The first 175 lines.
ReMadza tHE Sora
ReMadza tHE Sora
عملیات نجات اضطراری
!دفاع از کوی کابوکی در مقابل آمانتوها
عملیات: تخلیهی بِرکه
!گین سان فدایی داری
!!!عملیات تخلیهی برکه را در اتاقی روشن و فاصلهای مناسب از تلویزیون مشاهده فرماییییید
.چقده لجن جمع شده اینجا
دل تو دلم نیست ببینم چه جور جونور فضاییای .از توش درمیاد
...آهای
...آهای با شمام
!هوی گین سان، کاگورا چان
چه گوهی میخورین؟
.داریم برکه رو تخلیه میکنیم
!خو کور که نیستم که
خیر سرمون قسمت اول بخش دوم آرک نهایی .انیمه گینتاماست
دارم میپرسم تو همچین موقعیتی چه مرگ ـتونه اینجا؟
مغز خر خوردی شینپاچی؟
ما از همون قسمت اول داریم به شیکم بینندهها .صابون میسابیم
نشون دادن چرت و پرتایی مثل تخلیه لجن .نمره ـمونو توی "مای انیمه لیست" کلی بالا میبره
!همینه که هست
چته هیبت کریستف کلمبی به خودت گرفتی و ادای یه انیمهدیگه رو درمیاری؟
!مردم منتظر داستان اصلی اند
واسا ببینم، یادت نیست آخر نیمه اول چی شد؟
انصافا اون چی بود؟
اون یارویی که تو کل دوازده قسمت ...گموگور شده بود
سر بزنگاه از ناکجاآباد پرید وسط و !همه چی رو واسه خودش تموم کرد
.مایِ بیچاره کاری جز تخلیه برکه واسمون نمونده
!انصافا اون منطقت تو حلقم
چرا انقد در مقابل فهمیدن مقاومت میکنی شینپاچی؟
،به جون عمم قسم این کار !یه رابطه از کون تا شقیقهای با انیمه گینتاما داره که نگو
هان؟
...ما زمینیها تا الان
.فقط نظارهگر ورود آمانتوها و عیشونوششون توی شهر بودیم
و حالا بالاخره تونستیم .جنگ خودمون با اونا رو تموم کنیم
،ولی تا علت اصلی رو ریشه کن نکنیم
.صلح به منطقه کابوکی برنمیگرده
،که یعنی
.ما راهی جز خلاص شدن از لجنهای برکه نداریم
!به خدا منطقت تو حلقم
شما هم فقط نشستین اینجا و از بقیه فیلما .اسکی میرین
.وای! موقع کلکل، صدی نود کار رو تموم کردیم
!تموم کنین این مسخره بازی رو
پس اون جونور فضایی کجاست؟
!گین چان، اون
...اونا... نکنه
...توی نصف اول
.بین افرادی که اومدن کمک منطقه کابوکی، بودشون
نصف دوم رو شروع نکنیم؟
!آنچه گذشت دستتو میبوسه پاتسوان
روح نقرهای
آنچه گذشت
.کشور ساموراییها
،زمانی که کشور ما با این نام صدا میشد .الان به تاریخ پیوسته
برای پاین بخشیدن به حکومت تندوشو .بر کهکشان، ارتش آزادیبخش آلتانا تشکیل شد
اونا با صفینههای فضایی ـشون .مثل مور و ملخ به زمین سرازیر شدند
،با وجود تفاوت فاحش قدرتشون با ما
،تونستیم توی محافظت از ادو.. از زمین .سربلند بیرون بیایم
،اونیوابانشو
،شینسنگومی
و همهی اونایی که عاشق ،منطقه کابوکی بودند
.شجاعانه جون خودشون رو کف دست گرفتند
توی فضا هم، کاتسورا سان و ساکاموتو سان
به همراه شوگون، توکوگاوا نوبونوبو .وارد مذاکره شدند
.و تونستند فرمانده شیجاکو، یکی از فرماندهان نیروی آزادیبخش شکست بدند
.ولی اتفاقات اونطور که باید پیش نرفتند
اتفاقات ناگوار یکی پس از دیگری هجوم آووردند
.و چیزای زیادی رو فدا کردیم
،توی این هیاهو نانوماشینویروسهایی که گنگای سان اختراع کرده بود
،سلاحهای نیروی آزادیبخش رو از کار انداخت
.که شامل سه ارتش بزرگ میشدن
،داکینی
شینرا
.و یاتو به منطقه کابوکی هجوم آووردند
،توی این جنگ همهجانبه
افراد زیادی به کمک اومدن
و هرطور بود تونستیم نیروی آزادیبخش رو .وادار به عقب نشینی موقت کنیم
.شادی ما زود گذر بود
.یاتوها گنگای سان رو دزدیدن
