The first 200 lines.
تقدیم می کند نی کاشو
Sobhan
بر اساس کمیک محبوب بیلیلی
«چیکار کنم؟ من ضعیف ترین هیولای وحشی در دنیای بازی شدم!»
اثر اصلی: فن زی هو دونگ نوشته: شان هوی طراحی شده توسط: وو مائو
بینندههای خوش سلیقهای مثل شما
اینجا چیکار میکنن؟
آمادهی فشار دادن دکمهی لایک!
این اتاق به دست رئیس بزرگ مهر و موم شده
فقط یه زوج میتونن قفلش رو بشکنن
شما دوتا تونستین
پس باید زوج خیلی خوبی باشید
ما فقط داریم باهم رو یه ماموریت کار میکنیم
چیزی که قراره بهتون بگم
داستان من و میامیائه
و
اعمال خبیث هوانگ در اون روزها!
هعی!
حوصلم پوکید
کی میتونیم آزمایش خارج از جزیرهمون رو شروع کنیم؟
کاش میتونستم با یه استادی برخورد کنم که
بهم تکنیکهای افسانهای یاد بده
که وقتی یه مجموعه کامل از مهارتها رو به دست آوردم
کارهای جوونمردونهای بکنم!
به عنوان نور علا نور هم
یه حیوونخونگی در حد لالیگا میگیرم
و با یه دختر مورد اعتماد هم آشنا میشم
خودشه!
چقدر دلم میخواست زندگی یکم تازگی داشت
اه
نه!
یه نفر وارد محدودههای ممنوعه شده!
اه
چه موجی میاد
یه لحظه صبر کن
این دختر یه...
خارجیه؟
از دریای ابرها بپرس که چطوری عمر رو بشماری
بادُ دنبال کن،
در این زمان و مکان به هم می رسیم
نور رو از میون غم چشمات پیدا کن
دور رو اطراف تو نگاه کن
ببین سپیده دم کجا خواهد رفت
پریشونی از صفحه زندگیت پاک کن
پارویی رویایی در میان اعماق دریا بساز
شاهد تحقق آرزو هات باش
بال های رشد کرده تو به رخ بکش
هنوز یادمه اون سالی که اینقدر باد می اومد
که تونستم به طراوت روحم گوش بدم
دلواپس نباش به تنهایی عشق به ورز
با خودت صادق باش و به روحت گوش کن
کهکشانی پنهان در قلب من (اسم آهنگه)
اگه فقط بتونی به گرمای روحت گوش کنی
آسیب پذیری خواهی دید که حاضر به ریسک نخواهی شد
با برداشتن چیزی که
خو گرفته بودی، میتونی بدون تردید عشق رو حفظ کنی
باران شدیدی از آسمان می بارد
تا بسیاری از نگرانی های جهان رو بشوره
تموم امید ها میتونه
هزاران بار این درد را التیام ببخشه
قسمت 13 میخوام با تو بمونم!
بیدار شو
اگه ببیننش خیلی بد میشه
هو
اه جیانگ
کمکم کن از اینجا ببرمش بیرون
اه
به هوش اومدی
تو کی هستی؟
من کجام؟
من تو کشتی نبودم؟
اسم من مَن چی ئه
اینجا جزیرهی پالایش روحه
حتما کشتی تو به محدودیتی که ما رو دریا گذاشته بودیم برخورد کرده
و به جزیره کشیده شده
ولی تو شانس آوردی که با من آشنا شدی
ما آدمهای «من» با خارجیها خیلی مهربونیم
وقتی بهتر شدی
میبرمت بیرون
بهتر شم؟
صبر کن!
لباسهام کجان؟
معلومه، عوض شدن
اگه همونا رو میپوشیدی مریض میشدی
من میدونم مرد و زن باید فاصلهشون رو حفظ کنن
برای همینه که از حیوونخونگیم، اه جیانگ، خواستم که لباست رو عوض کنه
اه جیانگ؟
مرده یا زنه؟
گمونم مرده
هی
این چه فرقی داشت؟!
حداقل ما نجاتت دادیم!
