Parenthood

Parenthood

Download Farsi Persian Subtitle

Season 5

Release info

Parenthood 2010 S05E12 Stay a Little Longer 720p BluRay DD5 1 H 264-BTN
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 5 قسمت 12 Parenthood.2010 زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-23
Downloads: 8
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

از افغانستان متنفر بودم.

ولی حداقل اونجا همه چیز منطقی بود.

اینجا هنوزم حس می‌کنم هماهنگ نیستم.

خب، باید تصمیم بگیری به کدوم دنیا تعلق داری.

آره، برگشتم و دوباره ثبت نام کردم.

یه رفیق دارم تو کار تبلیغات که عکاس استخدام می‌کنه.

از دیدنش خوشت میاد.

سلام. این دوستمه، سارا.

سارا. آره.

کارل بهم گفت کارات محشره.

فکر می‌کردم یه حسی بینمون هست. این چیزی بود که فکر می‌کردم.

من متأهلم.

با اد رابطه داری؟

نه.

شنیدم چند ماهه با هم رابطه دارن.

زن ۱: واقعاً؟ آره. خب، منطقی به نظر میاد.

اونا با هم تو کمیته پایداری هستن.

فکر می‌کنی اتفاقی بود؟

هیچکس اون کمیته رو انتخاب نمی‌کنه.

یعنی من اصلاً نمی‌فهمم.

جوئل بهترین شوهریه که تا حالا دیدم.

زن ۱: تازه چقدرم نازه. زن ۲: می‌دونم.

اون خیلی مهربونه. هیس، هیس، هیس!

هی جولیا. هی.

خداحافظ!

خداحافظ، ویکتور.

شاید اون فقط... ببخشید.

اون لحظه ضایع بود.

باشه. چی می‌خوای بدونی؟

در مورد چی؟

می‌دونم داشتین پشت سرم حرف می‌زدین.

همه‌اش رو شنیدم. خب، چی می‌خوای بدونی؟

جولیا، نه! ما فقط واقعاً...

متأسفیم واسه هر اتفاقی که برات افتاده.

ما واقعاً متأسفیم. هیچ اتفاقی واسه من نیفتاده.

نه رابطه دارم، نه دارم طلاق می‌گیرم.

پس می‌تونید برید دنبال زندگیتون، اگه می‌خواید راجع به چیز دیگه‌ای حرف بزنید.

و بهم نگید متأسفید.

چون نیستید.

باشه.

سلام. می‌تونم بیام تو؟

می‌تونم وانمود کنم پیژامه نپوشیدم؟

می‌تونیم وانمود کنیم هیچی نپوشیدی؟

بیا تو، کارل.

اِ، خب، الک رو از اون مهمونی یادته؟

آره. اون برای یه کار در موردت می‌پرسید.

می‌خواد باهات مصاحبه کنه.

واسه چی؟ سرف اسپورت؟ تا حالا اسمشون رو شنیدی؟

آره، اسم سرف اسپورت رو شنیدم.

من که زیرزمین زندگی نمی‌کنم.

خب، تا حدودی همینطوره.

به هر حال، الک گفت یه کمپین بزرگه.

بهش گفتم فکر می‌کنم کارات فوق‌العاده‌ست.

و می‌خواد باهات یه صحبتی داشته باشه.

نمی‌دونم از پس یه کاری مثل سرف اسپورت برمیام یا نه.

نمی‌دونم از پس یه کاری مثل سرف اسپورت برمیام یا نه.

چرا که نه؟

چون خیلی بزرگن.

من تجربه ندارم. تجهیزات ندارم. آره.

فکر می‌کنم از پسش برمیای.

منظورم اینه که تنها دلیلی که قبلاً اینقدر کار بزرگ انجام ندادی،

اینه که قبلاً کار به این بزرگی انجام ندادی.

درسته؟ می‌تونم شماره تلفنت رو بهش بدم؟

فقط بذار بهت زنگ بزنه؟

حتماً. خوبه.

خوبه. می‌بینمت.

آبی! چهل و یک! کت قرمز! جازمین: هی هی، هی!

هات! هات! هایک! تو خونه چیکار می‌کنی؟

عالیه! روی دست‌ها تموم کن! هی، هی، هی!

ووو! چی؟ چرا یه موتور تو حیاطمون پارک شده؟

اوه، اون اُلیوره.

اوه، بابا. شرط می‌بندم اومده از گروه شکایت کنه.

دارن بحث می‌کنن. جازمین: چرا داره میاد اینجا؟

باحاله.

هی. چه خبر، کرازبی؟

یه مشکلی پیش اومده، داداش.

خانم کرازبی. سلام.

چی... فرزند کرازبی.

مشکل چیه؟

من و گروه شدیداً با هم دعوا داریم.

سر چی؟

سر اینکه احمقن. و من تا وقتی... یه آهنگ دیگه نمی‌زنم.

کله‌خرها. من ضبط رو تموم نمی‌کنم.

این آلبوم رو تا وقتی ازم عذرخواهی کنن.

منظورم اینه که دارن تو مخم میرن.

و تو این کله فقط یه نفر هست.

بیشتر اوقات و برای همین...

اونا منو از خونه بیرون کردن.

و هیچکس دیگه‌ای رو تو شهر نمی‌شناسم.

چون تمام این مدت فقط رو کار هنریم تمرکز کرده بودم.

پس قراره با کی آشنا شم؟

من شما رو می‌شناسم و شما می‌تونید...

شاید اجازه بدید چند روزی اینجا بمونم.

و این عالی میشه.

