The first 200 lines.
،وقتشه بکا ...وقتشه
اين مسخره بازيارو بس کني و برگردي مدرسه
نه، من اينکارو ميکنم
اينکه بخواي يه نويسنده بشي
بيشتر از اون چيزي که فکرشو بکني تخمي ـه
فقط فکرت نسبت به اتفاقايي
هر روز سرت مياد تغيير ميکنه
واسه همين دارم مينويسم
چند صفحه نوشتي؟
تقريباً سيصد صفحه
ازت متنفرم
،اگه قرار باشي اين کارو بکنم
واسم اون يارويي که اون کتاب لامصب و نوشته بيار
چه کاري؟ - خدا از هممون متنفره -
بدجوري عاشقش مرد
اونا تبديلش کردن به يه موزيک برادوي ـي
،تو متن و مينويسي من موسيقي و متن موسيقي و مينويسم
بيا يه شاهکار عالي بسازيم
تبريک ميگم
شما وارد مرحله بعدي شديد
بهت يکي از اون حموماي طولاني و آرومِ زبوني بابايي و ميدم
مردا دشمن هستن
من طرفدار اينم که يه حصار دور کير بکشيم
اوفيليا بدجوري ازم عصباني ميشه
بعد سالي يه بار با هم سکس کرديم
و اين اولين چيزي ـه که اومده تو ذهنت؟
شهربازي چه طور بود؟
...يه مامانه اي بود که
باهاش کاري کردي؟ - نه -
اون خط کير و هرجايي ببينم ميشناسمش
اين همون چيزي ـه که فکرشو ميکنم؟ - قطعاً -
ميشه يه نگاهي بهش بندازي؟
البته، باعث افتخارمه
TvCenter PresentS " ارائه اي از تيم ترجمه تيوي سنتر "
چيکار ميکني؟ - دارم صورتت و ميخونم
واسه حقيقت
ازش بدت اومد
اينطوري نيست
چرا همچين حرفي زدي؟
نه، نه، نه
ميتونم تو صورتت ببينمش
منو تا حالا نديدي بکا؟ ميتونم همين الان از يه عالمه
چيز هم متنفر باشم
عجب، ممنون
عاليه؟
نه که نيست
ولي واسه اولين چرکنويس به ندرت اينطوري پيش مياد
خيلي خب نظرت چيه؟
خب، کاري که من ميکردم اين بود که
...اين چرکنويس و ميگرفتم و ميزاشتمش تو يه کشو
که لازمم نيست که کشوي واقعي باشه
...ميتونه يه کشوي مجازي باشه
و امشب و ميزدم بيرون و واسه تولد اين نوشته جشن ميگرفتم
،ميدوني چي ميگم چندتايي مشروب الکلي ميرفتن بالا
که تو اين قضيه منم باهاتم
و بعدش، صبح که شد
بيخيال اون کشو ميشدم و فراموشش ميکردم
و بعدش شروع ميکردم که نوشتن مطلب بعدي
بعدي؟ - آره -
خب دقيقاً چه نوع نوشته ايه؟
يه نوشته بزرگ؟
پس اين يه فاجعست - ...نه، من که
،نه، اصلاً اصلاً
اصلاً به اين من يه نويسندم فکر هم نميکني، نه؟
اگه به نوشتن ادامه بدي و کم نياري اين فکر و ميکنم که نويسنده اي بکا
من يه نويسندم
خب وقتي ديدم اينجا تو قهوه خونه داري
.نوشته هاتو ميخوني اينو ميدونستم بهتم افتخار ميکنم
منو ديدي؟
آره آره، يواشکي اومدم تو
و بدون اينکه کسي ببينه دوباره رفتم بيرون
ازت خواسته بودم که نياي
،ميدونم ولي منظورت که جدي نبود
چرا اتفاقاً
خب ، اين زير نظر گرفتن بيش از اندازه من
به اندازه اي نيست که بيخيال آرزوهات بشي؟
ممنون واسه انتقاد داغونت بابا
ادامه بده عزيزم
يه صفحه تو يه ساعت
من يه ديوثم
« کاليـــــفرنيکيــــشن » فصل ششم ، قسمت هشتم " همه يه منتقد تخمي ـن "
: ترجمه و تنظيم .:.Sorrow.:.&.:.DaviD.:. سمــــيرا و داوود
سلام - سلام چارلي
چه خبر؟
چه طوري ـه که جواب تلفن هام و
پيام هامو ندادي؟ - آره، خب فکر ميکنم -
که واقعاً يه قدمي بايد بري عقب
و اينکه من به زنانگيم بي احترامي کردم
...تو صبر کن ببينم چيت؟
...نميدو زنانگيت؟
زنانگي چه اَني ـه؟
اين به خاطر جريان هاناي خونه داره؟
واسه اينکه شرمندم
ولي بيخيال، خودتم تو اون شهر بازي بودي
...منظورم اينه، اگه يه نفري تو جهنم
،بهت پيشنهاد بستني قيفي بده قبولش نميکني؟
