The first 200 lines.
ميـــــــهن فصل 3 قسمت 7 : پيرمردي
....آن چه گذشت
،من ديروز با رئيس جمهور حرف زدم
داره تغييراتي توي روشهاي .اطلاعاتي رو بررسي ميکنه
من براي اينکه حمايت تورو ،براي رئيس شدنم بدست بيارم
.ديدگاهم رو عوض نميکنم
منم که براي رياست .سازمان سيا کانديد شدم
.آژانس تا سر حد نابودي سقوط کرده
.اميد اينه که تو فکر اصلاحات باشي
سابقهت تو سنا و کميته انتخاب .اينطور نشون ميده
پس با اين موافقين که .حتماً بايد تغييراتي رخ بده
.بله، موافقم
اون جواديه؟
تو يه رستوان فرانسوي در تهران .با همسرامون
،ما در دوران سقوط شاه
.مامورين اطلاعاتي جووني بوديم
،مردي که فکر ميکردم ميشناسم .درست جلوي چشمام به يه جيوون تبديل شد
پس اين عمليات، انتقامت از اونه؟
انتقاممو وقتي گرفتم که به زن و پسرش کمک کردم
چهار ماه بعد به غرب .فرار کنن
ازت ميخوام که حواست .به کري باشه
ازش به عنوان طعمه استفاده کرديم که .ايرانيها رو از سوراخشون بکشيم بيرون
.خود جوادي
.کري متيسون
الان کاملاً تنهاييم؟
.کسي به مکالممون گوش نميده
الان وقتشه که در مورد .ناصر حجازي صحبت کنيم
کسي که از اسمش استفاده کردي تا بيشتر از 45 ميليون دلار از .سپاه پاسداران بالا بکشي
تو الان دشمن دولت خودت .محسوب ميشي
خب، پس چرا من هنوز دستگير نشدم؟
سال ميخواست که .اول باهات صحبت کنه
ولي برميگرده نه؟
برگردوندن يک افسر اطلاعاتي .... عليه کشور خودش
حساسترين و نامطمئنترين کاريه که .وجود داره
.نميتونست همونموقع باهام بياد
گفت آدماش بهش شک ميکردن و .ريسکش بالا بود
.براي همين باهاش قرار گذاشتم
.قرار بود که مستقيم بياريش اينجا
ميتونم کمکتون کنم؟
.وايسا وگرنه شليک ميکنم
.حالا آمادم که سال رو ببينم
دوتا تلفات و .کلي هم خونريزي داريم
.اينجا يه حموم خون راه افتاده سال
بايد هرچه سريعتر اونو .از اونجا خارج کنين
.و آلت قتل رو هم بردارين
بچه رو چيکار کنيم؟
.همونجا بذارش
.شما مثلاً اونجا نبودين
شبيه مردي به نظر نمياي که
بزرگترين خبرچين دوران .کاريشو صاحب شده باشه
خب اينجا دنبال چي ميگرديم؟
.... يه کلت کمري 22
و نيمهي بالايي ِ
.اين بطري
.شراب آلو
.آره، ايرانيا خيلي دوس دارن انگار
فکر ميکردم مسلمونا .مشروب نميخورن
چند بار؟
چي؟
چندبار با بطري گردنشو زده؟
من لاقل ده تا جاي زخم .جدا از هم ميبينم
ولي واقعيتش، با اين چيزي که .....من ميبينم
.فقط خدا ميدونه
"کل؟"
ما هنوز داريم دنبال ."آلت قتاله ميگرديم "کورت
.فک کنم يه چيز بهتر پيدا کردم
دوربين امنيتي همسايه .اينو ضبط کرده
اولين جمعهي هر ماه اين پول از
بانک العسکري توي تهران برداشته ميشه و
HLBC به يکي از شعب فرعي بانک .توي "کراکاس" واريز ميشه
.اينجام امضاي توئه
ما برداشتهايي که از اين حساب ميشد رديابي کرديم و
به يه سري فعاليتهاي .تروريستي رسيديم
از جمله حملهاي که با .سازمان سيا شد
ولي يه مقداريشم به حسابهاي شخصي خودت واريز ميشه که
نزديک پنجاه ميليون دلار .از سپاه پاسداران کلاهبرداري کردي
،که اگه سپاه پاسداران اينو بفهمه .مجازاتش مرگه
همه اينا رو گفتي که چي؟
که يه دختر تونسته منو گير بندازه؟
دوتا دختر؟
.بسه
فکر ميکنم که ديگه .موقعيتش رو درک کرده
.اون آدما رو بازي ميده .کارشه
.ميدونم
نبايد بذاري که .بره رو مخت
.ولي ميره
اون يکيو کجا پيدا کردي؟
ليست ايرانياي تبعيدشدهي .عصباني، خيلي طولانيه
.دووم نمياره
خب تو سال 1976 هم .همين حرفو در مورد من زدي
وقتي که تازه کارمون رو .شروع کرده بوديم
.خب حالا گيرم انداختي
به خودت افتخار ميکني؟
.تا اينجاش که آره
.ميدونم چي ميخواي
چي ميخوام؟