بیخیال
مرسی که نجاتم دادین
اسم من شانگ میامیائه
اگه بتونین من رو از اینجا ببرید بیرون
واقعا ممنونتون میشم
در واقع، جزیرهی ما با محدودیت پوشیده شده
نمیدونم چجوری باید از اینجا بریم بیرون
ولی
تو روز محاکمه خارج از جزیره
محدودیتها برداشته میشن
اون موقع
تو رو تبدیل به حیوونخونگی خودم میکنم
و تو رو به عنوان کتیبه با خودم میبرم بیرون
من رو بکنی حیوونخونگیات؟
از اولش قصد و نیتت بده؟
معلومه که نه!
نه!
بد برداشت نکن
این حقهی مخفی ماست
میشه آزادش کرد
واقعا هیچ راه دیگهای نیست؟
تو زمان زیادی رو تو کما بودی
میخوای اول یه چیزی بخوری؟
خیلی...
خیلی خوشمزهست، نه؟
خیلی سفته!
چجوری میتونی کیکی به این سفتی و خشکی رو بخوری؟
چی؟
نه، نیست
اه جیانگ عاشقشه
تو واقعا با من مثل یه حیوونخونگی رفتار میکنی
زود باش!
کاری که میگم رو بکن
دوباره انجامش بده
وای
وای
واقعا خیلی خوشمزهتر شده!
میامیا
ترشی نخوری یه چیزی میشی
معلومه
من آرزوی اینو دارم که
هتل خودم رو باز کنم
و خودم غذا و اسکانش رو اداره کنم
هی، میامیا
بیشتر در مورد دنیای خارج بهم بگو
کشتی تجاریای که ازش حرف زدی
داشت دور دنیا سفر میکرد؟
درسته
تو دنیای خارجی
ما گنجینههای عجیب و غریب مختلف
و حیوونهای الهی کمیاب داریم
بهترینهاشون
اونایی هستن که از جایی که من ازش اومدم هستن، دونگشنگ
چهار حیوون الهی
وای
ولی!
مورد علاقههای من شرایط و آداب و رسوم محلیه
آشپزی و مناظر زیبا از مکانهای مختلف
یهویی دیگه غذام خوشمزه به نظر نمیاد
خب، تو هیچوقت نمیتونی اینجا رو ترک کنی
جز اینکه برای آزمایش بری بیرون؟
آره
این چیزیه که رهبر فعلی ما تعیین کرده
چقدر کسل کننده میشه!
واقعا میخوای کل عمرت رو اینجا بگذرونی؟
هیچوقت بهش فکر نکردم
رئیس بزرگم بهمون گفت
که سخت درس بخونیم
و سخت کار کنیم
و سعی کنین چند سال دیگه تو مسابقات فرقه برنده شین
بعدش چی؟
به این فکر کردی که بعدش میخوای چی کار کنی؟
دوست داری به من ملحق شی؟
بیا با هم یه هتل بزنیم!
اتفاقا به کمک نیاز دارم
با ما بیا، اه جیانگ
میتونیم با استایل قدیمی دکورش کنیم
یا استایل غربی با ورودی لوکس!
مطمئنأ معروف میشه!
یه هتل بزنیم؟
فکر بدی نیست
بعد یه هتل زنجیرهای همه جای تیانچینگ میزنیم
پس بهت ملحق میشم...
(شیش ماه بعد) امروز روز آزمایش شماست
این آزمایش شیش ماه طول میکشه
هدف شما اینه که به فرقه کمک کنین چهار حیوان الهی شرق رو بگیره
هر کسی که کمکی بکنه
پاداش خوبی میگیره!
یادتون باشه:
تا موقعی که آزمایشتون تموم نشده برنگردید
شما باید تا جایی که میتونین حیوونخونگی شکار کنین
برای پیشرفتتون تلاش کنین
و سست نشین
فرقهی پالایش روح ما
هیچ ضعیفی رو نگه نمیداره!
آره
هاهاها
هی
چی!
تصمیم گرفتی که کجا قراره آزمایشت رو بگذرونی؟
یون
الان با من حرف نزن
اگه رئیس بزرگت ما رو ببینه، دعوامون میکنه
چرا اهمیت میدی؟
خیلی ترسویی
چرا با من نمیای؟
از اونجایی که این اولین باریه که از جزیره میری بیرون
میتونم در طول راه ازت مراقبت کنم
No comments yet. Be the first to leave one.