Release info

Mughal-e-Azam 1960 All BluRay Farsi
Mughal-e-Azam 1960 BluRay 1080p x264 AAC BollyCine Exclusive
Mughal e Azam 1960 720p Blu-Ray BollyCine Exclusive
Mughal e Azam 1960 720p Blu Ray - x264 - 5 1 - E-Subs - Chapters - DTOne
Mughal E Azam Hindi BluRay 1080p x264 DTS-HDMA Hon3y
Mughal e Azam 2019 720p Bluray 5 1 1 4GB ESubs-TamilRockers
Mughal-E-Azam 1960 Hindi 1080p Blu-Ray x264 DD 5 1 MSubs-HDSector
Mughal E Azam 1960 HQ 1080p BluRay x264 AC3-ETRG
Mughal-E-Azam (1960) (1080p BluRay x265 HEVC 10bit AAC 5 1 Hindi Natty) [QxR]
Mughal-E-Azam 1960 Hindi 720p Blu-Ray x264 AAC 5 1 MSubs-HDSector
A Commentary by Bollywoodiha
کاملترین ترجمه تخصصی - BluRay

Tags

x264
720p
720
Published on: 2019-08-11
Downloads: 55
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

"من هندوستان‌ــم"

"هيماليا از مرزهاي من مراقبت مي‌کند"

"رودخانه گنگ نشانه‌ي پاکي من"

"...از آغاز زمان"

"تاريکي و روشنايي همراهان من بودند"

"...بر روي خاک‌ــم اين عمارت‌ها و چادر‌ها"

"...به دنيا نشان مي‌دهد که"

ظالمان من رو غارت کردند" "و مهربانان بهم لطف کردند

"نادانان مرا به زنجير گره زدن"

"و عاشقان‌ـم، مرا آزاد کردند"

"...کسي که مرا به شدت دوست داشت"

"کسي نبود جز جـلـال الـدين محـمـد اکبـر"

اکبر بهم عشق ورزيد" "و از موانع دين و سنت فراتر رفت

"به انسان،عشق ورزيدن رو ياد داد"

"و براي هميشه من را در آغوش خود گرفت"

"اينجا کاخ شاهنشاه جلال الدين محمد اکبر است"

و الان در بين اين ديوارها فقط افسانه" "زندگي قبلي وجود داره

"...چندين سال پيش"

"...به دور از آسايش و رفاه اين کاخ"

"مردي در ماسه‌هاي سوزان قدم ميزد"

"خورشيد هم ماسه‌هاي داغ رو داغ‌تر مي‌کرد"

"اين مرد پابرهنه، شاهنشاه اکبر است"

"...غم در چشمانش نشون دهنده اين بود که"

"تا حالا صورت يه نوزاد رو نديده"

در آرزوي داشتن فرزند" "...اکبر پابرهنه قدم ميزد تا

براي ديدار با مقدس" "سليم الدين کيشتي سفر کند

"...به اين اميد که با دعا به درگاه عالي"

"خداي بزرگ به اکبر فرزند پسر عطا کنه..."

"بخاطر علاقه زيادش به سلطنت و داشتن جانشين "

"نذر کرده بود که پياده راه رو طي کنه"

"در نهايت به مقصدش رسيد"

"شاهي که کل دنيا جلوي‌ــش سر خم مي‌کردن"

"جلوي يه گدا سرش رو خم کرد"

خواهش کن زيرا خداوند هرگز دعاي مؤمنان را ناديده نميگيرد

دستان خودت رو بالا بگير و دعا کن من هم همراهت دعا مي‌کنم

!!اي شاه شاهان

به اين بنده حقيرت

از گنجينه خودت تمام نعمت‌ها رو دادي

بنده‌هايت من را شاه صدا مي‌کنند

خواهش مي‌کنم کاري کن صداي پدر رو هم بشنوم

اي پرودگار عالم

نگذار که اکبر بدون وارث باشد

جودا، رحمت خدا نصيبش شد

مبارک باشه!شاهنشاه مبارک باشه

خداوند به ملکه نعمت عطا کرد

به شاهنشاه براي پسرش و سلطنت مغول براي وليعهد جديد، تبريک ميگم

!خدايا شکرت

بهترين خبر زندگي‌ــم رو بهم دادي

اين انگشتر رو بگير

به عنوان نشانه وعده من پيش خودت نگه‌ـش دار

به ترازوي مقدس عدالت، قسم مي‌خورم

..در زندگيت از اکبر هر چي بخواي

بهت داده ميشه..