که هرچي اطلاعات دارم .بدست بياري
مثلاً فکر ميکنم که وضعيت برنامهي سلاحهاي هستهاي ما
در صدر ليستت باشه نه؟
،قراره که يه معاملهاي بکنيم
وگرنه تا الان منو انداخته بودين .تو هلفدوني
....اگه حرف بزنم
،اگه قرار باشه اينکارو بکنم
.حفاظت ميخوام
يه خونهي امن تو ميامي ميخوام که
.به تعداد کافي نگهبان داشته باشه
.و پولمو ميخوام حسابام مسدود نباشه و
.همشم ميخوام
فقط همينا؟ نوشابه اضافهاي چيزي؟
.فعلاً همينا
پس حسابي درموردشون فکر کردي نه؟
.اينا شرطهاي منن
.خيلي خب
.خيلي خب
.اينا شرط و شروط تو
ولي مساله اينجاست که .تو کلاً قضيه رو اشتباه گرفتي
چون من از تو فقط .اطلاعات نميخوام
فکر ميکني چرا انقد به خودم زحمت دادم
که جرايم ماليت رو مستندسازي کنم؟
چرا؟
.تو 219تا آمريکايي رو کشتي
فکر ميکني برام مهمه که سر سپاه پاسداران کلاه گذاشتي؟
.برات حسابي نقشه کشيدم
نقشهاي بزرگتر از اينکه .چندتا مساله محرمانه رو لو بدي
چه نقشهاي؟
من تو رو به عنوان مهره خودم .به ايران برميگردونم
از الان به بعد، تو .براي ما کار ميکني
.براي من
.من افسر پروندهي جديدتم
.جواب نميده
چرا؟
توي ايران منو به يه .مهرهي سوخته تبديل کردي
چطور؟ - .من اينجا پيش توئم -
.اونا که نميدونن - .ولي حتماً ميفهمن -
کي ميخواد بهشون بگه؟
،من که نميگم .توئم که نميگي
.با جريانات خودتم اينجا اومدي
حالا هرجوري که تونستي ،اينکارو بکني
.داستانت هنوز بيعيب و نقصه
و اگه حاضر نشم که برم؟
.براي اينکه روشنت کنم ميگم
من هر جور شده تورو .ميفرستم تهران
يا به عنوان خبرچين خودم .يا کسي به سپاه پاسداران خيانت کرده
هميشه نقشهت همين بود؟- هيسسسسس -
فکر نکن که اين کار رو .نميکنم مجيد
تو فقط با يه دادگاه و .يه قصاص سريع مواجه نميشي
.اول شکنجه ميشي
و تا جايي که من فهميدم، دار زدن .در ملا عام دوباره رواج پيدا کرده
،هرچيزي بخواي بدوني بهت ميگم
،به همراه اسم و منبعش .ولي نميتونم برگردم
.هر جفتش رو انجام ميدي
.نه، انجام نميدم
.چرا، ميکني - !نه، نميکنم -
.خونريزي داري
.عصر بخير
.همچنين
شب سختي داشتي؟
.نه اونجوريام نبود
.به نظر خسته مياي
چيزي برات بيارم؟
چند روزي ميشه که .در حين انجام ماموريت گم و گور شدي
.نه واقعاً
.من همينجا بودم
.تو غيبت زده بود
.سال هم همينطور
ميشه يه خرده توضيح بدي؟
.با سال حرف بزن
،همونطور که گفتم .پيدا کردنش کار آسوني نيست
.تو آدم مني پيتر
.من تورو استخدام کردم .من اوردمت بالا
خب که چي؟ - ميخوام بگم که -
اين بهم اين حق رو ميده که .ازت بخوام باهام روراست باشي
امروز توي بتسدا .قتل دو نفر اتفاق افتاده
،فريبا جوادي
.همسر سابق معاون امنيتي ايراني
.به همراه عروسش
تا جايي که من فهميدم .سلاخي شدن
ميخواي واست يه خرده تحقيق و بررسي کنم؟
.مرده شورتو ببرن
اين بيرون خونهايه که .اين اتفاق افتاده
2:53 .بعد از ظهر
.تو مظنون اصليي
اميدوارم که از کون .به ديوار ميخت کنن
سال کجاست؟ - .توي اتاق بازجويي -
ميدونستي که قراره جوادي رو بفرستيم ايران؟
.جاهاي باحالش از کفت رفت
جوادي وقتي فهميد که بايد .برگرده، حسابي قاطي کرد
تا موقعي که خونريزيش .رو متوقف کنن، منتظريم
بهتره که مجبور نشيم .خيلي صبر کنيم
.گه
،ميخوام دوباره شروع کنم جريان چيه؟
دوربين امنيتي همسايه .تصوير منو گرفته
.به همهي واحدا خبر دادن
فقط تو؟
آره، يه جوري شده که .جوادي و کري رو نگرفته
از کجا اورديش؟
."دار ادال" .اون گزارش پليس رو تحت نظر داره
پس فهميده که جوادي اينجاست؟
ميدونه که يه خبرايي هست .ولي نميدونه چه خبره
پيشنهاد ميدم که زودتر .باهاش حرف بزني
No comments yet. Be the first to leave one.