The first 200 lines.
...آنچه گذشت
،وقتی پرایمها رو کُشتیم .سنکتوم رو مال خودمون میکنیم
ایدهی خودته یا شیدهدا؟
اگه جواب بده کی اهمیت میده؟
جوردن؟ - .بچه رو با بقیه زندانی کنید -
،کلارک زنده است
ولی مغزی که حالا اشتراکی ازش .استفاده میکنیم داره میمیره
.گابریل رو پیدا کن .اون یکی از اونها بوده
.مراقب باشید - .کلارک رو نجات بده -
.حرف نمیزنن
.بندازیدشون پیش بقیه
.جوزفینـه
کلارک، بهت کنترل داده؟ .باید فرار کنی
.نه .ترکت نمیکنم
!برو همین حالا گابریل رو پیدا کن
چرا میتونم ببینمت؟
.چون داره بدتر میشه
.کنترل رو بهم پس بده وقتی خوابت ببره
.خودم به دست میگیرمش
حالا داری چیکار میکنی؟
.گابریل، من کلارک گریفین هستم
.جوزفین لایتبورن تو سرمه
،اگه میتونی بشنوی .داریم میایم پیشت
.مراقب باش .الان به اردوگاه نزدیک هستیم
،وقتی گابریل صدای موتور بشنوه ...اون
.ساکت باش. دارم تمرکز میکنم
.بهت که گفتم من باید برونم
،حالا بهم کنترل رو پس میدی
یا باید صبر کنم تا خوابت ببره؟
.خفه شو .باید به گابریل زنگ بزنم
.آره .اون رو هم خراب کردی
.باید مخفی بشم - .باشه. قضیه اینه -
،اگه به سنکتوم برگردیم
.بدنت رو بهت پس میدم
باشه! میتونیم فقط صبرکنیم .تا نگهبانهام پیدامون کنن
.طولی نمیکشه
.از کجا معلوم افراد تو باشن
اگه فرزندان گابریل نگهبانهات رو از پا در آورده باشن چی؟
.یعنی، زیاد وارد نیستن
میخوای خطر کنی سرمون رو از دست بدیم؟
،به خدا قسم ،اگه دروغ بگی
خودم درایو ذهنی رو در میارم
.و قبل از مُردنم نابودش میکنم
.وای .چقدر عصبی. آروم باش
فقط چشمهات رو همه جا بچرخون .تا بتونم ببینم
.دنبال... این میگردیم
.برگها رو بزن کنار .یه دریچه پیدا میکنی
کلاخخودهاتون رو سرتون نگه دارید .و سلاحهاتون آماده باشه
.اینجا جنگل دشمنه
به گمونم نگهبانهام آخرش زیاد هم بد نیستن، ها؟
.اینقدر این کار رو نکن
.موتورش هنوز گرمه
.نمیتونه خیلی دور باشه
توی جعبهی تجهیزات باید یه فندک .یا چندتا کبریت باشه
.تا وقتی رد شدن اینجا مخفی میشیم
.بعد پیاده میریم
.یکم پخش بشید
اینجا کجاست؟
.کمینگاه نظارت .همهجا ازشون ساختیم
ازشون استفاده میکنم تا موجودات رو .توی زیستگاه طبیعیشون مطالعه کنم
مطالعه، ها؟
.جستجو میتونه حوصله سر بر بشه
.گابریل کمک میکرد
.به نظر گذشتهی طولانیای دارید
چرا حالا میخواد بکُشتت؟
.نمیخواد - جدی؟ مرگ بر پرایمها؟ -
.باورم شده بود
.به معنای لفظیش نیست
فرزندان آزادی خودشون رو ،روشن شده در نظر میگیرن
.هر سری افرادی رو آزاد میکنن
،تو 70 سالی که رفته
.دقیقاً هیچ پرایمی رو نکُشته
چرا رفت؟
.میخواست بتونه بمیره
.من نمیخواستم .به همین راحتی
چرا؟ چی فکر میکنی؟
.فکر میکنم به اون راحتی نیست
تو فکرم
که از ربایش جسم ،علاقهاش رو از دست داده
و امیدوارم به خاطر همهمون
به محضی که درایو ذهنیت رو در آورد
.نابودش نکنه
...نقشهی بلامی
نجات تو، مبادلهی درایو من .در ازای مردمتون
معنیش اینه بذاریم .دوباره احیا بشی
انجامش میده؟ هنوز عاشقته؟
کلارک؟
خوبی؟
کلارک؟ .نه، نه، نه
.الان نه .اینجا گیر میافتیم
.درختها میبلعنت .منظورم از خوابیدن این نبود
،باهاش بجنگ، کلارک ،وگرنه من داخل یه درایو
،داخل سرت
.داخل این جعبه تا ابد گیر میافتم
.خیلی به فنا رفتهایم
illusion ترجمه از امیرعلی
.یه نفر برای کین تقاص میخواد
بیا فقط بریم سراغ مردممون ...و برگردیم به
.این نمیتونه چیز خوبی باشه
پرایم جدیدمون کجاست؟
