The first 200 lines.
گردان
تقریبا تموم شده
مامان؟
اگه دوست داری سالاد آماده کنم؟
حتما!عالی میشه مارگارت
من یکم چیز برات میارم
مامان من گشنمه
به زودی غذا میخوریم جنیفر باشه
به محض اینکه بابات بیاد
ممنون
فکر میکنی به اندازه کافی آبجو داریم؟
اون وقتی میاد خونه آبجو نمیخوره
ویسکی میخواد
حالا دیوید،کریستر رو مست نکن
چرا نه؟ اون تو ساحله
هرکاری بخواد میتونه بکنه
امیدوارم بخواد یکم وقت با خونوادش بگذرونه
جان چطور؟
واسه چیزی امشب برنامه داره؟
جان؟برنامه واسه چیزی؟
یه چیز جدیده
خب شاید تو باید بهش زنگ بزنی
اون میاد اینجا
من سه دفعه امتحان کردم
هیچوقت جواب نمیده
دوباره سعی میکنم
واقعا؟
هی برو بازی خوبی بود
ممنون رفیق
اگرچه فکر میکنم تو اینو
کم جدی گرفتی مرد
فقط فوتبال خیابونیه
بخاطر اینکه ما بهترینیم
شماها فریبکارین
آره فوتبال خیابونی مثل یه چیزیه
برعکس مردمی که فقط میدوئن
اون فقط حسوده رفیق فراموشش کن
پس من میزارم که شماها زیاد بازی کنین؟
اوه آره تمام وقت
ما مثل قهرمانای لوس آنجلسیم
آره مثل گلندیل تمام راه به سمت ساحل
ساحل گذشته!همون راه گذشته
آره ولی ما متوقف نشدنی ایم
جان اینجاست اون اسلحه ماست
کی سمت باربیکیوئه؟
بوی خوبی میاد
اون مسته
خب خوبه که توانایی داشته باشی
چی نوشیدنی خوردن؟
اون واقعا توش خوبه
نه منظورم اینه که
فکر میکنم آخرین کارشه
منم توانایی دارم به هر حال
واقعا؟یعنی کنار دوییدن با توپ؟
اوه
متاسفم
عادلانس یجوری
چه توانایی دیگه ای داری؟
من تعمیر میکنم
واثعا؟مثل چی؟
هرچیزی،وسیله،کنار خونه
لوله کشی موتو
من یه ماه وقت گذاشتم روش
به یکی کمک میکردم فر واسه پیتزا درست کنه
یه ماه طول کشید تا فر پیتزا درست کنی؟
مرد این چیز بزرگ بود
میتونستی باهاش 5تا پیتزا همزمان بپزی
به علاوه من کلی آبجو داشتم باشه
من یه مرد مشغولیم
درواقع تو میدونی چیه؟
فکر میکنم باید یه چیزی رو درست کنم
واقعا؟
آره کامیونم این نویز رو داره
کامیونت صدا داره؟
آره
فکر کنم باید یه وقتی بیام
و یه نگاهی به کامیونت بندازم
فردا چیکاره ای؟
خب....
این تلفنته رفیق؟
آره
کل ظهر داشت زنگ میخورد
سلام
هی کجا داری میری؟
باید برم
فردا بهت زنگ میزنم
اون همیشه اون کار رو میکنه
ولی شمارم رو بهش ندادم
اوه بهت شمارش رو دادم
خوبه
چون واقعا نیاز دارم کامیونم درست شه
حتما
علیرغم چیزی که تو فیلم دیدی
سفر به فضا مثل
رانندگی به I-95 نیست
جایی که سرعت گیرا
بیشتر از تصور سرعت رو کم میکنن
چراغ سرعت همینه
هیچی سریعتر حرکت نمیکنه
حتی تو اون سرعت دهه ها زمان میبره
تا به نزدیکترین همسایه برسیم
از الان ما روی این زمین گیر کردیم
خسته کنندس
خب بیا این جای خسته کننده رو
فراموش نکنیم که این سیاره خونمونه
از اینجا خیلی کوچیک به نظر میاد
ولی همه چیز رو تو زندگیت نگه میداره
خونوادت دوستات هر کسی رو که میشناسی
هرکسی که میخوای باشی
تمام چیزیه که گرفتیم پس مراقبش باش ازش محافظت کن
هی تریسی
سلام
اوق خیلی خوشحالم این هفته تموم شده
صبرکن تو آخر هفته برنامه داری؟
میدونم باید تحقیق کنم
ولی این خیلی سخته
میدونی ملیسا تو درواقع
لازم نیست که به هر مهمونی ای که دعوت میشی بری
میدونم
درواقع صحیت از مهمونیا
برنامت این آخر هفته چیه؟
خب اگه بدونی
من امشب یه قرار دارم
یه قرار
فکر میکردم که خوش میگذره بهمون
اون آدم خوش شانس کیه؟
من آنلاین دیدمش
احتمالا یه فاجعه کامل میشه
نه اونطوری نگو
قرار آنلاین کاملا خوبه
حتی معمولی ترین آدم ها هم این کار رو میکنن
واو تو واقعا داری منو پر میکنی
با یه اعتماد به نفس!ممنون مل
ببین اگه اون احمق باشه
من یه سری آدم فردا دارم
تو باید بیای
ما شامپاین میخوریم،راجب کلی چیز میخندیم
و بعد وسط شهر تو خیلی مست میشی
سلام!زمین به خانوم گلیسن
ببخشید
پس الان فکر میکنی که به یه ارتش ملحق شی؟
جدا؟
فردا به نظر خوب میاد
خوبه چون من لباس جدید خریدم
و من مطمئن نیستم ولی فکر کنم بپوشم
فقط یه چیز خوبیه
اینجا یه علامت داره
ما باید بس کنیم استان
آره همینه
وقتممون داره تموم میشه
ما باید برسیم به اون
یادت بیاد جکسون چی گفت
اون درجه سرعت نیست
و دهنت رو میبندی
بیشتر میخوای؟
کریس؟
چیه؟ گرمی؟
نه ممنون
عمو جان
هی
آق ببخشید دیر کردم
یه سری کار داشتم باید انجام میدادم
ممنون که اومدی جان
خوبه که میبینمت رفیق
دادشت رو بغل کن کریس
خوبه که برگشتی
ممنون
شنیدم ستوان شدی
فکر کردم میخوای بخاطر این جشن بگیری
ممنون مرد
بیا و بخور مرد
خیلی چیزا رفته
بوی خوبیه ممنون
هی
مرغ،سیب زمینی
عالیه
پس تو خودت رو مشغول میکردی همش جان؟
آره از وقتی که برگشتم لس آنجلس
بی وقفه بود
هفته اخیر داشتم آشپزخونش رو درست میکردم
لوله کشی آره؟
بیشتر نجاری
نیمکت،در کابینت اون چیز
اون میخواد خونرو به یه تخت و صبحونه درست کنه
میدونی یکی از اون چیزای هیجان انگیز
چیزای اینترنتی؟
آره ازم نپرس چجوریه
ولی یه سری دوستام دارن انجامش میدن
خب یه امتیاز خوبیه که خونه خودت رو داری
چیزی که آرزوش رو میکنی
حتما منتتظر 1940 ئم که برگرده
پس میتونم بگیرمش
خب اون چیزا نیستن
ولی وقتی من و مارگارت اولین خونمون رو خریدیم
توی تپه گرانادا تقریبا هیچی نبود
و یه زمین ارزونم بود
ببخشید
عصر بخیر
امشب رزرو کردی؟
آره....
No comments yet. Be the first to leave one.