The first 200 lines.
اول از همه، دوست دارم از جفتتون تشکر کنم که اومدید
آره، آره، اون چیکار کرده؟
اون کاری نکرده
خدای من، تام، میخوام که حرفتو باور کنم
خیلی خب، مشکل ایناست که برنامهی تحصیلی
به اندازهی کافی برای شلدون چالشبرانگیز نیست
حالا، اون حوصلهاش سر میره
و شاید خودشو بروز نمیده
در راهی که پربارترینه
و بدینترتیب مربع سینوس بر کوسینوس برابر یک هست
شلدون
من نمیخوام آبروت رو ببرم
برای همین یه لحظه بهت فرصت میدم
راجب چیزی که الان گفتی فکر کنی
خانم، مکالروی
چیه؟
موندم شما کتابی که برای ما درنظر گرفتید رو خوندید یا نه
چونکه من خوندم
بیست دور
کوپر
،اگر که میخواید به ما بگید بدوییم
فکر نمیکنی باید به عنوان نمونه راهنمایی بکنی؟
پس داری میگی که اون با معلمهاش داره بدرفتاری میکنه؟
...این غیر قابل قبوله، من...من من حرف حساب باهاش میزنم
فکر نکنم اسمشو بذارم بدرفتاری
خب، پس یه اسم روش بذار
بدرفتاری، بیا از بدرفتاری استفاده بکنیم
بدرفتاری خوبه
پس از ما میخوای که چیکار کنی؟
ازتون میخوام که یه راه دیگه برای تحصیلاش پیدا کنید
خیلی خب - این یعنی چی؟ -
من اخیرا یه گفتوگوی خوب با رئیس
آکادمی ویلمات برای بچههای با استعداد داشتم
،حالا، من همهچیز شلدون رو براش تعریف کردم و اون فکر میکنه که
شلدون خیلی خوب اونجا جای میگیره
ما قبلا مدارس غیردولتی رو بررسی کردیم
نمیتونیم از پس هزینهاش بر بیایم
نه تا وقتی که به من ترفیع بدی - نمیدم -
خیلی خب، فقط دارم چک میکنم
،ولی میتونم اینو بهتون بگم
ولیمات معروفه به اینکه
به بچههایی مثل شلدون بورسیهی کامل بده
یه نگاهی به اون بنداز
خدای من - واقعا -
آره، فقط بخونش
یکمی بهش فکر کنید
صبرکن
،اینجا توی دالاسـه سه ساعت با اینجا فاصله داره
خب، آره، ولی
وقتی که اونا با مواردی مثل شما روبهرو میشن
اونا دنبال یک خانوادهی محلی میگردن
،برای اون تا باهاشون زندگی کنه و جورج، دالاس؟
دالاس مطمئنا به اندازه کافی نزدیک هست
که اون آخرهفتهها بیاد خونه
ببین، ما ممنونیم
که اینکارو برای اون میکنی، ولی اون فقط
یه آدم کوچولو موچولوـه
نمیتونیم بفرستیمش دالاس
نباید اول راجب این حرف بزنیم؟
چیه که راجبش حرف بزنیم، جورج؟
این میتونه فرصت خیلی خوبی برای شلدون باشه
اون نُه سالشه
اوه، بیخیال، تو نمیتونی اونو با مقیاس سالهای زمین درنظر بگیری
میگی که اون یه آدم فضاییـه؟
،خب، در دفاع از جورج بگم که
...این ایده چندباری مطرح شده
یه ذره
جوک بدیه
ببینید، من میفهمم که این تصمیم بزرگیه
اگر که نظرتون عوض شد، به من یه زنگ بزنید
خیلی خوشحال میشم براتون یه مصاحبه جور کنم
آره. ممنونم - خواهش میکنم -
ممنونم
شاید شماهاید که آدمفضایی هستید
من عاشق کارمم
« اولین سایت پیشبینیِ ورزشی با آپشنهای بینظیر » ::. BPersia.Win | بیپرشیا .::
::. Caseraw مترجـم: کسري .::
خب، من نمیفهمم تو چطوری میتونی اینو رد بکنی
اینجا بنظر فوقالعاده میاد
بااینجا 200 مایل فاصله داره مامان
من میدونم دالاس کجاست
قبلنا ماریجوانامو از اونجا میگرفتم
واقعا؟
"گفتم "قبلنا
بعدش با این حامله شدم
و همهی خوشگذرونیها تموم شدن
تمام چیزی که من میگم اینه که
این فرصت عالیای برای شلدون خواهد بود
میدونم، حق با توـه
هی، حق با اونه؟
من تو دفتر پیترسن هم همینو گفتم
یه جوری نگاهم کردی انگار احمقم
آره، همین نگاهه بود
شاید شماها دارید یکمی راجب این موضوع خودخواهی میکنید
خودخواهی؟ ما داریم به اون فکر میکنیم
خب، این خیلی خوبه
ولی شاید شما باید به تمام دنیا فکر کنید
،منظورم اینه که
