The first 200 lines.
چه صحنه ي عجيبي
جيان داجيا بهت گفته که اين مرد جوان رو همراهي کني
واقعا که تا حالا سابقه نداشته
اين مرد جوان خوشتيپ کيه ؟
کاري به کارش نداشته باش
اومده که امتحان ورودي بده
هيشکي حق نداره از راه به درش کنه
دور برت نداره
من فقط ميخوام باهاش بازي کنم
تو چرا نگراني ؟
اون يه محقق بااستعداده که اومده امتحان ورودي بده ؟
پس من بايد حتما ببينمش
شوي ژو ، مگه نبايد حاضر بشي ؟
مشتري سخت گيرت به زودي ميرسه
يادم ننداز . اعصابم خورد ميشه
اون درباري از زنش ميترسه و با نام مستعار مياد اينجا
من نينگ چو هستم از ملاقاتتون خوشوقتم
چه مرد بي پروايي
ته و توشو درآوردم
آدماي ژانگ ييگي برادر ژوئر رو به بهانه خيانت به ارتش کشتند
اين شمشير برادر ژوئره
من بهش گفته بودم که در مورد مرگ عجيب درباريان تحقيق کنه
ولي ظاهرا اين قضيه به ژانگ ييگي رهبر جديد ارتش ربط پيدا کرده
چي اين دوتا قضيه رو بهم وصل ميکنه ؟
نکنه فهميدن که ژوئر يه مامور دوجانبه است ؟
مرگ اون تقصير منه
اجازه بديد برم اون آشغالو بکشم
تا انتقام برادر ژوئر رو بگيرم
رييس ، لطفا انتقام ژوئر رو بگيريد
من مقصر
چائو شيائو شو انتقامشو ميگيرم
ارباب ، تو ژانگ ييگي رو همش تعقيب ميکني
کي ميخواي بکشيش ؟
فردا
پس ژانگ فردا خواهد مرد
بهش نميگي چرا داري ميکشيش ؟
راست ميگي . اگه بدون اينکه بدونه چرا داره ميميره ، بکشمش
دلم خنک نميشه
پس بهش بگو
چي بهش بگم ؟
"من به خدا احترام ميگذارم که تو را ميکشد ؟"?
به نظر خوب نميرسه
ارباب ، پس يه شعر بگو
شعر ؟
نه ، من تو شعر خوب نيستم
من از کوهستان آمده ام
تا زندگيت را بگيرم
~من از کوهستان آمده ام~
~من از کوهستان آمده ام~
سانگ سانگ
ما اومديم پايتخت که انتقام بگيريم
فردا ، من انجامش ميدم
پس زود باش بخواب
~ميخوام جونتو بگيرم~
~ميخوام جونتو بگيرم~
~من از خانه ي خالي ژنرال از چانگ آن آمدم~
~ميخوام جونتو بگيرم~
~ميخوام جونتو بگيرم~
دختر
من يه عالمه نقره خرجت کردم
بازم داري ناز ميکني برام
گفتي حموم کنمو لباسمو عوض کنم
فکر ميکني زن درباري هستي ؟
بيا و ماساژم بده
... بعدش ميتونيم
چي شد ؟
اينم يه بازي جديده ؟
زود باش ، منو ماساژ بده
بعدش ، ميتونيم بازي کنيم
عزيزم
خوب نگاه کن ببين من کيم
ت . ت. تو . تو کي هستي ؟
کمک
پسر خوب ، پول ميخواي ؟
بهت ميدم
ما که با هم پدر کشتگي نداريم
اتفاقا ما يه پدر کشتگي عميق با هم ديگه داريم
تو شهر شرق نودل تردو فلفلي رو 9 سکه برنج ميفروشن
کيک اوسمانتوس فرانگ جي يه سکه نقره و شش برنج مي ارزه
عصاره رز ارکيد سه سکه نقره و هفت برنج مي ارزه
پنکيک هاي بي شونگ جو هفت سکه نقره ميارزن
زندگي خانواده ي ژنرال لين
چقدر ارزش داره ؟
... خانواده ژنرال لين
غير ممکنه . غير ممکنه
تو کي هستي ؟
من روح انتقام گير مرگ خانواده ي ژنرال لين هستم
از طرف اونها چند تا سوال دارم
چي ميخواي ؟
درست جواب بده
تو ميتوني به آدما دروغ بگي
ولي به ارواح بايد راستشو بگي
در مورد چي ؟
تو مسئول خائن جلوه دادن
ژنرال لين بودي ؟
من-من -من مجبور شدم
کي به ژنرال تهمت ناروا زد ؟
چن زي به ژنرال اتهام
ارتباط با دشمن رو زد ؟
چن زي شيان
بزرگ که شدي ،
تو رو با خودم به ميدان جنگ ميبرم
هنوز زنده است ؟ - بله ، زنده است
کجاست ؟
او يه آهنگر فقيره
تو قسمت فلزکاران شرق شهر
ديگه کي تو اين قضيه دخيل بود ؟
يان سو چين
گفت انگشت ژنرال لين رو قطع کنيد
تا يه نامه ي رسمي جعلي رو انگشت بزنه
کي پشت همه ي اين قضاياست ؟
