The first 200 lines.
شب حالش خوب بود
حتي بلند شد و رفت دستشويي
چي شده رئيس؟
يکي مرده- کي؟-
...همون يارو که هر روز با روزنامه فروش
.دعوا ميکرد ...اون يه دختر داره
دختر خيلي خوبيه امروز نديدينش؟
به آقاي چوپرا خيلي نزديک بود
براي 30 روپيه ميوه ميخريد
و 300 بار راجع بهش غر ميزد
خداي من! نبايد راجع به مرده اينطور صحبت کنيم
کي وقتي کسي زندهس اينطور صحبت ميکنه؟ اين بهترين فرصته
الان ديگه کي قراره بذر بياره برامون؟
خدا کريمه خواهر، قبض 120روپيه؟-
...بيست بعلاوهي بيست ميشه چهل باشه، حالا که اون زنده نيست
دليل نميشه که هر کاري خواستين بکنين
ميدوني؟ اون حساب
همه چيز رو تو دفتر مينوشت
مامان، بهم مياد؟
عزيزم، حداقل امروز يه لباس سنتي ميپوشيدي
مامان، يکشنبه مردههاي زيادي رو ميارن به تپه
و خب مردم زيادي هم ميان اونجا
نميشه که اونجا لباس سنتي بپوشم
اگه اين لباس سنتي بپوشه مگه شوهرت زنده ميشه؟
ببين، من بهت ميگم که اتفاقي نيوفتاده
چيزي نشده؟ من بايد براي کلي آدم غذا بپزم
ساعت يازدهس و هنوز هيچي آماده نشده
بنظر من يکم برنج و لوبيا بپز
بذار تا وقتي که زودپز 4 تا سوت ميزنه بپزه
و يکم هم نوشابه بريز توش تا سريع تر بپزه به همين سادگي
برنج و لوبيا؟
قاشق لوبيا تو يه دست و کنترل تو يه دست
همين؟
شش امتيازي ساچين ساچين:بازيکن کريکت
ولي چه اتفاقي براي آقاي خوسلا افتاد؟
نميدونيم عمو هيچ موقع بهمون نميگفت
که داره چيکار ميکنه درست بعد از مسابقه
ديديم که همينطور افتاده روي صندلي
ساعتت خيلي قشنگه خارجيه؟
منم ميخوام يکي بگيرم
هي، بانتي عزيزم، حالت چطوره؟- خوبم عمو، شما خوبيد؟-
قيمتش چقدره عمو؟- فکر کنم 3700 روپيه-
اون براي 8 سال توي اتوبوس دربست،کنار من مينشست و با هم رفيق بوديم
و ميخواست يه تيکه زمين بخره
نميدونم از اين به بعد کي کنار من ميشينه
چري، چايي آماده کردي؟
نميدونم عمو، ميشه لطفا خودتون يه نگاهي بندازين؟
مامان، مامان سوئيچ ماشين کجاست؟
عزيزم، حتما تو جيبشه
ديشب ماشين رو گذاشت واسه تو
بايد موقع مرگ کليدها تو جيبش ميبود
عصري دير از سرکار ميام يه سخنراني دارم، خداحافظ
باشه پسره خيلي سرش شلوغه-
اون جيگرگوشهي آقاي خوسلاست
عکسـش خيلي قشنگه نه؟
اين مال پاسپورته
ميخواست بره بنگلادش حتي نتونست بره اونجا
چيه، چه خبره اول صبح
سي ساله که بهت ميگم
شبها بهم لوبيا نده ببين بدنم پر شده از گاز
و الان هم بايد برم سر زمين
اي بابا، تو که ساعت 9 بايد بري سر زمين
اما ساعت 5 صبح از خواب بيدار شدي
نه خودت ميخوابي نه ميذاري بقيه بخوابن
چرا بايد بذارم بقيه بخوابن؟
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي - نگارش: سميرا
بايد همه چي رو آماده کني تا نقل مکان کنيم
...آقاي خوسلا، الان ديگه
خانوادهي جنوب دهلي شناخته ميشيد
حتما خانوادتون خيلي هيجان زده هستن نه؟
براي اولين باره داريم ميريم ساعت 2 حرکت ميکنيم
!!آدم خوش شانس
نفستون رو بکشيد داخل....بدين بيرون بکشيد داخل.....بدين بيرون
حالا شروع کنيد
دوباره يه نفس عميق بکشيد
چي شده؟
چري گفت واسه بازديد زمين نمياد
چرا؟ همهي خانواده دارن ميرن
فکر کرده کيه که قبول نميکنه بياد؟
شما همين رو ازش بپرسيد
چرا ازش بپرسم؟ مگه با اومدنش داره بهم لطف ميکنه؟
آقاي خوسلا، لطفا تمرکز کنيد
اگه نميخواد بياد ولش کنيد
چرا بايد بخاطر ديگران يکشنبهي خودم رو خراب کنم؟
منم نميرم، اصلا هيچکس نبايد بره
شاد باشيد، شادي رو احساس کنيد
وقتي دروازه رو باز کنيد روبرو يه باغ هست
خيلي خب؟ و از روبروي باغ اينطوري پلهها ميرن بالا
و وقتي از اونجا مستقيم بريد
خونه قراره ساخته بشه و دزدها اومدن
و روبروي باغ اتاق نقاشي خواهد بود