"...زمان گذشت و همراه زمان"

"شاهزاده، سلايق متفاوتي از خودش نشون ميداد..."

...شاهزاده

اين ترازو براي بازي شما نيست

نکنه براي بازي شاهنشاه‌ــه؟

...نه اين ترازوي مقدس

يادبودي از امپراطور و نشانه عدالت حکومت مغول‌ـه

!چقدر خوب

بگيريد اين چيزي است که شما بايد در دربار صحبت کنيد. اين را حفظ کنيد

دستور شماست؟- نه، خواهش است-

پس تلاشم رو مي‌کنم

"نافرماني‌هاي شاهزاده بيشتر و بيشتر ميشد"

"و از ادب و فرمانبرداري خود پيشه گرفت"

با احترام برو بيرون

و يک روز، وارث تاج و تخت مغول شروع به خوردن مشروب کرد

پاهاي شاهزاده سليم به لرزه افتاد

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: اميد - ويرايش: سميرا

شاهنشاه اکبر، آينده هندوستان رو در تاريکي ديد

...به خدا قسم نمي‌خواستم اين روز را ببينم

که نماد مغول، بازيچه شاهزاده شده باشد

ماهان سينگ

لباس‌هاي ابريشمي مادرش رو دربيار

...لباس فولادي تنش کن و

ببرش...

در بيابان‌هاي ميدان جنگ بزرگش کن

بگيرش، امروز آينده حکومت مغول رو تحويل تو ميدهم

خوشحال‌ــم

که سليم ثابت کرد فرزند منه

!سليم!پسرم

!ملکه هندوستان

نه شاهنشاه، يه مادر فقط يه مادره

نمي دونستم

!ملکه جودا

که ضعف احساسات مادرانه بر ملکه جودا غلبه مي‌کنه

و ملکه بودن خودش رو فراموش کنه

اي شاهنشاه، اين چه سياست‌ـيه؟

که اجازه گريه به يه مادر رو نميده

پسرم اينجوري داره زجر مي‌کشه

بذاريد رنج ببره ولي نذاريد گريه شما رو ببينه

...اگه همه مادران سربازاني که همراه

پسرتون هستن، مثل شما گريه کنن

اون وقت هندوستان غرق اشک مي‌شد

به اندازه نامه شاهزاده، طلا خيرات شود

"...به مدت 14 سال"

"سليم در بيابان‌هاي ميدان جنگ بزرگ شد"

"و در نهايت به يک جنگجو فاتح تبديل شد"

"چي؟ جاي زخم شاهزاده رو تميز نکرديد؟"

اجازه ورود نداريم

جراح منتظر اجازه شماست

"شاهزاده، زخم‌تون رو تميز نمي کنيد؟"

...اين زخم نيست، گله

و گل نبايد پژمرده بشه...

