The first 200 lines.
SANDS Movie
دو ماه بعد از انجام این تمرینات لگنی، بهتون میگم، زندگیم برای همیشه تغییر کرده.
میتونم بگم که سفت تر شدی.
احساس میکنی سفت تری و یه جنگنده ای.
این ویژگی تو رو دوست دارم.
به هر حال، بیاید جدی بشیم، چون دوست خیلی خوبمون رو داریم،
مالی ولز، اینجاست تا در مورد ابتکار جدید مسکنش صحبت کنه :
- فضایی برای همه. - آره.
میشه یه لحظه سریع بپرم وسط حرفتون؟
عاشق این اسمم. خیلی سکسیه.
خیلی سکسی.
آره. فضای برای همه شروعی فوق العاده داشته.
من یه هتل قدیمی توی مرکز شهر خریدم.
- چه جالب. - من عاشق هتلم.
بعدش درهاش رو به روی نیازمندان، به صورت رایگان باز کردیم.
آره. و این...
ما صد درصد ظرفیت رو پر کردیم. این عالیه.
فوق العادهست.
- وای خدای من. کلی بث میخواد بره اونجا زندگی کنه. - اوه، اوه.
من دارم میام اونجا زندگی کنم. جا باز کنید.
- آره. این یه مرکز فوق العادهست... - آره.
کلی بث. ولی در واقع فقط برای افراد بی خانمانه.
بهت میگم کی قراره به زودی بی خانمان بشه.
شوهرم، دن، اگه خروپف کردنش رو تموم نکنه.
اوه خدای من، دن. بزن به خیابون.
بزن به خیابون، دن.
بزن به خیابون. بزن به خیابون.
بزن به خیابون.
ولی آپنه خواب یه مسئله خیلی جدیه.
آره، و بی خانمانی هم همینطور.
مطمئناً.
به همین خاطر من امروز اینجام.
- درسته. بهش میرسیم. - هستیم.
بلافاصله بعد از اینکه مالی بهمون با بخش بعدیمون کمک کنه، هرزه یا چی؟
- تو برای اون میمونی. - اوه، نه.
- فکر نکنم این... باشه... - به نظر یه "آره" قاطع میاد.
بعد از آگهی ها با ما همراه باشید وقتی این دختره میخواد به این سوال جواب بده،
جاستین ترودو : هرزه یا چی؟
فکر نمیکنم لازم باشه بمونم برای...
خوش بگذرون.
وایسا. دوباره روشنش کن. باید ببینم در مورد ترودو چی گفتی.
اوه لطفاً. ریش قرنطینهش رو دیدی؟
خیلی هرزه.
متاسفم که دیر کردم، بچه ها.
بیاید در مورد اولویت های استخدامی مرکز مشاغل صحبت کنیم.
اولین نکته مهم...
- چیه؟ - باشه، حالا، این یه لباسه.
خیلی خوشحالم که بالاخره اداره داره غیر رسمی میشه.
وای خدای من، هاوارد. فکر میکنی تو برای کار لباس رسمی میپوشیدی؟
هی، تیشرت های مانگای ژاپنی من خیلی نایابن.
ببین، این شخصیت ممنوع شد چون شعارش تقریباً به «من این کار رو برای باسن ها میکنم» ترجمه میشه.
خب، اگه حتماً باید بدونید،
من اینجوری لباس پوشیدم چون شب خونه آیزاک موندم و یادم رفت یه دست لباس بیارم.
باشه.
میشه شروع کنیم به کار؟
نه. چون من پول همه چی رو اینجا میدم و میخوام بیشتر در مورد تو و آیزاک بشنوم.
حالا، چرا چند دست لباس پیش آیزاک نمیذاری؟
معلومه که رابطهتون جدیه.
جدی؟ در مورد جدی بودن نمیدونم.
- هنوز خیلی غیر رسمیه. - ما قضاوت میکنیم.
چند شب در هفته خونهش میمونی؟
دو یا سه شب.
و اون تو رو با دستگاه فشار مثبت مداوم راه هوایی دیده؟
من... اون گفت که بامزه بود.
تا حالا گفتی "دوستت دارم"؟
هاوارد، این شخصیه.