.و از فضا هم یه سلاح در انتظار نابود کردن زمین فقط با یه شلیک بود
."سلاحی به اسم "شعله کاگوتسوچی
.شمارش معکوس نابودی زمین شروع شد
،کاتسورا سان و همراهانش جونشون رو کف دست گذاشته بودن
...که ناگهان اونجا
یه سلاح که زمینو نابود میکنه؟
.شرمندتم، اجازه عرض اندام به همچین چیزی نمیدیم
...کسی که این دنیا رو نابود میکنه
!منم
...ا.. اون مرد یعنی
.از بخش 17 دشمن وارد شده
!به سرعت اونجا رو پوشش بدید ...تکرار میکنم
...شاهزاده
بخش 17
و بخش 22 مورد حمله کشتیهای .متجاوز قرار گرفتند
!تـ.. تکون نخور
!انقده نترسید باو
!آرام
.من رفیق هیچکدوم از اونا نیستم
.طرف هیچ کس هم نمیگیرم
...فقط
!یه دشمن واسه کل دنیام
!آتش
!کیهِتای
!به پیــــــــــــش
نویسنده
سوراچی هیدهآکی
گینتاما
میشه منو هم با خودتون ببرید؟
میدونم شما کی هستید
.و چیکار میخواید کنید
.منم مثل شما هستم
.توی جنگ همه چیزم رو ازدست دادم
،پدرم که برای آیندهی کشور میجنگید
.همون کشور دستگیرش کرد و کشتش
.و مادرم هم به عنوان هسر یه گناهکار مُرد
،تنها کاری که از منِ بازمونده برمیاد
گرفتن انتقام خانوادم با .تفنگایی ـه که پدرم جا گذاشته
تو رو خدا بذارید منم با شما انتقام واقعی .رو از این کشور بگیرم
...انتقام همه رو
،پس
.با همون تفنگ به کلهی پوکت شلیک کن
.روش من یکی که اینطوریه
.نابود کردن کشور همین معنی رو میده
.هنوزم میتونی برسی
.زندگی خوب و خوشی برای خودت بساز
آرک روح نقرهای
بدکارانی که کار خوب میکنند
بازم یکی از شورشیای جوئی؟
هر کی رو که ازش خوششون نمیاد .دسگیر میکنن
.عجب دورهی بدی شده
.عجب قصهی رقتانگیزی
شنیدم آدمای بیگناه زیادی مثل این دختره .الکی افتادن تو هُلُفدونی
.این همه آدم خلافکار.. گیر دادن به اینا
...مثلا
.تاکاسوگی شینسوکه
یکی از چهار نیروی زُبدهی جوئی .که ظاهرا این اطراف مخفی شده
.اون دخترک هم چون همراه اون دیده شده دسگیر شده
واقعا؟
ولی من شنیدم یه یاروی .گردن کلفتتر اینورا پلاسه
...اسمش بگمونم
.کاواکامی بانسایِ آدمکش ـه
.نمیشناسم
بهرحال، سرنوشت اون دختر بعد دیده شدن .با اون تبهکار به قهقهرا رفت
حداقل بذار براش یه نوای بینوایی .اجرا کنم تا بتونه توی آرامش به خواب ابدی بره
!هوی لعنتی
چه غلطی میکنی؟
لعنتی... شمشیر...؟
.تو هم باید از شورشیای جوئی باشی
.آروم! وسط نوازندگی هستم
چی گفتی؟
لعنتی.. متوجه نیستی با کی طرفی؟
!هـ.. هوی
!فوقع ما وقع
،اون دختر یه طعمه بود تا تو رو دستگیر کنند
.تاکاسوگی شینسوکه
.یادم نمیاد توی دام اونا گیر افتاده باشم
.کسی که منو به جلو هل داد تو بودی
شرمنده! فقط میخواستم ببینم اون مردی که .افسانهها ازش حرف میزنند چطوریه
خب؟ اون یارو چطور مردی بود؟
یه مردی که ولمیچرخه و میگه .می خواد دنیا رو نابود کنه
.ولی متاسفانه نمیتونه یه دختره رو ول کنه تا بمیره
.اما بدم نیومد... از همچین احمقی
.منم همطینطور
یه مرد که ادعا کرده به کشوری که به ساموراییها پشت کرده، پشت کرده
و کل همّوغم ـش شده نجات شورشیای جوئی زندانی شده
و حالا خودش بخاطره یه دختره .افتاده جفتشون
.همچین احمقی زیاد به پستت نمیخوره
،حالا که میخوای کشور بکشدت
چرا بخاطر من نمیمیری، بانسای آدمکش؟
تو همچین جایی کارگر استخدام میکنی؟
.صد رحمت به احمق
پس تو بخاطر چی میخوای بمیری؟
.نمیمیرم
،برام فرقی نداره از رو جنازه کی باید رد بشم ،تا وفتی که این کشورو نابود نکردم
.من نمیمیرم
No comments yet. Be the first to leave one.