The first 200 lines.
تقديم به دوست داران سينماي ژاپن
باران سياه
ششم آگوست 1945
يه روز سر کار نرفتم تا اسباب و اثاثيه رو بردم
از کاميون آقاي نوجيما استفاده کرديم دارن هيروشيما رو تخليه مي کنن
بهترين کيمينوي مجلسي مادربزرگ و چيزهاي ديگه
لباس مجلسي ابريشمي مادربزرگ که خيلي قيمتيه
همينطور لباس رسمي خودم و پدربزرگ
همه رو به همراه اسباب اثاثيه خودم فرستاديم
و مدرک فارغ التحصيليم
ممنون که اومديد
:برادر زاده ي ياسوکو تاناکا يوشيکو
دايي:کيتامورا کازو زن دايي: ايچي ايرا إتسکو
:کارگردان شوهِي ايمامورا
ششم آگوست يک صبح بسيار گرم بود
عجله داشتم که به ايستگاه برسم
تا برم به کارخونه اي که اونجا کار مي کردم
بمباران هوايي؟
وضعيت سفيده
صبح به خير آقاي شيزوما- صبح بخير-
برگه هايي رو که قبلا براتون آوردم امضا کرديد؟
اون چيه؟
چه اتفاقي افتاده بود؟
داره تاريک ميشه
رگبار بارونه؟
نه،نه توي صبح
به جز سايه ها همه چيز سوخته
چرا؟
اون يه نور قوي بود
خيلي بده
يک سلاح وحشتناک جديد
تلوزيون چيزي گفته؟
آتيش داره به همه جا سرايت مي کنه
نوجيما خيلي ماهيگير ميشناسه
اون يه قايق پيدا مي کنه
ميره به کارخونه
.ياسوکو مياد به دفتر من
ميدونه شما داريد ميريد اونجا؟
...آره.مثل يه قمار مي مونه اما
داري چه کار مي کني؟- ميتونم چندتا خيار بردارم؟-
.حتماً
زود باش.بيا ببريمش خونه عجله کن
کدو رو بي خيال شو،زود باش
نمي توني بازش کني
!ياسوکا- زن دايي-
دستات کثيفه ،به صورتت نمال
دايي صورتت چي شده؟- چي؟يه کم سوخته-
اين لکه ها چيه؟
بارون سياه مياد
بشکه نفت منفجر شده؟
يه خرده آب به من بديد
ياسوکو،آتش داره به همه جا سرايت مي کنه
!بيا بريم به کارخونه ي داييت
داري چه کار ميکني؟
!عجله کن
!عجله کن
مواظب سيم ها باشيد
باشه؟
!بجنبيد
اگر حرکتي نکردم شما منو با کمربند بکشيد
!به بدن من دست نزنيد
!برادر!برادر
!برادرم
تو کي هستي؟
منم ،برادرت
برادر من ؟ اسمت چيه؟
اسم خودت و اسم مدرسه ت؟
هيروشيما،اول راهنمايي کلاس ب
اسم خودم کيوزو سوکونه
کيوزو بايد پاتابه پوشيده باشه
اونا از پام کنده شدن
کمربندتو ببينم
!کيوزو .اين تويي
...آب
به من آب بديد
نگاه نکنيد
!درد ميکنه
!درد ميکنه
هيروشيما،کجايي
!هيروشيما محو شده
فوکوياما،ميِ 1050
دپارتمان هيروشيما
تو حالت خيلي خوبه دکتر مطمئن بود
اين حرفشو تأييد ميکنه
هيچ چيز نمي تونه مانع ازدواج تو بشه
دايي شما حالتون چطوره ؟
معمولي،بيماري من جدي نيست
آقاي شيزوما،صبر کنيد !يک هديه براي شما
اينه
چي هست؟
داروي گياهي
از سرما حفظش کنيد
براي سلامتيتون خوبه
خداحافظ
آلوورا است
يه دارو براي سوختگي براي من خوبه
ممنون
ما يک گردهمايي بزرگ داريم
اين آغازي است براي به پايان رساندن،
کاربرد انرژي هسته اي
لطفاً به سالن شهر بياييد
همه ما قربانيان بمب اتمي هستيم
!سلام ،خيلي وقته که گذشته
خيلي
چطوري ؟