همیشه توی یه مکان مشخص دستشویی میکنید؟
من...
آره. آره، ما این کار رو میکنیم.
وای.
این بزرگ تر از "دوستت دارمه".
ببین، من و آیزاک واقعاً از هم خوشمون میاد، ولی من دنبال یه چیز جدی نیستم.
.و اونم همینطور
حالا، میشه برگردیم سر کار؟
باشه، اگه اصرار داری.
- بیاید شروع کنیم به انجام هر کاری که میتونیم... - خفه شید. همه خفه شید.
یه پیام از یه نماینده از هفته مد لس آنجلس گرفتم.
اونا میخوان مالی به عنوان مهمون ویژه، توی یکی از نمایش های باند فرودگاهشون راه بره.
موضوعش هست : "زنانی که حکومت میکنن".
چی؟ من؟
- وای. - خدای من.
این همون چیزیه که ما برای رسیدن بهش تلاش میکردیم.
این باعث میشه هر روز اینجا نشستن...
توی محاصره این پادشاه موش های بی استعدادی ارزشش رو داشته باشه.
نمیدونم. منظورم اینه که من عاشق مدم.
ولی منظورم اینه که راه رفتن روی باند فرودگاه با اون همه مدل واقعی...
فکر نکنم.
بیخیال، دختر عمو. تو استایل داری، جذبه داری،
و خانواده ما پاهای بزرگی داره، که بهت تعادل خوبی میده.
میتونه تبلیغات خوبی برای بنیاد باشه.
و تو عالی میشی، مالی.
- تو اینطور فکر میکنی؟ - آره.
خب، باشه.
منظورم اینه که من به هر حال میخواستم این کار رو انجام بدم، ولی عاشق اینم که بهم بگن خوشگل. ممنون، بچه ها.
یه مرد سفید پوست میتونه کت و شلوار بنفش بپوشه؟
خب، داری چیکار میکنی؟
این خجالت آوره.
نگران فشن شوئم. نمیدونم چی بپوشم.
اینا دیگه چیه؟
دنبال الهام گرفتن برای استایل بودم.
و این من رو به موسیقی جان لجند رسوند.
چیزهای خیلی عجیب و غریبی ان.
خب، خیلی خوشحالم که این رو دیدم.
داشتی یه اشتباه خیلی خیلی بزرگ میکردی.
- تو توی هیچکدوم از اینا راحت بودی؟ - قطعاً نه.
ولی نمیدونم، فقط از اینکه همیشه توی پس زمینه محو بشم خسته شدم.
آرتور، تو توی هیچی محو نمیشی.
تو یه مرد خوش تیپ، مهربون و خوش اندامی که یه شغل خیلی خوب داره.
از این جور آدما زیاد پیدا نمیشه.
- فکر میکنی؟ - هی، تو یه جواهری.
منظورم اینه، اگه عمه جذابم، لوآن، یه روانی خطرناک نبود، تو رو بهش معرفی میکردم.
فکر میکنیم شاید کوین رو کشته باشه.
- این خیلی برام ارزش داره. - نصیحت من رو میخوای؟
فقط یه ظاهر کلاسیک با یه تن خور خوب داشته باش.
میدونی، شاید باید این رون ها رو به نمایش بذاری. میبینم با چی کار میکنی.
باشه. و شاید یه فدورا هم اینجا مثل آقای لجند اضافه کنم؟
باشه، نه، من اینا رو ازت میگیرم.
اگه قراره از کسی نصیحت کلاه بگیری،
باید از سدریک اینترتینر باشه.
فهمیدم.
"سدریک اینترتینر" دیگه چیه؟
- خدمات نظافت. - خیلی لطف داری که این رو برام گرفتی.
البته.
میتونم یه چیزی بهت بگم؟
فکر میکنم خیلی جذاب به نظر میای. این کل قضیه داره برام جواب میده.
خب، شاید بتونم امشب این رو بپوشم.
من میشم کاوهی لنارد و تو میتونی ایویتسا زوباک باشی.
یا یه چیز دیگه.
- خدای من. - باشه. هی، گوش کن. میدونی چیه؟
میخواستم... راستش میخواستم در این مورد بهت پیام بدم.
