Release info

Chicago Typewriter Episode 12
A Commentary by Persian Dream Team
Baran - M.Hena @persiandreamteam

Tags

other
Published on: 2017-05-23
Downloads: 27
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

لازم نيست تاوان بدي

ديگه تبرئه شدي

اين يه فرصته

... براي همينم امروز

... ميخوام براي کشورم يه کاري کنم

ميدوني اگه يه روح وانمود کنه انسانه چي ميشه؟

سو يون

هرچي اين وسوسه بيشتر ميشه؛

...بيشتر از دست خودت ناراحت ميشي

و خصومت پيدا ميکني

يو سو يون

اگه وجدان داري، طمع نکن

اگه نميخواي مثل يه روح پليد آواره شي بذار و برو

سو يون

آهاي؛ سو يون

هنوز اينجايي

نه؛ خيلي وقت نيس

تازه اومدم؛ قربان

خانوم کانگ

هان؛ پاک فراموش کرده بودم اومدم خونه

ببخشيد

تو خواب يه جورعجيب غريبي داشتين لبخند ميزدين

ترسيدم نکنه به خاطر ضربه ي تصادف بوده باشه

عجيب غريب؟ گفتي يه جورعجيب غريبي لبخند ميزدم؟

قربان

ميدونم ديگه وقتشه که واردِ يه رابطه بشين؛

اما ميشه يه کم باتون رُک حرف بزنم؟

رابطه ـم کجا بود

بگو

اگه همينطوري رفتارتون ساده لوحانه باشه؛

نميتونين قلب يه دخترو بدست بيارين؛

ساده لوحانه؟

اما من يه نويسنده ـم؛ با احساساتي که پيچيده

حساس و لطيفن، مطمئني منظورت منم؟

بله؛ خودِ شما- بله؛ خودت-

چي دارين ميگين؟ من يه کم نگرانم، چون قيافم خيلي خشکه

قيافت خشکه؟- قيافت خشکه؟-

منظورت حالت چهرت ـته؟

کلِ احساساتت توي صورتت هوار ميکشه

وقتي از يکي خوشت نمياد، عينِ يه جنگجوي خشن رفتار ميکني

عين يه جنگجو که ميخواد زندگيشو پاي عقيده و ايمانش فدا کنه

عين يه جنگجو که قصدِ جونتو کرده

وقتي از يکي خوشت نياد به طرز عجيبي آدم رک و بي احساسي ميشي

اما وقتي کسي که دوسش داري ...رو ميبيني

آقاي هان؟

اينطوري ميشه قيافه ـت

مگه من بازيچه ي دست توام؟

آقاي هان

قيافه ـت اينطوري ميشه

اون شبيه سگِ پاولوف ـه

سگِ پاولوف؟

ايوان پاولوف يه روانشانس و فيزيولوژيستِ روسي بوده

که يه سري تحقيقات انجام داد و شرايطيو ...بررسي

کرد که وقتيکه يه سگ داره غذا ميخوره؛ چقد بزاق ترشح ميکنه

خانوم کانگ- در حين تحقيقات؛-

يهويي فهميد که بزاق اون سگ حتي ...وقتيکه صداي پاي

...اون شخصي که بهش غذا ميده رو ميشنوه

يا حتي وقتيکه چشمش به کاسه ي غذا ميفته هم ترشح ميشه

...بنابراين، اون سگ غذاش رو

وابسته به اون صداي پا و اون کاسه ميدونسته

و ناخودآگاه واکنش نشون ميداده

که اينطور؛ به گيون وو غذا دادي؟

بهتر نيس يه امتحاني بکنيم؟

واسه اين امتحان، من از يکي کمک ميگيرم

جون سول جان، بيا تو

آقاي هان؟

ديدين؟

...عين سگِ پاولوف که وقتي صداي پايِ

اون شخص رو ميشنيد يا کاسه ي غذاشو ميديد؛ بزاقش ترشح ميشد؛

شماهم فقط با شنيدن اسمِ سول ناخودآگاه واکنش نشون دادين

خانوم کانگ- آقاي هان-

بهتره خودتونم قبول کنين

شما خيلي ساده اين

تويِ قرار گذاشتنا؛ ...شما يه آدم دو بعدي

تويِ جهان سه بعدي هستين

شما فقط دو بعد دارين جلوتون و پشتتون

تو يه آدم دو بعدي عين يه عروسک کاغذي هستي

به خاطر همچين چيزي جذاب نيستم؟

اصاً جذاب نيس! دخترا بيشتر تحت تاثيرِ ...کلمات خشني

که پسر مورد علاقه ـشون بشون ميگه قرار ميگن؛

تا حرفاي عاشقونه ي که پسري که دوسش ندارن

البته جروبحثِ زيادي بينمون نيس

همچين چيزي نيس

مردا به محض اينکه يه ماهي بگيرن و بندازنش تويِ سبدشون؛

آماده ميشن که يه ماهيِ ديگه بگيرن

...متاسفانه؛ اين غريزه ي شکار مرداس که

ما باهاش بدنيا اومديم

دائه هان؛

فکر کنم الان فهميدم واسه چي هيچوقت سرقرار نرفتي

منظورتون اينه که من هيچوقت قرار نذاشتم؟

شما عشق رو فقط از کتابا يادگرفتي

ممنون بابت نصيحتات؛

اما من راهِ خودمو ميرم

راهِ شما چيه؟

توي عشق، هيچ دوربرگردوني نيس فقط بايد مستقيم بري

من هيچوقت بازي نميکنم

فقط رو به جلو حرکت ميکنم

من ديگه ميرم- واسه چي؟-

الانه که غذا آماده بشه نميخواي غذا بخوري؟

