Ángel Di María: Romper la pared
The first 200 lines.
عزیزم ما الان تو راهیم وقتی رسیدیم بهت خبر میدیم
خانما و آقایون ؛ به بازی فینال رسیدیم
این آخرین شب آنجلیتو دی ماریا با پیراهن آلبی سلسته است
بابا بود؟ نشونشون بود
مجسمه بابا رو آوردی؟ چقدر قشنگ
کجا بود؟ سرش خیلی بزرگه
سر بزرگی داره چه ایده خوبی
خوش شانسی؟
خدای من خیلی نازه
میتونه طلسم شانس ما باشه
این یک فینال با استرس بالاست
عالی بود ؛ ممنون
میا و پیا ؛ دختر آنجلیتو دی ماریا توپ رو حالا میارند
اونا خیلی هیجان زده به نظر میرسند
اونا به باباشون سلام می کنند انگار متاثر شده
این فوق العاده است
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
....:::: ترجمه : مـحـمـد حـیـدری ::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
تعویض برای آرژانتین ؛ اوتامندی
خانما و آقایون
یکی از بازیکنان برتر آرژانتین بازی رو ترک می کنه
آنجلیتو در حال رفتنه
فرشته نگهبان ما
فرشته عزیز و محبوب ما
تو شگفت انگیزی آنجلیتو
دلمون برات تنگ میشه
از طرف همه آرژانتینی ها برای همه چیز ممنونم
سر شام به بچه ها گفتم دیدم که به فینال رسیدیم
خواب دیدم برنده شدیم اینطوری بازنشسته شدم
من تا ابد از این تیم سپاسگزارم اونا همه چیز بهم دادند
اونا بهم کمک کردند تا به آرزوم برسم
و الان اینطوری میرم چه راهی بهتر از این؟
مثل یک فیلیمه که ببینیم چطور همه چیز درباره اون اتفاق افتاد
حتی در جاهطلبانه ترین رویاهاش هم نمی تونست این نقطه رو ببینه
و اون واقعا لیاقتش رو داره
من الان دیگه بیشتر تو خونه میمونم
فیدئو ؛ فیدئو
فیدئو ؛ فیدئو
فیدئو ؛ فیدئو
مصاحبه با آنخل ؛ برداشت یک
تو در حال حاضر به عنوان یکی از چهار بازیکن برتر آرژانتین شناخته میشی
کمپس ؛ مسی ؛ مارادونا و تو
اما این شناخت دیر به سراغت اومد
تا حالا تو دوران حرفهایت حس کردی که دست کم گرفته شدی؟
...نمیدونم ؛ من
فکر کنم نباید این سوال رو از من بپرسی بهتره این سوال رو از بقیه بپرسی
من فکر می کنم دی ماریا نباید تو تیم ملی باشه
دی ماریا کارش تموم شده ؛ اون تموم شده است
وقتی اوضاع سخت میشه گیر می کنه
دی ماریا ؛ یک شروع دوباره ؛ لطفا
دوران دی ماریا به پایان رسیده ؛ کافیه
هر بار
که ضعیف بودیم ؛ باختیم یا هر چیزی
من همیشه قرص خواب می خوردم
روی زانوهام میشینم
روی زانوم ؛ به عنوان هوادار تیم ملی
از اسکالونی میخوام که لطفا دی ماریا رو در ترکیب اصلی قرار نده
اون مرد بهت توهین کرد
اون میخواست تو بری
بعد از صدمات زیاد
بعد از این همه لحظات سختی که منتظر بودیم پشت سر بزاریم
و تحمل کنیم
مهم نیست که دیواری وجود داشته باشه ما باید جلو بیفتیم
دوران دی ماریا به پایان رسیده
اون نباید در تیم ملی باشه
برنده شدن تو تیم ملی چیزی بود که
در طول دوران حرفهای مون بیشتر از همه می خواستیم
اون به چیزی که براش شناخته میشد نرسید
اون لیاقت هر کاری که انجام داده رو داره
دی ماریا دوران خاصی رو در فوتبال رقم زد
اون در روزاریو عالی بود ...و به بنفیکا رفت
وقتی اونو می بینم
من یک سوپراستار می بینم
اون تو فوتبال همه چیز بدست آورده
وقتی صحبت از دوئل های تن به تن میشه
اون یکی از بهتریناست
فیده؛ بدون شک
میتونه هر بازیکنی رو بازی بده
اگه توپ روی سینهاش باشه براش می جنگه
در هر مسابقه انخل به عنوان یک بازیکن تاثیرگذار شناخته میشه
مردی با اهداف مهم
اگه عاشق فوتبال باشید فوتبال هم عاشقتون میشه
اون یکی از بزرگترین چهره هاییه که آرژانتین تا حالا داشته
...همونطور که منوتی گفت
اون اینجاست
اون یکی از بزرگترین بازیکنان تاریخ آرژانتینه
می بینی؟ قرار بود روزی دیوار خراب بشه
این اتفاق افتاد
آنخل دی ماریا : در حال شکستن دیوار
برای من روزاریو جایی بود که همه چیز رو فراموش می کردم
و فقط روی خانواده و دوستام تمرکز می کردم
من ماه ها رو می شمارم تا برگردم
پس میتونم به تعطیلات و مرخصی برم
این جاییه که من راحتترم
مردم جایگاه خودشون رو در جهان برای من دارند این شهر منه
