Saga of Tanya the Evil

Saga of Tanya the Evil (幼女戦記)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

[AnimWorld] Youji Senki 02
A Commentary by sfmking
http://forums.animworld.net/ Translators : Amin.F

Tags

other
Published on: 2017-01-27
Downloads: 91
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

زیرنویس

و

ترجمه

A

m

i

n

.

F

A

n

i

m

W

o

r

l

d

.

N

e

t

K

o

n

a

n

_

S

زیرنویس

و

ترجمه

A

m

i

n

.

F

A

n

i

m

W

o

r

l

d

.

N

e

t

K

o

n

a

n

_

S

توکیو ، سال 2013

توکیو ، سال 2013

. به عنوان یه انسان خوب میدونستم که کم و کاستی هایی دارم

. چندگانگی شخصیت و ذهنیت آشفته ای داشتم

... اما

. جلو آدمای بی عُرضه خوب بلد بودم عرض اندام کنم

... نه

چرا ؟

، از نظر ارزشی ، من کاملاً خودساخته و ارزش آفرین بودم . دقیقاً برعکس این خاک تو سرها

جایزه ی با استعدادترین خدمت رسان این جایزه در راستای همکاری شما . در برپایی این فرایند کاری اهدا میشه

... خـ ... خواهش میکنم

... باید شهریه ی دانشگاه دخترم و وام خونه ـم رو پرداخت کنم

شما چندین و چند بار بدون اجازه ترک کار کردین . و اصلاً به آیین نامه های شرکت برای بالا بردن سطح کارتون توجه نمیکنید

... و الانم

چه دلیلی داره که شرکت بخواد با شما ادامه ی همکاری بده ؟

! یـ ... یه لحظه صبر کنید ... خواهش میکنم

مهارت های خودتون رو بیش از پیش بالا ببرین کتاب پشتیبانی شغلی تنها چیزی که تو کار بهش نیاز دارین ، همون چیزیه که میتونید انجام بدین

. مرحمت زیاد

، تا زمانی که بتونم نون بازومُ در بیارم ، کارمُ انجام میدم . به بقیه خبر تعدیل شدنشون رو میدم حتی اگه براشون درد آور باشه

. پیروی از قوانین شرکت ، آسونترین کار دنیاست

انتخاب آزاد

حتماً نباید از مدرسه شیکاگو فارغ التحصیل باشی تا متوجه بشی . هر سیستمی برای عملکرد بهتر ، باید تابع قوانینی باشه

وارد شدن قطار

، وقتی تابع قوانین باشم

. میتونم خطوط راه آهن رو مستقیم به سمت صندلی ریاست دپارتمان هدایت کنم

. و زندگی واسم میشه گل و بلبل

... حداقل ، درستش همین بود

فکر میکنم اون دسته از کسایی که تعدیل شدن . به تمام دلایل دیگه ، چون احساساتشون خدشه دار شده الویت دارن

چی ؟

چی شده ؟

این دیگه چیه ؟

. دیگه ازش خسته شدم

این روزا ، آدم ها . دیگه خوب و بد رو از هم تشخیص نمیدن

. از قوانین این دنیا دیگه زیادی پاشونُ اونورتر میزارن

چی دارن میگن ؟

. اونا همشون فاقد درک بقیه ـن

. و هیچ ردی از ایمانشون به خالقشون دیده نمیشه

خالق ؟

. درسته

. که اینطور

اینجوری که متوجه شدم ماهیتی که همه اونو به اسم " خدا " میشناختن قبل از مرگم ، زمان رو متوقف کرده و تو کالبد آدم های اطرافم ظاهر شده ؟

. درسته

... گوش کن

، متاسفم حالا که اینهمه راه رو تا این پایین اومدی دارم اینو بهت میگم . اما من وجود خدا رو نه از لحاظ عقلانی و نه از لحاظ واقع گرایی قبول ندارم

چی ؟

، اگه منطقی بهش فکر کنیم

. خدا و شیطان تنها در عالم غیر عقلانی ما وجود دارن

بهای تندی کردن دست نامرئی خدا

، اما بر فرض محال ، اگه خدا وجود داشت . هرگز اجازه نمیداد همچین اتفاق مزخرفی بیوفته

... حرفم اینه که ، تو باید

شیطان ؟

، یا شاید یه چیز تو همین مایه ها . "که میتونیم بهش بگیم " ماهیت مجهول

. ظاهراً ، تو به هیچ عنوان ایمان نداری

. خیلی احمقانه ـس که بخوای واسه من از ایمان نطق کنی

، اگه همچین اتفاقی قرار بیوفته . باید با تمام جزئیات برام بصورت مکتوب تشریح کنی

، من همونیم که انسان ها رو به چرخه ی تناسخ پیوند میزنم و دوباره متولدشون میکنم . اما در مورد تو باید یه استثنایی قائل بشم

چرخه ی تناسخ ؟

میخوای بگی ، دلیل اینکه آدم ها دوباره متولد میشن ، تویی ؟

. این دیگه به تو مربوط نیست

با مفهوم " وظیفه ی افشا سازی " که بیگانه نیستی ؟

، و وقتی ادعا میکنی که خدا هستی . باید سعی کنی کمی بیشتر به حکم و عدالتت فکر کنی

. هدایت 7 بیلیون انسان از حد و توانایی های من دیگه خارج شده

. حلول زندگی دوباره به انسان هایی که ایمان ندارن ، فقط وقت تلف کردنه

. اضافه کاری خودش نشونه ی انتخاب شغل اشتباهه

. تو در تجزیه و تحلیل آگاهی که باید مصرف بشه ، شکست خوردی

تو دنیایی که علوم مختلف درش جریان داره ، جایی که انسان ها . باید با همه چیز عینی روبرو بشن ، دیگه جایی واسه ایمان باقی نمیمونه