بيشتر به خواب نياز دارم تا غذا

چندشب پشت سرهم تو کلينيک کشيک وايسادم، واسه همين خيلي خسته ـم

کلِ شبو با سه جو بودي؟

بانگ جين، تو عجله نکن

دائه هان؛ ببخشيد بابت چيزي که بهت گفتم

تو پسرخيلي خوبي هستي، حتماً يه دختره همه چي تموم گيرت مياد

فعلاً

اين که دعاي خير نبود، بود؟

دست رد به سينه ـم زد! يه چاقو تو قلبم فرو کرد

شنيدم ميخواين يه کارگر پاره وقت استخدام کنين

وايسا! دائه هان

متاسفم! چند روز پيش يکيو پيدا کرديم

جدي؟

بله- کاره ديگه ي نيس که من بکنم؟-

دوس داشتم غذاي ايتاليايي ياد بگيرم واسه همين کاراي ديگه ـمو بيخيال شدم

والا ما به کارگر نياز نداريم

همه جارو تميز ميکنم، ظرف ميشورم هرکاري بگين ميکنم

هرموقع وقت داشتين؛ بهم ياد بدين؛ قبوله؟

اي بابا! چيکار کنم؟

بهتره استخدامش کني، رئيس

خودت گفتي اين روزا سرتون خيلي شلوغه و کمک لازم دارين

استخدامش کنم؟

اگه تو ميگي، پس باشه

خودشم عين سگِ پاولوفِ

ببخشيد

ممنونم! با کمک شما تونستم اينجا مشغول شم

خواهش ميکنم! رئيست آدمه خيلي خوبيه

پس همه سعيتو بکن که بهش کمک کني، فعلاً

قرار بود همو ببينيم! واسه چي زنگ زدي؟

نگو که نظرت عوض شده

ميخواي يه جاي ديگه همو ببينيم؟

بشين

خيلي شجاعتر ازاوني هستي که فکرشو ميکردم

خيلي دل و جرئت داشتي که منو آوردي محلِ کارت

حرفامون يه نمورِ خصوصيه! هيچ جا بهتر از اينجا نيس

راحت باش بابا

فکر نکني اگه اينجوري خوب باهام رفتار کني، منم خر ميشم ديگه ولت ميکنم

فقط اينجوري يه کم معذبم ميکني

ازم چي ميخواي؟

همچينام تيز نيستيااا، نه؟

مثلاً از تهديد کردنت چي گيرم مياد؟ پول ديگه

ميخواي بهم پول نقد بدي؟ يا شماره حساب بدم؟

قبل اونا؛

بهتر يه نگاهي به اين بندازي

کارتِ خيلي خوبيو رو کردي

کسيو واسه تعقيبم گذاشتي؟

نگران نباش

تا وقتيکه تو دهنت قرص باشه؛

منم هيچي نميگم

چطوره؟

معامله ـمون راضيت ميکنه؟

نه واقعاً

اما قبول دارم که معامله کردن باهات خيلي سخته

اميدوارم خوش و خرم زندگيتو بکني آقاي بک ته مين

ميخواي يه نصيحت بهت بکنم؟

اوني که هدف گرفتي، هان سه جو؛ همچينام آدمه هالو و پخمه اي نيس

حتماً الان داره يه کارايي ميکنه که گيرت بندازه

واسه چي فکر ميکني من هان سه جو رو نشونه گرفتم؟

پس کي؟

نميدونم

اگه هان سه جو نيس

فکر ميکني کي ممکنه باشه؟

آيگو، چه حسِ خوبيه بعد يه حمومِ توپ زهرماري بخوري

...حموم کردن بعدِ يه خواب توپ

خيلي ميچسبه

کيسه کشيدن مامان خيلي سخته

مچ دستام رسماً شکست

آخه مگه پاک کني؟

چرک عين چي از بدنت درميومد

اونا که چرک نيستن! کلِ پوستمو کندي بچه

اصاً نميتوني باور کني اين بچه ننرِ لوس وقتي منو کيسه ميکشه، چه زوري ميزنه

اينجا رو نيگا قرمز شده

آيگو، ميسوزه- راس ميگه-

از بس که سوپ استخوان گاو خوردي اينقد زورت زياد شده

اومو؛ آقاي هان

هي، ديگه نميتوني خرم کني

جدي ميگم

بازم که اينجاس! واسه چي همش مياد اينجا؟

واسه چي هولم ميدي؛ بچه

داشتي از حموم ميومدي؟

از يه خانوم که نبايد همچين سوالي بپرسه

واقعاً که ناشيِ

نه

اَه! واسه چي دروغ ميگه؟

حتماً ميفهمه سول داره دروغ ميگه آخه اصاً آرايش نداره

هنوز نرفتي

بازم سکه انداختي؟

واسه چي؟ گفتي که دوباره سکه ميندازي؟

...تصميم گرفتم بجاي اينکه بذارم سکه

برام تصميم بگيره؛ از قلبم حرف شنوي داشته باشم

باريکلا، تصميم خيلي درستي گرفتي

واسه چي منو نگاه نميکني؟

چون آرايش نداري لابد

اي بابا؛ اينو نگو خو- اي بابا؛ اينو نگو خو-

اگه بازم ميخواي حرف بزنيم؛ من زودي برم و برگردم

...واقعاً ديگه نميخواي

با ته مين کار کني؟

اَاَاَاَه! بايد برم تو، حداقل يه کم پنکيک بمالم به صورت واموندم

واسه چي دوباره ازم ميپرسي؟

چون نميخوام دورُور اون باشي

دلم ميخواد بيخيالش بشي

More Farsi Persian subtitles for Chicago Typewriter

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left