The first 200 lines.
دنبال کسی می گردید؟
بله؟
نه
بفرمایید تو
باشه
آه. عالیه
منم. کجایی؟
باهاش حرف زدی؟
چرا؟
اگه اون نمی خواست منو ببینه چی؟ فقط ترسیده بودم
اگه می خواست می تونست منو پیدا کنه
حرفِت درسته
اما اون هیچوقت هیچکاری نکرد اون نمی خواسته منو پیدا کنه
خیلی بهش فکر نکن تو می تونستی از من بخوای که برم مطمئن بشم
نمی خواد مطمئن بشی، تو گفتی اون اسمِ منو گذاشته دوکین
آره همینطوره
خوشحالم که دیدم اون چه جور آدمیه
اون اصلا شبیه من نیست
خنده هاتون شبیه همِ من عکسشو دیدم
واقعا؟ اون مثل منه؟
اون برام مثل یه غریبه ست
بایدم همینطور باشه
چه تصوری از اون داشتی؟
من به یه زندگی مُرفه فکر می کردم اون همچین حسی برام داشت
زندگی مُرفه؟
فکر نمی کردم یه زندگی فقیرانه تو حومه یِ شهر داشته باشه...اون زندگی بی کلاس و پُردردسری داشت
زندگیِ اون سخت و خسته کننده به نظر می رسید
لبخندِ پوچِش به من می گفت که زندگیش خیلی بهش فشار میاره
یادم رفته بود که یه پلیسی، همه اینا رو با یه نگاه فهمیدی؟
فقط کافیه یه نگاه کنم
ترسناکه، حتما چهره منو هم خوندی
من خیلی به تو توجه نکردم
درسته، تو به اندازه کافی کنجکاو نبودی
عجیبه
تعجب می کنم چرا نمی تونیم هیچوقت فقر رو پنهان کنیم
این حس متفاوتی داره غیرممکنه که مُرفه باشیم
معلومه تمام اون سالهایی که صرفِ پلیس بودن کردی اصلا تلف نشده
نگاه موهاش کن، لباسش مناسب نیست
با اون چیزی که فکر می کردی خیلی فرق می کنه؟
نه، اون دقیقا همونطوریه که انتظارشو داشتم
نگران بودم که زندگیش اینطوری باشه و دُرست فکر می کردم
دوکین...
من مثلِ یه بُزذل به نظر میام؟ چون دودِل شدم که مادرِ فقیرم رو ببینم یا نه؟
تو به زمان نیاز داری
الان تو این شرایط تو غافلگیر شدی، نه اون
اگه اون بچه ش رو وِل کرده فکر میکنی زندگی بهتری داره
می تونم درک کنم چرا اون منو وِل کرده
کار درستی کردی، واقعا کار درستی کردی
هیونسو، کجا بودی
معذرت می خوام که خیلی دردسر درست کردم
باشه، بیاید بخوریم
پدر لطفا برای بازی گُلف با اسپانسرا با ما بیا
حتما، باید یه سلامی هم کنم
ما مینسو رو هم می بریم
حتما، مینسو هم یه گلف بازِ
براشون جالب میشه که با رئیسِ آینده شرکت یه دور بازی کنن
به نظرم وقتِت رو هدر ندادی
منم بیام؟
تو اصلا بازیت خوب نیست
من بیشتر از صد تا گُل زدم
مهارتِت در حد مبتدی هم نیست
اونو ببرش، اون چهره یِ خانواده مونه
بازیگر چویی هونگران، بانویِ "ووجین اف اند تی"
با رئیسِ آینده "ووجین اف اند تی"
چهارتامون با هم عالی می شیم
دیگه بسه. هیونسو، حسابی غذا بخور
آره، بخور و سالم بمون
این خوبه، اینو امتحان کن، مینسو
تو با پدر و پدربزرگت در معرض دید همه هستی
مامان، تو هم باید یکی بخری
واقعا؟ اینا خیلی مُد شدن
این رنگ باید خوب باشه
چطوره؟ قشنگه
ضربه خوبی بود ضربه خوبی بود
عالیه، من اصلا نتونستم توپ رو ببینم، کجا رفت؟
ضربه خیلی خوبی بود
آره، فکر کنم باید برم یه جای دیگه بازی کنم همش عقب میُفتم
این اِفتضاحه
یه ضربه دیگه بزن، پدر
باشه
پدر، فایتینگ
خودت غذا دُرست نکن فقط یه وعده غذا هست
چی شده؟
فکر می کردم اینجا فقط هونگرانِ که منو مثلِ یه غریبه می دونه
ایونسو
حتی امروز صبح، هیونسو و من رو کنار گذاشتن
اشتباه برداشت نکن
اینکه شما و پدر نگران باشید هیچ فایده ای نداره
احساس می کنم براتون یه سَربارم
بیا با من یه کم چایی بخور
بیا پرستار پارک رو قبول کنیم، اون به هیونسو کمک میکنه تا به اندازه کافی خوب بشه که بتونه کار کنه
اون نه، لبخندش منو یادِ مار میندازه
مار؟
نمی تونم تحملش کنم چه برسه به اینکه بخوام اجازه بدم با پسرم عروسی کنه
ایونسو. تو اینطوری زندگی پسرتُ نابود می کنی نمیخوام دلخورت کنم
دلخور نشدم، هیونسو هم همینو بهم گفت
