Release info

My Story For You E02
A Commentary by zshkoo
کاری از تیم ترجمه مجله گل آفتابگردان کانال ما: @sunflowermag سایت ما: www.sunflowermag.site مترجمان: سارا و زهرا

Tags

other
Published on: 2019-10-01
Downloads: 23
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ترجمه و زيرنويس سارا Zshkoo زهرا

"اطلاعيه انضباطي دانشگاه شرق"

"هان دونگ، رشته تجارت بين الملل"

"اخراج به خاطر غيبت هاي کلاسي بي اندازه"

واقعا اخراج شده؟

اونو يادت نمياد؟ همون کسي بود که به پروفسور حمله کرد

چند باري ديدمش از يه خانواده پولداره

حقش بود

چرا به نظرت اخراج شدنش عادلانه اس؟

ديدي که اون روز چه جوري حالش گرفته شد

پروفسور فو مينگ ژي فقط يه ضربه کوچيک به اونجاش زد

موضوع چيه؟ خيلي بد شد -

ديگه همه اتاقاي کامپيوتر پُر شدن

هر روز بايد گزارش بدي؟

من که گزارش نميدم لم ميدم و منتظر اون خرگوش مکارم

چند وقت پيش با سازنده ي اون چت روم يکم بحث کردم

بعدش اونم ناپديد شد

پس چت کردن با اون؛ چيزيه که توي ذهنته

چت کردن نه..بيشتر پيدا کردن دليل

درباره مسدود شدنت؟

بله! من توي خيلي از انجمن ها بودم !و هيچوقت مسدود نشده بودم

اون فقط يه مرد ديوونه اس که مثل آدماي زورگو رفتار ميکنه

!بيا ديگه

پروفسور فو

لطفا اين دفعه منو ببخشيد

هان دونگ، لطفا توي وقت شخصيم مزاحم من نشو

پروفسور، اعتراف ميکنم که اونروز خيلي بد رفتار کردم

شما هم منو راهي بيمارستان کردين

شما خيلي سالمين و کارتون رو عالي انجام ميدين

به دانش آموزا نشون دادين که کي رييسه ما رو از تجربيات تون بهره مند کردين

بهره مند؟

کاري که انجام دادي خيلي افتضاح بود

در تاريخ دانشگاه شرق، تو اولين دانش آموزي هستي که به استاد خودش حمله ميکنه

اگه زانو بزنم چي؟

بزرگي کنين و به دانشگاه بگين که منو اخراج نکن

من در تصميمات دانشگاه، حق دخالت ندارم

برو خونه و منتظر خبرِ جديد باش

پروفسور- برو کنار-

هنوز حرفم تموم نشده- ديگه چي مي خواي بگي؟-

بايد بري خونه و به اشتباهات خودت فکر کني

به جاي اينکه قرباني رو اذيت کني

!اينجا منم که قربانيم

حتي کارم به بيمارستان کشيده شد

،اگه اينو در نظر بگيريم ايشونه که بايد ازم عذرخواهي کنه

به همين سادگي سر عقل نمياي

هان دونگ، اخراجت از مدرسه هيچ ربطي به پروفسور فو نداره

اون از دانشگاه خواست که تنبيه سبک تري برات در نظر بگيرن

...ولي من- حرفم رو شنيدي؟-

درخواست کرده که بهت تخفيف بدن هرکاري ميتونسته واست انجام داده

اينکه ميتوني بموني يا نه، به شانست بستگي داره

!پروفسور! پروفسور

!همش تقصير من بود. حقمه

من هزينه درمانتون رو پرداخت ميکنم

شما بودين که پادرميوني کردين

،اگه شما اين موضوع رو پيگيري نکنين دانشگاه هم منو بيرون نميکنه

فکر ميکني ميتوني با پول بهم رشوه بدي؟

پدرت قبلا همه هزينه هاي پزشکيم رو پرداخت کرده

دانشگاه داره مطابق آيين نامه اش تور رو تنبيه ميکنه