گوش کن

اين قاتله ولي قلبم داره

اين شاخه،گل هست و شمشيرم

شعر، حتي بعد از چهارده سال خون ريزي... عجيبه

عجيب نيست

اگه رباعيات عمر خيام بر روي سنگ حک بشند

معنيش عوض ميشه؟- نه-

پس طرح‌هايي که ممکن است يکي از آنها براي من داشته باشد

اشتباه ساخته شده

اين سالهاي جواني خونين من کافي نيست؟

بفرماييد

زره نيست. بلکه داستان زندگي من‌ــه خونين و غرق خاکستر، نزد شاهنشاه ببريد

بردن داستان زندگي شاهزاده نزد شاهنشاه برام باعث افتخاره

اين رو برسون

همه توجه کنيد

شاهنشاه سالم باشند

شاهزاده دوباره در جنگ پيروز شدند

سبحان الله

در اين نبرد شاهزاد زخمي شدند؟

بيشمار، ولي زخمهاي شمشير بر شاهزاده اثري نداشت

...هر بار شمشير دشمن با درخشش از شجاعت شاهزاده

و از خون اکبر تعريف مي‌کرد

سبحان الله

بايد زره سليم رو بررسي کنم

به جاي زره، شاهزاده اين پيغام رو براي شما فرستادند

با صداي بلند بخوان

تقديم به امپراطور هندوستان به جلال الدين محمد اکبر، تعظيم مي‌کنم

،نگاه کنيد اين وليعهد شما حساب هر يک زمين رو به شما ميدهم

به مدت چهارده سال آتش سوزي و جنگ‌هايي که باعث ويراني اين سرزمين شدن

از رگ‌هاي من خون جاري شد که اين آتش سوزي را خاموش کرد

اما سليم شما هنوز زنده هست

...اگه دستور بديد اين دشمنان را

همين جا خونشون را ميريزم فرمانبردار شما، سليم

الحمدالله

امروز سليم جانشين من شد

دستور بديد

که نورالدين محمد سليم به پايتخت برگردد

بازگشت شاهزاده سليم، مبارک باشد

!مبارک باشد

خدايا، چرا سکوت کردي ؟ چهره سليم رو بهم نشون بده

شاهنشاه، به دورجن سينگ دستور داده که شاهزاده رو زود برگردونند

!بهار

پيغام تو باعث شد اشکم به شادي تبديل بشه

اين مرواريد‌ها رو بهت ميدم

اينا کم هستند، ملکه

مي‌خوام شاهزاده روي مرواريد راه بروند

درست گفتي، بهار براي سليم هر کاري مي‌کنم

پسرم بعد سالها داره به خانه بر ميگرده

براي چند روز اجازه مي‌گيرم که پسرم با من باشه

سليم، فقط سياست پدرش رو ديده

ولي عشق مادرش رو نديده

برو به ديوان بگو که ..رقص زيبايي رو به نمايش بذارند

تا سليم صحنه‌هاي جنگ رو فراموش کنه

به نوازنده‌ها بگو ...همچين آهنگ‌هايي بنوازند

تا سليم صداي توپ رو فراموش کنه...

بهار، برو همه جا رو پر از گل کن

تا ماه من رو همه‌ي ستاره‌ها ستايش کنند

هرجا که پا بگذاره ستاره از آسمان بياد زير پاش

من همه چيز رو براي اون مي‌خوام

ولي اون چيزايي رو مي‌خوام که نمي‌تونم بگم

خدايا، اون روز کي فرا ميرسه که پسرم جلوي چشمانم باشه

و براي چند دقيقه تو رو هم فراموش کنم

!مجسمه ساز

جواهر قصر در کارگاه من؟

آمدم که يه مجسمه براي شاهزاده انتخاب کنم

شاهزاده و شاهنشاه از مجسمه‌هاي من خوششان نمي‌آيد

چرا؟- چون اينها حقيقت رو ميگن-

اين رو ببينيد

اين دربار شاهنشاه‌ـه

هر کلمه‌ايي که شاهنشاه ميزنه، قانونه

و عليه آن هيچ اعتراضي نيست

اين ميدان جنگه

خون بيگناهان، براي پيروزي يک مرد

...و اين نتيجه راستگويي هست

مجازات به مرگ...- اين حقيقت نيست-

تو رو هنرمند خطاب مي‌کنند

منظورتون؟- من از هنر شما قدرداني مي‌کنم-

اون چه هنريه که قلب رو لمس نکنه

اون مجسمه ايي که همه رو تحقير کنه

پس مجسمه ايي ميسازم

که سرباز شمشيرش رو زير پاش بذاره

...شاهنشاه، تاج خودش

و انسان قلبش رو بهش بده

اين چه کاري بود که کرديد؟

تاج رو بايد از دست ديگران بر سر گذاشت

دست مال ديگرانه ولي جرئت از خود ماست

يکي ميبينه، از کسي نميترسي بهار؟

ترس؟

کسي که تاج بر سرش ميذاره از کسي نمي ترسه

مي‌خواي ملکه باشي؟

همه دخترا همچين رويايي دارند

بذار اونا خواب ببينند

به چشمان‌ـم نگاه کن

مثل يه شرابي که بجاي ليوان، شمشير رو برداشته

مي‌خواي از آسمان ستاره بکني؟

The Emperor of the Mughals (Mughal-E-Azam) subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left