The first 200 lines.
،ميتونم بدون جنگ و دعوا طلاقت بدم .ما قراره پولدار بشيم
من ميتونم کل چين رو بخرم
کاخ پادشاه و شانگهاي رو ساکت شو بذار کارشون رو بکنن-
!بذار امروز من رانندگي کنم
توي کانکس چي هست؟ کوکائين؟ اسلحه؟ بنگ بنگ؟
!ساکت شو !جلوت رو نگاه کن
بايد دنبال يه شوهر ديگه باشم
حالا ديگه پولدارم
!من بايد برم توالت
خفه شو! رانندگيت رو بکن
باگا وايسا
باگا وايسا
!اينجا که پاکستان نيست
از پيشرفته بودن شهر مشخص هست
...ببين
اونجارو...ما رو ژاپن فرستادن
!چين
به چين خوش اومديد
!همان روز
داداش گودو
ماشين اومد
هَپي زود باش اومدم-
تو ترافيک دهلي ميمونيم
آماده ام، بريم دارم ميبينم-
چمدون رو پر از غذا کردي !اين چيه ديگه بازم
لازم نيست تو کار من دخالت کني
اونا براي غذا هله هوله ميارن !ميدوني که
چرا اجرا توي چين رو قبول کردي؟
کسي اونجا اجراي هندي نگاه ميکنه؟
اونها من رو با عشق همراه با همسرم دعوت کردن
رانجيت گفت از هر کشوري اجرا هست
البته سالن مثل اجراي هارمان پُر ميشه
چرا هربار اجراي هارمان رو پيش ميکشي؟
اون روز بارون مياومد
من 8000 دنبال کننده توي فيس بوک دارم خودت ميدوني
دوستهاي خودت هم خوششون اومد
داداش فرودگاه دهلي در شماره سه پرواز چين
اشتباهي کُره نفرستي شون
!احمق
آدمهاشون شبيه همديگه هستن نه دروازههاي هواپيما
داداش گودو احتياط شرط عقل ـه
سري آخر ماشين رو سمت اشتباه خيابون پارک کرده بوديم
يادتون نمياد چه بلايي سرمون اومد؟
ماشين بابام رو آتيش زدن
همهي رانندههاي احمق نيستن
اين حرفاي منفي رو تموم کن
منفي بريم-
گوش کن مراقب خونه باش
باشه خداحافظ خداحافظ-
خداحافظ
گوش کن، يادت نره زنگ بزني
شنيدم توي چين ارزون گير مياد
!باشه
هوا خوبه؟
بذار بريم بيرون
آره ولي تهويه هواش خوبه
بيا از اينور بريم
هَپي يه دقيقه ، الان ميام
چي شده؟ ...الان ميام-
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: فاطمه
هَپي کور
گولديپ سينگ؟
!گولديپ سينگ نه
هَپي کور
گولديپ سينگ؟
گولديپ سينگ کيه؟
هَپي کور
گولديپ سينگ؟
مثل اينکه زبون خوش حاليت نميشه؟
اوه
چطوري اسممون رو با اين زبون بفهميم؟
شوخي کردم
...حتماً اومدن
...بايد انگليسي نوشته باشن
...ببين...اونجا
!اونجا!اونجا
سلام
چرا برعکس گرفتي؟
درست بگيرش
...حروف اسم من پي.ار.او.اف نيست
گ.و.د.و يعني گودو
گودو و هَپي
الو گولين منم هَپي
به سلامت رسيدي؟ آره نگران نباش-
فقط نذار بابا بهم زنگ بزن
باشه، باشه
اگه شماره ت رو خواست چي بگم؟
بگم عمو جون پيش شماره بمبئي عوض شده خوبه؟
گولين يه کاريش بکن
فقط چند روز طول ميکشه
باشه نگران نباش
من از خونه بيرون اومدم
با عمو حرف بزن
عمو، هَپي پشت خط ـه
هَپي
الو
سلام بابا
حالت چطوره؟
چطور باشم!؟
خوبم
تو فقط مراقب خودت باش
نگران من نباش
خوب کار کن و خودت رو نشون بده عزيزم