ميدوني که ميکني
ميدوني چي ميگم؟
عجب، عکساش به خوبي بيانگرش نيست
ممنونم - چه کرمي -
ببخشيد؟
آره، بايدم باشي خزنده ي ديوس
خيلي خب، ايشون کي باشن
و چرا اينقدر با من بد هستن؟
خب، ايشون اوفيليا رابيز هستن
اوه ، ايشون اوفيليا هستن همون نويسنده ـه
..من هي، تبريک ميگم
چون با اون کتاب ها اون بيرون واقعاً
يه فرقه کامل واسه خودتون درست کردين، مگه نه؟
بنده چارلي رانکس هستم سابق در نمايندگي ايالتي بودم
واقعاً از ديدنتون خوشحالم
چه طور جرات ميکني که اون زائدهي بيماري و به من نزديک ميکني؟
مثل اينکه ايشون خيلي پدرکشتگي دارن
خب، فقط اينکه... ديگه نميتونم تورو ببين چارلي
چرا؟ - چرا؟ -
شما بارها و بارها
حرمت اين زن و شکستيد
شانس بدست آوردشو داشتي و گند زدي توش
برو پي کارت - خيلي خب، صبر کنين
من نميدونم واسه خودت چه عني هستي خانوم جان
ولي کير منم نيستي که بهم بگي
..چيکار کنم - چه طور جرات ميکني -
صداتو رو من بلند کني؟
و شرط ميبندم احتمالاً يکي از اون آدمايي هستي
که دوست داري دستتو رو زن بلند کني
نه بابا
،منظورم اينه مگه خودش بخواد
چون ميدوني، بعضي زنا هستن که
...بعضي وقتا دلش ميخواد که ،ميدوني چي ميگم
يواش و آروم و پشت سر هم بزنيشون
بعضي ـام حتي دوست دارن که آروم آروم
...بزني رو سينه هاشون - خدايا، اين حتي
،از اون هيولايي که پيش خودت تصور ميکردم بدتره مارسي
بريم - حتي خودتم يه بار ازم خواستي -
نکن - تو ازم خواستي -
! مارسي ! مارسي
بهت زنگ ميزنم
خداي من
بايد يه برنامه واسه نژادپرستي بزارم
اوضاع بترکون بعدي برادوي چه طورياست رفيق؟
وقت ويسکي و ويد و مخ ترکوندن نشده هنوز؟
تقريباً دارين بهش ميرسيم فقط صبر داشته باش
مهلتت تموم شده ميدوني که
استو و آتيکوس يه هفته پيش منتظر پيش نويست بودن
آره، کاملاً درجريانم ولي سرم شلوغ بوده
بزن به چاک
کمکي نميکني
ببخشيد
خدايا
چه احساسي بهش داري؟ رديفه؟
من از کدوم قبرستوني بدونم؟
البته حال ميکنم که موزيکال بنويسم
فقط چند صفحه مينويسي و بعدش
يکي پيدا ميشه و ازش يه آهنگ ميسازه
و منم ديگه نگران اونش نميخواد باشم
برنده ميشم
من عاشق متن هاي موزيکال ـم
جداً؟
از کي ؟
"بچه ها و عروسک ها" محصول دبيرستان
مال موقعي ـه که جوون بودم
تو يه مهموني شبونه عمومي
واسه بار اول يه دختر و انگشت کردم
بدجوري خشک بود هنک
فکر کنم بهش صدمه زدم
گريه ميکرد
اوه
هيچي ناناز تر از خاطرات بچگي رانکل کوچولو
براي اينکه بخواي کيرتو راست کني نيست
تموم شد بخورش
علف من کجاست؟
تموم کرديم - نميتونيم که -
مراسم ويسکي، علف و آهنگ وارن زيون داشته باشيم
و علفي تو کار نباشه
ميدونم
موقع برگشت واست ميگيرم
يه کپي ازشون ميگيرم و تحويلشون ميدم
به آتيکوس و استو
آره واسه اينکه اين وسط
نوکر کسخل ـمون تويي
اوه، اوه هنک؟
کارن اينجاست و به نظر که خوشحال نمياد
چه اتفاق جديدي
سلام
نکشين همو، لاشيا
چي به بکا گفتي؟
خودش گفته چي گفتم؟
گفته که گفتي که نوشتش يه تيکه گه بوده
و بايد بندازش دور و دوباره شروع کنه
...دقيقاً همچين چيزيو
نگفتم
چرا بايد همچين کاري کني؟
چرا اينقدر رک حرفتو زدي؟
چرا ميخواي احساستشو جريحه دار کني؟
نميخواستم منظوري نداشتم
اون يه جورايي بهم حمله کرد
و لازمه که اونو بندازه دور
و دوباره شروع کنه
واسه يه نويسنده جوون اين يه درس خوبه
ميدوني، که همه اون کس شرارو بندازي بيرون از کارت
No comments yet. Be the first to leave one.