!من حق دخالت ندارم

پول رو بده من

بگيرش

شما دختر پروفسوري، درسته؟ ازم جلوش تعريف کن

خودمم مي دونم اين پول کافي نيست من10.000 يوان ديگه هم ميدم

اگه باعث بشه اخراج نشم، هرکاري ميکنم

اين چقدره؟

فکر ميکنم 34 هزار يوان باشه

تو واسه يه سيلي 1000 يوان پول ميدي؟

پس 34 هزار يوان ميشه براي 34 تا سيلي اين جوري حساب کردي؟

اين حرفو نزن

آدمايي مثل تو جامعه مون رو خراب ميکنن

مردي که اونجاست يه استاد محترمه

اگه بازم بهش نزديک بشي، بقيه پشت سرت حرف ميزنن

پدر

حالا فهميدي که پدرتم؟

نميتوني منو بخاطر هرچيزي سرزنش کني تنبيه دانشگاه خيلي سخته

واقعا حقته

! بايد درست و حسابي ادب ميشدي

گفتم که ميتونم به يه دانشگاه درجه دو برم

ولي شما و مامان گفتين که خجالت آور ميشه

حالا ببين چي شد

ديگه اخراج شدم

دانشگاه درجه دو؟

..ميدوني چيه

!ژانگ چانگ گونگ نتيجه آموزش درجه دومه

حتي نميتونه يه کار پيدا کنه

هرچي بيشتر وقتت رو با کسايي مثل اون صرف کني بيشتر از الانت مايه ننگ ميشي

مگه شما هم بعد از دبيرستان بيخيال ادامه تحصيل نشدين؟

من.. مگه آموزش اين روزا مثل قبله؟

بابا، يه قهرمان با تحصيلاتش سنجيده نميشه

گمشو! قهرمان؟

فراموش نکن که اخراج شدي، قهرمان

جلوي همه آبروم رفت

همه توي شرکت ميدونن که تو به دانشگاه شرقي ميري

اونوقت تو چي عايدم ميکني؟

!اخراجت رو

هرچي حرف زديم، ديگه بسه

برو وسايلت رو جمع کن و با من بيا خونه

! من خونه نميام

الان ديگه مثلا بزرگ شدي؟

خب، نيا خونه..ميتوني همين بيرون گرسنه بموني

از گرسنگي نميميرم

ميتونم پول در بيارم

واقعا فکر ميکني که به حمايتت نياز دارم؟

پسره لوس، حرفاي گنده گنده ميزني

!سينه خيز نياي شرکتم

نگران اين نباش، بابا

!تا شرکت خودم رو نزنم، برنميگردم

!منتظر ميمونم

چانگ گونگ، بيا اينجا

خب ..... امروز تا ساعت 11:30 صبح نيومدي

اعتراضي نيس که اينو يه نصف روز حساب کنيم ، درسته؟

همينطوره، عموي سوم

باشه پس حقوقت اينجاست

کمرم داره اذيتم ميکنه

،بعدازاينکه اون دو تا ماشين رو تموم کردي اون دو تا ماشينم خوب بشور

صاحباشون به زودي ميرسن، زود برو سراغشون

سريع باش، باشه؟ - باشه-

چرا انقدر دير برگشتي؟ يه 100 باري پيجت کردم

داشتم واسه عموي سوم کار ميکردم

خسته کننده اس؟

اشکالي نداره

متاسفم مرد.. اگه من بيشتر مورد اعتماد بودم تا الان کار گير آورده بودي

تو چيکار کردي؟ دانشگاه بهت فرصت داد؟

!خيلي خوش خيالي

!اين چند سال گذشته انگار واسه هيچي درس ميخوندم

چرا اين بيرون وايسادي؟

نميخوام بيام داخل ليو مينگ تائو اينجاست

حتما همراه وي شيائو شان اومده

نمي خوام کاري کنم که بره

گفتم بمونه ولي بازم ازش بدم مياد

بيش از حد چاپلوسي ژيائو يي رو ميکنه

خيلي آزار دهنده اس

کدوم کارش تو رو آزار ميده؟

ميترسم که ژيائو يي؛ گول اون کثافت رو بخوره

اون مردک رو ببين