خیلی لطف می‌کنید.

آره. چند روز عالیه. لطفاً.

فقط چند روزه، مگه نه؟ درست میشه؟

چند روز. عالیه! همینه. آره.

و باید بقیه وسایلم رو بیارم.

نتونستم همه‌اش رو رو موتورم جا بدم.

خب اگه می‌تونی مینی‌ون رو ببری

بعدش می‌تونیم یه کار سریع انجام بدیم

توام می‌خوای من جابجا شم. آها. اوه!

باشه. باشه.

تو تنها کسی هستی که دارم. رفیق!

تو و من! هم‌اتاقی!

اِ، احتمالا نه هم‌اتاقی ولی...

چراغ قوه زیر پتو و از این چیزا؟

آره، عجیب غریبه. آره!

نه!

هی

مکس؟

مکس؟

چی شده؟ قرار بود منو ببینی

۲۰ دقیقه پیش تو پارکینگ.

خوبی؟ آره.

بقیه کانون سالنامه کجا هستن؟

نمی‌دونم. نمی‌دونی؟

آقای کارلسون چی؟ اون کجا بود؟

نمی‌دونم. باشه.

هی، ببین کی اینجاست. مایکا، چطوری!

چی شده، رفیق؟

مکس، اون دیگه چی بود؟

نمی‌دونم.

اون مایکا بود، بهترین دوستت.

شما همینجوری از کنار هم رد شدین

و هیچی نگفتین.

نه. ما دیگه دوست نیستیم.

از کی تا حالا؟

خب، مکس چی شده؟

نمی‌دونم.

باید بریم پیش هنک.

هی

اینجا چیکار می‌کنی؟ نیم ساعت زود اومدی.

اوه، ببخشید.

مشکلی نیست.

بیشتر وسایلت تو اون جعبه‌هاست.

اوم... باشه، ممنون.

شاید بخوای یه بار دیگه چک کنی.

مثلاً دور و بر حموم یا یه همچین جایی.

آخه ممکنه من چیزی رو جا انداخته باشم.

و اگه می‌تونی فقط کلیدا رو بذاری

روی میز عالی میشه.

آره. داری میری؟ باشه.

آره، دارم میرم.

دارم میرم. می‌خوای...

من اصلاً قرار نبود اینجا باشم ولی تو نیم ساعت زود اومدی پس...

می‌خوای حرف بزنیم یا چیزی؟

برای حرف زدن یکم دیره، مگه نه؟

بگو، البته اگه چیزی واسه گفتن داری.

فقط من... ممکنه قبل از اینکه...

چی؟ چی مونده؟

شاید شما رو ندید.

نه، ما رو دید. من گفتم «هی، مایکا!»

از گوشه چشمش دیدم که ما رو دید.

اون همینجوری رفت. اصلاً معنی نمیده.

واقعاً معنی نمیده. از مکس راجع بهش پرسیدم.

مکس فقط گفت «ما دیگه دوست نیستیم.»

یعنی، اون خیلی وقته اینجا نیومده. توضیح بیشتری هم نداد.

آخه من فکر می‌کردم اونا هنوز دوستن.

فقط حس می‌کنم این تقصیر منه.

چون من قبلاً کمک می‌کردم قرار بازی‌ها و اینا جور بشه.

و اون میومد اینجا.

از وقتی این انتخابات تموم زندگیمونو گرفته، انگار...

ممکنه تقصیر تو باشه.

آدام.

امیدوارم یه چیز کوچیک و قابل حل باشه.

اگه به پدر و مادرش زنگ بزنم چی؟

اگه بهشون زنگ بزنم و فقط وضعیت رو توضیح بدم؟

شاید اونا چیزی می‌دونن که ما نمی‌دونیم.

اونا آدمای خوبی هستن. فکر کنم مکس یکم بزرگه.

که ما به پدر و مادر دوستاش زنگ بزنیم؟

خب، اون که نمی‌خواد به ما بگه چی شده.

شاید گفت. بهم یه فرصت بده. اون تنها دوستشه، آدام.

بذار یه کم راجع بهش فکر کنم.

و ببینم می‌تونم با مکس سر از کارش درآرم یا نه.

باشه؟

باشه.

لذیذ! فوق‌العاده‌ست. اوم!

واقعاً عالی بود، عزیزم. خیلی خوب.

جبار، میشه لطفاً میز رو جمع کنی؟ آره.

خدایا! شام خانوادگی.

این همون چیزیه که هست. خوبه، مگه نه؟

تمام بچگیم آرزوی اینو داشتم.

این مثل ترکیبی از آدم‌هاست.

از سراسر دنیا، نژادهای مختلف.

دور هم جمع شدن و غذا خوردن.

نورمن راکول، مگه نه؟ نان و نمک خوردن.

ما داریم با هم نان و نمک می‌خوریم.

این واقعاً داره اتفاق میفته. آره. بدون گلوتنه.

این حتی بهتره رفیق. این الهام‌بخشه.

این مثل یه الهام ناگهانی و روشنه.

یه تیکه کاغذ می‌خوام. یه کاغذ می‌خوام.

کاغذ می‌خوای؟ کاغذ و قلم، کاغذ، قلم، لطفاً.

آره، عزیزم فکر کنم هست.

هی، الیور، قصد ندارم تمرکزت رو اینجا به هم بزنم.

ولی با بقیه گروه صحبت کردی؟

چی شده با...

می‌دونی، وقتی یکی نمی‌فهمه؟

اون گروه منه.

More Farsi Persian subtitles for Parenthood

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left