- باشه. - هر سال،
من یه کارت فصل برای هالیوود باول میخرم.
باشه، معلومه که میخری.
و داشتم فکر میکردم، امسال باید دو تا بخرم.
وای.
- این یعنی چند تا کنسرت؟ - خب، منظورم اینه که کنسرت های زیادیه.
به همین خاطره که اینقدر مقرون به صرفهست.
در واقع، یه مجموعه جاز عالی هم هست. من قبلاً مینواختم.
یه جورایی نوازنده ساکسوفون بودم.
نوازنده ساکسوفون؟ نمیدونستم این یه کلمهست.
به هر حال، نظرت چیه؟ برات یه کارت عضویت بگیرم؟
میدونی، فقط... اینکه...
برنامه ریزی برای آینده با این شغل برام سخته...
- درسته. - و، میدونی، تغییرات آب و هوایی.
تا سال ۲۰۲۴، ممکنه همه جا زیر آب بره.
باشه. خب، اگه سونامی به لس آنجلس بزنه، میتونیم کنسلش کنیم.
ولی اگه نزنه، فکر میکنی بتونی چند شب یواشکی از سر کار بزنی بیرون؟
باشه. به نظر میاد که باید بهش فکر کنی.
میذارم بهش فکر کنی.
- بعداً میبینمت. - آره. ازت ممنونم.
فعلاً.
وای خدای من. اونقدر خوب به نظر میای که دلم میخواد بخورمت.
انگار بالاخره میفهمم آرمی همر از چی حرف میزد.
- ممنون، نیکلاس. - سلام.
باید درباره این دستگاه ماست خراب صحبت کنیم.
ما دستگاه ماست نداریم.
باشه، پس هر دستگاهی که من ماست یونانی توش میریزم، درست کار نمیکنه.
هاوارد، من الان خیلی سرم شلوغه.
من و استایلیستم داریم یه لباس برای فشن شو انتخاب میکنیم.
باشه. ولی من این موضوع رو پیگیری میکنم.
- باشه. - راستی، خیلی خوب به نظر میای.
خب، ممنونم.
خانم ولز، شما چه رابطه شیرینی با پسرتون دارید.
فکر میکنی هاوارد پسر منه؟
مگه نیست؟
خیلی متاسفم.
مهم نیست.
مهم نیست، رفیق.
مهم نیست، رفیق.
اوه، نه.
مهم نیست، رفیق.
هی. مهم نیست، رفیق.
مشکلی نیست، دختر. هی، دختر. مشکلی نیست.
الان باید بری.
آیزاک : هی، تصمیمت رو دربارهٔ هالیوود بول گرفتی؟ ] [ .میخوام بلیط های پیش فروش رو بگیرم
نه.
اوه هی. همه چی رو به راهه؟
نه، واقعاً. من نمیخوام یه بلیط فصل هالیوود بول داشته باشم.
نمیخوام به دیدن مچ باکس بیست توی ماه مارچ متعهد بشم
این دیوونگیه. باورم نمیشه داری من رو توی این موقعیت قرار میدی.
باشه، ببخشید، چه موقعیتی؟
احساس میکنم داری بهم فشار میاری.
هنوز برای این سطح از تعهد خیلی زوده.
پس، الان وقت بدیه که پیشنهاد بدم کارت پارکینگ هم بگیریم؟
این یه شوخیه؟
بیخیال. سوفیا، چی شده؟ خوبی؟
فکر میکردم همه چی عالی پیش میره.
- آره، عالیه! تو بهترینی! - آره.
باشه.
ببخشید، من گیج شدم.
تو داری برای زندگی من تصمیم میگیری،
و من شغلی دارم که توش به معنای واقعی کلمه سعی میکنم به مردم کمک کنم تا زنده بمونن.
هیچی نباید مانع این بشه. اجازه نمیدم. متاسفم.
- باور نمیکنم. - چی؟
فقط فکر میکنم میترسی.
فکر میکنم از این میترسی، از جدی شدن رابطهمون میترسی،
و فقط داری از کار به عنوان یه بهونه استفاده میکنی.
باشه، خب... میدونی، من حتی...
وای. آروم باش، دکتر فیل.
مگه اشتباه میگم؟
No comments yet. Be the first to leave one.