيز پيدا نميشه
چايي ميخوري؟
نه، الان ميخوايم شام بخوريم ديگه، نه؟
خيلي خب
اوه، يه کم کيک کريسمس هم آورديم
کرني اصرار کرد که بگيريم
...اوه، اون کرني
يه پني براي چاي نيم پني براي خرده شيرينيها
مامان
اين چيزا رو بهش ياد نده
نميدونم کي قراره برق وصل شه
نوشيدني ميخوري مامان؟- آره پسرم، دستت درد نکنه-
زانوت چطوره بابا؟ بهتر شده؟
تو اين سن و سال هيچ چيزي بهتر نميشه
مامان، دير يا زود مجبوريد برگرديد کلکته
دوباره شروع شد
چرا هميشه از زير اين بحث درميري؟
دکتر گوسوامي هر چند روز درميون مياد اينجا
اون که مياد
و هرموقع که مياد يه بطري مشروب رو تنهايي تموم ميکنه
خب که چي؟ براي معالجه پول که نميگيره
چه معالجهاي بابا- ديگه کافيه-
ببينيد، اگه خواستين مشروب بخورين ....با دکتر گسوامي بخوريد
اما اگه هر کدومتون خواستين بريد بيمارستان
با ويکرام تماس بگيريد تا برسونتتون
حالا انگار ويکرام کمتر مست ميکنه
ببين آقا داماد اومده
حالت چطوره، حرومزاده؟
درشکهت کجاست؟
درشکه؟ ببين جهيزيه چي دادن بهش
چرت نگو بابا
!!!جهيزيه؟ جيب ما رو نزنن
استلا چي شد؟- استلا خواهردار شده، بهت که گفتم-
هيچوقت گوش نميکني- ناندو-
از ديدنت خيلي خوشحالم، برايان
هي، عينک از کجا گرفتي؟
شبيه عموها شدي
عوضي- هي، عمو و خاله کجان؟-
اون ديگه چيه؟
صبر کن تا خاله ببينتش
هميشه خودشيريني ميکني
هي، تا وقتي اينجايي ميتوني از استلا استفاده کني
به به
سلام، چطوري پهلوون؟
هي، اون چيه رو شالت؟
رفيق الکليم اومد
سلام عمو- چطوري پسرم؟-
اين چيه؟
تن-تا-را
خداي من، ما بايد به تو هديه بديم پسرم
درضمن ما نوار کاست نداريم
اين رو آورده، نوار کاست هم خودش ماره ديگه
البته، خودم کاست بيارم براتون خاله نگران نباشيد
دو تا از اينها براي عروسي بهم دادن گفتم يکيش رو بيارم اينجا
بالاخره اينجا مثل خونه ي دوم منه
خونه ي دوم چيه؟
فقط وقتي ناندو مياد اينجا تو هم مياي
...سرش خيلي شلوغه بابا
چرا عروس خانم رو نياوردي؟ کي ميتونيم ببينيمش؟
نه خاله، از سرکار ميومدم گفتم يه سر به شما بزنم
اون حتما هنوز داره خستگي عروسي رو در ميکنه
جاتون خالي بود بچهها چرا نيومدين؟
آره، جاي همهتون خالي بود
بايد ميومديد
من و باني واقعا ميخواستيم بياييم اما نتونستيم مرخصي بگيريم
اما اين هفته بايد يه شام دور هم جمع شيم، باشه؟
آره، باشه
شما بگيد کي ميتونيد بياييد؟ فردا؟ پسفردا؟ سي و يکم؟ بابا، سي و يکم؟
فکر خوبيه، سال نو رو تو اين خونه جشن ميگيريم
من که هميشه وقت دارم
از ايشون بپرسيد هميشه فيس و افاده مياد
چي؟
درباره ي خبر بزرگش ازش بپرسيد
... هي، ويکرام- چه خبر بزرگي؟-
بگو ديگه- تو هم ميخواي ازدواج کني عوضي؟-
دخترا کجان؟
بگو ببينم چيه؟
فکر کنم بالاخره کار پيدا کردم
واو، آفرين- مبارکه، مبارکه-
في-فاي-فو-فام
بوي خون يه خانم انگليسي رو حس ميکنم
زودباش، لپت رو بده من زوود باش
هي، ببين چي پيدا کردم
ممنون- ويکرام-
هي، باني
خانمت کجاست؟ بيرونه؟
نه، نتونستم بيارمش
نگران نباش، به زودي ميبينيش
بچهها دارن برنامه ي شام ميچينن- عاليه، بايد اين کار رو بکنيم-
ميمي کجاست؟
تو دفتر کار باباست
کمک ميخواي؟
آقاي ويکرامجيت چودري
تبريک ميگم
ماه عسل چطور بود؟
اومد، اومد
برق اومد
شام رو بياريد
استراليا؟ خيلي دوره که- ميدونم-
پس خاله رو هم با خودت ميبري؟
بذاريد برم اونجا ببينم چي ميشه
خيلي خوشحالم که بالاخره از اينجا ميري کي قراره بري؟
فکر کنم آخراي فوريه
نزديکهها- تبريک ميگم برايان-
ممنون- ...شوتو-
No comments yet. Be the first to leave one.