The first 200 lines.
این زندگی منه
تحت تاثیر قرار گرفتم، مدیر چویی قسمت هفدهم
تو راحت تحت تاثیر قرار میگیری
حتی موقعی که خواستم گچ پام رو در بیارم،
اسمم که برام نوشتین رو نگه میدارم
وقتی نگات میکنم حس میکنم معلم دوره ابتدایی ام
با چشمای معصومت...
یه جوری بهم نگاه میکنی که انگار هر چی میگم باور میکنی
الان هر چی که شما بهم میگین به اندازه دنیا برام ارزش داره
این معلم یه کلاس دیگه داره و باید بره
امیدوارم اون دانش آموز مثل تو به حرفم گوش بده
خدافظ خدافظ
فکر کردم حداقل یه بار باید همدیگه رو ببینیم
تموم کردن رابطه به اندازه شروعش مهمه
تموم کردن؟
میخوای نامزدی رو بهم بزنی؟
آره
نه، نمیتونم بذارم این کارو کنی
همونطور که برنامه ریزی شده، با هم نامزد میکنیم
نه، من این کارو نمیکنم
اومدم اینجا که تمومش کنم
فکر میکنی من احمقم؟
همه راجب نامزدی ـمون اطلاع دارن
میخوای بابات...
و مامانم رو مضحکه خاص و عام کنی؟
تو اول زدی زیر قول و قرارت و اعتمادم رو شکستی
من زیر قول و قرارم نزدم
به خواسته رئیس هان احترام گذاشتم. فقط بخاطر اینکه پدر توئه
متاسفم. اعتراف میکنم که یه جاهایی اشتباه کردم
ازدواج فقط یه بار تو زندگی آدم اتفاق میفته و منم اشتباه کردم که بخاطرش باهات معامله کردم
میرم دیدن خانم چویی و ازش عذرخواهی میکنم
نه. نمیتونم اینو قبول کنم
من باهات ازدواج میکنم، هان سونگ جو
من دوستت ندارم
عاشقت نیستم
عشق؟
دوباره داری راجب اون عشق مسخره حرف میزنی؟
من سعیمو کردم،
اما وقتی باهات قرار گذاشتم فهمیدم که
نمیشه کسی رو اجبار کرد که به یه نفر دیگه حس داشته باشه
احساسات...
بدون اینکه بفهمی به وجود میاد
من باعث شدم که بفهمی...
عشق با سعی کردن و اجبار به وجود نمیاد؟
پس داری میگی یه نفر دیگه باعث شده بفهمی...
عشق بدون اینکه متوجه بشی به وجود میاد؟
آره، درسته
اونُ تو آسمون می بینم و تو دریا می بینمش...
و حتی تو فنجون قهوه ـم می بینمش
اون باعث میشه بخندم و شاد باشم
پس چطور میتونم با یه نفر دیگه ازدواج کنم؟
متاسفم. خدافظ
بله، نام جین؟
پدربزرگت رو خوب بدرقه کردی؟
امروز؟ کجا باید همدیگه رو ببینیم؟
آه، اونجا؟
سونگ جو. سونگ جو چی شده؟
عشق؟
میتونیم کاری کنیم اون عشق مسخره به وجود بیاد
این چیزیه که میخوای؟
تو...
بدترینی
میدونی اینکه داری بهم پشت میکنی چه معنی ای داره؟
معنیش اینه که همکاری ما با مینهان تموم میشه
چطور میتونی برای ازدواج با همچین چیزی تهدیدم کنی؟
تو یه بزدلی
بزدل؟
نه، من آدم سرسختی ام
از زیردستام خوب مواظبت میکنم،
اما اونایی که بهم پشت میکنن رو بی رحمانه مجازات میکنم
حالا حتی دلم برات میسوزه
باید خيلی سخت باشه که دنیا رو به دو دسته دوست و دشمن تقسیم کنی
تویی که...
منو تبدیل به دشمنت کردی، هان سونگ جو
نکنه بخاطر اینکه نامزدی رو بهم زدم...
به شرکت بابا ضربه بزنه؟
معلومه که نه. تجارت که بچه بازی نیس
بله، نام جین؟ چه اتفاقی افتاده، سونگ جو؟
گوشی قطع شد
فکر کنم شنیدم یه مرد سرت داد زد
نکنه یه گردن کلفت جلوت رو گرفت؟
نه، همچین چیزی نبود
الان کجایی؟
تموم شد
پنجره قفله؟
آره، خیلی خوب قفل شده
دیگه بسه باید یه کم استراحت کنی
بشین
یه قفل کافی بود
چرا یکی دیگه اضافه کردی؟
اصلا معلوم نیس که چه اتفاقی بیفته
تو اخبار نشنیدی دزدا میرن دنبال زنای مجرد؟
با دوربین دوچشمی رمز در خونه زنا رو نگاه میکنن و یواشکی میرن داخل
خدای من
اگه وسایلات رو بدزدن مشکلی نیس، اما اگه خودت صدمه ببینی چی؟
اومدی برام قفل رو نصب کنی؟
میخوام یه نگاه بندازم و همه چی رو برات درست کنم
واووو. باعث میشی خیالم خیلی راحت بشه
مثل یه برادر بزرگتری
راستش میتونم برادر بزرگتر باشم...