اگر که مادرپدر انیشتنگ جلوی اونو گرفته بودن چی؟
...ما حتی
،خب، میخواستم بگم بمب اتم نمیداشتیم
ولی احتمالا یه مثال بهتر وجود داره
به ایدهی خیلی جالب
چطوره از شلدون بپرسیم نظرش راجب اینا چیه؟
بفرما، ولی اون نمیخواد بره
این خونهاشه، ما خانوادهاش هستیم
شلدون، میتونی یه دقیقه بیای اینجا؟
بله؟
بگیر بشین. میخوایم باهات صحبت بکنیم - خیلی خب -
خب، امروز راجب یه مدرسه توی دالاس متوجه شدیم
مخصوص بچههای خیلی باهوش
کی میتونم شروع کنم؟
صبر کن. دالاس خیلی دوره
برای همین باید با یه خانوادهی دیگه زندگی کنی
اونا سگ دارند؟
اه، ما نمیدونیم
خب، میتونی تماس بگیری؟
گمونم، ولی دلت برای مامان بابات تنگ نمیشه؟
آره، گمونم میشه
پس، کی میخوای راجب سگـه زنگ بزنی؟
تو خیلی خوب اونو میشناسی
اونا چشونه؟
داری راجب چی حرف میزنی؟
اونا خیلی ساکتن
اونا دارو زدن؟
نه، اونا فقط مثل تو باهوشن
من داشتم توی یه باغوحش میرفتم مدرسه
راجب این یونیفورمها مطمئن نیستم
یهجورایی خزن
شلدون، داشتم رونوشتهات رو بررسی میکردم
و باید بگم که، خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم
ممنونم
مدرک دکترای شما در چی هست؟
توپولوژی جبری جابجاناپذیر
ازش خوشم میاد
بدون شلدون اینجا خیلی عجیب خواهد بود
منظورت کمتر عجیب نیست؟
این حرف قشنگی نیست
نمیخواستم حرف قشنگ بزنم
مطمئنی حسودیت نشده؟
چونکه برادر کوچیکترت داره تو دنیا پیشرفت میکنه؟
هی، من خودم برنامه دارم
بگو ببینم - به محض اینکه فارقالتحصیل بشم -
از دبیرستان، میرم یه مدل حرفهای مرد میشم
این خیلی خندهداره
چیه؟ من خوش قیافهام
نه، اینکه فکر میکنی از دبیرستان فارغالتحصیل میشی
این قضیهی مدل بودنه هم خیلی خندهدار بود
باید بهت بگم
،تو تمام سالهایی که من اینجا بودم تاحالا نشده همچین
نامههای پیشنهادی درخشانی ببینم
از معلمهای یک دانشآموز
خب، خیلی خوبه که اینو میشنویم - حالا، اینو گوش کنید -
جدا از هوش خارقالعاده
شلدون توی کلاس فوقالعادهاست
اون عاشق سرگرمیـه
راحت میشه باهاش کنار اومد
و همیشه آمادهاست که به دانشآموزهای دیگه کمک بکنه
این اصلا بنظر شبیه من نیست
البته که هست، عزیزم
...دکتر داگلاس
وای، نه. خواهش میکنم منو فلورا صدا کن
فلورا، من باید راجب مقدمات سکونت صحبت کنم
نگرانی اصلی ما اینه
خب، فکر میکنم که میتونم شما رو بابت اون مطمئن بکنم
من و همسرم از یک دانشآموز میزبانی میکردیم
برای چندین سال اخیر که الان فارغالتحصیل شده
و حالا توی پرینسنتون هست
پس ما یک اتاق میهمان در خانهمان خالی داریم
خیلی لطف میکنید
همسر شما هم همچنین توی مدرسه کار میکنه؟
نه، اون بازنشستهاست
اون یک متخصص فیزیک نجومی بود توی ناسا
خواهش میکنم بهم بگید که سگ ندارید
نه. ما جفتمون حساسیت داریم
من دارم منفجر میشم
مامانبزرگ؟
مامانبزرگ؟
واو
میدونم، عالی بنظر میام
من برات یه کادوی کوچیک خداحافظی دارم
بیا داخل
این گردنبند
چندین نسلـه که تو خاندان ما بوده
متعلق به یک جنگجوی کمانچی بوده
که اونو داد به مادر-مادر-مادر-مادر-مادربزرگت
چرا دادتش بهش؟
خب، بنا بر روایات خانواده
اون یک، خانم جوان خیلی مناسبی بوده
و، اه، اونا عاشق شدن
این یه پَر پرندهاست
پر عقاب - مهم نیست -
من از پرندهها خوشم نمیاد، پرندهها کثیفن
خیلی خب
باشه
یک ترکهی خانوادگی بدون پر دیگه
که با خودت ببری و تا وقتی اونجایی ازت مراقبت کنه
تو واقعا باور نمیکنی که این قدرتهای جادویی داره، مگه نه؟
"اه، محض رضای خدا، فقط بگو "ممنونم
ممنونم
No comments yet. Be the first to leave one.