ژانگ ييگي ! برا من ادا در نيار . ژانگ ييگي
من انقدر پارتي بازي کردم که بيارمش تو ارتش
اونم گرفته مرده ؟
عجب شانسي دارم من
شاهزاده
مرگ ژانگ ييگي ممکنه که کاملا تصادفي نباشه
چطور مگه ؟
، شبي که ژانگ ييگي مرده چائو شيائوشو هم در کلاب آستين سرخ بوده
چائو شيائوشو هم در کلاب آستين سرخ بوده
پس چرا پزشک قانوني مرگش رو طبيعي اعلام کرده ؟
، اگه بخواد کسي رو بکشه
ميتونه بدون هيچ رد و نشوني اينکارو بکنه
چائو شيائو شو ، اميدوارم که اهميت مطلبو بدوني
اميدوارم بدوني و نخواي که به مستاجرين من در خيابان لين 47
يورش ببري
اگه اون فرد آخرين مستاجر خيابان لين 47 هستش
دليلي نيست که بگذاريم اونجا بمونه
شما نميتونيد از شر اون جوون خلاص بشيد
به افرادي که نااميدشون ميکني فکر کن
سرکرده شانگ دو ، کانل هانگ دووا
وزير سمت راست ژونگ چي شيلانگ
و شاهراده قين
بدون که چي به نفعته
يولونگ گانگ آدم خسته کننده ايه
تو مسئول انحصاري تحويل کالاها و پيام ها هستي
اصلا به ارتش توجهي ميکني ؟
شايد در سالهاي گذشته ما نتونستيم با هم کنار بياييم
ولي حالا ديگه شاهزاده از دوردستها برگشته
حتما ميدوني که شاهزاده خانم و شاهزاده سوم
فرزندان ملکه پيشين بانو چوي هستن
و ملکه ي فعلي پسر خودشو داره
در اين زمان
، در اين زمان اگه نتوني تشخيص بدي
، که مثل سگ به کي خدمت کني
اونها به تو سخت خواهند گرفت
مثل يه سگ ؟
پس شما الان انتخاب کردين که به کي خدمت کنين ؟
ملکه يا شاهراده خانم ؟
من ارباب خودم هستم
تو مثل من نيستي
شما اطلاعات زيادي در مورد چائوي پير منطقه باد بهاري ندارين اسم يه مکان که يه درجه از مکان بهشتي پايين تره
به نظر من امپراطوري تانگ نه متعلق به شاهزاده خانمه ،
نه به ملکه و نه حتي شما
امپراطوري تانگ فقط و فقط متعلق به يک نفره
اين مرد دست رد به لطف شما ميزنه
آدم پيچيده ايه
تو وانگ جينگلو ، فرد شکست ناپذير بهشت نيستي ؟
چطوره که تو هنوزم از چائوي پير ميترسي کجاش پيره آخه
هرچقدرم خوب خودشو پنهون کرده باشه
من ميتونم صداي نفسهاشو بشنوم
چقدر از اين قضيه اطمينان داري ؟
چائو شيائو شو امشب خواهد مرد
سرورم ، شاهزاده بلاخره امشب يه اقدامي ميکنه
چائو شائوشي روبکش تا جلوي دردسراي آتي گرفته بشه
چشم
شان يون
- شاهزاده -دير وقته چه کار اضطراري داشتي ؟
به نظر ميرسه ارتش امشب آماده باشه ظاهرا فراخونده شدن
ارتش ؟ کي؟
وانگ جينگلو
چطور فهميدي ؟
امشب ازشون خواسته شده چائوشيائوشو از دسته ي گولونگ را بکشند
به سربازاي قصر بگو بيگدار به آب نزنند
من ميرم که به پدر خبر بدم
بدون دستور امپراطور هيچ حرکتي انجام نده
شايد مجبور بشيم اين محاصره رو براي دسته ي گولونگ بشکنيم
چشم
برو
برادر
بريم
به افتخار پرچم به يولونگ ميريم تا برادر چائو رو نجات بديم
برميگرديم به يولونگ براي نجات برادر چائو
ارباب ، نودلا خوشمزه ان ؟
چند تا فلفل سيسچوان ، 30 تکه پيازچه
من اينو نميخورم ، تو بخور
چه بوي خوبي مياد
اگه هر روز بخوريش ديگه از بوش خوشت نمياد
من هنوز غذا نخوردم
هر چند بهم سه ماه اجاره تخفيف دادي ولي بازم نميگم بيا تو با ما بخور
من تومارهاي تو رو خيلي دوست دارم
منم همينطور
دستخطت عاليي
ميدونم
اين دستخط پر از روح کشتنه
به ندرت ميشه يه تومار غرق در کشت و کشتار ديد
از چاپلوسيتون ممنونم
من منتظرم که بارون بند بياد
همينطور منتظر يه عده که بيان
اگه منتظر بند اومدن بارون بشي هيچ وقت بند نمياد
No comments yet. Be the first to leave one.