خيلي خوب نيستم،وقتي کار مي کنم احساس سرگيجه ميکنم
تو هم؟
بله،من تا آخر عمرم بايد کار کنم
شما زيباتر شديد
ديگه وقتشه که ازدواج کنيد
آره يواش يواش وقتشه
ماهي کپور نگه مي داري؟
!اوه،نه شنيدم که خون ماهي کپور براي سلامتي مفيده
به هر حال،
ديشب مدير اداره پست اومد
يه شغلي برات پيشنهاد کرد
نظر خودت چيه؟
بايد دو سال پيش اين پيشنهادو مي داد
اگر ازدواج کرده بودي بايد اين کارو ول مي کردي
من بهش جواب منفي دادم
نگران نباش
کسي پياده ميشه؟
!دوباره اون احمق
!يوئيچي کافيه
!مأموريت تموم شده
مأموريت تموم شده؟
متأسفم
!خوبه،مأموريت تموم شده
شرمندم
آقاي شيزوما،صبر کنيد
بگيريد،شما هم بهش نياز داريد
ممنونم
من برگشتم
چي شد؟
من خوبم
عزيزم دکتر چي گفت؟
اون کاملاً سالمه
خيلي خوبه
همه چي درست ميشه
شايعات احمقانه ديگه تموم ميشه
!مادربزرگ
اوکيو ،نمي دونستم اينجايي
بله،اينجام
مادرت فکر مي کنه ياسوکو خواهر جوان توست
نذار اذيتت کنه
اون پير و در حال مرگ
اون اصلا منو اذيت نميکنه
تو
همه ي گوجه فرنگي ها رو کاشتي؟
تو پير هستي،خيلي به خودت فشار نيار
من مشکلي ندارم
احساس مريضي نمي کنم
زن دکتر هم همينطور فکر مي کرد
ولي مريض شد
مواظب باش
خيلي ممنون
"تضمين سلامتي" !چه مواظب
اون ميانجي زن يه سرباز بود
فکر مي کردم ازش خوشش بياد
...شما خيلي خوب مراقب خواهرزاده ي
هستيد که مادرشم مُرده
من آوردمش هيروشيما
تا از کار سخت در يک کارخانه ي نظامي نجاتش بده
مقصر جنگ بود
آرزوم اينه که تو لباس عروسي ببينمش
اون دختر خوبيه اين ازدواج حتماً سر مي گيره
!فهميدم،مبارکه
آره،کار براش واجب نيست
منم به مراسم عروسيش دعوت کن
به نظر يه سور حسابي مياد يه کم زيادي بريز بپاشه
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ما اون موقع توي هيروشيما بوديم
ما به غذاي مقوي نياز داريم دکتر هم همينو گفت
دکتر اينطور گفت؟
يه کم هم خودت بخور
از وقتي که ياسوکو قراره ازدواج کنه
ما حس تنها شديم
هنوز قطعي نيست که من ازدواج کنم
ساعتو تنظيم کن
مث هر روز
...گزارش هاي خبري شما
اينجا يه کپور خيلي بزرگه سلطان درياچه است
من يه بار ديدمش داشت شنا ميکرد فقط يه بار
راستي خون کپور مفيد بود؟
آره، حس مي کنم داغم مي کنه
وقتي بي اشتها هستي ،هلوي سفيد هم خوبه
ماهي گيري اونم درين وقت؟ به شماها حسوديم ميشه
!آدماي بي خيال دنيايي هستيد
گوش کن
ما مبتلا به بيماريهاي راديو اکتيوي هستيم
ما ميخوايم که کار کنيم
ولي اگر زياد کار کنيم پوست و گوشتمون سائيده ميشه
که اينطور؟
ولي شماها بخاطر اون بمب بهترين تجربه ي ممکن رو کسب کرديد
چطور اين حرفو مي زني؟
وقتي ما از هيروشيما برگشتيم
تو گفتي شما ها قربانياني هستيد شايسته ي احترام
اون اشکهاتون الکي بود؟ يا فراموش کرديد؟
اون زماني بود که هنوز جنگ تموم نشده بود
همه از اين حرفا مي زدن
No comments yet. Be the first to leave one.