، فقط انسان های ضعیف زمانی که تو تنگنا قرار میگیرن ، خدا پیغمبر یادشون میاد . که یه کارمندی مثل من ، هیچوقت همچین کاری نمیکنه

بنابراین ، در اصل ، بی ایمانی تو در نتیجه ی اینه که

، تو دنیایی زندگی میکنی که روابط گسترده شده ، علم پیشرفت کرده

، موقعیت اجتماعی خوبی داری

و تو تنگنا قرار نداری ؟

! یـ ... یه دقع بزن رو ترمز

. فکر کنم یه کم زود نتیجه گیری کردی

اگه تو رو

تو " تنگنا " قرار بدم

، پس اونوقت

ایمانت

بیدار میشه ؟

! تـ ... تند نرو

! من که نمیخوام هیچ قانونی رو بشکنم

. تا زمانی که میتونی به زندگی ادامه بده

، اگه دوباره بمیری

. دیگه تناسخ دومی در کار نیست

صـ ... صبر کن ــ

. عزیزم ، عزیزم

... خیله خب ، دهنتُ باز کن

... اوه ، عزیزم

، بیا ، نبینم غذا نمیخوری

. تانیا - چان

چی ؟

چه اتفاقی داره میوفته ؟

تانیا - چان ؟

من ؟

قسمت 02 سرآغاز

من تانیا - چانم ؟

سالهای 1913 ، حومه ی پایتخت امپراطوری بِرون

سالهای 1913 ، حومه ی پایتخت امپراطوری بِرون

، " در نتیجه ی تناسخ مسخره ی من به لطف اون " ماهیت مجهول . در دنیای دیگه ، تو یه صومعه رها شده بودم

! بدش دیگه

. نخیر

! مال خودمه آخه

شمایلش مثل یه کشور اروپایی بود و دورانش هم . از دورانی که من قبلاً درش زندگی میکردم دورتر بود

دیگه هیچی نداریم ؟

نه ، و پول هم نداریم که بریم . شهر بیشتر غذا تهیه کنیم

حالا چیکار کنیم ؟

... اینجوری پیش بره

، شاید بخاطر موقعیت زمانی . بین طبقه ی فقیر و غنی جامعه فاصله ی زیادی بود

. داشتن یه زندگی بدون درد و بدبختی ، اصلاً غیرممکن بود

شکست دشمن در سرزمین پدری

شکست دشمن در سرزمین پدری

. و کشور درگیر مقدمات شروع یه جنگ بود

! دشمنان وطن رو مجازات کنید

! وقتشه که خشم خودمون رو نشون بدیم

، زمانی که به نظر میرسید جنگ غیرقابل اجتنابه

. فکر میکردم برای یه دختر فقیر عاجز ، زنده موندن غیرممکنه

، اما تو اون دنیا . قدرت جادو وجود داشت

، و در طول زمانی که در یتیم خونه بودم . استعداد جادویی من کشف شد

. ارتش همیشه کسانی رو که دارای قدرت جادو بودن مشمول وظیفه میکرد

تانیا دگورچاف درجه " اِی " جادویی

، و روزی که میخواستم مشمول وظیفه بشم ، داوطلبانه اقدام کردم . دفترچه ی خدمت گرفتم و قصد کردم که تو مسیر شغلی جدیدی قدم بزارم

. مشخصاً ، جنگ همیشه پوچه و هیچی نداره جز کردار بد

. و از اینکه کسی رو بکشم و یا کُشته بشم هم متنفر بودم

، اما اگه از این طریق میتونستم قدم تو مسیر ارتش بزارم . آینده ـم بیمه میشد

مدرسه ی نظامی ارتش امپراطوری

مدرسه ی نظامی ارتش امپراطوری

، ممکنه استعداد جادو داشته باشی اما چرا با این سن خواستی داوطلب بشی ؟

. راه دیگه ای ندارم . این تنها دلیلشه

، درسته که این دنیا با دنیایی که درش زندگی میکردم هیچ فرقی نداشت . اما معنیش این نبود که آینده ی این کشور حکمش نابودی ـه

، وقتی هیچ امیدی به تناسخ بعدی ـم وجود نداره . الویت من زنده موندن و محافظت از خودم تو این ناکجا آباد ـه

! وای ، داره پرواز میکنه

... و برای اینکه انتقامم رو از اون " ماهیت مجهول " بگیرم

. میتونستم یه زندگی آروم و عالی رو یه پله عقب تر که امن تره ، داشته باشم

. سربازهای جدید ، به جهنم خوش اومدین

، مهم نیست که ارتش چقدر براتون مشکله

، ارتش امپراطوری مبارزه سر شایسته سالاری بود و در کمتر از یکسال . تونستم با تکیه بر تمرینات سخت خودم رو به شاگردهای سال دومی برسونم

. ما فقط و فقط به دنبال بهترین نتیجه هستیم

بنابراین ، وظیفه ی من اینه که . بی لیاقت ها رو از تیممون بندازم بیرون

این مربی ـمونه ؟

. اون از خواهر کوچیکه ی منم کوچیک تره

... صداش شبیه جوجه پاییزه میمونه

. از حالا به بعد ، من معلم شما ـم

. هیچ انتظاری از شما حشره ها ندارم

More Farsi Persian subtitles for Saga of Tanya the Evil

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left