بيا با گولين حرف بزن
زنده باشي
...خب هَپي بگو
گلي بابا به هيچ وجه نبايد بفهمه که من کجام
مي دونم
چون داشت احساساتي ميشد من گوشي رو ازش گرفتم
هروقت اون احمق عوضي رو پيدا کردي چندتا سيلي از طرف منم مهمونش کن
حتماً بهت قول ميدم
خدحافظ
ببخشيد
چقدر ديگه مونده که به دانشگاه برسيم؟
!ششي! ششي
نه، نه، ميگم چقدر مونده به دانشگاه برسيم؟
!ششي! ششي
چقدر ديگه ميرسيم؟
!ششي! ششي
!ابله
عجب جايي هست
خوش اومديد
خوش اومديد
خوش اومدين
اين چيه؟
تو هم انجام بده
کسي صداي من رو ميشنوه؟
چرا من رو اينجا زندوني کردين؟
! هي
شما چيني حرف ميزنيد؟
انگليسي؟
!ببين
يه سوء تفاهم پيش اومده
چرا من رو اينجا آوردين؟
شوهرت کجاست هَپي؟
چي؟ شوهرم؟
کدوم شوهر؟
حالا که هندي ميفهمي بذار يه چيزي رو برات روشن کنم
من هرپليت ام
چيه؟
اين اسلحه چيه دستت گرفتي !بذارش زمين
من هرپليت کور ام
و هيچ شوهر موهري ندارم
پاسپورت من رو بده و بذار از اين خراب شده برم
!هرپليت کور ، هَپي
26 ساله و اهل آمريتسار هند
... و با پرواز سي.اي.890
به چين اومدي
هيچ سوء تفاهمي پيش نيومده هَپي
ما از شوهرت گودو دعوت کرديم که به اينجا بياد و برامون آهنگ بخونه
گودو؟
کدوم گودو؟
اون پيريها چي ميگفتن؟
براشون چي بايد بخونم؟
اين فرهنگ اوناست
يه جور خوش آمدگويي به مهمونهاست
زود راه بيا
سلام
اسم من شِل هست
من منتقل شما هستم
چي هستي؟
منتقل
منتقل
منتقل؟
مترجم آهان-
خب آقاي منتقل سالن اجرا کجاست؟
...سالن اجرا
بيرون هست
از اين سمت لطفاً
از اين طرف
برو دنبالش
گودو قرار نيست اجرايي داشته باشه چون ما اصلاً برگزار کننده نيستيم
ما ميخواستيم گودو رو به عنوان يه اهرم فشار اينجا نگه داريم
تا شما توي لاهور يه کاري رو براي ما انجام بدين
از طريق دوستاني که توي لاهور داريد
بلال احمد و جاويد احمد
جاويد احمد پارسال به اينجا اومده بود
اون به ما قول داده که قرارداد نيروگاه آب لاهور رو براي ما بگيره
...اما به محض به قدرت رسيدن
معامله رو بهم زد
تو بايد به خونهي اون بري
و دوستت بلال احمد رو قانع کني که اين پروژه رو انجام بده
و در عوض زندگي گودو رو نجات ميدي
چي زدي؟
اولاً که من اون هَپي نيستم
دوماً اگه هم بودم اين نقشه خيلي احمقانه ست
...شما بايد بچهي اون مرد رو ميدزديدن
...ولي اين کار رو نکردين! چه کار کردين؟
به جاي دزدين بچهي اون شوهر دوستش رو دزديدن
شما واقعاً آدم ربا هستيد يا ادا در مياريد؟
ما ديوونه نيستيم ميدونيم چطور به يه خانواده سياستمدار فشار بياريم
فقط بگو که گودو کجاست
واي خداي من دوباره گودو
من هيچ گودو يي نميشناسم
من هَپي ام هرپليت کور
من باغبوني درس ميدم
لاهور که هيچ من حتي پا به لودياهانام نذاشتيم
دنبال گودو ميگردي؟
بين مسافرها پيداش کن
اما بعدش بلافاصله من رو ميبري دانشگاه
No comments yet. Be the first to leave one.