اين رو چيکارش کنم؟
ببر بندازش بيرون
چري لطفا يکم تمرکز کن مثلا تو مهندسي
اين خونه اي، تو قراره بسازيش يکم تمرکز کن اينجا
بابا، من مهندس کامپيوترم
من چيزي راجع به آجر و سيمان نميدونم دارم نگاه ميکنم، شما ادامه بدين
باشه، من راجع به زمين رو به جنوب براتون توضيح ميدم
اما از اينجا، جنوب کجاست؟
براش توضيح بده تا بفهمه
اونجا
و از خونهاي که الان توش هستيم چي؟
از اونجا هم همينه
اوه،پس چرا يه زمين گرفتيم
که 30 کيلومتر از اونجا دوره؟
کجا داري ميري؟ دو دقيقه بابا-
بعدا با اون بازي کن ...منظورم اينه که
بازي نميکنه داره پيام ميخنه
بابا، تو هر روز داري بيسوادتر ميشي
بابا، من بايد برم
بري؟ کجا؟
بايد برم سر کار
سر کار؟ اون هم يکشنبه؟
ميدونم که براي يه کمپاني چند مليتي کار ميکني
اما يکشنبه براي همه کشورها تعطيله بهشون بگو که تعطيلاته
نه بابا بايد برم
بايد براي همه چي تصميم گيري کنيم
چه نوع سنگي به زمين و ديوارها بزنيم
شماها تصميم بگيريد من داره ديرم ميشه
وايسا، بايد راجع به کف اتاق تو فقط با خودت صحبت کنم
بابا هر مدل که خودتون دوست داري انتخاب کنيد براي من فرقي نميکنه
اما الان ديگه بايد برم
بانتي، من رو برسون
حتي يکشنبهها هم وقت نداره
اون کمپاني خيلي از اين بيچاره کار ميکشه
سه حزب به اين ملک علاقه مند بودن عمو
يکيشون حتي پول رو بصورت نقد هم داده بود
اما لحظهي آخر پس گرفتمش، نه؟
داداش بايد تلاش کني ديگه
بله بله
داداش ويجندر، راستش رو بخواي من تمام درآمد حاصل عمرم رو
سر اين زمين گذاشتم
مهم ترين دليل اينه که دفتر کار پسر کوچيکم چري
خيلي به اين مکان نزديکه بله بله-
اين کمپانيهاي چند مليتي افراد باهوش رو جذب خودشون ميکنن
عمو، پول آووردين ديگه نه؟
چي؟ !!!پول-
درواقع، چري اين کار رو ميکرد
اما اون حتي يکشنبهها هم کار ميکنه
پول اينجاست
32..32 32...33
33...33 34...34
داداش ويجندر با دقت بشمار اين حاصل تموم عمرمـه
نگران نباش عمو، اين کار هر روز منه ...34
34...35 اين هم از اين... کامله
مبارکه عمو
عمو، کي ساخت و ساز رو شروع ميکنيد؟
داداش، وظيفهي خودم رو انجام دادم ...حالا بذار اونايي که ميخوان اونجا زندگي کنن
نگران اين چيزا باشن.. ...دقيقا
به پسر کوچيکم چري گفتم تو انگليسي ميگن حالا ديگه بچه مال خودته؟
ديگه ميتونيم بريم؟
حالا ديگه بچههام کار رو پيش ميبرن
آره ديگه، پس پسر شدن براي چه موقعي؟
مگنا؟ مگنا؟
مگنا؟
سلام بيل گيتس
داري چيکار ميکني؟
ه.م.ط
چي؟
همينطور
بعضي مواقع بايد اين کار رو بکني براي سلامتي مفيده
ميخواي امتحان کني؟ بهت ياد بدم؟
نه ممنون
چري؟ چرا اينقدر کسل کننده اي؟
باشه، بيا اينجا بيا پاهام رو بگير
بگير بگير
اي خدا، صورتت رو ببين
نگران نباش، نميخوام بوست کنم بريم؟
بريم براي تمرين؟
"اون نميدونه"
"چه فکري ميکنه"
"نه شير، نه خط" "اون اهل کجاست؟"
"اون غيرعاديه"
"ولي جذابه"
خيلي خب، من رو بگير
چرا؟
هي، چي چي رو چرا؟ فقط بگير
اما چرا؟
چون دوست پسرمي
حالا بگير من دوست پسر کسي نيستم-
باشه بابا نيستي
حالا من رو بگير وگرنه مياُفتي اينطوري
"من بهش اعتماد دارم و منتظرش ميمونم"
هي بيل گيتس، يکشنبه رو جشن گرفتي؟
هي، ولش کن
چي؟
گفتم که سيگار نکش، نگفتم؟
ميدونه که نميتونم باهاش مخالفت کنم و داره از اين مورد سواستفاده ميکنه
آره همينطوره اين هم بگير-
ممنون
ماه بعد جشنواره تئاتر بنگلوره
باهامون مياي؟
ماه بعد يه مشکلي هست باپو
هي، خيلي داره تلاش ميکنه حداقل با اومدنت ازش يکم پشتيباني کن
اين بزدل از من حمايت کنه؟ اين؟
دو روز مرخصي بگير بابا
بحث مرخصي نيست باپو
در واقع، اون زمان اينجا نيستم
پس کجايي؟
نيويورک
No comments yet. Be the first to leave one.