معلومه کسي که بايد نگرانش باشي؛ اونه. ازش دور بمون

نمره هاش خوبه

بيا بريم داخل

حالا نمره هاش خوبه، که چي؟

..من، هان دونگ

حتما شماها رو نااميد کردم

وقتي صبح بلند بشم، بايد چيکار کنم؟

هيچي نيست که بتوني از پسش بر بياي

ما نميتونيم به چيزي غلبه کنيم

آقا، ميتوني اينجا منتظرم بموني؟ - باشه-

ژيائو يي؛ بيا بريم

نه، ميتونم تا خونه رو با اتوبوس برم

اتوبوس اين وقت شب کار نميکنه

به علاوه؛ به خاله قول دادم که برسونمت خونه

يالا...تاکسي متر داره کار ميکنه

بيا

چانگ گونگ، ما داريم ميريم ديگه

باشه

مراقب باش

تو عملا داري همچين خانوم خوبي رو به فاضلاب سوق ميدي

از وقتي خونه ات رو اجاره کردم متوجه شدم که ژيائو يي اغلب مياد اونجا

فهميدم که يه چيزي خيلي عجيبه

چطور همچين خانم با وقاري مياد و تو نمي توني به دستش بياري

وقتي که داره خودش رو انقدر بهت ميچسبونه؟

راجب يه چيز ديگه صحبت کن

مشکلت با ژيائو يي چيه؟

پدرش استاد دانشگاهه و مادرش معاون مدير بيمارستانه

خودش داره کارشناسيش رو توي يه دانشگاه معتبر ميخونه

و من؟ من چيم؟ جوک نگو

!خيلي بدبيني

!خب ديگه! اين خيلي داغه از سر راه برين کنار

گرمش کردم.. ميدونم شماها کل روز رو هيچي نخوردين

،اين غذاي اصلي رستورانمه سوپ تند و داغ وي

خيلي منتظرش بودم- همه اش رو بخورين-

بيا بريم . 20 دقيقه اس که منتظرتم

رفقاي من امروز حال روحي شون افتضاحه؛ بايد پيش شون باشم

تو چرا نميري خونه؟

وي شيائو شان، ساعت از 11 گذشته داري ميگي که خودم تنها برم خونه؟

ميخواي برات يه تاکسي بگيرم؟

فردا ميبينمت و واست جبران ميکنم

وي شيائو شان، من از تنهايي خونه رفتن؛ نمي ترسم

ميترسم که اگه هي با اونا بگردي، تو هم نمراتت پايين بياد

!مي شين

وي شيائو شان

تو مَردي؟ تو حتي نميتوني زن خودت رو کنترل کني

هان دونگ، بس کن

وي شيائو شان، تو يه ترسويي؟

مي شين، امروز يه وضعيت خاصه

خودت رو جاي هان دونگ بذار و يکم درکش کن

هيچي ديگه نگو

چرا نگم؟

هان دونگ، تو دوستِ وي شيائو شان هستي نه من

از همون اولم آدم حسابت نمي کردم

..من

اشکالي نداره اگه بخواي مثل يه انگل زندگي کني

ولي طوري که رفتار ميکني باعث ميشه بقيه تحقيرت کنن

احتمالا بزرگترين افتخارت توي دانشگاه؛ اخراجت بوده

هان دونگ، سابقه افتضاحت رو بايد توي اخبار نشون بدن

تو با اخراجت ديگه راحت شدي

مي شين، فکر ميکني فقط چون نمره هات بالاست ميتوني سرزنشم کني؟

هزاران نفر توي اين شهرن که نمره هاي خوبي دارن

مجبوري مثل خودشيفته ها رفتار کني؟

من با تلاشهام نمره هاي خوبي گرفتم

تو براش زحمتي کشيدي؟ اصلا براش چيکار کردي؟

وقتي شماها مي نوشيديد و توي استخر بازي ميکردين، من داشتم درس ميخوندم

My Story For You (为了你我愿意热爱整个世界) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for My Story For You (为了你我愿意热爱整个世界)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left