چون دوسال ازت بزرگترم
امکان نداره
من میتونم با کسایی که 10 سال از خودم بزرگتر یا کوچیکترن دوست بشم
من که خوشم نمیاد
اگه خواهر کوچیکم بودی باهات خیلی مهربونی میکردم
همیشه کولت میکردم و برات غذای خوشمزه می خریدم
شونه ـت رو هم بهم قرض میدادی که روش گریه کنم؟
معلومه
به هر حال، امروز اتفاقی افتاده؟
چطور مگه؟ ناراحت به نظر میام؟
ميتونم از قيافه ـت بفهمم
صورتت نمیتونه چیزی رو مخفی کنه
وقتی ناراحت میشی، سریع چشمات گریون میشه
وقتی عصبانی میشی، صورتت اخمو میشه
وقتی خوشحال نیستی، لب و لوچه ـت آویزون میشه
خب... نامزدیم رو بهم زدم
اینجور نیس که دختری باشم که بخاطر نجات پدرش فروخته شده
نمیتونم بخاطر کار بابام با کسی که دوسش ندارم ازدواج کنم
خیلی خب
بیا. شونه ـم رو بهت قرض میدم
یه کم بهش تکیه بده
من یه دختری رو دوست دارم
اون دختر هم از خونه فرار کرده...
چون نمیخواد بخاطر بدهی پدر مادرش با یه نفر دیگه ازدواج کنه
من بی پول بودم...
واسه همین نتونستم بهش کمک کنم
هر وقت می بینمت، منو یاد اون میندازی
حتی اگه بین هزار نفر باشی،
میتونم زود پیدات کنم
دلم برات تنگ شده بود
باید یه کم استراحت کنم
باشه. فکر کنم خیلی موندم اینجا و نذاشتم خستگیت رفع بشه
اینو بگیر
این چیه؟
برای زنایی که تنها زندگی میکنن سوت یه کالای ضروریه
وقتی جین آه تو کارخونه ی چین استخدام شد
این سوت رو براش خریدم
جین آه همون کسیه که دوسش داری؟
آره
به هر حال هر وقت تو خطر افتادی با این سوت بزن، باشه؟
وقتی با این سوت بزنم،
زود میای پیشم؟
معلومه، اگه همین نزدیکیا باشم زود میام پیشت
من برادر بزرگ قابل اعتمادتم
@Mehdi_Rain : کانال تلگرام
تو...
بدترینی
درسته
همونطور که گفتی، من بدترینم
به هر حال،
به هر قیمتی که شده اوضاع رو به حالت قبل برمیگردونم
همش تقصیر اون عوضیه
اگه اون پیداش نمیشد...
چطور جرات کردی...
پدربزرگم،
خونه، هیون گانگ گروپ،
و حتی نامزدم رو ازم بگیری؟
نمی بخشمت
هیچوقت نمیذارم چیزی که مال منه رو ازم بگیری
جین آه، تحت تاثیر قرار گرفتم
خوبه؟ آره
فوق العاده ـس
حتی میستر بونجور هم نمیتونه از این گزارش ایرادی بگیره
میستر بونجور؟
یه کسیه که تو شرکت باهام کار میکنه
میشه لطفا این گزارش رو با ایمیل برام بفرستی؟
قبلا برات ایمیل کردم
خیلی سریعی
وقتی داشتم از کار کردن می مُردم تو بهم کمک کردی
پس باید بهت یه هدیه بدم
هدیه؟
لازم نیس این کارو کنی
میدونی که من تو تیم ارزیابی مسابقه ام؟
پس داری میگی...
نتیجه خوبی میگیری
جدی میگی؟
فردا صبح نتیجه مسابقه اعلام میشه
وقتی نتیجه اومد، میتونی جزئیات رو چک کنی
ممنون
جونگ جین آه
پس بذار تموم دنیا اسمت رو بدونن
تا روزی که اسمت تبدیل به اسم بِرندت بشه
جونگ جین آهم، مدیر چویی
ببخشید. اینجا بارِ الفنته
مشتری خیلی مشروب خورده
آدرس بارتون کجاس؟
م... مدیر چویی
مدیر چویی، لطفا به خودتون بیاین
مدیر چویی
ببین کی اینجاس
تو هان سونگ جویِ مغرور و باهوش نیستی؟
خوشحالم که اینجایی بشین
بیا مشروب بخوریم
شما خیلی مستین لطفا دیگه نخورین
باشه. پس خودم تنهایی میخورم
دیگه نخورین، مدیر چویی
جلومو نگیر
بازم بهش فکر کن
راجب چی؟
من...
No comments yet. Be the first to leave one.