زندگیِ اون باید تو اولویت باشه
اینو می دونم اما نمی تونم اون دخترو قبول کنم
این باید دلیلِ مادرای بیوه باشه که تنها پسرشون رو نگه میدارن
تو واقعا از پرستار پارک خوشت نمیاد
میخوای مدیرِ اون بشی؟
ببین، من نمی تونم چهره ام رو با تمیز کردنِ میز حروم کنم
برای اون کار نکن
دیوونه شدی؟
به من نگاه کن
اینکارو نکن، تو احساسِ بدی نداری؟
مردم تو شرایط بدتری هستند به علاوه اون پولدارم هست
پس بیا بِهَم بزنیم پس اینطوری دست از این بازیِ مسخره ت بر میداری
این بازی نیست
پس واقعا میخوای با هیونسو ازدواج کنم و بعدش برگردم پیشِت؟
تو واقعا منو دوست نداری
متاسفم، اما من برای عشق اینقدرا هم ساده نیستم
من با هزار تا دختر خوابیدم، حتی اونا رو نمی شناسم
و تو اینجا نشستی ازم راجبِ عشق می پرسی؟
پس من برات چی بودم؟ فقط یه عروسکی که باهاش بازی می کردی؟
نه فقط برای وقت پُرکنی باهات بودم
من دخترا رو بهتر از تو می شناسم
خب؟
از اونجایی که با هم تموم کردیم، بذار یه نصحیتی بهت کنم
مهم نیست با کی قرار میذاری، ولی پولت رو هیچوقت خرج نکن
یه پسر اگه عاشق یه دختر باشه هیچوقت ازش پول نمیگیره
این قیمتِش خیلی زیاده پس بهت پَسِش میدم
چی شده؟ داری گریه می کنی؟
نه
چیه؟ چی شده؟
میتونی بیای دیدنم؟
کجایی؟
داری کجا میری؟
میری پرستار پارکُ ببینی؟
نرو
من باید برم
گفتم نرو
اون الان داره گریه می کنه
چی؟ اون با گریه کردن باهات تماس گرفت؟
هیونسو
هیونسو کجا رفت؟
پرستار پارک با گریه کردن ازش خواسته بره بیرون
پرستار پارک اینکارو کرده؟
دختره یِ لوس و حقه باز! گریه های مصنوعیش اونو کشید بیرون
چطور تونست گولِ اونُ بخوره؟
تو واقعا منو دوست داری؟
قبل از اینکه ببینمت، من هیچ امیدی تو زندگی نداشتم یا به هیچ چی علاقه نداشتم
حتی نمی خواستم خیلی عُمر کنم
هیونسو
میدونم لایقِ عشقِ هر کسی نیستم...
این حرفُ نزن
ممکنه خیلی تو این دنیا نمونم
هیونسو...
این خیلی تُنده! می تونم بوش رو بشنوم
تو غذای تُند دوست داری، نه؟ منم سوپِ سرد دوست دارم
باشه، پس بازی شروع شد
دستت درد نکنه
من بخاطر اینکه مادرم بیولوژیکم رو پیدا کردی اصلا ازت تشکر نکردم
مادر بیولوژیکی؟ اون مادرته
من می خواستم خوشحالت کنم اما فکر کنم برات دردسر درست کردم
به هر حال ممنون
تُنده
عرق کردی
واسه اینکه این تُنده
وقتی غذا خوردن آدم رو نگاه می کنی، همه چیزو می بینی
باعث میشه احساس بدی بهت دست بده
این حس رو میده که فقط برای زنده موندن زندگی می کنیم؟
مخصوصا وقتی آدم تنهایی غذا میخوره
پس بیا من غذا بخور
آروم بخور
تو کاری کردی که عجله کنم
پس می تونم قبل از اینکه بچه ها بیان برم، نه؟
اوه، یه چیزی اونجات هست
کجا؟ اینجا
کجا؟
بیا بَرِش دار
اونجا، اونجا؟ کجا؟
اینجا، یه تیکه دستمالِ کجا؟ بَرِش دار
چرا یه تیکه دستمال داری؟
این خیلی تُنده
خیلی عرق کردی
خوشمزه ست
چی؟ خب، آروم بخور
باشه
چی شده این وقتِ روز اومدی اینجا؟
به منم غذا بده
خوشمزه ست؟ خیلی بخور
وایسا، اونو وِلش کن
غذایِ شوهرت کجاست؟
چیه؟ نمی خوای بهم غذا بدی؟ نمیدی؟
تو نمی تونی غذای تُند بخوری
از امروز شروع می کنم می خورم
به چی نگاه می کنی؟ غذاتو بخور
داری چیکار می کنی؟
می خوام غذا بخورم، نمی تونی ببینی؟
تو صاحبِ این مغازه ای؟ یا فکر می کنی اینجا مالِ توئه؟
آه، چون دوست پسرِ اونی؟
چی؟
تو هنوزم به خودت میگی معلم؟ اونم وقتی که داری با یه زن متاهل قرار میذاری
مشکلی داری؟ چرا اینکارو میکنی؟
ساکت شو و غذاتُ بخور
به من سوپِ سرد بده تو که نمی خوای بخاطر غذای تُند بمیرم؟
بچه ها الان میان زود باش بخور
اون داره آروم غذاشو می خوره
تو اصلا نمی تونی غذاهای تُند رو تحمل کنی
No comments yet. Be the first to leave one.