این خیابون برای من همه چیزه
این جاییه که متولد شدم و بزرگ شدم
جایی که همه چیز بدست آوردم
جایی که یاد گرفتم به سمت بالا حرکت کنم
و فکر می کنم برای همین اینو تتو کردم
چون یکی از مهم ترین چیزای زندگیم بود
به دنیا اومدن اینجا بهترین اتفاق بود
مادرم کسی بود که همیشه فکر می کرد موفق میشم
آنخل پسری بیشفعال بود نمی تونستم اونو بی حرکت نگه دارم
لامصب یه جا بند نمیشد
همه جا باهاش راه میرفتم غذا میزاشتم دهنش
هیج جا نمی موند
آتیشپاره بود همه گلدون ها و گیاهان رو می شکست
اون هرچی داشت رو با توپ میزد
وقتی دخترمون وانه به دنیا اومد اون تنهاش نمیزاشت
بچه خوبی بود اما بی قرار بود
همیشه اونو می گرفت
هیج وقت یه جا نمی موند
تا وسط باغ میرفت و برمیگشت
اون از روی دیوار پریده بود تا با همسایه بازی کنه
با توپ منو میزد
درون و بیرون همیشه شوت میزد
وقتی که آنخل حدودا چهار یا پنج ساله بود
هنوز هم بچه بی قراری بود
و تو خونه غیرقابل تحمل بود
دایانا اونا پیش دکتر برد و دکتر گفت
خانم ؛ اونو سمت ورزش ببرید
ما فقط فوتبال رو دوست داشتیم چیز دیگه ای دوست نداشتیم
پس اونو به باشگاهی در نزدیکی ال توریتو بردیم
اونجا کارش رو در پنج سالگی شروع کرد
تپه خاک درست می کرد و به هوا میزد
...وقتی دیدم که
من سریع رفتم خونه
بعد یک مربی میومد و می گفت که اون فوق العاده است
با خودم می گفتم امکان نداره
راستش رو بخواید همه چیز از اینجا شروع شد
می رفتم و لذت می بردم ؛ خوش می گذشت
اما در نهایت همه اینا در ادامه زندگی بهم کمک کرد
وقتی حدودا ۷ ؛ ۸ ؛ یا ۹ ساله بودم
با رفقای کوچه و خیابون فوتبال بازی می کردم
اسکادو بگیرش ؛ حرکت
دوباره بریم؟
امیدوارم به خوبی میگل باشه
هیچوقت شکست نخورد
میشل چارکول هرگز شکست نخورد
دوتا دیگه هم هست
به سلامتی بچه ها
این چارکول عالیه
دی ماریا چارکول
سلام رفیق ؛ خوبی؟ چه خبرا؟
چی شده مرد؟ سلام رفیق
من و آنخل اساسا همدیگه رو همیشه می شناختیم
اون مثل ما دوست داشت فوتبال بازی کنه
ما طرفدار فوتبال بودیم
ما با هم بزرگ شدیم ؛ من و برادرم و اون
من همسایه آنخل بودم
جایی که اولین خونهاش بود
اون به خونه اومد و می خواست به بازی ادامه بده
به سمت توپ میرفت و می خواست بازی کنه
میگفت بیاید تا ۲۵ گل بازی کنیم
اون همیشه یک توپ داشت
با اینکه لاغر بود ؛ حتی بیشتر از الان
اون به راحتی دورت می گشت
مجبورت می کرد تکل بزنی
اون به مرکز میرفت چون اهل رقابت بود
توریتو در مقابل سنترال
اون روز ؛اون مرد اونجا بود
و پشت حصار ایستاده بود
من با دایانا بودم و پدر و مادرم گفتند برو باهاش صحبت کن
شاید اونا آنخل رو بخوان
و من گفتم : آنخل شش سالشه چی ممکنه ازش بخوان؟
اون تازه داره شروع می کنه
و درست همون لحظه آنخل به سنترال گل زد
جشن ال توریتو
کلوپ برنده بزرگ بود
اگه میخواید ؛ از باشگاه بپرسید
و اون داستان معروف ۲۶ توپ بود
که گفتند توریتو رو در ازای آنخل میدند
آنخل دی ماریا ؛ داستان پسری با ارزش ۲۶ توپ
این قیمتی بود که توریتو به سنترال پیشنهاد داد
برای ما عجیب بود که اونو به خونه بردند
چون هنوز بچه بود
اونا برای امتیاز بازی نکردند
بلکه بازی اونو دیدند
لاغر بود ؛ لباسش تو تنش پرواز می کرد
مدام به جهت های مختلف حرکت می کرد
و پیراهنش اطرافش می پیچید
دی ماریا میره سراغش
ولی خیلی قشنگ بود دیدن رشد اون در اینجا خیلی خوب بود
دی ماریا بالا رفته
اون شوت میزنه
یک گل برای سنترال
شماره ده ؛ دی ماریا نتیجه رو به تساوی می کشونه
اسمت چیه؟ آنخل فابیان دی ماریا
طرفدار چی هستی؟ سنترال
گل قشنگی بود ؛ به کی تقدیمش می کنی؟ به خانواده و پدربزرگ و مادربزرگم
کاری که پدر و مادرم برام انجام دادند فداکاری بزرگی بود
و نه تنها اونا ؛ خواهرام هم همینطور بودند
...چون خواهرام
اونا برای رفتن با پدر و مادرم خیلی تلاش کردند
و اجازه دادند من برم
...مسایلی در جریان بود
که خواهرام بهش نیاز داشتند و بهش نرسیدند
No comments yet. Be the first to leave one.