The first 200 lines.
تماشای این سریال بهیچ عنوان برای افراد حساس یا کم سن و سال توصیه نمیشود
والتر " ؛ هِی ؛ دنبالم میگشتی؟"
دوربینِ مداربسته ی روبروی کلاب کریزی هورس " مالِ توئه ؛ درسته ؟"
آره ؛ مگه چیزی دستگیرت شده؟ آره ؛ دوربین اصلی ؛ سه روز پیش
شب به آخر میرسه و درِ کلابو قفل میکنه که بره
بعدش یه آشغالی چیزیو دور میندازه
خب؟
اما بعدش نظرش عوض میشه
جالبه
خبر خوب اینه که بواسیر نداری
خبر بد اینه که همونطور که میبینی
یک نوع التهاب هاد تو روده هات داری
پناه برخدا داشت بهتر میشد
اما یهویی هفته ی پیش دوباره عود کرد
داروی " پروزاک " چطور برات جواب داده؟ بهت کمکی میکنه؟
حتی نمیتونه بخوابه نیگاش کن
میخوام یه دوره قرص " پاردینزون" برات تجویز کنم یه جور دارویِ استروئیدیِه
مثل همون داروهایی که وزنه بردارها باهاش دوپینگ میکنن ؟ با این دارو تاحالا موفقیت های زیادی
تو درمانِ این نوع بیماری داشتم
البته باید بهت هشدار بدم این دارو یه سری عوارض جانبی هم داره
البته موقتی هستن ؛ اما احتمال افزایش وزن
به همراه سندرمِ نشانگانِ کوشین و مقداری باد آوردن صورت وجود داره
یه جور حالتِ صورت های ماه زده چی ؟
عکسِ " جری لوییسو " تو یکی دوسالِ آخر عمرشو دیدی ؟
بخاطر خدا ! داره برای جشن عروسیش برنامه ریزی میکنه
یه روز خوب بود ؛ اما یهویی صدا و تصویرش رفت
یکی باهاش وَر رفته ؟ ایجی " و دوستاش اینجا بودن"
با پدرت چطور کنار میاد ؟
منظورم با اون اخلاق گندِشِه ؟ مشکلی نیست
بجز اینکه مادرم همیشه این سئوالو که آیا میخوایم آشتی کنیم یا نه " ازش میپرسه"
میدونی ؛ خواب دیدم که دوباره برگشتم اینجا زندگی میکنم
میدونی ؛ فقط برای اینکه بدونی
میدونم کاری که کردم اشتباه بود
منظورم
کاراییه که وقتی اینجا زندگی میکردم انجام دادم
دونستن اینکه اشتباه میکردی "نصفِ مشکلاتمون هم نیست" تونی
اوه ؛ جدی ؟ نصفِ دیگه ی مشکلاتمون چیه ؟
خب ؛ بیا فرض کنیم اتفاقی بیفته
و فرضا دوباره آشتی کنیم
بهرحال هرازدواجی به وفاداری و صداقت احتیاج داره "همونطور که ملوانِ زبِل میگه" من همینیم که هستم
خب ؛ من که با یه شخصیت کارتونی ازدواج نکردم
خب ؛ قرارم نیست که اینطور باشه
بهرحال توهم بی ملاحظگی های خودتو داشتی
مثلا رابطه ای که با " فوریو " داشتی ؟ "من با اون سکس نداشتم " تونی
فقط دارم میگم ماها همگی بالاخره انسانیم و جایزالخطا همین
میدونی ؛ حقیقتش تقصیر خودمه که به اینجا رسیدم
اما خیانت ها و بی ملاحظگی های تابلوت و اهمیت ندادن های کاملت
راس میگی وحشتناک بود
هردفعه که تلفن زنگ میزد دلِت مثل سیر و سرکِه میجوشید
همونطور که خودت داشتی میگفتی ؛ میدونی
فرضا اگه دوباره آشتی کنیم
اون اتفاقات دیگه هرگز تکرار نمیشن
« تنـظيـم زيـرنـویـس: « آرِن زُهرابـی :. Aren Zohrabi .:
یالا دیگه میای بریم یا نه؟ داشتم نوشیدنیمو تموم میکردم
!لعنت
نمیتونی همچنان اینجا مخفی بشی
"چندان کار درستی نیست" کارماین آخه چطور شد که کار به اینجا رسید ؟
انتقام ؛ تلافی
به ورطه ی هولناکی افتادیم
یعنی الان عقب بکِشیم و مخفی بشیم ؟
آخه همچین کاری از جانب ما چه پیامیو براشون میفرسته ؟
"تازه نه فقط برای افرادِ " جانی اصلا این " بیلی لیوتاردو " چی شد که کُشته شد ؟
این مرتیکه " بلوندتو" پاشو از گلیمش دراز کرده
با احترام کامل " کارماین " ؛
بخاطر همینه که باید بری اونجا
اسمِتو تو خیابون ها پخش کنه و بذاری بچه ها ببینن که کنترل همه چی دستِتِه