،احمق خودکشی کرد .یه درایو ذهنی سالم رو هدر داد
اینجا چیشده؟
میتونیم خون رو درست کنیم یا نه؟
!بندازیدشون کنار بقیه - .بله، قربان -
.هی جریان چیه؟
!هی. ولم کن
.بریم - .راه بیوفت -
.صبرکن
.میخواستم یه چیزی بهت بگم
،اون نمیخواد بدونی
.و دخترت هم مُرده
چی؟
.گفتم ببریدشون
!هی
چی میگی؟
!نه! وایسا! نه
،نامردی بود، سیمون
.و دقیقاً هم درست نبود
.ذهن کلارک از رویه زنده مونده
دوستهاش فهمیدن و .از سپر ردش کردن
،به تیمهایی دستور دادم جنگل رو بگردن
.و مردمش رو به عنوان ضمانت نگه داشتم
ضمانت؟
دخترمون رفته، خونهمون شده .اردوگاه نظامی مسلح
.هرگز نباید میذاشتیم بمونن
.درست میگی ،این تقصیر منه
.و دارم بهش رسیدگی میکنم
دیگه چی رو بهم نمیگی؟
چرا سنکتوم قرنطینه است؟
،میرندا مُرده
،توسط میزبان بچه کُشته شده .دختر کلارک
،با بیشتر دیگران زندانیش کردیم
.ولی دوتاشون هنوز فراریان
،باور داریم تو سنکتوم هستن
.واسه همین قرنطینه کردیم
اگه کسی مخفیشون کنه .قرنطینه کافی نیست
راسل، این مردم حقیقت رو .دربارهی ما میدونن
چقدر طول میکشه تا به مردم خودمون پخش بشه
و بیان دنبالمون؟
.باید درس عبرتی بسازیم
...اگه فکر میکنی یه بچه رو اعدام میکنم
.بچه رو نه .خون رو داره
باقی رو میسوزونیم، میفهمیم کی ،کمک کرده دوتای دیگه مخفی بشن
.و اونها هم باهاشون میمیرن
.به حرفهای خودت گوش کن
.حست رو میفهمم .منم حسش میکنم
،ولی اگه اون کار رو بکنیم چیزی نمیمونه که با جوزفین
،معاملهاش کنیم
.و میشیم درست مثل اونها
.اطرافت رو ببین، عشقم
،رؤیای سنکتوم دیگه مُرده
،ولی چون بهت اعتماد دارم .فقط یکی رو میکُشیم
.دروغ میگی
،باور کن، کاش بودم
.ولی دخترتون با پرایمها یکی نیست
.هیچکس نیست
...من پسر کوچیکم رو فدا کردم
.برای هیچی
.زنم نمیتونست باهاش کنار بیاد
یه سال بعد توی بیشهی پیشکش ،دراز کشید
.و بازم باور داشتم
.باور داشتم
.دروغ نیست .جوردن سعی کرد حقیقت رو بهمون بگه
.باشه .سفینه برگشته، همه چیز آماده است
حالا چطوری مردممون رو خارج کنیم؟
.آروم باش .انقلابها طول میکشن
.به انقلاب اهمیت نمیدم
.باید فرماندهمون رو از اینجا خارج کنیم
اون تبعیدت کرد. بازم، فقط .به اون اهمیت میدی
بیا امیدوار باشیم نگهبانهای خنثی .بشه آسونتر نظرشون رو برگردوند
یعنی چی؟ - یعنی اگه وقتی حقیقت رو بفهمن -
انقلاب نکنن
،و خدایان دروغینشون رو سرنگون نکنن
.به یه نقشهی 2 نیاز داریم
.همه تو موقعیت
چیشده؟
.باشه. برو
.مستقیم به اتاقهاتون برگردید
اگه جلوتون رو گرفتن، دستورات .کاری من رو نشونشون بدید
صبرکن. حرفی که بهمون زدی رو چیکار کنیم؟
فعلاً هیچی. وقتی تعداد مردم کافی ،حقیقت رو بدونن
.میتونیم بیخشونت اوضاع رو عوض کنیم
بیخشونت، ها؟
.هی این رو به خودت بگو، رایکر
چیشده؟ مشکل چیه؟
دارن برای کُشتن میرندا .یکی از مردمتون رو اعدام میکنن
مدی رو؟ - .نه. اون نیست -
.اون یه میزبانه
اگه من سیمون رو میشناسم، میذاره .خودشون انتخاب کنن کی بمیره
چطوری جلوش رو بگیریم؟
نمیگیریم. ازت میخوام یه دوربین به کمانم اضافه کنی
و من رو ببری پیش یه پنجره با نمای
.اعدام
.نقشهی 2 - .وای. آروم باش -
.قرار نیست کسی رو بکُشی
قبول کردم مخفیتون کنم، قبول کردم .به مردم حقیقت رو بگم
این کار رو کردی چون تهدیدت کردم که افشات میکنم
به عنوان خائنی که گذاشته گابریل اهریمن ،آزاد بشه
.دقیقاً واسه همین انجامش میدی
.رایکر، اعتراف کن
No comments yet. Be the first to leave one.