اون روشی نیست که میخوام با این مشکل روبرو بشم
هی ؛ ازحرفم بد برداشت نکنی ؛ همیشه از پسرعموت خوشم میومد
اما کُشتنِ برادر " فیل لیوتاردو " ؛ اشتباه خیلی بزرگی بود
میدونی وقتی اون کازینو رو به پسرعموم دادم نزدیک بود بزنه زیرگریه ؟
بعداز این همه لطفی که درحق اون عوضی چشم آبی کردم اینطوری برمیداره به گوه میکِشتم
حالا دیگه باید عملا جلوی " جانی " زانو بزنم و التماسش کنم
کدوم گوری بودی ؟
اتوبان پر از قهرمان های شکست خورده ای بود که سعی داشتن برای آخرین بار با آخرین سرعت برونن
حالا دیگه برام مزه میریزی ؟
خبری از " تونی بی " نشده ؟ نه ؛ هنوز هیچ نشونی ازش پیدا نشده
اینم از خانم خودم
! عشقِ بوگندوم
کریستوفر " ؛ خنده دار نیست"
چه غلطی داری میکنی ؟
هرازگاهی میتونم یه نوشیدنی مخلوطو تحمل کنم دیگه
شماها روبراهین ؟ چیز دیگه ای لازم ندارین ؟
هنوز مریضی عزیزم ؟ ای بابا
مجبور شدن روده ی بزرگِشو با یکی دیگه عوض کنن
شاید نباید گوشت بخوری
دکتر میگه باید آروم باشم آخه بخاطر چی ممکنه خاطرت آزرده باشه ؟
خانم دنیا به پاش ریخته اس ؛ اما مثل افسرده ها اینطرف و اونطرف میره
یالا باید بریم
به خودت فشار نیار
به حرفاش گوش نده آدمایی که سالمن فکر میکنن همه مثل خودشونن و این حرفا رو ندید میگیرن
بیماری خودت چطوره با اون ؟
فقط باید حواسم بهش باشه همین
میگم من و " کارم " هم شاید دوباره باهمدیگه آشتی کنیم
عالیه بچه خیلی بابتش هیجانزده میشن
آره خب ؛ وقتی جا افتادیم ؛ شما دوتا رو هم برای
یه شام خانوادگی دعوت میکنیم
امیدوارم بهتر بشی خب ؟
"جان"
اول ؛ اجازه بدید که بگم چقدر بابت از دست دادنِ برادرت متاسفم همگی همین حس رو داریم
تاسف هاتونو بردارین ! و بچپونین تو کون هاتون
میتونم هیچی نگم و یه عوضی سنگدل باشم
سعی کرد یه چیزی بگه ؛ بیچاره حتی نتونست حرف های آخرشو بزنه
ببینم تا حالا کسی تو آغوشت مُرده کیرخورِ عوضی ؟
مثلا یکی از اعضای خانواده ؛ یا یکی که دوستِش داری ؟
نه خب حالا وایسا ببین
ببینم شاید تونستم کاری کنم که همچین تجربه ای داشته باشی
کافیه فیلی " ؛ چرا نمیری یه نوشیدنی بخوری ؟"
"تو نمیخواد بهم بگی چیکار کنم" جیمی
جیمی " راس میگه"
! "گورباباشون" جان ! همه اشونو گائیدم
یعنی لازم بود ؟ اون اصلا نباید اینجا میبود
اتفاقا حق داره که اینجا باشه
الان حق و حقوق زیادی داره
پسرعموم سرخود اونکارو کرده من دستورشو ندادم
آهان نظریه ی قاتلِ سرخود
خودت که میدونی اون و " آنجلو " تو زندان چقدر! به همدیگه نزدیک بودن خب از کوره دَر رفته دیگه
اونوقتی که " جویی پیپس " رو کُشته بود چی دیوونه اش کرده بود ؟
چی میخوای " جان " ؟ میخوای چی بگم ؟
! میخوام پسرعموتو به سیخ بکِشم
نمیدونم کجاس
هیچکی نمیدونه باشه
پس شاید بجاش یکی دیگه ! از قوم و خویش هاتو کُشتم
این چه وضعیه ؟ یعنی باید اینجا بایستم و تهدید بشم ؟
خیلی خب کسی ؛ کسیو تهدید نمیکنه
ببین ؛ " تونی " مخفی شده
یا اون کونیو میاری تحویلم میدی یا اینکه همچین بارونِ گوهی
رو خودت و خانواده ات میریزم ! که هیچوقت تو زندگیتون ندیده باشید
کارمون اینجا دیگه تمومه
دویست هزار نوع نرم تن در دنیا وجود داره
و اون ؛ مثال خوبی از صدف حلزونیه
که البته بعنوان صدف دکمه ای هم شناخته میشه
ببینید این برآمدگی های رشد یافته
! من اسمِ کیرمو همین گذاشتم
شنیدم چی گفتی
کثیفه
! اوه ؛ لعنت ! نگاش کن
! لعنتی ! زود باشید
! بهش دست نزن
! دانش آموز " دیلینی " ؛ برگرد اینجا ببینم
مِدو " کوچولومون ؛ تو لباس عروسی"
یه چند سال دیگه هم میشین مامان بزرگ و بابا بزرگ
زبونتو گاز بگیر
درباره ی حرفی که اون روز گفتی درباره اش فکر کردم
میدونی ؛ احساساتِتو میگم
دستِ آخر بالاخره کاملا متوجهِش شدم و درک کردم
میدونی ؛ حالا که تو خونه نیستی ؛ فرصتِشو داشتم که یه عالمه فکر کنم
یعنی بخشی از این درگیری هم تقصیر خودمه
اما ؛ یه چیز دیگه ای تو زندگیم لازم دارم
میدونی ؛ حالا که " مدو " داره نامزد میکنه ؛ و " ایجی " هم که تقریبا
یه بچه ی دیگه میخوای
نه
معلوم شد که تو " کرسویو " یه تیکه زمین خالی برای فروش گذاشته شده
یکم بیشتر از یک جریبه
داشتم فکر میکردم اونجا یه خونه ی بساز و بفروشی اونجا بسازم
و بابامو هم شریک کنم
البته نفقه ام هست اما خب
ارزش زمین چقدره ؟ ششصدهزارتا
بهرحال ؛ قراره که پدرم رو ساخت و ساز نظارت داشته باشه
خب ؛ یه زنگی به " گینسبرگ " میزنم و
بهش میگم بهت تخفیف بده
و بعدش ؟
دوباره برمیگردم باهمدیگه زندگی کنیم
فرض کنیم برگشتی اونوقت تکلیف بقیه ی مشکلاتی که حرفِشونو زدیم چی میشه ؟
خب
برات قسم میخورم به جونِ بچه هامون
که مشکلات بحران میانسالیم دیگه برات مزاحمتی ایجاد نمیکنه
دارین شام میخورین ؟
ببینم ؛ برای تهیه ی غذای عروسی هنوز کسیو انتخاب نکردین ؟ میشه باهات حرف بزنم ؟
خبری از " تونی " نداری ؟ الان با " کِلوین " یا " کالوین " یا هرکوفت مرضی حرف زدم
همون مرتیکه ی دهاتی عوضی که اهلِ " کارولینایِ شمالیِ" ـه
از طرف اداره ی الکُل و دخانیات باهام تماس گرفتن
یه مغازه ی کوچیک تو " نیوآرک " داره سیگارهایی که مُهر مالیات پرداخت شد ندارنو میفروشه
اون لاتین های عوضی قرار بود که خودشون مُهرهای مالیاتیو روی سیگارها بزنن
الان مامورای فدرال دنبالش افتادن اساسی
بنظرت به اندازه ی کافی دست و بالم مشغول نیست که اینم اضافه شده ؟
تصمیمی برای حل اون مشکل نگرفتی ؟ کدوم مشکل ؟
پسرعمومون دیگه میدونی ؛ "درگیریمون با " فیل " و " جان
نمیدونم ؛ باید درباره اش فکر کنم
از حالا به بعد ؛ " پولی " روی عملیات سیگار نظارت میکنه ؛همه ی سودها رو باهاش تقسیم میکنی
چی ؟ شنیدی چی گفتم
باید پولِ مراسم عروسیِ کوفتیمو بدم
خب ؛ اگه من جات بودم ! مشروبِ مُفتیو برای مراسم بیخیال میشدم
گور بابای مرتیکه ی عنطیله ی عوضی کرده دیگه صبرم سر اومده! میشنوی چی میگم ؟
! همه اش دارم زندگیمو به خطر میندازم ! زندگی لعنتی خودمو
عزیزم ؛ متنفرم که به این وضع ببینمت
گورِبابایِ خانواده و وفاداری کرده
اگه یه ضرر کوچیک بهش بزنی منفور میشی
"یه قطعه از روحمو به اون عوضی پیشکِش کردم" آدریانا
اونوقت میدونی چی بهم گفت ؟
! بهم گفت باید برم یه نوشیدنی کوفتی بخورم کِی ؟
اونجا دیگه ؛ وقتی مزرعه ی عمو " پت " رفته بودیم
نیازی نیست هرچی اون میگه گوش کنی مگه بخاطر همین چیزا ناظر نداری ؟
اون و " تونی بی " بدجوری سربه سرم میذارن
مثل وقتی که بچه بودم حالمو میگیرن
آخه این چه جور زیرآب زنیِ ضایعیه
که بیماری یکیو یادش بیاری ؟
میدونی ؛ میتونم تویِ یه ثانیه دخلِشو بیارم ؛! اون عوضیِ گامبو رو میگم بنگ
اگه بمیره ؛ بچه هاش یه ذره هم اهمیتی نمیدن
اونطوری حرف نزن ؛ تو از اون خیلی سَرتری ؛ آدم بهتری هستی
همه ی این مسخره بازیا با " پولی " به کنار
No comments yet. Be the first to leave one.